spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
به ياد «قيصر» فروتن شعر انقلاب چاپ پست الكترونيكي
۲۶ اسفند ۱۳۸۶

 خبر، تلخ و جانگداز بود: «قيصر امين‌پور بر اثر ايست قلبي چشم از جهان فرو بست»!
آري، قيصر هم از ميان ما رفت. شاعر توانمند و متعهدي كه نامش با شعر انقلاب و دفاع مقدس پيوندي ناگسستني دارد. شاعر مهربان و فروتني كه شاعرانه زندگي كرد و عاشقانه شعر سرود و شعرش بدون هيچ گونه اغراقي، آيينة تمام نماي شخصيت انساني‌اش بود.
قيصر امين‌پور كه از سرآمدان شاعران انقلاب و دفاع مقدس بود، در دوم ارديبهشت ماه 1338 در شهرستان گتوند از توابع شهر شوشتر به دنيا آمد. وي تحصيلات ابتدايي و متوسطة خود را در گتوند و دزفول به پايان برد. سپس به تهران آمد و دكتراي خود را در رشتة زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران در سال 1376 با دفاع از رسالة خود با عنوان «سنت و نوآوري در شعر معاصر» كه با راهنمايي دكتر محمدرضا شفيعي كدكني به سرانجام رسيده بود، اخذ كرد. وي يكي از مؤسسان حوزة انديشه و هنر اسلامي در سال 1358 بود.
قيصر در سال 1367 سردبير مجلة سروش نوجوان شد و از همين سال تا زمان رحلت، در دانشگاه الزهرا(س) و دانشگاه تهران به تدريس اشتغال داشت. در سال 1382 نيز به عنوان عضو پيوستة فرهنگستان ادب و زبان فارسي انتخاب شد.
تنفس صبح، در كوچة آفتاب (1363)، توفان در پرانتز و منظومة ظهر روز دهم (1365)، مثل چشمه، مثل رود (1368)، بي‌بال پريدن (1370)، آينه‌هاي ناگهان (1372)، گل‌ها همه آفتابگردانند (1380)، رسالة تحقيقي «سُنّت و نوآوري در شعر معاصر» (1383) و دستور زبان عشق (1386) از آثار چاپ شدة اين شاعر توانمند و متعهد انقلاب است.  

وقتي «تو» نيستي...!

وقتي تو نيستي
نه هست‌هاي ما
چونان كه بايدند
نه بايدها...
مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بُغض مي‌خورم
عمري است
لبخندهاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي‌كنم:
باشد براي روز مبادا!
اما
در صفحه‌هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما كسي چه مي‌داند!؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد!

وقتي تو نيستي
نه هست‌هاي ما
چونان كه بايدند
نه بايدها...
هر روز بي‌تو
روز مباداست!

اي خواهشي كه خواستني‌تر ز پاسخي


مي‌خواهمت، چنان‌كه شب خسته خواب را
مي‌جويمت، چنان‌كه لب تشنه آب را
محو توام، چنان‌كه ستاره به چشم صبح
يا شبنم سپيده‌دمان، آفتاب را
بي‌تابم، آن‌چنان‌كه درختان براي باد
يا كودكان خفته به گهواره، خواب را
بايسته‌اي، چنان‌كه تپيدن براي دل
يا آن‌چنان‌كه بال پريدن، عقاب را
حتي اگر نباشي، مي‌آفرينمت
چونان‌كه التهاب بيابان، سراب را
اي خواهشي كه خواستني‌تر ز پاسخي
با چون تو پرسشي، چه نيازي جواب را


ناگهان، چقدر زود دير مي‌شود!


حرف‌هاي ما هنوز ناتمام
تا نگاه مي‌كني
وقت رفتن است...
باز هم همان حكايت هميشگي
پيش از آنكه با خبر شوي
لحظة عزيمت تو ناگزير مي‌شود!
آي...
اي دريغ و حسرت هميشگي
ناگهان
چقدر زود
دير مي‌شود!

ماهنامه موعود شماره 83 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.