|
۱۶ بهمن ۱۳۸۳ |
مدفن پنهان
در سينه ام دلى است كه پابند خانه نيست
ديگر عبور زندگيم را بهانه نيست!
يارب گواه باش كه در گوشه بقيع
حتى مزار مادرمان را نشانه نيست
ما وارثان زخم كبود شقايقيم
آيا گواه ما در و ديوار خانه نيست!؟
در سينه هاى زخمى آلاله ها هنوز
منفورتر ز نام تو اى تازيانه! نيست
در روزگار قحطى دل هيچ قصه اى
گوياتر از چكامه دفن شبانه نيست
امشب كنار مدفن پنهان »فاطمه«
درياى درد و رنج على را كرانه نيست
عليرضا عليزاده
طرح مدفون پنهان
تسبيح گريه
توان واژه كجا و مديح گفتن او!؟
قلم، قنارى گنگى است در سرودن او
كشاندنش به صحارى عشق ممكن نيست
كفميت معجزه لنگ است پيش توسن او
چه دخترى كه پدر پشت بوسه ها مى ديد
كليد گلشن فردوس را به گردن او
چه همسرى كه براى على به خط حضور
حريم مدرسه كربلاست دامن او
بميرم آن همه احساس بى تعلق را
كه بار پيرهنى را نمى كشد تن او
دمى كه فاطمه تسبيح گريه بردارد
پيام مى چكد از چلچراغ شيون او
از آن ز ديده ما در حجاب خواهد ماند
كه چشم را نزند آفتاب مدفن او
غلامرضا شكوهى
پرسش غريب
درك حقير ماست از آن كوه سربلند
پهلو شكسته، ناله به هر بام و در بلند
پيش هزار نرگس اگرچه مليح، پست
هيچ است نيز قامت شمشاد اگر بلند
جسمى چو غنچه در پس ستر عفاف، گم
روحى بزرگوار، شكيبا، نظر بلند
با تيغ لعن بر كف دشمن هجوم برد
فرصت نداد تا كه كند او سپر بلند
عالم كه »خير« گفت بر آن پرسش غريب
ساكت نشست تا نشد آشوب شر بلند
مولا! هنوز طفل يتيمت نخفته است
آن نام را به نوحه تلخت مبر بلند
آرش شفاعى
عين الصفا
برهم زنيد ياران اين بزم بى صفا را
مجلس صفا ندارد، بى يار مجلس آرا
بى شاهدى و شمعى هرگز مباد جمعى
بى لاله شور نبود مرغان خوشنوا را
اى كعبه حقيقت وى قبله طريقت
ركن يمان ايمان عين الصفا صفا را
اى هر دل از تو خرم، پشت و پناه عالم
بنگر دچار صد غم يك مشت بينوا را
اى رحمت الهى درياب »مفتقر« را
شاها به يك نگاهى بنواز اين گدا را
كمپانى
مهر كبود
خم كرد پشت زمين را، ناگاه داغ گرانت
هفت آسمان گريه كردند بر تربت بى نشانت
غمگين و خاموش و خسته با بالهايى شكسته
تا باغ خورشيد پر زد از اين قفس مرغ جانت
وقتى كه مى رفتى آن روز از دور آيا نديدى
بغض غريب على (ع) را در شيون كودكانت؟
جز عشق و خوبى چه كردى!؟ جز رنج و حسرت چه ديدى؟
نامهربانان چه كردند با آن دل مهربانت؟
رفتى ولى آه بانو! عمرى ست از چشمهاى ما
گلهاى خون مى شكوفد با ياد هجده خزانت
فردا كه برخيزى از خاك امضاى مظلومى تست
مهر كبودى كه مانده است بر شانه و بازوانت
فاطمه سالاروند
ماهنامه موعود شماره 27 |