اجازه ميخواهم در آخرين شماره از نشرية موعود سال 86 و در آستانة ماه ربيعالاول كه سالروز آغاز امامت حضرت وليعصر(عج) را در خود دارد چند عبارت و جملة خواندني را قلمي كنم. عبارات و جملاتي كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج ميكند و به شرط آنكه چشمش خيره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر ميشود.
- اولي، اولي آيهاي بود كه در لابهلاي چند بيت شعر بر سنگ گور يك شهيد والامقام، در بهشت زهراي تهران نوشته شده بود. واسپس دو دهه، ابيات از خاطرم محو شده اما عصارة آن كه همان آيه باشد بر قلبم حك شده است:
«لن تنالوا البرّ حتّي تنفقوا مما تحبون»، هرگز به مقام ابرار، صاحبان بَر، نميرسند مگر آنكه انفاق كنند آنچه را كه دوستتر دارند.
پوشيده نيست كه جنات نعيم يكي از هدايا و نعمات خداوند به ابرار است.
اين رتبه شايستة همان مردان است كه در طرفةالعيني جان شيرين را تقديم حضرت دوست ساختند. «هر كه شد كشتة او نيك سرانجام افتاد». كميت و كيفيت خدمتگزاري هماره بستة «آگاهي و توانايي» است و كميت و كيفيت صله و تحفة صاحب نعمت نيز در نسبت با قدرت و دارايي او نيست.
آن زمان كه آزادهمردي چون حسين، جملة دارايي خود را در ظهري داغ، بيطلب مابهازاء، بر سر دست گرفت و تقديم آستان حضرت دوست ساخت، آن شرف را يافت كه به قول جناب سيد محمد مهدي ميرباقري، روز حسين(ع) محور ايامالله شود.
ايامالله به سه روز تفسير شده است: «ظهور، رجعت او قيامت» و امام حسين(ع) در هر سه محورند، زير شعار لشكريان امام زمان(ع) در روز ظهور «يالثارات الحسين» است و اولين نفر در رجعت اباعبدالله الحسين خواهند بود و در قيامت نيز، وقتي پرچم امام حسين(ع) ميآيد معلوم ميشود، هر چه آدم به درد نخور در طرف شيطان است و همة آدمهاي خوب در طرف سيّدالشهدا(ع). از همين جا از زبان اهل بيت(ع) نقل شده است كه: همة ما اهل بيت كشتيهاي نجاتيم ولي، سفينة الحسين اسرع، امّا كشتي حسين سريعتر است. سير بندگان در كشتي حسين(ع) به سوي خدا سريعتر است و تجلي خدا هم به سوي او سريعتر است. چه كسي در انفاق مال و عيال و جاه و فرزند و جان، آن هم به شيوهاي منحصر به فرد در طريق اليالله به پاي حسين(ع) رسيد؟
- دومي، پاسخ دلنشين امام محمد باقر(ع) خطاب به يكي از علاقمندان اهل بيت است كه خود را شيعة امام معرفي ميكرد. حضرت ميپرسند: اگر مالي داشته باشي در چه طريقي خرج ميكني؟ ميگويد: (مثلاً) براي خود چنين و چنان خريد ميكنم و... امام ميفرمايد: تو از دوستداران مايي و نه از شيعيان ما. ما اگر چيزي داشته باشيم همه را به شيعيان ميبخشيم.
هر يك از ما، سهمي از دارايي را در طريق امام و اهلبيت(ع) صرف ميكنيم و سهم بزرگتري را براي خود نگه ميداريم. اصل و محور خودمانيم و امام در حاشيه زندگي ما جاي دارد. سنتهايي را به جاي ميآوريم آن هم به اميد پاداش و استخوان سبك كردن و با هزار ترفند نيز آن سهم را كم و كمتر ميكنيم.
وه كه اگر دانسته شود آن مردان نيك از قبيلة ايمان و رستگاري چگونه جبران ميكنند و چهسان مينوازند، به يكباره چونان حسين(ع) در طريق حق، همه دانستهها را در طريق امام حق و مبين ايثار ميكرديم.
- سومي، اين عبارت متكي به برهان محكم است كه آيتالله جوادي آملي فرمودهاند: «انسان در عصر غيبت يا منتظر است يا گرفتار جاهليت». در عصر غيبت قسم سوم نداريم: يا مردم منتظران راستين ظهور وليعصر ـ ارواحنا له الفدا ـ اند يا اگر منتظر نشدند در جاهليت به سر ميبرند».
عموماً چيزي را پاس ميداريم و برايش هزينه ميكنيم كه آن را بيشتر ميشناسيم، بدان نسبت داريم و بدان دلبستهايم. ميزان هزينة «جان و مال» در هر طريق، نسبت و علقة ما را به آن طريق مينمايد.
گاه، هدايا و نذورات ما نيز در پيشگاه حضرات معصومين(ع) به اميد دستيابي به مال بيشتر و يا ديگر خواستههاي دنيايي است و نه خود حضرات.
- چهارمي، اين عبارت زيبا از حضرت زينالعابدين(ع) است كه فرمودند «خود را وقف ما(امام و اهل بيت)كنيد».
در فاصلة ميان نهم ربيعالاول، آغاز امامت و شروع غيبت كبري، حضرت تنها از طريق نواب خاص با مردم و شيعيان در تماس و ارتباط بودند و پس از آن، فصل غيبت چنان دامن گسترد كه عليرغم گذار1174 سال همچنان در حسرت ديدارش روزگار را در سختي و عسرت ميگذرانيم و آه سرد از نهاد برميكشيم.
راز اين طولاني شدن دوري و غيبت را تنها خدا ميداند و زمان به سر آمدنش را امّا، برخي عبارات صادره از سوي آن امام عزيز براي مرداني خاص چون شيخ مفيد(ره) حكايت از آن ميكند كه به قول حافظ شيرازي، «تو خود حجاب خودي» چنانكه فرمودهاند: «از ما دور نساخته است آنان را مگر به عهدي كه با ما دارند وفا نميكنند» و يا «مگر كردارهاي آنان كه به ما ميرسد و براي ما ناخوشايند و دور از انتظار است».
بيآنكه واقف بر وسعت و ژرفاي عمل خود باشيم، باعث طولانيتر شدن غيبت شدهايم. عمل ما فضا را تنگ و ناامن ساخته و زمينههاي حضور حضرتش را از بين برده است.
مگر جز اين است كه جملة دارايي و نعمات آشكار و نهان، به اذن الله، در ملكيت حضرت صاحبالزّمان(ع) است؟ و همة خلايق روزي خوار او و او نيز شاهد بر آشكار و نهان ما؟
چه سهمي از همة آنچه را از سوي او دريافت ميكنيم براي او، در مسير او و به نام او هزينه ميكنيم؟ چه سهمي از اوقات، اموال و دارايي و توانايي فراوانمان را؟
با اين شيوه چگونه ميتوان در صف ابرار درآمد، در خيل شيعيانش، در جمع منتظرانش و بالاخره زمينهسازان ظهور مقدسش؟!
آيا مجالي براي سر در جيب تفكر فرو بردن مانده است؟