spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
 
اشغال عراق، آرزوی ديرينه صهيونيست‌ها چاپ پست الكترونيكي
۱۶ بهمن ۱۳۸۳


عمليات دوگانه بئرالسبع دشمن صهيونيستی را وادار به تجديد نظر در ارزيابی فرضيه های خود در زمينه توان مبارزاتی فلسطينيان در ايجاد شكاف در شبكه های امنيتی و حمله به عمق مواضع شان كرد. از همين رو، اين عمليات از نظر امنيتی،‌ آن هم در شرايطی كه درگيری ميان دو طرف هم چنان ادامه دارد،‌ دستاوردی مهم برای مقاومت ملت فلسطين به شمار می رود.
آري! انتفاضه خجسته فلسطين و مبارزات قهرمانانه مردمی چهارمين سال خود را به پايان رساند و اكنون در پنجمين سال عمر خود هم چون گذشته بر تداوم روند مقاومت تواناست و هم چنان با استفاده از ابزارهای مختلف موانع پيش رو را بر می دارد و محكم در برابر تهديدهای دشمن ايستاده است. ضمن اين كه سير حوادث خود گواهی است بر برتری مقاومت های مردمی و توان ابتكاری آن در رويارويی با اقدامات خصمانه دشمن، كه از جمله اين گونه اقدامات می توان به ساخت ديوار حائل، ايست های بازرسی، بازداشت ها،‌ ترورها و فرسايش قدرت مبارزاتی ملت فلسطين اشاره كرد.

جالب اين جاست كه شارون با شعار "انتهای انتفاضه تنها در صد روز" زمام امور را در دست گرفت و برای اجرای وعده خود از تمامی سياست های سركوبگرانه استفاده كرد ؛ سياست هايی كه بر راه حل های نظامی و امنيتي، مجازات های دسته جمعي، سياست زمين سوخته و مبارزه با هر گونه بيدارگری و آگاه سازی ملت فلسطين نسبت به تاثير مقاومت در تحقق اهداف ملی بنياد نهاده شده بود. با وجود تمامی اين مسائل، اين ژنرال جنايتكار صهيونيست در انجام وعده های خود شكست خورد و در سايه افزايش آگاهی مردم نسبت به تاثيرات مثبت مقاومت، انتفاضه نيز هم چنان ادامه پيدا كرد و هنوز هم ملت فلسطين با نيروی ايمان و درك ضرورت و سودمندی تداوم مبارزات، بر ادامه مقاومت تاكيد می كنند.

بدون ترديد،‌ شارون توانست اسباب رنج بيشتر ملت فلسطين را فراهم آورد و دامنه تجاوزات و دشمنی هايش هر جنبنده ای را در فلسطين در برگرفت. ضمن اين كه در انجام اقدامات جنايتكارانه بر ضد ملت فلسطين و جنبش های اسلامی مانند جنبش حماس ديگر از مرزی كه پيش بينی می شد، نيز گذر كرد ؛ ولی با اين همه بايد از سرپوش نهادن دولت آمريكا بر سياست های سركوبگرانه رژيم صهيونيستی و حمايت های نامحدود مقامات كاخ سفيد از اين سياست ها، به عنوان عامل اصلی كشتارهای بی رحمانه مردم فلسطين به دست جنايتكاران صهيونيست و اقدامات تروريستی اشغالگران قدس ياد كرد. به ويژه آن كه شارون از حوادث يازده سپتامبر به نفع خود استفاده و تلاش كرد كه سياست های خود را همگام با اهداف دولت آمريكا در مبارزه با "تروريسم" نشان دهد و جنگ خود با مردم فلسطين را جزيی از مبارزه جهانی آمريكا با تروريسم نشان دهد.

گفتنی است كه همسويی سياست های دولت آمريكا و رژيم صهيونيستی وقتی شكل جدی تری به خود گرفت كه آمريكا و رژفم صهيونيستی وضعيت مشابهی را در اشغالگری پيدا كردند و هر دو به عنوان دو قدرت اشغالگر در سركوب ملت های منطقه دست به كار شدند و همسويی راهكارها و استراتژی های سياسی مقامات كاخ سفيد و سردمداران صهيونيست كه اساس آن بر حمله به مراكز قدرت در جهان عرب و اسلام و ترسيم مجدد نقشه سياسی ـ‌ البته به شكلی كه تامين كننده منافع رژيم صهيونيستی باشد ـ بنيان نهاده شده بود،‌ باعث اشتراك تاكتيك ها و روش های جنگی دو طرف (سركوبگري) شد. به خصوص آن كه جنگ آمريكا با عراق در واقع جنگ نيابی رژيم صهيونيستی با اين كشور بود.

ماهيت تجاوزات اشغالگران آمريكايی و صهيونيستی
اشغالگری به هر شكل آن دارای ماهيتی ثابت و بر دو عنصر غصب و زور استوار است و هر چقدر اشغالگران بخواهند تجاوزات خود را در زير لوای آزادی، دموكراسی، اصلاح طلبی، دفاع از خويشتن و نبردهای پيشگيرانه پنهان كنند، ولی باز هم طبيعت جنايتكارانه آنان خود را نشان خواهد داد.

دولت آمريكا نيز به منظور پنهان ساختن طبيعت جنايتكارانه و تجاوزكارانه خود و هم چنين اهداف استراتژيك و راهبردی اش در اشغال عراق از حربه تامين آزادی و دموكراسی برای سرپوش نهادن بر اشغالگری های اش بهره برد و حتی اين انتظار را داشت كه با اين خدعه ملت عراق را نيز بفريبد و ملت عراق نيز با آغوش باز از ارتش آمريكا استقبال كند و با آنان هم چون فاتحانی پيروز برخورد كند ؛ ولی وقتی متوجه شد كه حيله اش كارساز نيست از ارتش خود به عنوان ابزاری برای كشتار مردم بی گناه عراق استفاده و ملت ستمديده اين كشور را به خاطر برخورد نامناسب و بی وفايی!! نسبت به ارتش آزادی بخش آمريكا مجازات كرد.

دولت آمريكا در آغاز اشغالگری خود در عراق تلاش كرد كه شيوه ها و طبيعت اشغالگری خود را مختلف از همدستان صهيونيست اش نشان دهد، ولی تمامی اين تلاش ها بی فايده بود و پس از اندك زمانی مشخص شد كه دو طرف از تجربيات همديگر استفاده می كنند،‌ به ويژه آن كه اشغالگران صهيونيست نسبت به همكاران آمريكايی شان از تجربه بيشتری در اين زمينه برخوردارند كه اين مساله نيز در نهايت باعث شد كه دولت آمريكا در زمينه آموزش نظامی نيروهای خود برای جنگ های خيابانی به صهيونيست ها متوسل شود. ضمنا افسران امنيتی رژيم صهيونيستی در انجام بازپرسی ها و اعتراف گرفتن از اسيران عراقی نيز مشاركت داشتند.

بی گمان، نگرانی شديد مسئولان نظامی و سياسی رژيم صهيونيستی از تنگنايی كه آمريكا در عراق گرفتار آن آمده است و مشكلاتی كه در پی حوادث فلوجه و نجف با آن دست و پنجه نرم می كند و هم چنين اظهارات مقامات صهيونيست مبنی بر اين كه شكست ارتش آمريكا در عراق به مثابه مصيبتی برای رژيم صهيونيستی است، نمايانگر همسويی اشغالگری دولت آمريكا و رژيم اشغالگر قدس است.

با تمامی اين تفاصيل، مساله همگونی تاكتيك ها و ابزارهای اشغالگری در عراق و فلسطين چيز عجيبی و دور از نظر نيست. تاكتيك های اشغالگری اين دو حكومت را می توان به صورت ذيل خلاصه كرد:

1ـ‌ انتقامی بودن اقدامات


جنايت صهيونيست ها در محله الشجاعيه كه به عنوان پاسخی انتقام جويانه از سوی صهيونيست ها به عمليات شهادت طلبانه بئرالسبع بود و به شهادت ده ها تن از اعضا و هواداران حماس انجاميد، خود نشانگر انگيزه های انتقام جويانه و تجاوزكارانه رژيم اشغالگر قدس می باشد.

همزمان با اين اقدام وحشيانه صهيونيست ها در فلسطين،‌ اشغالگران آمريكايی به منظور انتقام هلاكت هفت سربازان آمريكايی در نزديكی شهر فلوجه، اقدام به بمباران هوايی منازل اين شهر كردند كه در پی آن ده ها تن كشته و زخمی شدند كه بيشتر آنها را زنان و كودكان تشكيل می دادند. اين اقدام جنايتكارانه بی گمان تنها با هدف انتقام از مردم فلوجه انجام گرفت و پس آن نيز دشمن آمريكايی شهر مرزی "تلعفر"‌ را هدف حملات هوايی خود قرار داد.

2ـ مجازات های دسته جمعی


اشغالگران آمريكايی و صهيونيستی به منظور تضعيف قدرت ملی مردم عراق و فلسطين و هم چنين به منظور فشار هر چه بيشتر به مبارزان اين دو كشور جهت توقف مقاومت، از شيوه های مختلف مجازات دسته جمعی استفاده می كنند. به عنوان نمونه نيروهای رژيم اشغالگر قدس با هدف پايان بخشيدن به مقاومت ملی مردم فلسطين و به بهانه متوقف ساختن حملات موشكی گردان های قسام به شمال نوار غزه حمله كردند، ولی در اين يورش نظامی خود، شماری از منازل را ويران، مساحت گسترده ای از زمين های كشاورزی را تخريب و هم چنين زيرساخت های اقتصادی منطقه بيت حانون و بيت لاهيا را نابود كردند. ضمنا ويران كردن خانه ها، ايجاد ايست های بازرسی و بستن مكرر خطوط مرزی از ديگر اقداماتی است كه در اين راستا به دست دشمنان انجام می گيرد.

ارتش آمريكا نيز در پاسخ به اقدام شماری از ساكنان شهر فلوجه كه چهار جاسوس سازمان جاسوسی آمريكا را مثله كرده بودند و هم چنين مجازات حاميان مقاومت ملی عراق در اين شهر، 600 انسان بی گناه را به شهادت رساندند.

آري! اشغالگران با استفاده از اين شيوه ها و اسلوب ها كه هدف نهايی آن به زانو درآوردن ملت ها، فرسايش قوای ملی و افزايش هزينه های مادی و انسانی ادامه مقاومت و مبارزه است، می خواهند تغييری بنيادين در تفكر ملی در ميان ملت های تحت اشغال ايجاد كنند تا آن كه اين ملت ها نيز خود را شكست خورده و تسليم در برابر دشمن احساس كنند.

3ـ توجيهات گمراه كننده


اشغالگران آمريكايی و صهيونيستی پيش از انجام هر جنايتی توجيه از پيش آماده شده ای برای انجام آن دارند ؛ البته مضمون اين توجيهات احتياج به فكر و انديشه ندارد، چرا كه تمامی جنايت ها به بهانه مبارزه با تروريسم صورت می گيرد. ضمن اين كه جنگ با تروريسم به بهانه و سرپوشی برای كشتار مردم بی دفاع و تخريب خانه های شان تبديل شده است و اگر دشمنان استفاه از اين بهانه را مناسب نديدند، مدعی می شوند كه اين اقدام با هدف تخريب زيرساخت ها و بنيان های تروريسم صورت گرفته است كه منظور همان ملت حامی مقاومت است، غ چرا كه به نظر آنان برخي ملت ها خود بنيان تروريسم به شمار می رود.

ضمنا رسانه ها از جمله ابزار مورد استفاده دشمن در تحريف حقايق و نشر اكاذيب است. دشمنان به اين اميد كه ديگران گفته های آنان را باور كنند و اظهارات شان به حقيقتی در ذهن و تفكر مردم جهان بدل گردد، مدام سعی می كنند كه شعارها و داستان های خود از طريق رسانه ها را تكرار كنند تا بدين وسيله ذهن مخاطبان را منحرف سازند.

آري! هدف از استفاده از اين ابزار ـ رسانه ها ـ معرفی مبارزان به عنوان تروريست و قاتل، قاتلی كه تنها مساله مورد توجهش كشتار ديگران، بر هم زدن صلح و مبارزه با دموكراسی و آزادی است. به عبارت ديگر معرفی مبارزان به عنوان جنايتكارانی كه بويی از انسانيت نبرده اند و تنها موجودات شروری هستند كه اجرای هر گونه مجازات در مورد آنان رواست.

از ديگر فعاليت های رسانه ها می توان به محدود كردن دايره چالش ها به يك فرد مشخص اشاره كرد. اشغالگران آمريكايی برخی مواقع بن لادن، گاهی اوقات صدام و بعضا زرقاوی را مشكل اصلی می دانند. صهيونيست ها نيز به منظور شخصی كردن چالش و مبارزه، عرفات را عامل اصلی می دانند و گهگاه نيز برخی افراد را به اين بهانه كه رهبری عمليات های مختلف را به عهده داشته و دارند، را به عنوان هدف جوخه های ترورشان اعلام می كنند.

اشغالگران آمريكايی و صهيونيستی فرد مشخصی را به عنوان مسبب اصلی حوادث معرفی می كنند و از او چهره فردی شرور را می سازند تا در نهايت بگويند كه مشكل در نفس اشغالگری نبوده و اصلا بحث درگيری ميان يك ملت مبارز و يك اشغالگر غاصب نيست، بلكه اين چالش ميان گروهی از تروريست های كينه توز با ديگر ملت هاست و به تعبير آن‌ها تروريست هايی كه هدف شان مبارزه با دموكراسی و‌ آزادی است كه نمايندگی اجرا و برقراری آن را دولت آمريكا و رژيم صهيونيستی به عهده دارد. از همين رو به ادعای اين جنايتكاران كشتن اين تروريست ها تنها با هدف حذف موانع فرا روی آزادی و دموكراسی صورت می‌گيرد كه تانك ها و جنگ افزارهای آمريكا نويد بخش آن می باشند.

4ـ نسبت دادن بحران به خارج (خارجی دانستن عامل بحران)


يكی از روش های تبليغاتی و گمراه كننده دشمن نسبت دادن بحران به خارج (خارجی دانستن عامل بحران) است. اين روش ابعاد منطقه ای و بين المللی دارد و ممكن است با اقدامات سياسی و نظامی احتمالی نيز همراه باشد.

به عنوان نمونه، دولت آمريكا، ايران و سوريه را به عنوان حامی مبارزان در عراق معرفی و تاكيد می كند كه به علت عدم نظارت درست اين دو كشور بر خطوط مرزی‌شان با كشور عراق، مبارزان عرب و نيروهای سپاه پاسداران وارد اين كشور شده و بر اشغالگران آمريكايی فشار وارد می آوردند. ضمن اين كه تاكيد بر نقش زرقاوی،‌ تلاشی است از سوی دشمن برای ايجاد اين توهم كه ملت عراق با آغوش باز پذيرای اشغالگران است و بدون ارائه هيچ دليلي، مدعی می شوند كه نيروی مقاومت در برابر نيروهای آمريكايی ريشه ای خارجی دارد.

اشغالگران صهيونيست نيز از اين حيله استفاده و سوريه، حزب الله و رهبران گروه های مقاومت اسلامی در خارج از فلسطين را عامل اصلی عمليات شهادت طلبانه معرفی می كنند. به عنوان مثال، دشمن صهيونيستی بلافاصله پس از اجرای موفقيت آميز عمليات شهادت طلبانه بئرالسبع، برنامه ريزی اين عمليات را به رهبران حماس در خارج از فلسطين نسبت داد و حمله تبليغاتی گسترده ای را برای مرتبط نشان دادن سوريه و عمليات يادشده آغاز كرد. در همين راستا،‌ وزير امور خارجه رژيم اشغالگر قدس در ديدار با وزير امور خارجه هلند "رئيس دوره ای اتحاديه اروپا" و سفير رژيم صهيونيستی در واشنگتن در ملاقات با مقامات كاخ سفيد مدعی شدند كه سوريه مستقيما در اجرای عمليات دوگانه بئرالسبع دست داشته است و در پی آن مسئولان نظامی صهيونيست، سوريه را به حمله نظامی و رهبران مقاومت فلسطين در دمشق را به ترور تهديد كردند.

ضمنا حملات تبليغاتی هماهنگ به سوريه از سوی رژيم اشغالگر قدس و دولت آمريكا تنها با هدف فشار بيشتر به اين كشور، در هم كوبيدن تنها دژ مستحكم مقاومت در جهان عرب و هم چنين فراهم آوردن يك بستر سياسی و تبليغاتی مناسب برای حمله به سوريه يا رهبران جنبش حماس صورت می گيرد كه نمونه آن را نيز در جريان يورش نظامی سال گذشته صهيونيست ها به منطقه "عين الصاحب"‌ سوريه و ترور رهبران مقاومت شاهد بوديم.

گفتنی است كه شورای امنيت نيز به منظور هماهنگی با دولت آمريكا و رژيم صهيونيستی به بهانه پشتيبانی از قانون اساسی و دموكراسی در لبنان، قطع نامه 1559 خود را بر ضد سوريه و لبنان صادر كرد. البته دايره خواسته های شورای امنيت از حد حمايت از قانون اساسی لبنان نيز فراتر رفت و اين سازمان بين المللی خواستار انحلال گروه‌های شبه نظامی، حاكميت ارتش لبنان در مناطق جنوب و عقب نشينی نيروهای سوری شد.

مقامات تل آويو و واشنگتن با وجود دلايل محكمی مبنی بر اين كه تمامی مقاومت هايی كه در اين دو كشور صورت می گيرد، ملی و با هدف پايان بخشيدن به اشغالگری می باشد، به منظور گمراه كردن افكار عمومی از شكست های مفتضحانه امنيتی و ناكامی در پايان بخشيدن به مقاومت در عراق و فلسطين،‌ كشورهای همسايه را مسئول اين مقاومت ها اعلام می كنند.
 




 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.