|
اشغال عراق و گسترش روسپيگري |
|
|
|
۰۷ بهمن ۱۳۸۶ |
|
با حضور اخير نيروهاي ارتش ايالات متحده در جنگ خليج فارس، جنگ افغانستان و جنگ عراق، بازار روسپي گري و قاچاق زنان در منطقه خاورميانه جاني دوباره گرفته است.
چكيده: روسپيگري نظامي از ديرباز در اطراف پايگاه ارتش ايالات متحده در فيليپين، كره جنوبي، تايلند و ساير كشورها، وجود داشته است. از زماني كه دولت اين كشور تصميم گرفت تا نيروهاي خود را به بسياري از كشورهاي مسلمان گسيل دارد، امكان اعلام عمومي نياز به زنان روسپي براي پرسنل ارتش آمريكا وجود نداشت. اما با حضور اخير نيروهاي ارتش ايالات متحده در جنگ خليج فارس، جنگ افغانستان و جنگ عراق، بازار روسپي گري و قاچاق زنان در منطقه خاورميانه جاني دوباره گرفته است. يكي از تغييرات كليدي به وجود آمده در نيروهاي نظامي ايالات متحده در سالهاي اخير، به حضور گسترده پيمانكاران بخش خصوصي باز ميگردد. بايد بدانيد كه تعداد افراد تحت پوشش اين پيمانكاران هم اينك از تعداد سربازان آمريكايي حاضر در خاك عراق فراتر رفته است. لذا توجه عمومي به نقش اين پيمانكاران در مناطق جنگي متحده معطوف گرديده است. اما نكته كه در اين ميان به آن توجهي نشده اين حقيقت است كه اين شركتهاي پيمانكاري، چگونه ماهيت روسپيگري نظامي را تغيير دادهاند. به عنوان مثال بايد بدانيد كه كاركنان شركت دين كورپ به قاچاق زنان در جنگ بوسني مشغول بودند و گفته ميشود كه اين شركت در عراق نيز فعاليتهاي مشابهي دارد. در ماههاي اخير ، من در اين زمينه پژوهش مينمايم كه آيا پيمانكاران محلي نيز به سوء استفادهها و استثمارهاي جنسي نظاميان در افغانستان ، عراق و امارات متحده عربي و ساير كشورهاي مسلمان كمك مينمايند و يا خير ؟ به علاوه، در اين تحقيق من به دنبال كشف روشهاي جديد استثمار جنسي زنان توسط ايالات متحده جهت اهداف نظامي نيروهاي امريكايي در كشورهاي مسلمان تغيير نموده از ديگر اهداف پژوهش من به شمار ميرود. از سوي ديگر، نقش پيمانكاران محلي در گسترش روسپيگري زنان بومي و يا وارد نمودن زنان خارجي به مناطق پيراموني پايگاههاي نظامي ارتش ايالات متحده، تحت عناويني نظير آشيز، خدمتكار ويا منشي، موضوع مورد علاقه من ميباشد. من اين پژوهش را به عنوان يك پژوهشگر كه از دير باز در مورد مسائل زنان و نظامي گري فعاليت مينمايم، انجام ميدهم، چرا كه در گذشته نيز اعتراض خود را نسبت به سوء استفادههاي جنسي زنان فيليپيني ساكن در مناطق اطراف پايگاههاي نظامي ارتش ايالات متحده اعلام نموده بودم. اخيرا هم، من در مورد آزادگري جنسي و سوء استفادههاي غير اخلاقي صورت گرفته عليه پرسنل زن ارتش امريكا تحقيقاتي انجام دادم. بايد بدانيد كه پيش از آغاز رسمي جنگ خليج فارس در سال 1991 ميلادي، ارتش ايالات متحده كه در خاك عربستان سعودي مستقر گرديه بود. از ترس عكس العمل ميزبان، از اقدامات روسپي گرايانه احتراز مينمود. اما در هنگام بازگشت اين نيروها، كشتيهايشان در بنادر لنگر ميانداخت. پس از جنگ خليج فارس نيز، تحريمهاي اقتصادي بيرحمانه، بسياري از زنان بيپناه عراقي را مجبور نمود تا به تن فروشي دست بزنند . بدين ترتيب، تجارت سكس در سال 1999 ميلادي تا چنان حدي گسترش يافت كه صدام حسين به نيروهاي شبه نظامي خويش دستور داد كه اين فعاليتها را در بغداد قلع و قمع نمايند، اقدامي كه به دستگيري بسياري از اين زنان منجر شد. اما به دنبال اشغال نظامي عراق در مراس سال 2003 ميلادي و تنها پس از گذشت چند هفته روسپي گري در عراق آغاز گرديد. اينك جنگ عراق، مدت زماني 8 برابر جنگ خليج فارس به دراز كشيده و در اين كشور، به پيمانكاران امنيتي خصوصي اتكاي زيادي شده است. بدين ترتيب، حوزه اجراي قانون امريكايي ممنوعيت قاچاق زنان كه در ژانويه سال 2006 ميلادي از سوي پرزيدنت بوش امضا گرديد، اين قانون شركتهاي پيمانكار خصوصي را شامل نميشود. امروزه و در سايه ظهور مجدد روسپيگري، اين هراس در ميان مردم و مسئولان اين كشور به وجود آمده است كه دامنه آن، در سراسر جامعه عراق گسترش يابد. خانوادهها، دختران خود را در خانه نگاه ميدارند تا نه تنها مورد شكنجه و يا قتل عام قرار نگيرند. بلكه بدين ترتيب دختران خويش را از ربوده شدن توسط عوامل تجارت روسپيگري هم محافظت مينمايند. البته تعدادي از گروههاي مسلح نيز تعداد از خانوادهها را مجبور ميكنند كه فرزندان خود را براي بردگي جنسي به فروش برسانند. از سوي ديگر، اين جنگ تعداد زيادي از دختران و پسران بيپناه و فاقد سرپرست را به وجود آورده كه طعمهخوبي براي تجارت سكس به شمار ميروند. همچنين ما شاهد به وجود آمدن هزاران تن از زنان مهاجر هستيم كه خواهان گريز از خطرات جنگ هستند، ولي در نهايت به دليل مشكلات اقتصادي، در كشورهايي نظير اردن، سوريه، يمن و يا امارات متحده عربي به تن فروشي روي آورده اند. لذا اشغال نظامي عراق توسط نيروهاي ما، همه چيز را به سوي نابودي سوق داده است. اگر زنان خارجي براي روسپيگري به عراق آورده شده اند آنان نيز تقريبا از طريق كانالهاي غير قانوني به اين تجارت شيطاني روي آوردهاند. به عنوان مثال، روزنامه نگار مستقبل ديويد فينري توضيح ميدهد كه چگونه يك شركت پيمانكار كويتي كه مسئول فراهم نمودن كارگران مورد نياز جهت ساخت سفارت ايالات متحده در شهر بغداد بوده است، از زنان قاچاق شده به عراق در اين مجموعه ساختماني سوء استفاده ميكند. در منطقهاي كه سفارت ايالات متحده نيز در آن واقع گرديده و به منطقه سبز شهرت يافته است، چندين فاحشه خانه افتتاح شده است. (هر چند اين اماكن نامهايي نظير آسايشگاه زنان، آرايشگاه و يا رستوران چيني دارند.) البته پس از افشاي فعاليت هر يگ از اين مراكز فحشا در رسانههاي عراق، مقامات دولتي به سرت آن را تعطيل ميكنند. ارتش ايالت متحده ادعا ميكند كه به صورت رسمي اعلام كرده است كه ورود نيروهاي اين كشور به حوزه فعاليتهاي روسپيگري ممنوع است؛ اما شركتهاي پيمانكار خصوصي در وب سايتهاي سكسي، امكان دسترسي همگان به زنان عراقي و خارجي را در شهر بغداد و يا مناطق پيراموني پايگاه هاي نظاميان آمريكايي فراهم مينمايند. يكي از پيمانكاران استخدام نيروي انساني كه در منطقه سبز فعاليت ميكند، در فوريه سال 2007 ميلادي اعلام نمود كه وي 4 ماه را صرف برقراري ارتباطات لازم كرده است. وي ميافزايد، ما عوامل ميانجي عراقي زيادي داشتيم كه دختران ملوس و دلرباي عراقي را براي ما فراهم ميكردند. از سوي ديگر، در نامه الكترونيكي يكي از مديران شركتهاي پيمانكاري خصوصي اذعان گرديده است كه تعداد از زنان چيني، فيليپيني و اروپايي شرقي، جهت فاحشه گري براي نيروهاي امريكايي و غربي به اين كشور آورده شدهاند (ساير گزارشها نيز حاكي از آن است كه از زنان چيني جهت روسپيگري در افغانستان، قطر و ساير كشورهاي اسلامي بهره برده ميشود چرا كه گروهاي تبهكار داخلي از جذب زنان محلي به اندازه كافي جهت اين اقدامات نانوان هستند.) با گسترش دامنه جنگ در بغداد و ساير مناطق عربي اين كشور، خروج نيروهاي امريكايي از منطقه سبز با مشكلات و مخاطرات فراواني رو به روست. لذا پيمانكاران خصوصي متقدند كه بايد فعاليتهاي سكسي خويش را به مناطق شمالي كردنشين عراق و يا هتلها و بارهاي شهر دبي امارات متحده عربي منتقل نمايند، چرا كه اين مكانها مناسبترين و آزادترين مناطق روسپيگري در خليج فارس به شمار ميروند. در اين ميان، هر يك از گروههاي روسپي گري بعداد نيز بايد براي مخفي شدن در برابر اقدامات گروههاي شبه مسلح عراقي، هر چه بيشتر زير زميني گردند. همان طور كه خانم سارا مندلسون در گزارش جنگ بالكان با عنوان سرباز خانهها و فاحشه خانهها چنين اعلام ميكنند كه پروتكل ها و برنامههاي دولتي بسياري در جهت كند نمودن قاچاق انسان از سوي دولت ايالات متحده تدارك ديده شده است، اما بدون پيگيري و الزام قانوني، اين قوانين راه به جاي نخواهند برد. مقامات نظامي عموما چشمان خود را بر روي سوء استفادهاي جنسي نظاميان از زنان ميبندند، چرا كه آنان خواهان ارتقاي روحيه پرسنل خويش هستند. موثرترين راه جهت مخفي نگاه داشتن اين سوء استفادهها، ناديده گرفتن آن است، كاري كه به خوبي از سوي مقامات نظامي انجام ميگردد. پاسخ به اين سوال كه چه كساني در فراسوي قاچاق انسان هستند، همانند درك ماهيت قاچاقچيان مواد مخدر، به سختي ممكن است. لذا يافتن عاملان اصلي پديده روسپيگري زنان عراقي و خارجي نيز به مراتب مشكلتر خواهد بود. گروههاي فعال در اين عرصه فعاليتهاي خويش را كاملا مخفي ميكنند و نظاميان و شركتهاي پيمانكاري نيز ترجيح ميدهند كه هيچ گونه اطلاعاتي را در اين زمينه افشا نكنند. با وجود همه اين مشكلات نميتوان از اين نكته صرف نظر نمودكه روسپي گري نظامي يك موضوع مهم در حوزه جنبشهاي زنان و جنبشهاي ضد جنگ ميباشد، دلارهاي پرداخت شده اما جهت ماليات، آتش جنگ عراق را شعله ورتر ميكند و اگر حتي يك زن، به دليل اين اشغال نظامي مورد سوء استفاده قرار گيرد ما در برابر اين جرم مسئوليم. البته من در صدد گسترش دامنه مطالعه خويش هستم و از اطلاعات و معلومات پژوهشگران و روزنامه نگاران، كهنه سربازان كاركنان شركتهاي پيمانكاري مهاجران و تبعيديها و يا زناني كه در گذشته به حرفه روسپي گري مشغول بودهاند بهر خواهم برد. چرا كه شايد از اين طريق بتوان ساير جنبههاي ناگفته روسپي گري نظامي در خاورميانه و همچنين نقش ارتش و پيمانكاران خصوصي ما را در اين پديده روشن نمود. هدف نهايي من اين است كه نه تنها انجام اين جرايم عليه زنان را كندتر نمايم، بلكه در نهايت نگاه داشتن اين حقيقت به بهاي پايمال شدن حقوق زنان عراقي و نابودي ارزش دروني و اعتماد به نفس آنان تمام خواهد شد و اين مسئوليت ماست كه به عنوان شهرونداني آمريكايي، سوء استفاده هاي نيروهاي نظامي خود عليه زنان عراقي را به پايان دادن به اين اشغالگري متوقف كنيم. منبع:www.Commondreams.org
نويسنده: دبرا مك نات منبع:ماهنامه سياحت غرب
|