|
چهره امام مهدى عليهالسلام درآيينه القاب-1 |
|
|
|
۱۵ بهمن ۱۳۸۳ |
صادق سيدنژاد
القاب ائمه اطهار، عليهمالسلام، از آن جمله القاب امام زمان، عجّلاللَّهتعالىفرجه، يكى از راههاى مهم شناخت خصايل و فضايل آن حجتهاى به حق الهى است.
در اين نوشته تلاش مىشود تا از طريق ارايه توضيح مختصر در زمين7 برخى از لقبهاى حضرت بقيةالله، با ابعاد مختلف ويژگىها و اوصاف آن حضرت از منظر القابى كه براى او تعيين شده است بيشتر آشنا شويم.
براى امام زمان7 اسامى و لقبهاى زيادى ذكر شده است در كتاب نجمالثاقب مرحوم محدث نورى حدود صد و هشتاد و دو نام و لقب و در كتاب نام نامه حضرت مهدى7 به حدود سيصد و ده اسم و لقب آن حضرت اشاره شده است. گفتنى است كه منشأ اصلى اين نامها و لقبها علاوه بر تصريح ائمه اطهار، عليهمالسلام، و پيامبر اكرم9 ادعيه و زيارتنامههايى است كه براى امام زمان7 ذكر شده است.
در اينجا به برخى از مهمترين القاب آن حضرت اشاره مىكنيم: 1. مهدى: يكى از مشهورترين لقبهاى امام زمان7 مهدى است. درباره علت ناميده شدن آن حضرت با اين لقب روايتهاى مختلفى ذكر شده است. حضرت امام محمد باقر7 مىفرمايند: هنگامى كه مهدى ما قيام كنند ثروتها را بطور مساوى تقسيم و در جامعه به عدالت و دادگرى رفتار مىكند. هر كس از او اطاعت كند از خداوند اطاعت كرده است و هر كس او رإ؛آ ّّط نافرمانى كند از خدا نافرمانى كرده است. و آن جضرت را »مهدى« ناميدهاند چون به امور پنهان و نهانى هدايت مىگردد.
2 درباره امور نهانى كه آن حضرت به آنها هدايت مىشود يا هدايت مىكند با توجه به تعابير روايات نظرات چندى بيان شده است. از آنجا كه در دوره غيبت مخصوصاً دوران غيبت كبرى در اثر پيدا شدن تبليغات ضددينى و تفسيرها و برداشتهاى نامناسب از احكام دين و نفوذ خرافات و انديشههاى غلط غيردينى به اصول و تعاليم اصيل اعتقادى مردم دين اصلى و حتى قرآن اصلى را فراموش خواهند كرد. آن حضرت پس از ظهور قرآن اصيل و احكام واقعى اسلام را از لابلاى آنهمه تحريفات و تفسيرهاى نادرست بيرون خواهند كشيد به گونهاى كه حتى مردم گمان خواهند كرد كه ايشان يك دين و آيين جديدى را مطرح مىكنند به اين مناسبت آن حضرت را مهدى مىگويند.
پيامبر اكرم9 در اين باره مىفرمايند: دوازدهمين فرزندم به گونهاى غايب خواهد شد كه اصلاً ديده نخواهد شد و در اين دوره غيبت وقايع سختى رخ خواهد داد و در نتيجه طولانى شدن اين دوره زمانى خواهد آمد كه از اسلام جز اسمى و از قرآن جز رسم و خطى اثرى باقى نخواهد ماند. در آن موقع خداوند متعال به وى اجازه خواهد داد تا قيام كند آنگاه به وسيله او اسلام را تقويت و تجديد خواهد كرد.
3 بر طبق اين ديدگاه چون حضرت مهدى7 مردم را به حقايق پنهان شده دينى راهنمايى خواهند كرد او را مهدى مىگويند.
ديدگاه ديگر اين است كه قائم آل محمد9 را از اين رو مهدى مىگويند كه مردم را به امورى كه بر آنها پوشيده است راهنمايى خواهد كرد. وى پس از ظهور جهت ارشاد پيروان اديان ديگر كتابهاى آسمانى تحريف نشده آنها را به آنها نشان خواهد داد و از اين طريق آنها را با دين اصيل خودشان آشنا خواهد ساخت و بر اساس همان احكام تحريف نشده آيين خودشان با آنان رفتار خواهد كرد. در روايتى مىخوانيم از جمله كارهاى حضرت امام زمان7 پس از ظهور اين است كه وى تورات اصلى و انجيل اصلى و ساير كتابهاى انبياى گذشته را از يك مخفيگاه خارج خواهد ساخت.
4 ديدگاه ديگر اين است كه آن حضرت پس از ظهور مردم را در تمام زمينههايى كه به بيراهه رفتهاند ارشاد خواهند كرد تا به راه و شيوههاى درست دست يابند؛ چون انحرافات دوران غيبت تنها در احكام دينى نيست چرا كه در اثر جهل و ناآگاهى در عرصههاى سياسى، علمى و صنعتى نيز مردم دچار اشتباهات زيادى مىشوند. طرفداران اين برداشت نيز به برخى از روايات كه مشتمل بر تعابير خاصى هستند تمسك مىجويند. به عنوان مثال از امام صادق7 روايت شده است كه آن حضرت فرمودند:
آن حضرت را مهدى مىگويند چون مردم را به امورى كه گم كردهاند هدايت مىكند 5 اين تعبير شامل انحراف سياسى و اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى و... نيز مىشود.
نتيجه آنكه مىتوان گفت چون امام زمان7 به بركت علم بىنظيرى كه مردم را در تمام عرصههاى حيات فردى و اجتماعى و علمى و دينى به راه صحيح هدايت خواهند كرد و آنها را از تمام گمراهىها نجات خواهند داد به اين مناسبت آن حضرت را »مهدى« مىگويند. البته در برخى روايات نيز به اين نكته هم اشاره شده است كه يكى از چيزهاى مخفى كه حضرت مهدى7 مردم را به آن هدايت خواهند كرد. ذخاير زيرزمينى و معادن است كه شايد اين لقب به اين قبيل از عملكردهاى حضرت مهدى7 نيز دلالت داشته باشد.
2. قائم: گرچه همه انبيا و امامان با توجه به شرايطى كه در آن واقع شده بودند قائم به حق بودند امّا حضرت مهدى7 را بالخصوص قائم لقب دادهاند. وقتى ابوحمزه ثمالى به امام محمد باقر7 عرض كردند: اى فرزند رسول خدا مگر همه شما اهلبيت قيام كننده به حق نيستيد؟ حضرت فرمودند: چرا همه ما براى حق قيام مىكنيم.
آنگاه ابوحمزه سؤال مىكند: پس چرا از بين همه اهلبيت فقط به صاحبالامر7 قائم گفته مىشود؟
حضرت باقر7 مىفرمايند: موقعى كه حضرت سيدالشهداء7 به شهادت رسيدند همه فرشتگان آسمانها از اين پيشامد ناراحت و متألم شدند. خداوند متعال به منظور دلدارى آنها امامان نهگانه از نسل امام حسين7 را به آنها نشان دادند آنگاه كه به مهدى آل محمد9 كه در آن حال مشغول نماز و نيايش به درگاه حضرت حق بودند رسيدند خداوند متعال فرمودند: اين همان قائمى است كه به وسيله قيام او از قاتلان حسين بن على7 انتقام خواهم گرفت. 6 و امام صادق7 در اين باره فرمودهاند: مهدى7 را به خاطر قيامش براى حق قائم ناميدهاند.
7 بر طبق اين قبيل از روايات چون دوازدهمين جانشين پيامبر اكرم9 بزرگترين حكومت و قيام اصلاحى دينى را در طول تاريخ حيات بشر انجام خواهد داد و در سرتاسر حكومت عدل جهانى اسلام را مستقر خواهد ساخت به آن حضرت لقب »قائم« داده شده است.
در اين باره روايتهاى ديگرى نيز هست كه از بفعد ديگرى اين مطلب را مورد توجه قرار دادهاند كه البته منافاتى با برداشت دسته اول ندارد. بر طبق اين ديدگاه آن حضرت را قائم مىگويند چون سالها پس از غيبت وقتى كه مردم در اثر طول زمان ياد و خاطره آن حضرت را كم كم در اثر مشغول شدن به زينتهاى دنيا فراموش كردند، آن حضرت قيام خواهند كرد و حكومت عدل جهانى را در سرتاسر عالم برقرار خواهند ساخت »قائم« ناميده شده است. در اين زمينه از پيامبر اكرم9 روايت شده است كه آن حضرت فرمودند: از اين جهت قائم ما اهلبيت را قائم ناميدهاند كه پس از فراموش شدن نامش قيام مىكند.8
و يا وقتى از امام جواد7 سؤال مىكنند چرا او را قائم مىنامند؟ در جواب مىفرمايند: زيرا بعد از آنكه نام آن حضرت از خاطرهها فراموش شود و اكثر مفقودين به امامت آن حضرت از دين خدا و اعتقاد به امامت حضرت مهدى7 رويگردان شوند او قيام مىكند.
9 و نقل شده است به محض شنيدن ظهور آن حضرت عدهاى خواهند گفت: در طول اين همه سال چگونه ممكن است او زنده مانده باشد بايد تاكنون استخوانهاى او هم پوسيده شده باشد. چطور ادعا مىكند كه او قيام كرده است؟ امّا در هر حال آن زمانى كه شرايط فراهم گردد و به اذن پروردگار عالم او قيام خواهد كرد. عظيمترين انقلاب قابل تصور را رهبرى خواهد نمود و قافله بشريت را به سعادت واقعى رهنمون خواهد شد. ادامه دارد
پىنوشتها: 1. عقدالدرر، باب 3، ص40؛ اثباةالهداة، ج7، ص110 و 169. 2. منتخبالاثر، ص98. 3. بحارالانوار، ج51، ص29. 4. اثباةالهداة، ج7، ص110. 5. بحارالانوار، ج51، ص28. 6. همان، ص30. 7. معانىالاخبار، ص65. 8. كمالالدين، ص378.
ماهنامه موعود شماره 28
|