|
شيعه، انتظار، وظايف منتظران |
|
|
|
۱۵ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 3
چرا اين همه فضيلت؟ با مشاهده روايات ياد شده ممكن است براى بسيارى اين پرسش پيش آيد كه چرا انتظار از چنين فضيلت برجستهاى برخودار است؟ براى رسيدن به پاسخ مناسبى براى اين پرسش چند نكته اساسى را بايد مورد توجه قرار داد: 1. انتظار حلقه اتصال شيعه با امام معصوم: چنانكه مىدانيد »ولايت« و »امامت« ركن اساسى مكتب تشيع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجت خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترين نقاط تمايز اين مكتب از ساير مكتبهاست. از ديدگاه شيعه پذيرش ولايت معصومين، عليهمالسلام، و به طور كلى تسليم در برابر امام و حجت عصر، سرآمد همه فضيلتها و شرط اساسى قبولى همه اعمال عبادى است. با توجه به اين نكات درمىيابيم كه »انتظار« در زمان غيبت و عدم حضور ظاهرى امام در جامعه به نوعى اعلام پذيرش ولايت و امامت آخرين امام از سلسله امامان شيعه است و همين انتظار موجب مىشود كه ارتباط شيعيان با امامشان، اگر چه به صورت ارتباط قلبى و معنوى، حفظ شود و آنها در همه اعصار از فيض وجود امامشان برخوردار باشند. بنابراين اگر »انتظار« را از مكتب شيعه بگيريم تفاوت چندانى ميان اين مكتب و ديگر مكاتب باقى نخواهد ماند؛ البته انتظار به همان مفهوم درست آن؛ يعنى اميد به ظهور و قيام عدالتگستر دوازدهمين امام معصوم از خاندان پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله؛ همو كه در حال حاضر حجت خدا، واسطه فيض الهى، زنده و شاهد و ناظر اعمال شيعيان خود و فريادرس آنها در گرفتارىها و ناملايمات است. 2. انتظار، معيار ارزش انسانها: آرزوها و آمال انسانها معيار خوبى براى سنجش ميزان رشد، كمال و تعالى آنهاست؛ تا آنجا كه برخى مىگويند: »بگو چه آرزويى دارى تا بگويم كيستى«. آرزوهاى بلند، متعالى و ارزشمند حكايت از كمال روح و رشد شخصيت انسانها و بلنداى همت آنها مىكند. به عكس آرزوهاى خرد، حقير و بىارزش نشان از بىهمتى و رشدنيافتگى افراد دارد. آرزوها انسان را به حركت وامىدارد و به طور طبيعى هر چه همت، بلندتر و آرزو، ارزشمندتر باشد حركت و تلاش انسان نيز از ارزش بيشترى برخوردار خواهد بود. امام على، عليهالسلام، در همين زمينه مىفرمايد: ارزش مرد به اندازه همت اوست. 13پس از اين مقدمه مىتوان گفت كه چون انسان منتظر برترين و ارزشمندترين آمال و آرزوهاى ممكن را داراست، به طور طبيعى از بهترين و والاترين ارزشها نيز برخوردار است. توضيح اينكه آرزوى نهايى انسان منتظر، حاكميت نهايى دين خدا و مذهب اهلبيت، عليهمالسلام، بر سراسر جهان، استقرار حكومت صالحان و مستضعفان در سراسر گيتى، كوتاه شدن دست ظالمان و مستكبران از گوشه گوشه جهان، برقرارى نظام قسط و عدالت بر پهنه زمين و گسترش امنيت و رفاه در جاى جاى كره خاك است؛ يعنى آرزويى كه از ابتداى تاريخ تاكنون و در زمان هيچ پيامبرى محقق نشده است. قطعاً چنين آرزوى بلندى از ارزش و فضيلتى وصفناپذير برخوردار است. البته به شرط آنكه »منتظر« به تناسب آرزوى بلند خود از تلاش و كوشش براى تحقق هر چه زودتر اين آرزو كوتاهى نكند. 3. انتظار عامل پويايى و سازندگى فرد و اجتماع: چنانكه از مطالب بعدى و در بحث از وظايف منتظران روشن خواهد شد، انتظار نقش مهمى در سازندگى، پويايى و اصلاح فرد و جامعه در زمان غيبت دارد، و اگر انسان منتظر به وظايفى كه براى او برشمرده شده عمل كند به الگوى مطلوب انسان ديندار دست مىيابد و از جايگاه و مرتبه والايى برخوردار مىشود. به عبارت ديگر انسان منتظر با رعايت همه شرايط انتظار به همان شأن و منزلتى كه مورد انتظار دين اسلام است، رسيده و به بالاترين نقطه كمال نائل مىشود. با توجه به نكات بالا به رمز فضائل بىشمارى كه براى منتظران برشمرده شد واقف مىشويم و بدرستى درمىيابيم كه چرا انسان منتظر از نظر اسلام از چنين مقام و مرتبه بلندى برخوردار است.
3. وظايف منتظران در مورد وظايف و تكاليف شيعيان در دوران غيبت سخنهاى بسيارى گفته شده است و حتى در بعضى از كتابها، از جمله كتاب مكيالالمكارم فى فوائد الدعاء للقائم تا هشتاد وظيفه براى منتظران قدوم خاتم اوصياء حضرت بقيةاللّه، ارواحنا له الفداء، بر شمرده شده است. 14اما، از آنجا كه تبيين همه وظايفى كه شيعيان در عصر غيبت بر عهده دارند در اين محدوده نمىگنجد، به تعدادى از مهمترين اين وظايف اشاره مىكنيم:
1 - 3. شناخت حجت خدا و امام عصر، عليهالسّلام اولين و مهمترين وظيفهاى كه هر شيعه منتظر بر عهده دارد كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خويش است. اين موضوع تا بدان درجه از اهميت قرار دارد كه در روايات بسيارى كه به طريق شيعه و اهل سنّت از پيامبر گرامى اسلام، صلّىاللّهعليهوآله، و ائمه معصومين، عليهم السلام، نقل شده، آمده است: هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، بهمرگ جاهلى مرده است. 15و در روايت ديگرى كه مرحوم كلينى از امام محمد باقر، عليهالسلام، نقل مىكند آمده است: هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بميرد، مردنش مردن جاهليت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بميرد پيشافتادن و يا تأخير اين امر [دولت آل محمد، عليهمالسّلام] او را زيان نرساند و هر كس بميرد در حالى كه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خيمه قائم [عليهالسّلام] با آن حضرت باشد. 16توجه به مفاد دعاهايى كه خواندن آنها در عصر غيبت مورد تأكيد قرار گرفته است، نيز ما را به اهميت موضوع شناخت حجت خدا رهنمون مىسازد؛ چنانكه در يكى از دعاهاى معروف و معتبرى كه شيخ صدوق آن را در كتاب كمالالدين نقل كرده، مىخوانيم: بار الها! خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناسانى پيغمبرت را نخواهم شناخت. بارالها! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت. بارالها! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناسانى از دينم گمراه مىگردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را [از حق] پس از آنكه هدايتم فرمودى منحرف مگردان... 17امام صادق، عليهالسلام، در مورد كمترين حد معرفت امام مىفرمايد: كمترين حد معرفت به امام آن است كه [بدانى] امام مساوى با پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، است مگر در درجه نبوت. امام، وارث پيامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امرى تسليم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد... 18مؤلف كتاب ارزشمند مكيالالمكارم مراد و مقصود از »معرفت امام« را، كه در روايتهاى يادشده بر آنها تأكيد شده است، چنين توضيح مىدهند: بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما - كه درودها و سلامهاى خداوند برايشان باد - تحصيل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرمودهاند، اين است كه ما آن حضرت را آنچنانكه هست بشناسيم؛ به گونهاى كه اين شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهههاى ملحدان و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعيان دروغين باشد، و اين چنين شناختى جز به دو امر حاصل نمىگردد: اول، شناختن شخص امام، عليهالسّلام، به نام و نسب، و دوم، شناخت صفات و ويژگىهاى او و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است. 19البته امر دومى كه در كلام يادشده بدان اشاره شده، در عصر ما از اهميت بيشترى برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است كه مىتواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زيرا اگر كسى بحقيقت به صفات و ويژگىهاى امام عصر، عليهالسّلام، و نقش و جايگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نياز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از ياد و نام آن حضرت غافل نمىشود. نكتهاى كه در اينجا بايد در نظر داشت اين است كه شناخت امام زمان، عليهالسلام، از شناخت ديگر امامان معصوم، عليهمالسلام، جدا نيست و اگر كسى به طور كلى به شأن و جايگاه ائمه هدى واقف شد، صفات و ويژگىهاى آنها را شناخت و به مسؤوليت خود در برابر آنها پى برد، قطعاً نسبت به امام عصر، عليهالسلام، نيز به شناختى شايسته مىرسد. بهترين راه براى پى بردن به مراتب و مقامات بلند امامان معصوم شيعه به طور كلى و امام عصر، عليهالسلام، به طور خاص، مطالعه و تأمل در كتابهايى است كه در اين زمينه نگاشته شده است كه از جمله مىتوان به كتابهاى زير اشاره كرد: الكافى، محمدبن يعقوب كلينى (ج1، كتاب الحجة)، كتاب الغيبة، محمد بن ابراهيم نعمانى، كتاب الغيبة، ابوجعفر محمدبن الحسن معروف به شيخ طوسى، كمالالدين و تمامالنعمة، محمدبن على بن الحسين معروف به شيخ طوسى، بحارالانوار، مولى محمدباقر مجلسى (ج51، 52 و 53). بحمدالله همه اين كتابها به فارسى ترجمه شده و در دسترس همگان است. خواندن زيارت »جامعه كبيره« و تأمل و تدبّر در اوصافى كه در اين زيارت براى ائمه معصومين، عليهمالسلام، نقل شده نيز در حصول معرفت نسبت به مقام و جايگاه امام در عالم هستى بسيار مؤثر است. البته بايد توجه داشت كه شناخت و معرفت حقيقى نسبت به حجت خدا تنها با مطالعه كتاب حاصل نمىشود و در اين راه بايد از عنايات حضرت حق نيز مدد جوييم و - همچنانكه در دعايى كه پيش از اين بدان اشاره كرديم، ملاحظه شد - از درگاه الهى نيز توفيق شناخت حجتش را درخواست كنيم، تا بدين وسيله از گمراهى و سرگردانى نجات يابيم. اين موضوع را از روايتى كه مرحوم كلينى از »محمد بن حكيم« نقل كرده، مىتوان استفاده كرد. در اين روايت آمده است: از ابىعبداللّه (امام جعفر صادق)، عليهالسّلام، پرسيدم: معرفت ساخته كيست؟ فرمود: از ساختههاى خداوند است و براى بندگان نقشى در حصول معرفت نيست. 20شايد بتوان گفت كه شناخت نشانهها و علائم ظهور نيز يكى از فروع شناخت امام عصر، عليهالسلام، است؛ زيرا شناخت دقيق نشانهها و علائم ظهور موجب مىگردد كه انسان فريب مدعيان دروغين مهدويت را نخورد و در دام شيّادانى كه ادعاى »مهدى« بودن دارند نيفتد. توضيح اينكه براى ظهور منجى آخرالزمان نشانهها و علائم حتمى و ترديدناپذيرى برشمرده شده كه با مشاهده آنها مىتوان به حقانيت آن منجى و اينكه او واقعاً همان امام منتظر؛ يعنى امام مهدى، عليهالسلام، است پى برد. بنابراين بر همه منتظران لازم است كه پس از شناخت كامل امام عصر، عليهالسلام، به مطالعه و شناسايى علائم و نشانههاى ظهور نيز بپردازند. براى آشنايى با نشانههاى ظهور نيز علاوه بر كتابهايى كه در بالا بدانها اشاره شد مىتوان به كتابهاى زير مراجعه كرد: نوائبالدهور فى علائمالظهور، سيدحسن ميرجهانى، عصر ظهور، على كورانى، روزگار رهايى، كامل سليمان، ترجمه علىاكبر مهدىپور و نشانههاى ظهور او، محمد خادمى شيرازى.
|