spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
اشعار چاپ پست الكترونيكي
۱۵ بهمن ۱۳۸۳



قرار هستى ما...
دهيد مژده به ياران كه يار مى آيد
قرار گيتى چشم انتظار مى آيد
كليد صبح به دست و سرود عشق به لب
ز انتهاى شب آن شهسوار مى آيد
ز تنگناى خيالم گذشته است و كنون
به پهندشت دلم آشكار مى آيد
طلسم كين به سرانگشت مهر مى شكند
بشير دوستى پايدار مى آيد
سخاى اوست كه از چشمه زار مى جوشد
شميم اوست كه از لاله زار مى آيد
به جلوه اى كه از او ديده آفتاب، چنين
به جيب برده سر و شرمسارى مى آيد
جهان براى تماشا به پاى مى خيزد
به پايبوسى او روزگار مى آيد
دريغ! كز غم خوبان گرفته است دلش
چو لاله ملتهب و داغدار مى آيد
فاطمه راكعى

قرار دل بى قراران
مسير مسيح بهاران كجاست
صفاگستر لاله زاران كجاست
رگ و ريشه لاله از هم گسست
گل انديشه سربداران كجاست
ز سرگشتى، جان سرگشته ام
قرار دل بى قراران كجاست
سرم را شده ابر خون سايه بان
نشانى ز الماس باران كجاست
در اين دشت دلگير يأس آفرين
نواى خوش آبشاران كجاست
خمارى سيه كرده روى مرا
فلق ساغر مى گساران كجاست
زمين گشته بتخانه بتگران
تبردار ايمان تباران كجاست
من و انتظار و شب بى كسى
خدايا دگريار ياران كجاست
گل نرگس آفتابى جبين
اميد دل شب شكاران كجاست
احد ده بزرگى

بهار حضور
صداى بال ملايك ز دور مى آيد
مسافرى مگر از شهر نور مى آيد؟!
دوباره عطر مناجات با فضا آميخت
مگر كه موسى عمران ز طور مى آيد؟!
ستاره اى شبى از آسمان فرود آمد
و مژده داد كه: صبح ظهور مى آيد
چقدر شانه غم بار شهر حوصله كرد
به شوق آنكه پگاه سرور مى آيد
به زخم هاى شقايق قسم، هنوز از باغ
شميم سبز بهار حضور مى آيد
مگر پگاه ظهور سپيده نزديك است؟
صداى پاى سوارى ز دور مى آيد؟
ناصر فيض


يگانه فاتح
فروغ بخش شب انتظار، آمدنى ست
نگار، آمدنى غمگسار، آمدنى ست
به خاك كوچه ديدار آب مى پاشند
بخوان ترانه شادى كه يار آمدنى ست
ببين چگونه قنارى ز شوق مى لرزد!
مترس از شب يلدا! بهار آمدنى ست
صداى شيهه رخش ظهور مى آيد
خبر دهيد به ياران: سوار آمدنى ست
بس است هر چه پلنگان به ماه خيره شدند
يگانه فاتح اين كوهسار، آمدنى ست
مرتضى اميرى اسفندقه


انتظار
چه كردى، انتظار، اى انتظار لاله گون با من؟
كه اينسان همسفر شد جاى دل يك لجه خون بامن
چراغ ديده روشن داشتم از بس به اينك
به جاى ديده همراه است بحر واژگون با من
تو را فرياد كردم در سكوت لحظه ها، امّا
به پژواك صدا دمساز شد شور جنون با من
حضورت طرفه گلزارى ست ما چشم انتظاران را
بيا، مپسند از اين بيش غوغاى درون با من
شكسته دل ز سنگ هجر تو، اى منتظر بنگر
روان اين قايق بشكسته بر درياى خون با من
سپيده كاشانى


شكوفه صبح
اى كاش كه انتظار معنى مى شد
بى تابى جويبار معنى مى شد
وقتى كه سحر شكوفه صبح دميد
با آمدنت بهار معنى مى شد
كريم على زاده

دوبيتى
بيا باران براى ما بياور
بهاران را به اين صحرا بياور
عطش داريم، تا كى قطره قطره؟
بيا و با خودت دريا بياور

از اين بن بست تنگ من منى ها
ببر ما را به دشت روشنى ها
به قرآن، بى تو احساسى غريبيم
در اين دنياى آدم آهنى ها
خليل ذكاوت







معنى حيات
من مرده بدم روح و روانم دادى
معنى حيات را نشانم دادى
در راه خودى پويه بيخود بودم
زين راه به راه خود امانم دادى
سيدمحمدحكاك


قسم
والشمس كه بى روى تو من حيرانم
والفجر كه بى وصل تو در بحرانم
والليل كه بى موى تو روزم تاريك
والعصر كه بى عشق تو در خسرانم
سيدمحمدحكاك
ايوبى صبور
دو دستت برگرفت از آستين تا كسب نور از عرش
كه آرد در شبت داوود فانوس زبور از عرش
بمان با درد خود در انتظار حضرت موعود
كه نازل مى شود بر خاك، ايوبى صبور از عرش
به قوطى لايموت از آسمان ها خاك محتاج است
نگاه خاكيان بى نور تو افتاده دور از عرش
شبيه چشم هاى روشنت يك شب دعا فرما
بباران بر قنوت تشنه ام باران نور از عرش
كدامين روز مى پيچد بهشتى بر تن اين خاك؟
بگو كى مى دمد موسيقى گرم ظهور از عرش
بيا با محشرى كبرى و با غوغاى رستاخيز
بگو نازل شود انفاس تو چون نفخ صور از عرش
صالح محمدى امين

سوار
بوى خوش لاله زار مى آيد و او
نرگسْ نرگسْ، خمار مى آيد و او
از دور سوار شال سبزى پيداست
من معتقدم، بهار مى آيد و او
صادق رحمانى

مانديم و نديديم به ناز آمدنت
چون سرو سرافراز، فراز آمدنت
دل در خم كوچه شهادت مانده ست
يك عمر در انتظار از آمدنت
صادق رحمانى

اميد
بيا! وگرنه در اين انتظار خواهم مرد
اگر كه بى تو بيايد بهار، خواهم مرد
به روى گونه من، اشك سال ها جارى است
و زير پاى همين آبشار خواهم مرد
خبر رسيد كه تو با بهار مى آيى
در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد
نيامدى و خدا آگه است: من هر روز
به اشتياق رفخت، چند بار خواهم مرد
پدر كه تيغ به كف رفت مژده داد كه من
به روى اسب سپيدى، سوار، خواهم مرد
تمام زندگى من در اين اميد گذشت
كه در ركاب تو با افتخار خواهم مرد
پدر كه رفت به راست قامتى آموخت
به سان سرو سهى، استوار، خواهم مرد
محسن حسن زاده





كسى مى آيد از راه
تو صد مدينه داغى، تو صد مدينه دردى
يتيم مى شود خاك، اگر كه برنگردى
تمام شب نيفتاد صداى زوزه باد
چه بادهاى سردى، چه كوچه هاى زردى
دو كوچه آنطرفتر، بپيچ سمت لبخند
شكوفه مى فروشد بهار دوره گردى
كسى مى آيد از راه، چه ناگهان چه ناگاه
خداى من چه روزى! خداى من چه مردى!
از آسمان چارم، مسيح بازگشته ست
زمين ولى چه تنهاست، مگر تو بازگردى
عليرضا قزوه

بوى يوسف مى دهد پيراهنت
برنخواهم داشت دست از دامنت
بوى يوسف مى دهد پيراهنت
ز انتظارت گشت چشمانم سپيد
كو نسيمى، كاورد سوى منت
گشته ام در رهگذارت خاك راه
تا كه بنشينم به چين دامنت
تا نفس دارم بيا تا با غزل
پاك سازم خستگى را از تنت
كم مبادا از سر »قصرى« دمى
سايه گيسو پريشان كردنت
كيومرث عباسى (قصرى)

آدينه
كاش بودم شبيه آيينه
ساده و بى ريا و بى كينه
بازدارد، هواى شبگردى
دلم اين خرقه پوش پشمينه
از شراب غمت بنوشانم
جرعه اى اعتقاد ديرينه
آه از آن دم كه شعله ور گردد
كوه آتشفشان اين سينه
رفته اى و به شوق آمدنت
مى شمارم هنوز، آدينه
ايوب پرندوار

سبزپوش اسب سوارى...
گوش كن! مى شنوى همهمه دريا را؟
تپش واهمه خيز نفس صحرا را؟
نور، بى حوصله در پنجره مى آشوبد
باز كن پنجره بسته گلدان ها را
واژه ها در شعف شعر شدن مى رقصند
ديدى آنك به افق چرخش مولانا را
شيهه اسب كسى در نفس طوفان است
گوش كن! مى شنوى همه دريا را؟
سبزپوش است سوارى، گل و قرآن در دست
آب مى پاشد، يك مرقد ناپيدا را
قنبرعلى تابش

اى ظهور ناگهانى
اى بشارت بهشتى، اى ظهور ناگهانى
يك غزل به من نظر كن، با دو چشم آسمانى
در مقام از تو گفتن، ناتوان ناتوانم
مى كنم تو را تكلم، با زبان بى زبانى
ديدن تو آرزويى، از تبار غيرممكن
پشت خلوت خيالم، مثل بوى گل، نهانى
مى دوم نشانه ات را پابه پاى بوى حسرت
مى دوم نشانه ات را، پابه پاى بى نشانى
تو، عبور يك خيالى، رد پا نمانده از تو
از كجا گذشته اى تو، اى نسيم ناگهانى؟!
رد قلب عاشقت را، از غزل گرفته ام من
اى تغزل مجسم، اى غزل ترين نشانى
كى ظهور مى كنى تو، آفتاب عالم آرا؟
كى ظهور مى كنى تو، اى فروغ جاودانى؟
حاجتى ندارم از تو، جز تبسم ظهورت
كى غبار غيبتت را، از دلم مى تكانى؟!
رضا اسماعيلى

 



 ماهنامه موعود شماره 28

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.