گفتگوي اختصاصي موعود با دكتر استفان سايزر
اسقف كليساي ويرجينيا واتر انگلستان
- ميدانيم كه مسيحيت صهيونيستي قصد دارد با اسلام رويارو شود. اين رويارويي كي يا كجا صورت ميگيرد؟ آيا اين يك رويارويي ايدئولوژيك است؟
شما چند موضوع را مطرح كرديد. قبل از آنكه سفر كردن امكان پذير باشد يا راحت باشد، قبل از اينكه رسانهها را در اختيار داشته باشيم، آنچه دربارة ساير اقوام و ملتها ميدانستيم بسيار اندك بود. حتي قبل از آمدن من به تهران بسياري از اطرافيانم در كليسا بسيار نگرانم بودند. چون كسي را نميشناختند كه به ايران سفر كرده باشد. هر آدمي ميتواند بيايد تهران؛ خيلي عادي است، با رفتن به فرانسه فرقي ندارد. بنابراين در طول تاريخ با نگرانيها و ترسهاي زيادي روبرو بودهايم. زبان، فرهنگ و حتي غذاها مانع ايجاد ميكنند. اما اين موانع به تدريج كوتاه ميشوند.
ركن دوم اين است كه اسلام و مسيحيت ريشههاي مشتركي دارند و احتمالاً 80 تا 85 درصد تعاليم ما بسيار شبيه به هم است. آنچه در آن با هم مخالفت داريم اين است كه مسيح خدا بود يا پيامبر؟ و غيره كه بحثهاي شرعي، ديني و عقلاني است و بايد ميان دو گروه انجام شود. بايد آنچه شما اعتقاد داريد يا ما اعتقاد داريم سر كلاس، سمينار يا حتي در خيابان بحث شود. آزاد و اختياري است. اما زماني كه اختلافنظرها جزئي از برنامههاي سياسي ميشوند يا مورد سوء استفاده قرار ميگيرند، كه من نفت تو را يا زمين تو را ميخواهم، در آن صورت سوء استفاده از مذهب صورت گرفته و توهين به مقدسات يا ارتداد است.
- نظرتان دربارة اين رويارويي در آخرالزمان چيست؟
من به عنوان يك متخصص الهيات، به عنوان يك كشيش، نظر شخصي خود را دارم و نيز ميدانم كه در كليساي مسيحيت در اينباره عقايد متفاوتي وجود دارد. در تحقيقم نگراني من نسبت به گروهي است كه به رويارويي عقيده دارند، چون معتقدم نبايد در برنامههاي خدا دخالت كنيم؛ بايد سعي كنيم اهداف خدا را درك كنيم اما نبايد به دنبال تأثيرگذاري بر آنها باشيم.
يك نفر ميگفت من دوست دارم در انجمن خوشامدگويان به مسيح عضو باشم، نه در انجمن سازماندهندگان بازگشت مسيح. در تاريخ بارها مردم احساس كردهاند امري روي ميدهد و فكر كردهاند بايد كاري انجام دهند و درنتيجه بسيار گمراه شدند و موجب هلاكتشان شد.
جنگ جهاني اول، آرمگدون قلمداد ميشد. اگر اعتقاد داشته باشيد اينها جزئي از برنامههاي خداوندند ممكن است مردم را ديو صفت كنيد و آنگونه رنج و محنت ديگران را توجيه نماييد.
- در مسيحيت سه نظر دربارة آينده مطرح است. ، post-millennium، pre-millennium، a-millennium آيا ممكن است دربارة اين سه ديدگاه توضيح بدهيد؟
كلمة «ملنيوم» به معني هزار سال، تنها دو بار در كتاب مكاشفه ظاهر شده است. اين كتاب، مكاشفة يوحناي حواري از بهشت است و لزوماً عصر زميني را توصيف نميكند. در كتاب مكاشفات اعداد به كار رفتهاند و اعداد، نه از نظر ترتيب زماني، بلكه از نظر الهي شناسي مهمند. مثلاً عدد 666. معتقدان به a-millennium باور دارند كه ما عهد قديم و عهد جديد داريم؛ عصر عبري و عصر مسيحي. از نظر آنها راه شر ادامه پيدا ميكند، خير رشد ميكند؛ يعني كليسا رشد ميكند اما اهريمن هم ادامه مييابد. عيسي(ع) باز ميگردد، ميان زندگان و مردگان داوري ميكند و پس از آن ابديت خواهيم داشت. از نظر من اين اعتقاد، سادهترين و بيطرفترين نوع الهيات است، چون در نتيجة آن به تعاليم مسيح بيشتر توجه ميكنيم و سعي ميكنيم همان راهي را برويم كه به ما گفته شده و دربارة آينده احساس نگراني نميكنيم، طوري زندگي ميكنيم كه انگار همين امروز و فردا ممكن است برگردد و بايد براي آن آماده باشيم. در عين حال برايش برنامهريزي ميكنيم، پولمان را ذخيره ميكنيم، روي بچههايمان سرمايهگذاري ميكنيم، به مردم آموزش ميدهيم چون ميدانيم مسيح برميگردد. آينده در دستانمان است. بنابراين a-millennium راحتترين و سادهترين نوع است؛ چون براي آينده نگراني ندارد. مسيح فرمود: «نگران فردا نباشيد، به امروز فكر كنيد. چون روزي كه با خدا باشيم امروز است. ممكن است خواب باشيم و بميريم و تمام برنامههاي آيندهمان دود شود. بنابراين امروز مهم است».
نظر دومpost-millennium، يعني بعد از هزاره. اين ديدگاه معتقد است بازة زماني ميان اولين ظهور مسيح تا ظهور دومش هزاره است. اين دوره، هزار سال نيست، بلكه فقط دورة زماني است كه طيّ آن مسيحيت رشد ميكند و عدة بيشتري به مسيح ايمان ميآورند و بعد مسيح ظهور ميكند. در نامة پطرس آمده: «نگران نباشيد كه مسيح بازنگشته. خدا با شما بردبار است. هر چيزي بايد نابود شود اما همه بايد به حقيقت ايمان آورند.» يعني مسيح هنوز بازنگشته چون ميخواهد به مردم زمان بيشتري دهد تا او را بشناسند. پس ديدگاه پست ملنيوم مثبت انديش و اميدوارانه است. ميگويد خير پيروز ميشود اما شر هم حاضر است و گاهي قدرت ميگيرد؛ مثلاً موقع جنگ؛ اما ما بايد به تعهدمان فكر كنيم.
ديدگاه سوم، pre-millennium، از همه خطرناكتر است. از نظر آن جهان بد و بدتر و بدتر ميشود، بعد مسيح بازميگردد تا ما را نجات دهد. معتقد است جنگ آرمگدون رخ ميدهد. آنها براي آنكه فهم داستان را براي مسيحيان راحتتر كنند به ايشان ميگويند شما قبل از نبرد آرمگدون به بهشت ميرويد. در نتيجه آينده را به يك بازي ويدئويي تبديل ميكند كه از دور تماشايش ميكنيد و رنجي نميبريد. بسيار خودخواهانه است. اگر من باور داشته باشم جنگي هستهاي در اسرائيل رخ ميدهد به دوستان يهوديام ميگويم همين حالا برگرديد، از آنجا بياييد بيرون، نمانيد. آنها را تشويق نميكنم به اسرائيل مهاجرت كنند؛ آن هم به خاطر نقشهاي ماوراء طبيعي از طرف خدا كه در آن فقط دشمنانش گرفتار عذاب ميشوند. چنين چيزي در جنگ رخ نميدهد. اغلب غيرنظاميان، زنان و كودكان رنج ميكشند. بنابراين اين ديدگاه بيتفاوت است.
يك مثال ديگر ميزنم. در طول دهة 1930 كساني كه آن زمان به اين ديدگاه عقيده داشتند (معتقد بودند آخرالزمان در حال فرارسيدن است) وقتي شكنجة كوليها، كمونيستها و يهوديان را ميديدند، ميگفتند: آه، اينها در كتاب مقدس آمده؛ اينها همان رنجهاي يعقوبند. آنها براي هر چه ميديدند جوابي از كتاب مقدس پيدا ميكردند. به جاي آنكه بگويند بايد جلويش را بگيريم، بايد به يهوديان و فلسطينيان كمك كنيم، ميگفتند: ببين، اين حادثه پيشگويي شده. پس اين ديدگاه بسيار منفعل است و اساساً از زير بار مسئوليت شانه خالي ميكند.
- عقيدة شما دربارة بازگشت مسيح چيست؟
در كتاب مقدس دربارة بازگشت مسيح به ما گفته شده او باز ميگردد، ظهورش مشهود است؛ همه او را درك ميكنند، مخفي نيست.
در انجيل آمده مسيح ميان مردم داوري ميكند و اين داوري براساس كارهايي است كه در ارتباط با خدا انجام دادهاند. از گوسفندان و بزها سخن ميگويد. بخشي از انجيل متي ميگويد: «وارث سلطنت پدر من شويد. چون وقتي گرسنه بودم به من خوراك داديد، وقتي تشنه بودم به من آب داديد، وقتي عريان بودم مرا پوشانديد، وقتي كه در زندان بودم از من ديدن كرديد. مردم جواب دادند: كي تو را در زندان ديديم، كي به تو غذا داديم، كي به تو آب داديم؟ او جواب داد هرگاه اين كارها را براي كوچكترين برادران من كرديد، به من كرديد.» اگر من ميدانستم كه عيسي اينجاست حتماً يارياش ميكردم. اما اگر به ديگران كمك كنم انگار به مسيح كمك ميكنم. و بعد عيسي به ديگر مردم گفت: «وقتي گرسنه بودم به من خوراك نداديد، وقتي تشنه بودم به من آب نداديد، وقتي در زندان بودم هرگز به ديدنم نيامديد؛ از من دور شويد. آنها هم پرسيدند كي؟ و او جواب داد همان وقتي كه گرسنگان را سير نكرديد، به تشنگان آب نداديد، به من كمك نكرديد». اين تصوير بزرگي از روز داوري در كتاب انجيل متي است. اين چيزي است كه مسيحيت عقيده دارد و من قبول دارم. ميدانم كه اسلام معيار ديگري دارد.
- آيا دربارة عقيدة اسلام راجع به آينده نظري داريد؟
زياد دربارهاش نميدانم اما ميدانم يهوديت، اسلام و مسيحيت دربارة عقيده به آينده نقاط مشترك بسياري دارند و معتقدم ميتوانيم همديگر را پربار كنيم، از همديگر ياد بگيريم و بفهميم خدا به ما چه گفته؛ و اين چيز مثبتي است. اميدوارم نقاط مشتركمان ما را تشويق كند به يكديگر كمك كنيم در برابر خدا منزه شويم، به كساني كه در رنجاند توجه كنيم و به آنهايي كه او را نميشناسند كمك كنيم. پس اين اميد من است.
يك نظر ديگر من اين است كه بعضي عقايد مسيحيت در اوايل اسلام بر اساس الگوهايي شكل گرفت كه مسيحيتشان ضعيف بود. در عربستان قبايل مسيحي وجود داشت كه مسيحيان خوبي نبودند، دنبالهرو خوب مسيح نبودند. و ميدانيد كه نمونة بد از هرچيز ممكن است باعث سوء تفاهم شود. مثلاً در برخي كليساها مريم(س) را آنقدر بالا برده بودند كه ممكن بود به اشتباه فكر كنيد به خدا، مسيح و مريم ايمان دارند؛ چيزي كه در كتاب مقدس نيست و اغلب كليساها قبولش ندارند. ما براي مريم(س) احترام قائليم اما نميپرستيمش، او را بالاتر از عيسي(ع) نميبريم. بنابراين گاهي مسيحيان چندان خوب نبودهاند و در نتيجه كساني كه ممكن است نتوانند اين موضوع را درك كنند، قادر به فهمش نباشند.
- همين نكته دربارة تلقّي غيرمسلمانان از اسلام هم وجود دارد.
دقيقاً. ديروز بحث بسيار مفيدي با يك استاد دانشگاه در قم داشتم، او كمكم كرد بفهمم وهابيت عربستان سعودي رويكرد ويژهاي در قبال غيرمسلمانان دارد كه لزوماً منعكس كنندة تعاليم اسلام نيست. بلكه وهابيت معمولاً تصويري از اسلام است كه غرب يا صهيونيستها دوست دارند نشانش بدهند. بنابراين در اين هفته يكي از اهدافم اين بود كه كمك كنم محققان و دانشجويان مسلمان بفهمند مسيحيت صهيونيستي يك اقليت است. ممكن است قدرتمند يا خطرناك باشد اما بدانيد كه اكثر مسيحيان با آن همعقيده نيستند.
دو روز پيش با اسقف ارامنه و اسقف آشوريان و نيز اسقف انگليكنها در تهران ملاقات داشتم و همه آنها صهيونيزم را رد ميكنند و فكر ميكنند گروهشان ميتواند با مسالمت با مسلمانان زندگي كند. اتحاد آنها عليه بيعدالتي در فلسطين، با شما فرقي ندارد.
از اينكه در اين گفتوگو شركت كرديد، تشكر ميكنيم.
من هم از شما متشكرم.
ماهنامه موعود شماره 83
پينوشتها:
1. Sussex.
2. Middlesex.