|
۱۲ دي ۱۳۸۶ |
 مورچهاي، پيامبر خدا، حضرت سليمان(ع) را موعظه كرد و آن وقتي بود كه مورچه روي سينة سليمان(ع) آمد در حالي كه حضرتش خوابيده بود، سليمان مورچه را گرفته به دور انداخت. مورچه گفت: اي پيامبر خدا اين صولت از چيست؟ چرا مرا پرت كردي، مگر نميداني تو در برابر پادشاهي قدرتمند قرار ميگيري كه حقّ مظلوم را از ظالم ميستاند؟
حضرت سليمان از اين گفتة مور به حالت غش درآمد و پس از افاقه، به مورچه فرمود: از من بگذر. مورچه گفت: نميگذرم مگر به سه شرط؛ 1. هيچگاه سائل و فقير را از دربارت رد نكني، 2. بدون جهت صحيح نخندي و خندهاي كه از روي غفلت و بيفكري باشد نداشته باشي. 3. اينكه مقام و موقعيت و دربانان مانع بين تو و مردمي كه به تو كاري دارند نشود، سليمان گفت: قبول كردم و چنين كنم و مورچه، سليمان را بخشيد.1
خواستگاري گنجشك روايت شده كه روزي حضرت سليمان گنجشك نري را ديد كه دور گنجشك مادهاي ميگردد، حضرت به اصحاب فرمود: ميدانيد چه ميگويد؟2 گفتند: يا نبيالله، چه ميگويد؟ فرمود: از او خواستگاري ميكند كه همسر و عيال او باشد و ميگويد همسر من باش و در هر يك از قصرها و كاخهاي شام كه بخواهي تو را منزل دهم، حضرت فرمود قصرهاي دمشق همه از سنگ است، براي اين گنجشك ممكن نيست آنجا لانه بسازد و مسكن گزيند لكن هر خواستگاري، دروغگو است3 (وقتي براي ازدواج ميرود در باغ سبز نشان ميدهد و خلاف ميگويد تا به هدف كه ازدواج و اعمال غريزة جنسي است برسد).
گنجشك مدعي و بساط سليمان حضرت سليمان گنجشكي را ديد كه با همسرش اختلاف پيدا كرده بود. گنجشك ماده گوش به حرف و خواستة شوهرش نميداد. گنجشك نر ميگفت: چرا تسليم خواستة من نميشوي و شببخير و روزبخير مرا جوابگو نيستي4 و حال آنكه من قدرتي دارم كه اگر بخواهم با منقارم قبة سليمان را ميگيرم و در دريا مياندازم. اين گفتوگو را سليمانبن داود شنيد و خنديد و آن دو گنجشك را صدا زد و آمدند و به گنجشك نر فرمود: تو توان اين كار را داري كه با منقارت دستگاه مرا گرفته در دريا بيندازي؟ گفت: نه يا رسولالله، ولي گاهي مرد بايد در مقابل زن يك قدرتي از خود نشان دهد. اظهار عظمت و بزرگي كند، كه زن گوش به حرف او بدهد و ديگر اينكه يا نبيالله ما عاشقيم، عاشق را به حرفهايي كه مقابل معشوقه دارد نبايد ملامت كرد. حضرت سليمان به گنجشك ماده فرمود: چرا خودت را در اختيار او نميگذاري و گوش به حرف او نميدهي، او كه تو را دوست دارد؟ گفت: يا نبيالله او دوست و عاشق من نيست ادعا ميكند و دروغ ميگويد. چون او دوست ديگري هم دارد. اگر مرا دوست دارد نبايد به غير از من نظر داشته باشد. اين حرف گنجشك ماده اثر عميقي در سليمان گذارد و گرية شديدي كرد و چهل روز از مردم كناره گرفت و از خدا ميخواست كه قلب و دلش را تنها ظرف محبت خود قرار دهد و عشق و محبت ديگري در او نباشد.5
ماهنامه موعود شماره 73
پينوشتها: 1. حدائق الانس، ج1، ص562. 2. از اين عبارت استفاده ميشود كه منطق طير را ديگران هم ميتوانند با او آشنا باشند كه ميفرمايد ميدانيد چه ميگويد. 3. سفينة البحار. محدّث قمي، ج 2. كلمة عصفر ـ عصفور يعني گنجشك به ضم العين و الانثي عصفورة، گنجشك نر داراي لحيه و ريش سياه است مثل آدم و گاوميش و خروس. 4. گنجشك عشق عجيبي به همسر و بچههاي خود دارد و زياد با همسرش نزديكي دارد شايد 100 مرتبه در ساعت، لذا عمر او كوتاه است و بيشتر گنجشكها بيش از يك سال عمر نميكنند (سفينةالحار، ج2، كلمة عصفور). 5. سفينةالبحار، ج 2، كلمة عصفور.
|