spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
اشك ها و گريه ها چاپ پست الكترونيكي
۱۴ بهمن ۱۳۸۳

سعيد بيان الحق
 



بابى انت و امى يا آل المصطفى انى مؤمن بولايتكم معتقد لامامتكم مقر بخلافتكم
ديشب به سيل اشك ره خواب مى زدم
نقشى به ياد خط تو بر آب مى زدم
مولاى من!
از گذشتگان هر كه خبر دار مى شد كه امت آخرالزمان يگانه امام و راهنماى خود را فراموش مى كنند دلش به حالمان سوخت؛ چرا كه باورشان نمى آمد كه مى توان بدون خورشيد هم زندگى كرد و باورشان نيامد كه مگر مى شود بدون گرماى محبوب، سرد و يخزده روزگار را گذراند.
حبيب من!
قصه پر غصه فراق و جدايى تو را هر اهل دلى كه بشنيد از درد جانش به خزان نشست .
اهل دل كه نه، داستان غيبت تو را بر هر سنگ و گياه و حيوانى كه خواندند پژمرده گشت...
كبوتران آسمان به حال ما بيچارگان رقت كردند، ماهيان آب ها، مدام عوض ما ظهور تو را طلب كردند
امّا
اين درد را به كجا برم
اى حبيب همه جان هاى پاك
اى حبيب هر سنگ و درخت
من، من كه بايد مدام به انتظار تو باشم.
من كه بايد چشمانم هميشه اشك آلود نيامدنت باشد .
من كه بايد بغض بزرگى همواره راه نفسم را بگيرد .
آسوده و بى خيال
به دور از تو به خود مشغول شدم
آرى همه ما به خود مشغول شديم
رفتيم به نماز ايستاديم و نفهميديم كه او شرط نماز؛
يعنى قبله ما
در كجا مانده است .
نفهميديم كه او در كجا تنها مانده است .
نفهميديم كه نماز بدون امام عشق معنا ندارد.
نفهميديم نماز بدون تكبير پيشواى محبت نماز نيست و از اين رو همه نمازهايمان رنگ عادت به خود گرفت .
آرى رفتيم به طواف حرم و نفهميديم كه خورشيد و ماه و ستاره، همه مخلوقات طواف وجود او مى كنند به پرده كعبه چنگ زديم و هيچ نفهميديم كه پرده كعبه حرمت لباس او را نيز ندارد. نفهميديم كه اين همه حاجيان راه صفا گم كرده اند .
و اينك كه اين همه را مى نگرى
گريه اى غريب بر دلت سنگينى مى كند .
چه مدت ها كه در هنگام اشك او ما بى خبر بوده ايم !
چه ساعت ها كه در هنگام حزن او ما بى خيال بوده ايم.
مولاى من!
آنقدر روزها و شب ها آمد كه ما به خود نيامديم و نپرسيديم چرا تو در صحراها خيمه نشين شده اى. چرا كه دور از مردمان زندگى مى كنى ؟
ما به خود نيامديم و تو هر روز اميدوارى كه ما به سويت برگرديم .
تو هر روز چشم انتظارى كه ما براى نيكبختى خودمان ،
براى سعادت خودمان به سوى تو برگرديم .
مولاى من!
اى خسته سال هاى طولانى غيبت ،
اى رنجور نامردمى ما ،
اينك ما ،
در دل تار شب ،
در خلوت بى كسى روز ،
آرام بر مى خيزم ،
دو ركعتى نماز حاجت مى خوانم كه مرا ببخشى .
دو ركعتى نماز نياز مى خوانم كه بدى ها و غفلت هايم را ناديده بگيرى ،
و تو چقدر مهربان
همه گذشته هايم را ، همه بدى هايم را ، مى بخشى ، ناديده مى گيرى
مهربان و پر نور.
مرا مى پذيرى . آرى صداى شكستن دلم را اول از همه تو شنيده اى.
دل نگران من قبل از همه تو بوده اى.
مهربان و پر نور ، مرا مى پذيرى ، و نواى گرم و صميمى ات در بند بند وجودم شنيده مى شود كه مى فرمايى:
»خدايا خداوندا! از درگاهت مى خواهم كه از ثواب هاى من مهدى بردار و در نامه اعمال شيعيانى قرار ده كه اينك دل شكسته و خجلت زده برگشته اند«.
اللهم احى به القلوب الميته
 




ماهنامه موعود شماره 30

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.