|
محكمات و متشابهات در روايات مهدى موعود × |
|
|
|
۱۴ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 2 رضا استادى
بخشى از مباحثى كه در روايات باب مهدويت مطرح شده از مسلمات به شمار مىآيد. بحثهايى از قبيل ولادت، امامت، غيبت، گسترش فساد، گناه، انحراف و تحريف در غيبت امام زمان (ع) ، ظهور امام زمان (ع)، تشكيل حكومت جهانى و حاكم شدن عدالت در كل جهان و ... اينها از مسلمات مباحث مربوط به امام زمان (ع) است و براى هر كدام از اينها بخواهيم مىتوانيم مدرك نشان بدهيم و روايت ذكر كنيم، مگر اينكه مخاطب، مخاطب بىانصافى باشد و بگويد من يقين نكردم و شك و ترديد دارم. اگر مطلبى در مورد امام زمان (ع) در 150 يا 300 يا 600 روايت آمده باشد جاى ترديد براى هيچكس باقى نمىگذارد. مثلاً موضوع ظهور امام زمان (ع) در برخى كتابهاى روايى با حدود 600 روايت آمده است. البته من اين آمارى كه گاهى در بحثم ذكر مىكنم فقط مستند به كتاب منتخب الأثر چاپ قبلى است و چاپ جديد را هنوز مراجعه نكردهام. يك مطلبى اگر 600 روايت دارد ديگر جاى هيچ شك و شبههاى باقى نمىگذارد. در منتخب الأثر حدود 300 روايت نقل شده كه ائمه ما دوازه نفرند و دوازدهمى ايشان امام زمان (ع) است. اينها اصلاً جاى شك و ترديد براى كسى نمىگذارد. بنده اينها را به عنوان محكمات روايات مربوط به امام زمان(ع) نام مىگذارم. ولى شما مىدانيد كه همانطور كه آيات قرآن كريم، محكمات دارد، متشابهات هم دارد. از خود ائمه (ع) ما نقل شده كه در روايات ما هم محكم هست و هم متشابه. اين يك مطلب، مطلب دوم اينكه مسئله مربوط به امامت و حضرت مهدى(ع) يك مسئله عقيدتى است. به صرف اينكه يك يا دو روايت يك مطلبى را بيان كند اگر يقين آور نباشد نمىشود آن را به عنوان يك مطلب مسلمى در رابطه با امام زمان (ع) نقل كرد و نوشت. در مدارك و منابع روايى ما بايد باشد، ولى اگر در جايى مىخواهيم براى تعدادى از شيعيان يا تعدادى از مسلمانان اعم از شيعه و سنى راجع به امام زمان (ع) صحبت كنيم بايد توجه داشته باشيم كه از روايات متشابه استفاده نكنيم. بايد توجه داشته باشيم به رواياتى كه تعدادشان كم است و از حيث سند هم اطمينان بخش نيست و يا معارض دارد تكيه نكنيم. اگر روايتى هست كه معارض هم ندارد و از حيث سند هم تا حدى معتبر است ولى با اصول اسلام و هدف رسول خدا (ص) تناسب ندارد، يا لااقل نمىدانيم تناسب دارد، نبايد در تبيين مطالب مربوط به امام زمان (ع) و تبليغ در مورد آن حضرت مورد استفاده واقع شود. اينگونه روايات بايد در كتابهاى منبع ما باشد و در بحثهاى گسترده هم به عنوان احتمال گفته شود امّا اگر بناست امام زمان (ع) را معرفى كنيم و از امام زمان (ع) بگوييم، اولاً بايد از مسلمات و محكمات چيزهايى كه در روايات هست و اطمينان بخش است استفاده كنيم و ثانياً محكمات و مسلمات را هم به گونهاى بيان كنيم كه از بيان و تبيين ما يك وقت سوء برداشت نشود. مطلب دوم اينكه بسيارى از برداشتهاى غلطى كه از مسايل مربوط به امام زمان (ع) شده است يا معلول اين است كه ما برخى از روايات را كه نبايد مطرح شود مطرح كردهايم و يا معلول اين است كه ما برخى از روايات را كه مطرح كردن آنها خالى از اشكال است به خوبى بيان نكردهايم . در زمان غيبت انديشههاى مختلفى به وجود آمده است؛ بعضىها معتقد شدهاند لازم نيست در زمان غيبت خودسازى كنيم، البته كسانى كه به استناد روايات مربوط به امام زمان(ع) بگويند كه ما در زمان غيبت حتى به خودمان هم نبايد برسيم افراد كمى هستند، ولى بالاخره ممكن است بعضى ،چنين فكر كنند. بعضى، كه البته تعداد آنها نادر است، مىگويند ما بايد كارى كنيم كه گناه زياد بشود. دسته ديگر، كه شايد تعداد آنها زياد باشد، مىگويند نبايد خيلى به فكر اصلاح جامعه باشيم، نبايد خيلى به فكر امر به معروف و نهى از منكر باشيم. افراد ديگرى كه تعداد آنها هم كم نيست، مىگويند اصلاحات، امر به معروف ونهى از منكر، تشكيل حكومت اصلاً لزومى ندارد و ما منتهايش بايد به خودمان برسيم و بايد خودمان گناه نكنيم، خودمان را حفظ كنيم. حال اين پرسش مطرح است كه اينگونه انديشهها از كجا پيدا شده است؟ بنده فكر مىكنم اينها معلول درست بيان نشدن همان مسلمات و محكمات است. در كتاب منتخب الاثر ظاهراً حدود 150 روايت وجود دارد كه در آنها آمده است: »يملا الارض عدلاً و قسطاً (يا قسطاً و عدلاً) كما ملئت ظلماً و جوراً ( بعد ما ملئت ظلماً و جوراً)« اين از مسلمات و محكمات مطالب مربوط به امام زمان (ع) است . جاى هيچ ترديدى ندارد كه امام زمان (ع) وقتى كه بيايند عدالت را بر جهان حاكم مىكنند. امّا اين جمله قبلش آيا درست معنى شده است ؟ آيا اين برداشت درست است كه بايد ظلم و جور در سراسر جهان آنقدر گسترده و زياد بشود كه اصلاً عدالت و خوبى و فضيلت و ارزشها به صفر برسد. بعد حضرت بيايد از صفر قضيه را برگرداند؟ نخست بايد ديد »اين پر از ظلم و جور شدن« معنى اش چيست؟ آن كسى كه مىگويد بگذار من گناه كنم تا حضرت زودتر بيايد حتماً اينطور فكر كرده كه اين گناهى كه الان هست كم است و كافى نيست براى آمدن امام زمان بايد يك قدرى به ظلم بيفزاييم تا زياد بشود. آيا معنى عبارت اين است؟ بنده فكر مىكنم در حال حاضر هم مىتوانيم بگوييم جهان پر از ظلم و جور شده است. چرا نباشد؟ كجاى جهان عدالت آن طور كه بايد حاكم است؟ اصلاً اين جمله »جهان پر از ظلم و جور شده باشد« حتماً يك معنى عرفى دارد؛ زيرا نمىشود اين طور معنا كرد كه بايد عدالت اصلاً نباشد. حتى يك نفر عادل نداشته باشيم تا بگوييم جهان پر از ظلم و جور شده است. الان جهان پر از ظلم و جور است ده سال پيش پر از ظلم و جور بود. خدايش رحمت كناد آيت الله مرحوم حاج شيخ عباس تهرانى يك وقتى همين روايت رابيان كردند و فرمودند اينكه در روايت است »بعد ما ملئت« اين بعد بلافاصله نيست كسى نبايد اين جور فكر كند كه تا پر شد حضرت تشريف مىآورند. نه، جهان پر از طلم و جور مىشود بعد حضرت تشريف مىآورند. ولى فاصله بين پر از ظلم و جور شدن و آمدن حضرت ممكن است صدها سال باشد. كسى نبايد اين جور برداشت كند كه الان جهان پر از ظلم و جور نيست پس بايد ظلم و جور زيادتر بشود. بنده عرض اولم اين است كه بعضى از اين عبارات كه در روايات ما آمده است اول بايد يك قدرى روى آنها دقت بشود اگر كسى عبارت را آن جور معنا كند كه بايد ما به جايى برسيم كه عدالت به صفر برسد، حقيقت به صفر برسد، به معنى واقعى كلمه جهان پر از ظلم و جور بشود تا حضرت بيايد اين با خود روايات نمىسازد. بنده روايات حاوى اين جمله »يملأ الأرض قسطاً و عدلاً« را يك دور نگاه كردم؛ در خود اين روايات شايد بيست روايت هست كه با اين معنا نمىسازد؛ زيرا در خود اين روايات هست كه وقتى حضرت ظهور مىكنند شيعيان حضرت از اطراف جهان به طرف حضرت مىآيند؛ يعنى در همان زمان تعدادى كم يا زياد كه آن روشن نيست؛ مسلمان هستند ، شيعه، موحد، مصلح و اهل انجام وظيفه هستند. در بعضى گفتهها ديدم كه كار به جايى مىرسد كه هيچكس» لإاله الاّ اللّه« نخواهد گفت و آن وقت امام زمان (ع) مىآيد. اين جور نيست كه بايد »لإاله الاّ اللّه « گفتن به طور كلى از بين برود تا حضرت بيايند. فقط بايد عدل حاكم نباشد. بايد ظلم حاكم باشد كه بيشتر هم به حكومتها مربوط است؛ يعنى حكومتهاى جهان وقتى حكومتهاى ظالمانه بودند جهان پر از ظلم و جور است حكومتهاى جهان وقتى اهل گناه و انحراف بودند، وقتى معتقد به خداى متعال و ارزشها نبودند اين تعبير صادق است . اين را بنده به اين دليل عرض كردم كه اشتباه بودن برخى ديدگاهها روشن شود. ديدگاه كسانى كه مىگويند ما نبايد به فكر آماده سازى باشيم . كسانى كه مىگويند ما بايد دست روى دست بگذاريم؛ چون هر چه بيشتر تلاش و كوشش كنيم و در راه صلاح بيشتر قدم برداريم؛ تعداد شيعيان و تعداد آدمهاى صالح بيشتر خواهد شد.
|