|
جهانى شدن از رؤيا تا واقعيت-1 |
|
|
|
۱۴ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 2 اين مؤسسات از آن جهت، با ديگر نهادها تفاوت دارند كه براى دستيافتن به سود و منافع بيشتر و بهرهبردن از اموال و سرمايههاى ديگران، به ارزشهاى والاى انسانى، با عنوان دموكراسى و مردم سالارى پناهنده شده، تا حد امكان از حقيقت طفره مىروند تا مخالفان و دشمنان نتوانند كوچكترين تاثيرى بر آنها بگذارند.7 نتيجه دموكراسى در فضاى سرمايهدارى و جهانى سازى چيزى جز قانع كردن نخبه نماهاى دنيا پرست و رسيدن آنها به منافع و مقاصدشان نيست. وقتى جهانى سازى در ادعاهاى مبتنى بر دموكراسى و اعطاى آزادىهاى خود دروغ بگويد، هرگز نخواهد توانست در مسير تحقق جامعه جهانى واحد كه بر اساس ارزشهاى اصيل انسانى بنا شده باشد قدمى بردارد و در عوض جامعهاى خواهد ساخت كه شديداً به وسايل و ابزار مادى و مصالح گذرا و آنى وابسته است و نتيجهاش به خلاف تصورات وگفتهها چيزى جز هرج و مرج، آشوب، جنگ و تباهى و تار و مار شدن افراد و سرمايهها نخواهد بود.
لغزشگاهها و نقاط ضعف نظريه جهانى سازى آنچه كه به شكل واقعى مىتواند بناى جامعه جهانى را استوار كند توجه به معنويات است، نه ماديات و ابزار و وسايل دنيايى؛ زيرا مشاركت انسانى تكامل يافته، از هماهنگى و سازگارى فرهنگى و تفاهم فكرى ريشه مىگيرد، نه از مبادلات تجارى يا روابط اطلاعاتى و خبرى صرف. به همين علت است كه اين روزها به وضوح مىبينيم اينترنت كه بنا بود ابزار اطلاع رسانى و تقويت ارتباطات باشد، آنقدر كه به انتشار ظلم و فساد و لاابالى گرى و تبادل اطلاعات و معلومات هرزه و بىثمر پرداخته، براى مبادله اطلاعات ارزشمند فكرى و فرهنگى كار بزرگى انجام نداده است . در همين راستا لغزشگاه و پرتگاههاى عميقى را مشاهده مىكنيم كه پس از ابراز نظريه جهانى شدن به اختلافات و تفرقههاى موجود دامن زده و بر مشكلات كنونى مىافزايد. اگر بخواهيم تعبير و تفسير دقيق و صحيحى از علل جدايى و تفرقه در جوامع بشرى و نبود اتحاد وانسجامى چشمگير ميان آنها داشته باشيم بايد به نكات زير توجه كنيم:
1. احتكار و استبداد جهانى هر چند جهانى سازى، به ظاهر شعارهايى را همانند آزادى، دموكراسى، بازارهاى آزاد و حقوق بشر به همراه خواهد داشت، ليكن اگر به آثارش بهخوبى توجه كنيم چيزى جز راهى براى احتكار و تك قطبى كردن تجارت جهانى، رسانههاى خبرى و خبرگزارىها و بهرهبردارى ناعادلانه از نتايج زحمات علمى ديگران نخواهيم ديد. به عبارتى ديگر مىتوان گفت: دعوت به جهانى سازى در حقيقت از اعتبار انداختن دولتها، فرهنگها و اقتصاد كشورهاى مختلف و هموار كردن جادهاى است كه به سيطره ابرقدرتهاى جهانى سازى و شركتهاى بزرگى كه دشمنان دولتهاى دموكراتيك هستند ختم مىشود. همزمان با تمركز سودآورىها در شركتهاى بزرگ، قدرتى جديد و پنهانى و در عين حال قابل رقابت و حتى مسلط بر پارلمان و دولت به وجود مىآيد. به اين دليل كه اين شركتها، موقعيتهاى خطير و حساسى را در دست دارند كه مىتوانند با آنها بهراحتى به اهداف سياسى خود دستيابند و ديگر شركتها را تحت كنترل خود داشته باشند. نكته قابل توجه اين است كه اين شركتها عليرغم صحبتهايى كه معمولاً شنيده مىشوند از اموال دولتى به عنوان سرمايه استفاده كرده و سودهايى را كه از اين طريق عايدشان مىشود به جاى تقسيم در ميان مردم جامعه، شخصاً تصاحب مىكنند.8 شركتهاى وابسته نظام جهانى سازى چنان نفوذ توانمند و مؤثرى در ساقط كردن حكومتها، دگرگونى انقلابها، تشديد قحطىها وپديد آوردن مؤسسات اقتصادى مستقل و خصوصى دارند كه به راحتى مىتوانند جامعه بشرى را به طويلهاى مدرن و محيطى بنده پرور تبديل كنند؛ كه البته به اين منظور از ابزار و رسانههاى عمومى مبلغ مصرفگرايى آنقدر كه بتوانند، استفاده خواهند كرد. پس، هدف جهانى سازى بنده پرورى است و در نظر دارد كه ذرهاى از سود و بهرههاى حاصله از اين جريان را به افراد و جوامع فقير و نيازمند جهان ندهد.9
2. اطلاعات و رسانههاى خبرى، ابزارى براى تسلط و ترويج فساد مدعيان جهانى سازى به پديد آمدن جامعهاى جهانى و بدون مرز بشارت مىدهند؛ استدلال آنها چنين است كه با توجه به قدرت عظيمى كه رسانههاى خبرى از حيث وسعت و سرعت گسترش و انتشار به آن دست يافتهاند، به راحتى مى توانند ميان جوامع مختلف ارتباط برقرار كنند و با اوج گرفتن اين گفتگوهاست كه جامعه واحد جهانى به وجود مىآيد.امّا اشكال اساسى سخن آنها اين است كه سيطره و سلطه مطلق بر رسانههاى خبرى از آن آمريكاست كه او هم ارزشها و سياستها ومصالح خويش را ترويج مىكند. اين قضيه حتى همپيمانان آمريكا را نيز در اروپا نگران كرده و آنها را نسبت به روند جهانىسازى به شك واداشته است. به قول برژينسكى: »قوانين جارى آمريكا اين امكان را فراهم مىآورد كه نظام قانونگذارى آنجا به ديگر كشورها صادر شود، به علاوه اينكه ارگانى است كه عناصر مختلفى را در درون خود جاى داده و سلطهاى اساسى و قاطع با تكيه بر اقتصاد مصرفگرايانه و فرهنگ جمهورى آكنده از احزاب متعدد بر جهان دارد.« 10اساس قدرت آمريكا غلبه بر احوال مردم، بازارهاى جهانى و ارتباطات است به طورى كه 80 درصد از كلمات و تصاويرى كه در جهان منتشر مىشود از آمريكا صادر مىشود.اين سيطره واقعى بر جريان اطلاع رسانى به امريكائيان كمك مىكند سرپرستى جهان را بر عهده بگيرند، و باطن عقلانى كردن جهان به دست نيروها و قواى جديد كارگزاران و سياستمداران چيزى جز اين نيست . سيطره بر تكنولوژى اطلاعات و ارتباطات به ايالات متحده نقش محورى بخشيده و زمينه سلطه افكنى كامل او را بر جهان فراهم مىكند.11 سبك جديد اطلاع رسانى ممكن است پل مادى وسيعى بين جوامع بهوجود آورد كه ارزشهاى مصرف گرايانه و لاابالى مآبانه را منتشر كند، لذا نه تنها نمىتواند موانع نفسانى در راه عمق بخشيدن به ارتباطات فرهنگى را برطرف كند بلكه تا چند وقت ديگر با دفاع جدّى كشورهاى گوناگون دنيا در مقابل خود مواجه خواهد شد؛ زيرا آنها مىخواهند در اين جنگ جديد، اصالت فرهنگى و اقتصادى خويش را حفظ كنند. رشد تصاعدى پديد آمدن برخى مجموعههاى حزبى (داراى بعد ايدئولوژيكى معلوم و مشخص) و استفاده از آنها در قانونگذارىها جهت ارتقاى آنها به گونهاى خاص و معرفى كردن آنها و بسيج نيروها در اين راستا پرسشهاى جديدى را در محدوده فكر و انديشه بينالمللى بهوجود آورده است. 12 ايجاد كانالهاى ارتباطى قوى كه هر روز بيش از پيش ديده مىشود، اهداف حقيقى و پشت پرده غرب را كه تنها به فكر مصالح و منافع خويش است آشكار مىكند. كما اينكه مصوبه اخير كنگره آمريكا براى جلب تجارت هستهاى دنيا شاهدى ديگر بر فداكارى ايالات متحده در مقابل مقدرات اين جهان پر از امنيت و با فرهنگ است و اينكه تمام همّ و غم او سودهاى شخصى و بهدست آوردن بازارهاى اسلحه جهانى است .
3. جهانى سازى و زير پا گذاشتن عدالت اجتماعى براى برپاشدن جامعه جهانى واحد بايد به شكلى جدّى موانع نفسانى و اجتماعى را بر طرف كرد؛ چرا كه آنها همواره شكافهاى عميقى در جسم و جان بشريت به وجود آورده است و اختلافات طبقاتى، نژادى و مليتى ريشه بسيارى از مشكلات و هرج و مرجها و پديد آمدن جنگها و زير پا گذاشتن عدالت و سيطره ظلم و جور است . با اين حال آنچه در عصر جهانىسازى انجام مىشود، زير پا نهادن ارزشها و عدالت اجتماعى آن هم به شديدترين شكل خود در طول تاريخ است. فقرى كه در دهه 90 قرن بيستم ديده شد. در تمام طول تاريخ بىسابقه بود. هم تعداد اين فقرا به اين حد نبوده است و هم شدت فقر. فقر كنونى را مىتوان فقر مطلق به حساب آورد؛ چرا كه شخص فقير از تمام حوائج و نيازهاى حياتى خويش بىبهره است.13 نزديك به 80 در صد جمعيت 4/5 ميلياردى كشورهاى مدعى توسعه و پيشرفت را فقرا تشكيل مىدهند. 1/3 ميليارد نفر محتاج تنها يك دلار هستند تا بتوانند حداقل مايحتاج روزانه خويش را تامين كنند. بيش از 800 ميليون نفر غذاى كافى مصرف نمىكنند و 800 ميليون نفر انسان ديگر نيز وضعيت زندگى شان چندان مطلوب نيست و در اين كشورها حداقل 840 ميليون نفر سواد خواندن و نوشتن را ندارند. در جهان نخبگان و برگزيدگان جهانىسازى امروز، 358 ميلياردر هستند كه مىدانند چطور مىتوان به راحتى با ثروتهاى ديگران ثروتمند شد و مجموع ثروتهاى آنها معادل دارايىهاى 2/8 ميليارد نفر يعنى حدود نيمى از جمعيت زمين است.14 تكيه جهانى شدن بر هر چه ثروتمندتر شدن نخبگان و افراد خاص است به طورى كه ثروت زمين و ساكنان آن بايد نزد اين تعداد محدود متمركز شود. با وجود چنين اختلافات طبقاتى وحشتناكى، آيا مىتوان هيچ ضمانتى در جامعه بشرى يافت؟ مضاف بر اينكه شركتهاى بزرگ، براى شهرت بيشتر در بازارهاى بورس جهانى و به حداقل رساندن هزينههاى خويش، ارزشهاى انسانى را به راحتى پايمال و سركوب مىكنند. اين است كه جهانى سازى در نقش توجيه كاهش خدمات اجتماعى و مزدهاى افراد ديده مىشود. حتى اگر اين بيچارگان بخت برگشته به مرز فقر برسند. امّا به هر حال و به هر شكل ممكن بايد سياستهاى اين شركتهاى اختاپوسى در راستاى نيل به مقاصد و منافع خودشان اجرا گردد. گرايش به جهانى كردن اقتصاد جهانى، باعث سقوط اجتماعى مىشود و نمىتوان آن را گرايش و تمايلى غير انسانى شمرد. چون حقوقها را كاهش مىدهد تا سرمايه داران درمدتى كوتاه به حداكثر سود و مزاياى شخصى دست يابند.15 از همين روست كه نخبگان و شركتهاى بزرگ به دولتها فشار مىآورند تا با خصوصى سازى هر چه بيشتر و بر هم زدن نظام اجتماعى، اقتصادى و قانونى موجود و برداشتن قيود اجتماعى، بهداشتى، گمركى و انسانى كه مانع بهرهكشى بيشتر از انسانها هستند بتوانند با حداكثر سود و حداقل هزينه كل جهان را فتح كنند.
4. فقدان امنيت كاهش عدالت اجتماعى در سايه خوابهاى پريشان و خيالات شوم جهانى سازى، عالم را به مركز جرم و جنايت وناامنى تبديل كرده است. اين از آن جهت است كه بىتوجهى انسان به جنبه عدالت و حقوق نفسانىاش، ابتدا او را به ورطه يأس و نوميدى افكنده و پس از آن براى بهدست آوردن حيثيت برباد رفتهاش مرتكب هر نوع ظلم و جور و ستم، آن هم در سطوح بالا مىگردد. تا وقتى اعتقاد به ايدئولوژىهاى موجود كه مسابقهاى است ميان كالا و سرمايه، وعدههاى بىاساس شفابخشىف بازارها در بستر تجارت سرمايهدارى آزاد و نوين و عمليات از بين بردن حق و شخصيت با كرامت انسان ناشى از محيطى همراه با امنيت اجتماعى، سلامت و بهداشت به انتهاى خود نزديك شود. جهانى شدن كه بعد معنوى و باطنى آن را بهره كشى، منفعت طلبى و سودجويى فردى از هر ارزش انسانى و اخلاقى و بعد ماديش را استفاده از ابزار اطلاع رس color="#CC0000"> پى نوشتها: × اين مطلب ترجمه مقالهاى است با عنوان: »دولة الامام المهدى(ع) و بدائل العولمة؛ محاولة لقراءة مشروع الامام المنتظر على ضوء سلبيات العولمة و هفواتها«، النبأ، ش 39- 40، شعبان و رمضان 1420. 1. العولمة (جهانى شدن)، مالكوم واترز، به نقل از: عالمالفكر، ش 2، 1999 م. 2. عالمالفكر، ش 2، 1999 م. 3. العولمة دراسة تحليلية (بررسى تحليلى جهانى شدن؛ )، عبدالله عثمان و عبدالرؤف اوم . 4. همان . 5. عالمالفكر، ش 2، 1999 م. 6. العولمة دراسة تحليلية. 7. همان . 8. الكذبات العشر للعولمة (دروغهاى ده گانه جهانى شدن)، جيرالد بوكسبرگر. 9. شؤون الشرق الأوسط، ش 77، آوريل 1998 م. 10. العولمة محاولة فى فهمها( جهانى شدن؛ تلاش در راه فهم آن)، ناهد طلاس . 11. همان . 12. همان. 13. عالم الفكر، همان . 14. الكذبات العشر للعولمة. 15. همان .
ماهنامه موعود شماره 30
|