|
۱۴ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 3 همچنين در روايات آمده است در آخر الزمان زنان آسيب زده و آفت زدهاى به وجود مىآيند »تلبس لبسة الرجل« زنانى هستند كه در نوع پوشش عمدتاً گرايش به پوششهاى مردانه پيدا مىكنند و اين مسلماً از يك حالت درونى و حالت روانى ريشه مىگيرد كه زنى بخواهد اطوار و حالتهاى مردانه داشته باشد كه يكى از تجلياتش در نوع پوشش و لباسى است كه آنها استفاده مىكنند. به عبارتى در آخر الزمان مرزهايى كه جدا كننده زن و مرد است عمدتاً برداشته مىشود و نوعى اختلاط فرهنگى و نوعى اختلاط در همه ابعاد از جمله در پوشش بين زن و مرد ايجاد مىگردد. خصوصيت دومى كه در آخر الزمان براى زنان ترسيم شده اين است كه اينها علاوه بر اين پوشش ظاهرى در همه مسايل و در همه حالتها زنانى هستند كه مىخواهند ژست مردانه بگيرند؛ لذا در روايت داريم كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: »لعن الله المترجلات من النساء« خدا لعنت كند آن گروه زنانى را كه در سعى مىكنند حالتهاى مردانه به خود بگيرند. اساساً مىدانيد كه اسلام و قانون خلقت انسانها را به دو دسته زن و مرد با مشخصات اخلاقى و روانى و جسمانى خاصى خلق كرده است و از هر زن و مردى خواسته كه در مدار شخصيتى خودشان حركت بكنند. براى زن و مرد موارد خاصى بر اساس قانون خلقت و فطرتشان مشخص شده است. يكى از مشكلاتى كه مىتواند آسيب اجتماعى كلى ايجاد كند اين است كه زن و مرد از مدار خودشان خارج بشوند. در آخر الزمان زنانى وجود دارند كه از مدار زنانگى خودشان مىخواهند خارج شوند، لذا اين افراد مورد لعن پيامبر اكرم (ص) و لسان خداوند متعال قرار گرفتهاند. مشخصهاى كه براى زنان آخر الزمان وجود دارد اين است كه همچنانكه در مورد مردها گفته شد گاهى كسانى پيدا مىشوند كه يك خود مشغولىهايى بين مردان به وجود مىآورند در بين زنان هم چنين اتفاقى خواهد افتاد و عمدتاً يكى از آسيبهايى كه در آخر الزمان در طايفه زنان اتفاق مىافتد اين است كه زنان تلاش مىكنند كه نظر زنان ديگر را به خودشان جلب بكنند. در روايات داريم كه »يتسمين النساء للنساء« يعنى زنان براى زنان آرايش مىكنند و به جاى اينكه زنى براى شوهر مشروع خودش آرايش بكند و آراستگى خاص براى او داشته باشد. همت برخى زنان در آخر الزمان اين است كه هم جنس خودشان را به سمت خودشان جذب و جلب كنند. مطلب بعدى كه باز در مورد خصوصيات زنان آخر الزمان داريم اين است كه عمدتاً يك نوع فريبايى خاصى در زنان و در حالتهاى آنها به وجود خواهد آمد به شكلى كه در حد قبله براى مردان در خواهند آمد كه البته اين يك حالت تعامل و يك نيروى دو طرفه است كه در مردان و زنان به وجود مىآيد. از طرفى مردانى شيفته مىشوند و خريدار دلربايى زنان به شكلى افراطى در حدى كه در روايات آمده، زنان قبله مردان مىشوند و زنان نيز در اين زمان قبول مىكنند كه قبلهگاه مردان قرار بگيرند و اين يكى از خطرناكترين تعبيراتى است كه در روايات دينى ما وجود دارد. اينكه قبله شدن زنان به چه معنا است شايد معانى گوناگونى داشته باشد. امّا يكى از احتمالات اين مطلب اين است كه قبله شدن زن براى مرد به اين معنا است كه در برابر او كرنش مىكند. در برابر او تواضع مىكند و همچنانكه قبله براى عبادت است، زن هم براى عبادت يعنى محل فروتنى و تواضع و خاكسارى براى مرد قرار مىگيرد. يا اينكه گفته شود قبله مردان زنان مىشوند شايد به اين معنا باشد و اين احتمال دوم باشد كه تمام همت مردان زنان خواهند شد. همچنانكه ما در اسلام داريم كه شما سعى كنيد اعمال خودتان رو به قبله باشد، ممكن است در آخر الزمان براى مردان چنين اتفاق بيفتد كه تمام همتشان زنان و رسيدن به تمنيات و خواسته هاى زنانشان باشد. پس قبله شدن باز يكى از آن حالتهايى است كه براى زنان آخرالزمان دوست داشتنى مىشود و آن چنان فريبايى مىكنند تا مردان در برابر آنها خاكسارترين و متواضعترين افراد باشند. ممكن است كه يك مرد در حد يك عبد در برابر زنش در آخرالزمان خضوع داشته باشد البته دقت بكنيد وجود تفاهم براى زن و مرد مخصوصاً براى زن و شوهر بسيار به جا است. وجود محبت، وجود تعاون خانوادگى مسايلى است معقول و مشروع كه پايههاى خانوادگى را استحكام مىبخشد. امّا بحث از قبله شدن زنان در اين موردى كه زنان و مردان آخرالزمان آن تعادل خاص خودشان را از دست مىدهند و به شكل افراطى دچار هوى و هوس و يك سرى تمنيات كاذب مىشوند. يك بخش از آن آسيبهايى است كه در آخرالزمان زنان دچارش مىشوند. البته باز روايتى داريم كه گاهى زنان به مسايل سوء گرفتار مىشوند و گاهى داريم در روايات كه اگر مردى بخواهد حفاظت و غيرتمندى براى حفظ ناموس خودش به خرج بدهد، مورد سرزنش و عيب قرار مىگيرد. معمولاً مردها دعوت به گسيختگى و بىانضباطى و بىحفاظتى در مورد ناموس خودشان مىشوند و از آنها خواسته مىشود در اين جهت حساسيتهاى خودشان را تماماً از دست بدهند. امّا بحث مهمترى كه خصوصيات عمومى از مردان و زنان و عموم طبقات مردم را مىتواند مشخص بكند و مىتواند متمم اين دو بحث گذشته باشد اين است كه براى عموم زنان و مردانى كه در آخر الزمان وجود دارند اگر مواظبت نداشته باشند و دچار آفت بشوند اين سلسله صفات شمرده شده است. بطور مثال از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمودند »اول ما يرفع من هذة الامة الحياء و الامانة« اولين خصلت اخلاقى كه در آخرالزمان از بين امت من رخت بر مىبندد و دچار مشكل مىشود حيا و حس امانت دارى است. مسئله از بين رفتن حيا يكى از جدّىترين مسايلى است كه در فرهنگ دينى ما و روايات ما به آن تأكيد شدهاست. در نقطه مقابل داشتن حيا يكى از ارزشمندترين ارزشها شمرده شده است. همينطور مسئله امانتدارى يكى از جدّىترين ارزشها و فضايل اخلاقى است كه در فرهنگ دينى ما و در قرآن و در روايات بسيار روى آن تأكيد شده است. آنچه كه از روايت فوق برداشت مىشود اين است كه در دوره آخرالزمان در فرهنگ عمومى مردم خيانت به يكديگر، خيانتهاى مالى و يا ديگر خيانتها يك حالت عمومى پيدا مىكند و وقتى شما به اخلاقيات عمومى مردم مراجعه مىكنيد يكى از صفات عام آنها خيانت كردن به يكديگر خواهد بود. لذا روايت پيش بينى كرده كه يكى از آسيبهايى كه ممكن است امت اسلامى دچار آن شود عمومىشدن خيانت و غش در معامله و يا غش در رفاقتها و ارتباطات است. ممكن است فردى خيانت مالى به شما نكند امّا ممكن است فردى خيانت در ارتباط و خيانت در رفاقت و در آن وظايفى كه نسبت به شما دارد، داشته باشد. در هر صورت پيامبر اكرم (ص) فرمودند: »اول ما يرفع من هذة الامة: الحياء و الامانه« صفت ديگرى كه براى زنان و مردان در آخر الزمان ذكر شده اين است كه مىفرمايد: »استخفوا بالقرآن« يعنى قرآن از فرهنگ خاص مردم در مقام تلاوت و در مقام عمل كردن بيرون مىرود و يك مقدار كمرنگ مىشود. از طرفى »كانت مساجدهم معمورة بالاذان« مساجد اينها به اذان آباد است يعنى هنگام اذان، اذان از آنها پخش مىشود »امّا قلوبهم خالية من الايمان« امّا دل آنها نشانهاى از آثار و علايم ايمان ندارد، نسبت به حق قرآن به حق تلاوت قرآن، به حق عمل به قرآن كوتاهى مىشود و از طرفى مساجد عمدتاً آباديشان در حد گفتن اذان است و دلها خالى از آثار ايمان . مطلب بعدى كه باز در روايات روى آن تكيه شده اين است كه وقتى شما با افراد برخورد مىكنيد كلمات زيبا و حكمتآميزى از آنها صادر مىشود يعنى در مقام گفتار خيلى شيرين و پر معنا صحبت مىكنند امّا وقتى كه به رفتار آنها مراجعه مىكنيد رفتار آنها بسيار زشت و غير مشروع و غير معقول است. يعنى هماهنگى بين گفتار و رفتار در اين دوره نيست. حرفها، حرفهاى معقول و زيبا امّا اعمال، اعمال نا زيبا و مشكل آفرين است. باز از مسايل ديگرى كه ما در اين دوره شاهد آن خواهيم بود و در روايات پيش بينى شده است اين است كه معمولاً مردم مباهات به معصيت مىكنند. افراد آسيب زدهاى پيدا مىشوند كه نه تنها از انجام معصيت خوددارى نمىكنند و ترس از معصيت ندارند بلكه مباهات به عصيان و حكم شكنى خدا دارند. كسانى به وجود مىآيند و در بين جوامع اسلامى حركت مىكنند كه با ارتكاب معصيت خود را بزرگ مىبينند و احساس بزرگى مىكنند. مباهات و افتخار آنها به معصيت است .
|