|
۱۴ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3 مهدى نيلى پور
بحث دومى كه مىشود مطرح كرد اين است كه آيات و روايات را بر اساس يك تقسيم بندى و طبقهبندى مناسب و با توجه به آفتهايى كه براى هر گروه در آخرالزمان ذكر شده بررسى كنيم . جامعه اسلامى تركيبى است از انسانهايى در آن زندگى مىكنند. پس مسلماً آسيبى كه در آخرالزمان اتفاق مىافتد در مردان و زنان آن دوره وجود دارد؛ زيرا آنها جامعه را مىسازند به همين دليل يك مقدار بايد بحث را تفصيلىتر و جزئىتر كنيم. به عبارتى ببينيم در روايات ما براى مردانى كه در آخر الزمان دچار آسيب شدهاند چه نشانههايى ذكر شده است. روايت اول از پيامبر بزرگوار اسلام (ص) نقل شده و بسيار تكان دهنده است. اين روايت يكى از آسيبهاى آخرالزمان را در مردان نشان مىدهد. معمولاً اسلام توقعش از مرد اين است كه حس غيرت دينى و مهابت الهى داشته باشد. در سيره معصومين (ع) وقتى مراجعه مىكنيم به سيماى مبارك خود امام زمان (ع) مىبينيم كه مهابت الهى در چهره آن بزرگوار وجود دارد. يعنى در چهره مبارك امام زمان (ع) در عين ملاحت و شيرينى، نوعى مهابت و ترس الهى هم وجود دارد. يك چهرهاى است كه تركيبى از ملاحت و مهابت در آن ديده مىشود. اسلام توقعش از هر مردى اين است كه نوعى مهابت در سيماى او ديده شود. در آخرالزمان اين گونه است كه طبق روايات اگر شما{P در بين 20 مرد كمتر يا بيشتر، يك يك چهرهها را مورد ارزيابى و شناسايى قراردهى نمىتوانى كسى را پيدا كنى كه در چهره او هيبت و مهابت الهى و آثار ترس از خدا وجود داشته باشد. به عبارت ديگر مقصود از اينكه يك حالت مهابت باشد اين است كه وقتى در چهره انسانى خيره مىشوى رنگ الهى را در چهره او ببينى و انسانهاى گنهكار وقتى كه چنين برخورد بكنند، نوعى فاصله و نوعى هيبت الهى در آن چهره مىخوانند كه معصيت آنها را دور مىكند؛ امّا در چهره مردان آسيب زده آخر الزمان هيچ ترسى از خدا وجود ندارد؛ به طورى كه اهل معصيت خيلى راحت در برابر آنها مرتكب معصيت مىشوند و آنها هيچ عكس العملى نشان نمىدهند و چهرهاى كه در او مهابت فى الله باشد، هيبت الهى باشد اهل معصيت را از معصيت دور مىكند. ما در زندگى اولياء خدا داريم كه انسانهاى گنهكارى با نگاه به آنها از گناه فاصله مىگرفتند از گناه كردن پشيمان مىشدند ولى در دوره آخر الزمان اين طور نيست كه مردانى وجود داشته باشند يا كمتر مردانى وجود دارند يا بهتر بگويم مردان آسيب زدهاى وجود دارند كه اهل معصيت از آنها هيچ خوفى نخواهند داشت . روايت دوم در مورد نشانههاى مردان و خصلتهاى منفى مردان آخر الزمان است از جمله اينكه مىفرمايد »يطيع الرجل زوجته و يعصى والديه« مردان آسيب زده دوره آخر الزمان از اطاعت و احترام والدين دور مىشوند امّا يك گرايش و اطاعت و پيروى صد در صد از همسران خود خواهند داشت. البته به اين معنا نيست كه انسان در مسايل خانوادگى تفاهم نداشته باشد بلكه اشاره به اين مطلب مىكند كه در آخر الزمان مردانى وجود دارند كه صد در صد مطيع زنان خود هستند؛ امّا در برابر پدر و مادر هيچ تواضع و فروتنى ندارند و احترامى براى آنها قائل نيستند. باز روايت ديگر - كه نشانههايى از مردان آفت زده از نظر اعتقادى و اخلاقى را نشان مىدهد مىفرمايد »يكون الرجل همه بطنه و قبلته زوجه و دينه دراهمه« مردان آسيب زدهاى وجود دارند كه تمام همت و عزمشان براى پر كردن شكمهايشان است. به فكر ديگران و معيشت ديگران نيستند فقط همتشان معيشت خود است. زنان آنها قبله آنها مىشوند كه در اينجا »قبلته زوجته« شايد به اين معنا باشد كه آنها يا اهل نماز نيستند به اطاعت از زنانشان يا اگر هم اهل نماز هستند آن قدر براى آنها اطاعت از همسر در هر بعدى از ابعاد مهم مىشود كه گويا اينها رو به خداى خود ايستادهاند و گويا اطاعت از همسر اطاعت از خدا براى آنها به حساب مىآيد و دين آنها پول آنها مىشود. يعنى براى آنها مقدسترين چيز و مهمترين چيز پول و ثروت است . روايت ديگرى است كه حكايت مىكند از اينكه اينها از مرد بودن خودشان خسته مىشوند: »لعن الله مخنثين من الرجال« تعبير روايت اين است كه اينها مخنث مىشوند. يعنى مردانى كه اينها از صفات مردانگى خسته مىشوند و سعى مىكنند كه گرايشها و تمايلات و حالتهاى زنانه را در خودشان ايجاد بكنند. اين گرايشها ممكن است در حرف زدن باشد، ممكن است در آرايش و آراستگى باشد، ممكن است در پوشش باشد، ممكن است در فكر باشد، چون مىدانيد كه در اسلام و در علم روانشناسى ثابت شده زن و مرد داراى خصلتهاى ممتاز از هم هستند. خلقت زن و مرد اقتضا مىكند كه هر يك از آنها مشخصات روحى و روانى خاص خودشان را داشته باشند. در آخر الزمان يكى از اتفاقات شومى كه مىافتد اين است كه مردان مىخواهند بعضى شان از نظر صفت مثل زنان باشند و به قول يكى از علما، مردانى هستند كه از مرد بودن پشيمان و از مردانگى خسته مىشوند. تمايل به صفات زنانگى و نمايشهاى زنانگى در آنها ايجاد مىشود و در نقطه مقابل حتى روايتى هم داريم كه »والمترجلات من النساء« زنانى هم پيدا مىشوند كه اينها خصوصيات مردان را مىخواهند در خودشان ايجاد كنند و مثل مردان پوشش داشته باشند. رفت و آمد داشته باشند و حالاتى كه مخصوص مردان است در آنها زنده مىشود. در هر صورت اين چنين مردانى كه از مخنثين هستند يعنى زن نما مىشوند و نمايش زنانه در زندگى شان ايجاد مىشود مورد لعن خداوند و رسول مكرم اسلام (ع) قرار گرفتهاند. روايت آخرى كه در اين جهت برايتان عرض مىكنم يك هشدار جدّى است براى ما و مىفرمايد: »يتسمين الرجال للرجال و النساء للنساء و يا تميشط الرجل كما تميشط المرأة لزوجها« يكى از مقرراتى كه در دين از نظر اخلاقى به زن و مرد ابلاغ مىشود آراستگى ظاهر است. حتى در امر عبادت آراستگى موجب ترقى پاداش نماز است. مثلاً ما در روايت داريم هنگامى كه شما مىخواهيد قرآن تلاوت بكنيد، مسواك بزنيد چرا كه دهان شما طرق و سبيل قرائت قرآن است. در روايات داريم كه اگر كسى مسواك بزند و معطر بكند خودش را، هر يك از اينها ثواب نمازش را هفتاد برابر مىكند. پس آراستگى در دين مسلم است كه از اصول اخلاقى است. امّا يكى از آفتهايى كه در دوره آخر الزمان براى مردها بوجود مىآيد اين است كه به جاى آراستگى دست به آرايش مىزنند و مرد در اسلام قبيح است كه آرايش بكند. آراستگى با آرايش امر بسيار متفاوتى است. روايتى كه اينجا خدمتتان عرض كرديم اين است »يتسمين الرجال للرجال« در دوره آخر الزمان بعضى از مردها براى مردان ديگر آرايش مىكنند و يا در روايت ديگر مىفرمايد كه بعضى از مردها در دوره آخر الزمان آرايش مىكنند براى ديگران، همچنانكه خانم نو عروسى براى داماد، خودش را آرايش مىكند. اين مسئله يكى از آسيبهايى است كه ممكن است در آخر الزمان گريبانگير مردها و جوانها بشود. چرا اين آسيب است به خاطر اينكه اسلام از مرد روحيات مردانه مىطلبد و آرايش كردن و آنهم به شكل افراطى مسلماً يكى از حالتهايى است كه مىتواند انسان را از جديت و مردانگى ساقط بكند. اگر شما تاريخ اندلس را مطالعه كرده باشيد مىبينيد كه براى فتح اندلس از طرف غرب، يكى از شيوههايى كه غربيان اعمال كردند و توانستند بر سرنوشت مسلمانها حاكم شوند اين بود كه آمدند به جاى آراستگى ، آرايش را در بين مردان عمومى كردند و ترويج دادند و نهايتاً وقتى مردان را به آرايش تشويق كردند و عادت دادند و ديگر كسى نبود كه در برابر آنها مقاومت كنند و بعد به راحتى آنها توانستند بر سرنوشت آندلس حاكم شوند .اين روايت باز يك هشدار است به ما كه مىفرمايد »يمتشط الرجل كما تمتشط الرجل لزوجها« همچنانكه زنى براى شوهر خودش آرايش مىكند، گاه مردانى به وجود مىآيند كه دچار اين آفت مىشوند و چنين آرايش مىكنند و خطرناكتر از اين، اين كه در آخر الزمان مىفرمايد »يتنافس فى الرجل يغارّ عليه من الرجال« يعنى: در آخرالزمان باندهايى به وجود مىآيند كه طرفدار همجنس بازى هستند. مردان، هوسرانىهاى خودشان را به يكديگر اختصاص مىدهند. در اين روايت مىفرمايد »يتنافس فى الرجل« يعنى ممكن است رقابت داشته باشند براى رسيدن به مرد ديگر. و بعد مىفرمايد »يغار عليه من الرجال« يعنى ممكن است دو مرد بر سر مرد ديگرى يا فرد ديگرى با هم غيرت و حسادت داشته باشند و هر يك رقيب ديگرى براى رسيدن آن فرد باشد. گاهى شده است كه ما در بين جوامع اسلامى اين مطلب را مىبينيم كه از طرف غرب با تشكيل باندهايى مشخص و با نام و نشان، گروههايى تشكيل مىشود كه بر اين اساس هدفهايى را دنبال مىكنند. در هر صورت اين هم يكى از مسائلى است كه در روايات به عنوان آسيب و آفت مردها در آخر الزمان وارد شده كه ممكن است مردانى بالاتر از آرايش به مسايل ديگرى هم روى بياورند مانند قوم لوط. اين حالت نبايد در ما ايجاد شود كه در آخر الزمان نسبت به همه بدبين باشيم. زيرا در آخرالزمان دو حركت متضاد از دو گونه مردم در دفاع از دين يا دورى از دين اتفاق خواهد افتاد و ما همه جا را نبايد تاريك ببينيم. در كنار ارتدادها و اين چهرهها و اين سيماهاى آسيب ديده، مردان و زنانى وجود دارند كه مىتوانند با همه شرايطى كه وجود دارد راه حق و دفاع از حق را بپيمايند.
|