spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
 
میزگرد مهدویت و فیلم سازی-2 چاپ پست الكترونيكي
۱۳ بهمن ۱۳۸۳



اشاره :
ترويج، تبليغ و تعميق فرهنگ مهدويت و انتظار نيازمند به‏كارگيرى همه ابزار و وسايل فرهنگى و استفاده از شيوه‏هاى نوين انتقال فرهنگ است و از آنجا كه امروز رسانه‏هاى تصويرى و سينما نقش بسيار مهمى را در انتقال مفاهيم و تأثيرگذارى فرهنگى برعهده دارند، لازم است كه مراكز و مؤسسات فرهنگى فعال در عرصه مهدويت با شناخت قابليت‏ها و توانمندى‏هاى رسانه‏هاى تصويرى از اين رسانه‏ها براى رسيدن به اهداف موردنظر خود استفاده كنند.
با توجه به اين ضرورت مؤسسه فرهنگى موعود با همراهى مركز پژوهش‏هاى اسلامى صدا و سيما اقدام به برگزارى ميزگردى با حضور چند تن از كارشناسان حوزه فرهنگ تصويرى نمود، كه بخش نخست اين ميزگرد در شماره پيشين مجله منتشر شد.
در قسمت دوم اين ميزگرد كه با حضور آقاى محمد نورى‏زاد فيملساز و تهيه كننده صدا و سيما، حجةالاسلام والمسلمين حسين رحيم‏زاده، مدير خدمات رسانه‏اى و پشتيبانى توليد مركز پژوهش‏هاى اسلامى صدا و سيما و آقاى محمدعلى باقرى نويسنده و محقق برگزار شده كارشناسان ديدگاه‏هاى خود را در زمينه چگونگى پرداختن به فرهنگ مهدويت و انتظار در سينما و تلويزيون و همچنين آن دسته از مؤلفه‏هاى اين فرهنگ كه قابليت به تصوير كشيدن دارند، مطرح كرده‏اند.

موعود: كارنامه رسانه‏هاى تصويرى جمهورى اسلامى را در زمينه پرداختن به فرهنگ مهدويت و انتظار چگونه مى‏بينيد و به نظر شما اين رسانه‏ها چه مؤلفه‏هايى را در پرداختن به اين فرهنگ بايد مورد توجه قرار دهند؟

آقاى نورى‏زاد : پس از انقلاب جلساتى با موضوعات متنوع و ارزشى تشكيل شده و با اينكه مى‏توانست نتايج مثبتى هم داشته باشد، متأسفانه بعد از مدتى فراموش شده‏اند، لذا بايد سعى شود اين جلسه واقعاً ضمانت اجرايى شايسته‏اى داشته باشد و تنها به تهيه صورت جلسه يا يكى دو حركت مثبت و چاپ دو تإ؛ پوستر ختم نشود.
تاكنون رسانه‏هاى ما (سينما، تلويزيون و
مطبوعات) به مناسبت‏هاى مختلف در باب مهدويت كارهاى پراكنده‏اى انجام داده‏اند ولى كار خاصى كه توجه مردم را به خود جلب كند، انجام نشده است. براى نمونه در سال 1369، درست سيزده روز قبل از فرا رسيدن نيمه شعبان، از من كه برنامه‏ساز معارف در تلويزيون بودم درخواست كردند در اين فرصت اندك برنامه‏اى تهيه كنم. من گفتم تصويب چنين طرحى به دو ماه وقت نياز دارد كه چون تصميم بر انجام كار داشتند در عرض دو ساعت راه را براى ما هموار كردند. به دنبال آن ما برنامه‏اى را در بين شيعيان سيستان فراهم كرديم كه پس از پخش، همه با خاطره‏اى خوش از آن ياد مى‏كردند.
موارد ديگر تشكيل ميزگردى با حضور اساتيد دانشگاه و يك نفر روحانى در سال 1371 بود كه قرار شد پنج شب قبل از نيمه شعبان هر شب قسمتى از آن پخش شود ولى متأسفانه بخشى از آن كه به تولد امام زمان(عج) تعلق داشت و شايد مناسب‏ترين برنامه براى نيمه شعبان بود، پخش نشد و به جاى آن يك فيلم پليسى پخش كردند. بنابراين به نظر من در تلويزيون به هيچ‏وجه از اين برنامه‏هاى خاص خبرى نيست و اگر چيزى وجود دارد، انگيزه‏هاى كاملاً فردى است. مى‏خواهم بگويم ما هنوز هم به نيمه شعبان نگاهى فراتر از آنگاه سنتى نداريم.
مدت‏ها در اين فكر بودم كه چگونه مى‏توان يك برنامه ناب جهانى براى امام زمان(عج) ساخت؟ چون نگاه‏ها در برنامه‏هاى تهيه شده يا غربى بود يا عربى و يا به شيعه اختصاص داشت. از اين رو وقتى معاونت‏هاى ارشاد عوض شده بودند و آقاى پزشك معاونت سينمايى رابه عهده گرفته بود احساس كردم زمينه مساعد است. سريع نامه نوشتم كه بنده درباره حضرت صاحب(ع) و مسئله انتظار مى‏خواهم يك مستند داستانى بسازم لطفاً همكارى كنيد. هدفم هم اين بود كه اين كار در سينما نمايش داده شود. بعد از مدتى از سينماى تجربى كه تازه آغاز به كار كرده بود خواستند كه با من همكارى كنند و آنها حداكثر با يك كار نيم ساعته سينمايى موافقت كردند كه اميدوارم اين كار هم به خوبى انجام بگيرد و ان‏شاءالله مؤثر و مقبول واقع شود.
الآن در دنيا اتفاقاتى رخ مى‏دهد. در كتاب تاريخ‏اديان مسئله باورهاى خرافى و غير خرافى انسان و اعتقادات انسان‏هايى كه در حاشيه نيل و بين‏النهرين و روم ظاهر شدند و عقيده آنها به عالم پس از مرگ مطرح شده است. اعتقاد به عالم پس از مرگ يك چيز اتفاقى و خرافه‏اى نيست كه رفته رفته ساخته شده باشد. از همان اولين روزها بشر به آخرت معتقد بوده است. در حفارى مقبره‏ها آثارى كشف شده كه نشان مى‏دهد انسان به زندگى جاويد از گذشته‏هاى دور اعتقاد داشته است؛ ولى غرب از اين باور به نفع خود بهره مى‏گيرد.
فيلم »آرماگدون« حادثه‏هاى آخرالزمانى را به نحوى بيان مى‏كند كه شما پس از ديدن اين فيلم احساس مى‏كنيد كه آن مفنجى رهايى‏بخش، جز غرب و آمريكا و تكنولوژى برتر او چيز ديگرى نيست. من معتقدم ما در عين حال كه بايد هوشمندى خود را حفظ بكنيم سؤال بزرگى را نيز بايد در باب مهدويت در رسانه‏هاى خودمان مطرح بكنيم كه هر كس با آن مواجه شد نتواند بدون تأمل بگذرد و براى مدت‏ها در ذهن مخاطب باقى بماند، چنان كه برخى لحظه‏هاى ناب در بعضى فيلم‏ها هيچ‏گاه از ياد نمى‏رود.
من در باب مسئله ظهور فيلمنامه‏اى نوشته‏ام به اسم »فردا چه مى‏شود؟« و در آنجا همين سير اعتقادات بشرى به عالم پس از مرگ را مطرح كرده‏ام. در اين فيلم از شخصيت‏هاى برتر امروز مثل »بيل گيتس« (بزرگترين مدير شركت ديسك و نرم‏افزار رايانه‏اى) سؤال مى‏شود فردا در اختيار چه كسى است؟ اين سؤال به گونه‏اى مطرح مى‏شود كه هيچ كس به راحتى نتواند از آن عبور كند. آيا فردا زيبا و پفر از لطافت است؟ در اين فيلم، »بيل گيتس« يك CD برمى‏دارد مى‏گويد: »فرداى بشر در دست اين است« بعد »راك‏فلر« (سرمايه‏دار بزرگ) در پاسخ سؤال مى‏گويد: »فردا نيز همانند امروز به سرمايه‏داران تعلق دارد.« بالاخره سياستمدارى
فردا را از آن سياستمداران و يك روحانى مسيحى از آن مسيحيت مى‏داند و در پايان آقا (آيةالله خامنه‏اى) در يك سخنرانى با استناد به قرآن فردا را از آن مستضعفين مى‏دانند.
من معتقدم اگر ما بخواهيم ان‏شاءالله به برنامه‏سازى بپردازيم و انگيزه‏هاى خوبى را در دوستان ايجاد بكنيم بايد سؤال يا سؤال‏هاى بزرگى را در ذهن مردم دنيا ايجاد بكنيم و بعد به اين سؤال‏ها پاسخ مناسبى ارايه بدهيم.

موعود : به نظر ما هم صدا و سيما در زمينه تهيه آثارى در زمينه مهدويت آنچنان كه شايسته است فعاليت ندارد بلكه در مقابل كسانى كه در اين زمينه پيش قدم‏اند نيز مقاومت مى‏كند و فكر مى‏كنم ما به جاى درگير شدن با ادارات مختلف يا با دستگاهى مثل صدا و سيما، بهتر است سراغ كسانى برويم كه خارج از اين سيستم علاقه‏مند به همكارى و تهيه آثارى در اين زمينه‏اند. سؤال بعدى ما اين است كه از مباحث تاريخى، فرهنگى اعتقادى و ديگر مباحثى كه در زمينه مهدويت مطرح است، كدام يك را مى‏توان در قالب تصوير عرضه كرد؟

آقاى نورى‏زاد : در مسئله مهدويت، عشق و علاقه يك برنامه‏ساز به مولاى خود، راه را نشان مى‏دهد و لازم نيست كه بگوييم كه از كجا شروع كند. اين موضوع عصاره هستى است كه در نقطه عالى تجلى خواهد كرد. من معتقدم ما بايد برنامه‏سازان را فقط ترغيب به كار در زمينه مهدويت بكنيم نه اينكه بگوييم تنها فلان مقوله را مطرح كن.
ما مى‏توانيم مقوله انتظار را چنين مطرح كنيم كه همه انتظارها به نحوى در گذر زمان مضمحل مى‏شوند به جز انتظارى كه جهت‏دار، فعال و نورانى است و براى
تبيين آن مثلاً در نود درصد پروژه‏ها به مسئله فردا بپردازيم و در ده درصد ديگر به اين مطلب اشاره كنيم كه فردا از نظر ما يك فرداى معمولى نيست كه مثلاً »سازمان سيا« هم بتواند با به كارگيرى پازل‏هاى اطلاعاتى آن را پيش‏بينى كند. در باب انتظار نود درصد به مقوله انتظار بپردازيم و در ده درصد از جوهر انتظار به شكلى اسم ببريم و بگوييم اين انتظار فراتر از انتظارات ديگر است، مضمحل نمى‏شود، سازنده، پويا، زنده با نشاط است و يأس در آن راه ندارد. وقتى گفتيم اين انتظار درخشان، عشق، پول، عبور از كنكور و امثال آن نيست اين سؤال مطرح مى‏شود كه پس چه انتظارى است كه مرگ ندارد و هميشه با نشاط و زنده است؟ من فكر مى‏كنم ما ابتدا بايد به همه اينها به صورت پيش زمينه بپردازيم و بسترسازى بكنيم سپس خود آقا (حضرت مهدى(ع)) را مطرح بكنيم.

آقاى باقرى : در اينجا به دو نكته بايد توجه كنيم: يكى اين كه نقاط قوت خودمان را شناسايى كنيم و ديگر اين كه به نقاط ضعف دشمن و آدم‏هاى بى‏تفاوتى كه در جامعه هستند، پى ببريم. يكى از مسايلى كه در مورد غفلت قرار گرفته است اين است كه دشمن ما را از آنچه دوست داريم، محروم مى‏كند نه اين كه خواسته ما را به ما بدهد. الآن دشمن در صدد است ما را از سلامتى و اقتصاد خود محروم كند. اگر يزيد و معاويه به طرفداران خود بذل و بخشش مى‏كردند الآن شرايط كاملاً تغيير كرده است و دشمن مى‏خواهد چشم، گوش، خواسته، شهوت، هوس و سلامتى ما را از ما بگيرد دليلش هم اين است كه دشمن ما از آسمان بريده و كافر است و كفر يعنى چشم‏پوشى و مخفى كردن نعمت‏ها. امروز دشمن اجازه نمى‏دهد من به خواص داروهاى گياهى كه در كشور هست پى ببرم و سعى مى‏كند من را به خودش وابسته كند.
اگر من سلامتى خودم را دوست دارم، دشمن مى‏خواهد من را از سلامتى محروم كند. امروز ما پنجاه درصد چيزهايى را كه در بازار مى‏خريم براى سلامتى ما ضرر دارند يعنى دشمن سلامتى را ازمن مى‏گيرد. همچنين دشمن با اين علم مدرن زمينه شغل را ز بين مى‏برد و ناامنى شغلى به وجود مى‏آورد و صدها كار ديگر، در اينجاوقتى مى‏بينيم دشمن تمام راه‏ها را بسته است اين سؤال مطرح مى‏شود كه چه بايد كرد؟ پاسخ آن در »انتظار« است. انتظار يعنى چه؟ انتظار يعنى بهترين فكر، بهترين طرح و بهترين عمل. چنين انتظارى ماندنى است. ممكن است بگوييد غرب هم انتظار را مطرح مى‏كند و مى‏گويد عمل ما، فكر ما و طرح ما بهترين است. در اينجا ما فكر و طرح و عمل اورا زير سؤال مى‏بريم و همه شگردهايش را افشا مى‏كنيم تا به بن‏بست برسد. البته خود غرب هم مى‏داند كه آينده‏اى
ندارد و وقتى به بن‏بست مى‏رسد از ما مى‏پرسد كه چه بايد بكند؟
در اينجا پاسخ من با طرح كلى مكتب است. اگر مكتب كامل مطرح نشود من پاسخ ندارم و متأسفانه حوزه در اين پانصد سال اخير مكتب را كامل مطرح نكرده است. ما بعد از دوره رنسانس اگر مجموعه فكرى اسلام را در مقابل مكتب‏هاى ديگر مطرح نكنيم مجبور مى‏شويم جزئيات را مقايسه كنيم. ما ده‏ها طرح بزرگ داريم كه بايد انجام شود و زياد بودن طرح نبايد ما را نااميد كند. ما براى رسيدن به هدف بزرگ خود، بايد سنگرها را يكى يكى فتح كنيم و خدا، معصومين(ع) و ارواح شهدا ما را در اين راه يارى مى‏كنند. الآن ما پزشكانى داريم كه با مقدارى آموزش تئورى و عملى از فوق تخصص‏هاى غرب هم قوى‏تر شده‏اند. ما بايد از دين و مكتب خود استفاده كنيم. اصلاً ريشه اين همه فساد كه در جامعه وجود دارد، كجاست؟ هيچ‏كس حتى كمونيست‏ها و ليبرال‏ها هم فساد را دوست ندارند. ريشه فساد دست كسانى است كه خيلى با وجدان و با شرف‏اند و پيشرفت و ترقى و رفاه را دوست دارند. منتهى از وحى بريده‏اند و استعداد متراكم انسان را روى زمين خلاصه مى‏كنند؛ زمينى كه ظرفيت برخورد با اين استعدادها را ندارد.

موعود: چگونه‏مى‏توان‏مباحث‏پزشكى‏و مقولاتى از اين قبيل را با موضوع مهدويت مرتبط ساخت؟

بايد ديد مردم از دين و ظهور امام زمان(عج) چه توقعى دارند؟ امروز بيمارى‏هاى بسيارى وجود دارد كه پزشكى مدرن نمى‏تواند درمان كند ولى ما معتقديم توصيه‏هاى زيادى در دين ما وجود دارد كه ظالمان نگذاشته‏اند پيامبر(ص) و ائمه‏اطهار(ع) آنها را مطرح كنند و امام زمان(عج) از موضع قدرت به طرح اين مسائل خواهد پرداخت. در همين راستا يكى از برادران اهل سنت دوازده هزار حديث در مورد پزشكى جمع‏آورى كرده است.

آقاى نورى‏زاد : من معتقدم ما در برنامه‏سازى براى آقا (حضرت مهدى(ع)) دو مخاطب را بايد در نظر بگيريم: مخاطب داخلى ما كه از آقا و مسئله آخرالزمان اطلاعات نسبى دارد، مخاطب فرامرزى كه اصلاً مقوله‏اى به اسم اسلام را قبول ندارد چه برسد به اينكه ظهور آقا را هم بپذيرد. در بخش دوم ما بايد با استفاده از تصوير و به طور غير مستقيم حرف‏هاى خود را مطرح كنيم. در فيلمى كه راجع به بوسنى تهيه شده است، كارگردان صحنه‏اى را تدارك ديده است كه در آن شخص بيهوشى را روى نارنجك مى‏خوابانند و هنگامى كه به هوش مى‏آيد چون كسى نمى‏تواند نارنجك را خنثى كند، او را به همان حالت رها كرده مى‏روند. اين صحنه مى‏گويد مردم بوسنى همانند كسى هستند كه روى نارنجك خوابيده و همه (نيروهاى سازمان ملل و چند مليتى) او را تنها گذاشته‏اند.
ما هم مى‏توانيم با پرداختن تمثيلى و كاملاً سمبليك به مسئله امام زمان(عج) ماندگارى اثر را تضمين كنيم و با زبان تصوير كه زبانى آشنا براى همه مردم دنياست، اين مسئله را مطرح سازيم.

حجةالاسلام رحيم‏زاده : درست است كه اگر ما بتوانيم به ادبيات تصويرى دسترسى پيدا كنيم تأثير خودش را روى مخاطب ما مى‏گذارد، اما مشكل ما اين است كه چگونه مى‏توانيم چنين هنرمندانى را پيدا كنيم؟ آيا مى‏توان با انجام برخى كارهاى مقدماتى و تشويق، هنرمندان فعلى را متحول و علاقه‏مند به امام زمان(عج) كرد؟

آقاى نورى‏زاد : يكى از معضلات تلويزيون و سينماى ما سازندگان برنامه هستند كه گاه هيچ اعتقادى به نظام و ارزش‏هاى آن ندارند و برنامه‏هايى را مى‏سازند كه مشكلى را از جامعه ما حل نمى‏كند. در تلويزيون تهيه كننده است كه حرف اول را مى‏زند نه نويسنده، نه كارگردان و نه كس ديگر. تهيه كننده هنرپيشه‏هايى را به كار مى‏گيرد كه با روحيات خودش همخوانى داشته باشد و آنچه را كه خودش مى‏خواهد با هزينه صدا و سيما مى‏سازد. نهايت كارى كه مدير مى‏تواند انجام دهد اين است كه برخى صحنه‏ها را حذف مى‏كند. بنابراين، اين كه شما بخواهيد به نوعى هنرمندان اين كشور را متأثر بكنيد، امر محال است. تصور من اين است كه شما بايد از كسانى كه در »هيأت اسلامى هنرمندان« متمركزند يا افراد »سپاه«، »جهاد« و »روايت فتح« بخواهيد كه به مسئله امام زمان(عج) در فيلم‏ها توجه كنند. عشق به امام زمان(عج) در جبهه‏ها، توجه به امام زمان در عرصه‏هاى سازندگى و يا شعرهايى كه در مورد حضرت سروده شده است، مى‏تواند دستمايه مصارف داخلى را فراهم كند، ولى براى مخاطبانى كه ادبيات تصويرى را بلدند ولى با مفاهيم ما بيگانه هستند، نمى‏توان از چنين مقوله‏هايى بهره گرفت. اين موارد را به اهلش بايد واگذار كرد و نمى‏توان گفت از فلان كارگردان خوب بخواهيم كه براى امام زمان(عج) فيلم بسازد. براى نمونه عرض كنم حدود سال 1369 طرحى براى ساختن فيلم در مورد امام زمان(عج) ارايه شده بود كه براساس آن نماينده‏اى از سازمان ملل براى تحقيق در مقوله معنويت به ايران مى‏آيد و در آنجا با مسئله‏اى به اسم امام زمان(عج) آشنا مى‏شود؛ يعنى براى طرح امام زمان(عج) هم به نوعى مسئله را با سازمان ملل ارتباط مى‏دهد. اين است كه من اصرار دارم سراغ اهل انقلاب برويم و معتقدم ديگران يا اين بار را بر روى زمين خواهند گذاشت يا به جاى ديگرى خواهند برد.

آقاى باقرى : ما نمى‏توانيم به اين همه تهيه كننده بى‏تفاوت باشيم، بلكه بايد با گوشزد كردن نقاط ضعفشان از آنها در تهيه كارهاى تلويزيونى استفاده كنيم. آنچه »راك‏فلر« به عنوان معشوق و آرزو و ايده‏ها انتخاب كرده بود، الآن همه مى‏دانند كه سراب و دروغى بيش نيست و همه آنها را مى‏توان زير و رو كرد و معشوق محبوب‏ترى را معرفى كرد، تا آن معشوق كوچكشان خرد شود. من معتقدم ما بايد دست دشمن را رو كنيم، منتها با شيوه‏اى خاص.

آقاى نورى‏زاد : اصلاً زاويه نگاه بايد چنان بديع باشد كه همه اين قضايا تحت‏الشعاع قرار بگيرد. فيلمى را گروه »روايت فتح« ساخته است به نام »آقا سيدجلال« و داستان جانبازى را دنبال مى‏كند كه با آن كه دو چشم، يك پرده گوش و يك پا ندارد، شاگرد اول دانشگاه تهران است و مديريت يك كارخانه بزرگ دستگاه آبيارى بارانى را به عهده دارد.
اين فيلم را براى جشنواره‏اى در ايتاليا فرستادند منتها فيلمى اول شناخته شد كه »ميراكر« (آينه) نام داشت و در آن سه پروفسور با هيپنوتيزم و تلقين به آدم‏ها اميد مى‏دادند و مداوا مى‏كردند. بنابراين، اگر شفا گرفتن چند نفر با توسل به امام زمان(عج) را به صورت فيلم درآوريم، در مقابل غربى‏ها هم از اين موارد زياد دارند؛ مثل فيلم »آهنگ برنادت« كه در آن اينگونه شفا گرفتن‏ها بسيار مطرح شده است.

آقاى باقرى : مقصود از شفا گرفتن فقط شفاى جسمانى نيست. رنج‏ها و مشكلات زيادى در زندگى وجود دارد كه بايد آنها را تحمل كرد و اسلام هم نيامده است تا آنها را از بين ببرد، بلكه اسلام مى‏خواهد كه انسان را توسعه بدهد تا از رنج‏ها لذت ببرد. اسلام به اين رنج‏ها جهت خدايى مى‏دهد پس ما نبايد اين توقع را ايجاد كنيم كه هر كس آنجا برود شفا پيدا مى‏كند. انسان وقتى با آنجا آشنا مى‏شود، با وسعت وجودى خودش آشنا مى‏شود و وقتى به وسعت وجودى خود پى برد، تحمل اين وضع برايش عادى مى‏شود و مى‏داند كه با تحمل اين رنج مى‏تواند در راه خدا خدمت بزرگى كند؛ نه اينكه از همه چيز قهر كند. من كسانى را سراغ دارم وقتى با جمكران آشنا شدند ديگر در كاسبى خود تقلب نمى‏كنند و از حرص زدن و اعصاب خردى راحت شده‏اند. يا ديگر با زن و بچه‏اش مشكل ندارد و اختلاف بين زن و شوهر حل شده است.
همچنين پى بردن به اين مسائل، محدود بودن علمى انسان را نشان مى‏دهد. ما دو علم داريم: علم اسلامى و علم غيراسلامى. علم غيراسلامى كه همه‏اش به ضرر انسان است و نمى‏تواند كارى انجام بدهد و علم اسلامى را هم كسى بايد باز كند تا بتوان استفاده كرد.
اين علم، علمى است كه به وحى متصل است. مثلاً در دعاى كميل داريم: »اللّهم اغفرلى الذّنوب الّتى تنزل النقم، اللهم اغفرلى الذنوب التى تغير النّعم، اللهم اغفرلى الذنوب التى تحبس الدّعاء«. آن چه گناهى است كه وقتى از من صادر مى‏شود نعمت را تغيير مى‏دهد؟ آن كدام گناه است كه تأثير اين گياه را در من از بين مى‏برد؟ چه گناهى انسان را با نظم حاكم بر هستى درگير مى‏كند و نمى‏گذارد دعا به جايى برسد (تحبس الدّعا)؟ چه گناهى است كه باعث مى‏شود طبيعت در مقابل من عكس‏العمل نشان دهد (تغيرالنعم)؟ اينها چيزهايى است كه اسلام مرا راهنمايى مى‏كند و مقدارى را كه نمى‏فهميم بايد از معصوم بپرسيم؛ معصومى كه به همه عالم احاطه علمى دارد.

موعود : جناب آقاى باقرى شما در مورد مخاطبى گفت و گو مى‏كنيد كه قبلاً برخى مسايل از جمله مسئله مجردات و شناخت امام معصوم برايش حل شده است، امّا بحث ما در مورد هشتاد - نود درصد مردم جهان است كه گرفتار عقل تجربى‏اند و هيچ مقدمه ذهنى در اين مسايل ندارند. براى اين افراد از چه مجرايى بايد وارد شد و فيلم تهيه كرد؟

آقاى باقرى : ما عمومى برخورد مى‏كنيم چنان كه پيامبر اسلام(ص) عمومى برخورد كرد و همه را مخاطب خود قرار داد. در قالب داستان مى‏توان به كسى كه مقدسات را محترم نمى‏شمارد گفت: تو با اين همه مدرك كه از دانشگاه‏ها گرفته‏اى و ادعاى روشنفكرى مى‏كنى، در برابر اين معارف بى‏سواد هستى.

آقاى نورى‏زاد : ممكن است پزشكى كه از لحاظ مالى و علمى در موقعيت خوبى قرار دارد احساس كند اصلاً نيازى به امام زمان(عج) ندارد. چنين كسى مى‏گويد من صحيح و سالم‏ام و علاوه بر تربيت دانشجو، مريض‏هاى زيادى را مداوا مى‏كنم و اصلاً مشكلى ندارم كه به فرداى بهتر چشم بدوزم. در نظر نگرفتن اين مسائل موجب مى‏شود برنامه‏هاى خاصى تهيه شود و به جاى صحبت كردن و ايجاد ارتباط صحيح با مخاطب، فقط شعار بدهيم. ما بايد مخاطبانى را هم مدنظر داشته باشيم كه از لحاظ علمى از فلسفه غرب و شرق مطلع‏اند و از لحاظ موقعيت اجتماعى در جايى مثل سازمان ملل به سر مى‏برند؛ موقعيتى كه همه آرزوى خود را در آنجا متجلى ببينند. ما بارها به دوستان گفته‏ايم نبايد موقع تهيه برنامه احساسمان اين باشد كه كسى نمى‏فهمد؛ لذا هر نقيصه‏اى را از برنامه‏هاى خود بايد دفع كنيم. ما بايد احساس كنيم مخاطبان ما مغزهاى عالم اقتصاد، سياست و معارف‏اند. به نظر من فيلم‏سازانى موفق‏اند كه مخاطبان خود را فهيم مى‏دانند.
حجةالاسلام رحيم‏زاده : ما بايد پرده غفلت را با شناختى كه براى يك آدم غافل فراهم مى‏كنيم، دفع كنيم. فرض اين است كه بيننده ما هر مقامى دارد به اين موضوع ترتيب اثر نمى‏دهد. الآن نه آمريكا بلكه در كشور خودمان عده‏اى به رفاه و آسايش نسبى دنيايى‏رسيده‏اند و اصلاً به اين مسائل توجه ندارند. به نظر من‏طرح مسئله مهدويت در اين زمان نسبت به بيست سال پيش سخت‏تر شده است و به سادگى نمى‏توان اين‏گونه افراد را اصلاح كرد و متوجه مسائل مهدويت نمود.
سؤال اين است كه ما چگونه مى‏توانيم هنرمند را به نقطه‏اى برسانيم كه با صرف‏نظر از مشكلات موجود در جامعه، سخن ما را بپذيرد و بخواهد انتقال دهد. اين مسئله مهمى است كه ما در آن مشكل داريم.

آقاى باقرى : اين مسائل قابل حل است، چون انتظار به مستضعفين تعلق دارد؛ مستكبرين، كفارند و درصدند حق را بپوشانند. الآن يهودى‏هاى سرمايه‏دار بيمارى را كه با يك گياه دارويى و به سادگى قابل درمان است، درمان نمى‏كنند تا بتوانند ميليون‏ها دلار از اين طريق پول به دست آورند. ما نمى‏خواهيم چنين كسانى را اصلاح كنيم. اصلاً چنين فردى نمى‏خواهد منتظر باشد چون مى‏داند اگؠ

موعود شماره 32

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.