|
استقبال آيتالله صافي از شعر «قيصر امينپور» |
|
|
|
۱۰ آبان ۱۳۸۶ |
|
آيتالله صافي گلپايگاني در تجليل از «قيصر امينپور»، با سرودن شعري از يكي از اشعار اين شاعر اقتباس و استقبال كرده است.
به گزارش خبرگزاري فارس، در پي ارسال نامهاي به محضر آيتالله صافي گلپايگاني كه در بخشي از آن اشعاري از قيصر امينپور، درج شده بود، اين مرجع تقليد، از شعر امام زماني وي تجليل و به اقتباس و استقبال از شعر وي رفتهاند. متن نامه و شعر اين مرجع تقليد، بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم در پشت نامه استفتاء، سه بيت شعر شيوا و غرّا مرقوم بود كه از شوق و شور و اشتياق سراينده و نويسنده به آستان فرشته پاسبان آقا حضرت صاحب الزمان، ارواح العالمين له الفداء، حكايت داشت:" طلوع ميكند آن آفتاب پنهاني ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني دوباره پلك دلم ميپرد،نشانهي چيست؟ شنيدهام كه ميآيد كسي به مهماني كسي كه سبزتر از هزار بار بهار كسي، شگفت كسي آن چنان كه ميداني
حقير (آيت الله صافي) نيز در اقتباس و استقبال از اين اشعار، ابياتي را سروده و تقديم داشتم. اميد است به شرف و افتخار قبول، نايل شود.ان الهدايا علي مقدار مهديها.
زهى جمال رخش كرده پرتو افشانى به ماه چارده و آفتاب رخشانى زهى ولى خدا قطب عالم امكان جهان جود و كَرم پيشواى يزدانى ظهور قدرت دادار حجت بن حسن كه ظاهر است از او كبرياى سبحانى نجات امت مظلوم و خلق مستضعف اميد مردم محروم و فيض رحمانى سپهر مجد و شرف، شمس آسمان جلال جمال غيب ابد، شاه مُلك امكانى اگر چه پر شده عالم ز فتنه و ز فساد مسلطاند به دنيا جنود شيطانى به نام صلح و دموكراسى و وطن خواهى زنند ضربه به شخصيت مسلمانى گرفته است بشر راه انحراف و خطا به هر مكان نگرم تيره است و ظلمانى بگيرد ار همه اقطار، محنت ايام شب فراق شود هر چه بيش طولانى بمان به جا و مشو نااميد چون آيد امام و منجى كل، مقتداى پايانى سليل احمد مرسل همان كسى كه خدا عطا نموده به او منصب جهانبانى جهان، نجات دهد از فساد و استكبار دوباره زنده كند راه و رسم انسانى در آورد همگان زير پرچم اسلام نظام، مي نبود جز نظام قرآنى ظهور مىكند و مىكند اساس ستم كند زمين و زمان را ز عدل نورانى امير معدلت آيين و معدلت گستر دهد نجات همه خلق از پريشانى خوش آن زمانه و آن روزگار و آن ايام خوش آن حكومت و آن عدل و عصر روحانى
|