|
۱۳ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 2 مهدی نیلی پور
اشاره : در قسمت اول گفتيم كه معصومين(ع) پيشگويىهايى درباره آخرالزمان داشتند و به اين وسيله به بيان حوادث و ويژگىهاى مردم در آن دوران مىپرداختند كه مىتوان از آنها براى شناخت آسيبهاى اجتماعى يارى جست. پس از تبيين ضرورت و ابعاد موضوع در بخش پيشين در اين شماره نويسنده جزيىتر و دقيقتر به اين مطلب مىپردازد.
الف - مردان آسيب ديده در آخر الزمان : جامعه اسلامى تركيبى است از انسانهايى كه در آن زندگى مىكنند، اعم از مردان و زنان. پس مسلماً آسيبى كه در آخرالزمان اتفاق مىافتد هم در مورد مردان صادق است و هم زنان. در اين جا مىخواهيم ببينيم در روايات ما براى مردانى كه در آخر الزمان دچار آسيب شدهاند چه نشانههايى ذكر شدهاست. روايت اول كه بسيار تكان دهنده است، از پيامبر بزرگوار اسلام(ص) نقل شده است. به عنوان مقدمه بگوييم كه معمولاً اسلام توقعش از مرد اين است كه حس غيرت دينى و مهابت الهى داشته باشد. اطلاعات رسيده حاكى است كه در سيماى مبارك خود امام زمان(ع) هم مهابت الهى وجود دارد. يعنى در چهره مبارك امام زمان (ع) در عين ملاحت و شيرينى، نوعى مهابت و ترس الهى هم وجود دارد. و تركيبى از ملاحت و مهابت در آن ديده مىشود. امّا در آخرالزمان بنابر آنچه از روايات به دست مىآيد اگر شما در بين 20 مرد كمتر يا بيشتر، چهرههايى را مورد ارزيابى و شناسايى قراردهيد نمىتوانيد كسى را پيدا كنيد كه در چهرهاش هيبت و مهابت الهى و آثار ترس از خداوند وجود داشته باشد. آنچه كه در سيماى اولياى الهى مشهود است. امّا در چهره مردان آسيب ديده آخرالزمان، هيچ ترسى از خدا وجود ندارد، اهل معصيت خيلى راحت در برابرشان مرتكب معصيت مىشوند و آنها هم هيچ عكسالعملى از خود نشان نمىدهند روايت دوم درباره نشانهها و خصلتهاى منفى مردان آخرالزمان مىفرمايد »يطيع الرجل زوجته و يعصى والديه« مردان آسيب ديده دوره آخرالزمان از اطاعت و احترام والدين دورى مىكنند. در عين حال يك گرايش و اطاعت و پيروى صد در صد از همسران خود در رفتارشان ديده مىشود. البته منظور اين نيست كه انسان بايد در مسايل خانوادگى تفاهم نداشته باشد، بلكه اشاره به اين مطلب است كه در آخر الزمان مردانى وجود دارند كه صد در صد مطيع زنان خود هستند و در برابر پدر و مادرشان هيچ تواضع و فروتنى ندارند و احترامى براى آنها قايل نيستند. باز روايت ديگر - كه برخى آفتهاى اعتقادى و اخلاقى مردان آسيب ديده اين دوره را نشان مىدهد - مىفرمايد: »يكون الرّجل همّه بطنه و قبلته زوجه و دينه دراهمه«: مردان آسيب ديدهاى وجود دارند كه تمام همت و عزمشان براى پر كردن شكمهايشان است و اصلاً به فكر معيشت ديگران نيستند. هممسرانشان قبله آنها مىباشند. »قبلته زوجته« شايد به اين معنا باشد كه آنها اگر هم اهل نماز هستند آن قدر براى آنها اطاعت از همسر در هر بعدى از ابعاد مهم مىشود كه گويا اين زنها، خداى مردان خود شدهاند و براى آنها اطاعت از همسر اطاعت از خدا به حساب مىآيد؛ و دين آنها هم پولشان مىگردد. يعنى براى آنها مقدسترين و مهمترين مسئله پول و ثروت است. روايت چهارم هم از اين حكايت مىكند كه مردان از مرد بودن خودشان خسته مىشوند: »لعناللَّه المخنّثين من الرجال«. تعبير روايت اين است كه اينها از صفات مردانه خود خسته شده و سعى مىكنند كه گرايشها، تمايلات و حالتهاى زنانه را در خودشان نمايان بكنند. اين گرايشها ممكن است در حرف زدن، آرايش و آراستگى، طرز پوشش باشد، و يا تفكر باشد. خلقت زن و مرد اقتضا مىكند كه هركدام از آنها مشخصات روحى و روانى خاص خودشان را داشته باشند، امّا در آخر الزمان يكى از اتفاقات شومى كه مىافتد اين است كه بعضى از مردان مىخواهند از نظر صفات مثل زنان باشند و به قول يكى از علما، مردانى هستند كه از مرد بودن پشيمان و از مردانگى خسته مىشوند. تمايل به صفات زنانگى و نمايشهاى زنانگى در آنها ايجاد مىشود و در نقطه مقابل هم حتى روايتى داريم كه »والمترجَّلات من النّساء« زنانى هم پيدا مىشوند كه اينها مىخواهند خصوصيات مردان را در خودشان ايجاد كنند و مثل مردان بشوند. به هر صورت اين مردان مخنث هستند و زننما كه نمايش زنانه در زندگى شان ايجاد مىشود مورد لعن خداوند و رسول مكرم اسلام (ع) قرار گرفتهاند. روايت آخرى كه در اين بخش برايتان عرض مىكنم يك هشدار جدّى است براى ما كه مىفرمايد: »يتسمن الرجال للرجال و النساء للنساء« و »يايتمشط الرجل كما يتمشط المرأة لزوجها«. يكى از آدابى كه در دين از نظر اخلاقى به زن و مرد ابلاغ شده آراستگى ظاهر است. حتى در امور عبادى آراستگى موجب فزونى ثواب آن است. مثلاً در روايت آمده است هنگامى كه مىخواهيد قرآن تلاوت كنيد، مسواك بزنيد؛ چرا كه دهان شما طريق و سبيل قرائت قرآن است. در روايات داريم اگر كسى مسواك بزند و يا خودش را معطر بكند، هر كدام از اينها ثواب نمازش را هفتاد برابر مىكند. پس مسلم است كه آراستگى از اصول اخلاقى و دينى است. امّا يكى از آفتهايى كه در دوره آخر الزمان براى مردها بهوجود مىآيد اين است كه به جاى آراستگى دست به آرايش مىزنند آراستگى با آرايش امر بسيار متفاوتى است و يا در روايت ديگر مىفرمايد كه بعضى از مردها در دوره آخرالزمان خود را براى ديگران آرايش مىكنند، همانند نو عروسى كه براى داماد خودش را آرايش مىكند. اين مسئله يكى از آسيبهاى جدى است كه ممكن است در آخر الزمان گريبانگير مردها و جوانها بشود. از اين جهت آسيب به شمار مىرود كه اسلام از مرد روحيات مردانه مىطلبد و آرايش كردن و آنهم به شكل افراطىاش مسلماً يكى از حالتهايى است كه مىتواند انسان را از جديت و مردانگى ساقط بكند. اگر شما تاريخ اندلس را مطالعه كرده باشيد مىبينيد كه براى فتح اندلس از طرف غرب، يكى از شيوههايى كه غربيان اعمال كردند و توانستند به كمك آن سرنوشت مسلمانهاى آنجا را عوض كنند اين بود كه آمدند به جاى آراستگى، آرايش را در بين مردان عمومى كردند و ترويج دادند و نهايتاً وقتى مردان را به آرايش تشويق كرده و عادت دادند و ديگر كسى نبود كه در برابر آنها مقاومت كند و بعد به راحتى آنها توانستند بر سرنوشت آندلس حاكم شوند. اين روايت يك هشدار است كه نبايد به سادگى از آن گذشت. آفت خطرناكتر، اين كه در آخر الزمان »يتنافس فى الرّجفل يغارّ عليه من الرّجال« يعنى در آخرالزمان باندهايى به وجود مىآيند كه طرفدار همجنس بازى هستند و در اين راستا مردان، هوسرانىهاى خودشان را به يكديگر اختصاص مىدهند. روايت مىفرمايد كه »يتنافس فى الرجل«؛ يعنى ممكن است با هم رقابت داشته باشند و بعد مىفرمايد: »يغّار عليه من الرّجال«؛ يعنى ممكن است دو مرد بر سر مرد ديگرى يا فرد ديگرى با هم غيرت و حسادت داشته باشند و هر يك رقيب ديگرى براى رسيدن آن فرد باشد. گاهى شده است كه ما در بين جوامع اسلامى اين مطلب را ديدهايم كه از طرف غرب با تشكيل باندهايى مشخص و با نام و نشان، گروههايى تشكيل مىشود و بر اين اساس هدفهايى را دنبال مىكنند. در هر صورت اين هم يكى از مسايلى است كه در روايات به عنوان آسيب و آفت مردها در آخر الزمان وارد شده كه ممكن است مردانى بالاتر از آرايش به مسايل ديگرى مانند قوم لوط روى بياورند. البته نبايد نسبت به همه آنها كه در آخرالزمان زندگى مىكنند بدبين باشيم؛ چرا كه در آخرالزمان دو حركت متضاد از دو گونه مردم در دفاع يا دورى از دين اتفاق خواهد افتاد در واقع همه جا تاريك نيست در كنار ارتدادها و اين چهرههاى آسيب ديده، مردان و زنانى وجود دارند كه مىتوانند با تحمل شرايط موجود در آن زمان راه حق و دفاع از حق را بپيمايند.
|