|
گزارشي از برگزاري بيست و دومين نشست موعود |
|
|
|
۰۱ آبان ۱۳۸۶ |
 همزمان با آخرين پنجشنبه مهرماه (بيست و ششم) بيست و دومين نشست از سلسله نشستهاي فرهنگ مهدوي با موضوع از جنگهاي صليبي تا فرقهسازي معاصر با سخنراني استاد اسماعيل شفيعي سروستاني برگزار شد.
در ابتداي اين نشست پس از تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد و دعاي سلامتي امام زمان(ع)، حاضران از اشعار مهدوي شاعر گرانقدر، جناب آقاي كاظم جيرودي مستفيض شدند.
سپس سخنران محترم به ايراد سخنراني در موضوع مطرح شده پرداختند كه به طور خلاصه به برخي از مهمترين محورهاي بررسي شده در اين نشست اشاره ميكنيم:
غفلت از تاريخ و نقاط عطف در ميان ما باعث: 1. فراموشي نمونهها و الگوها 2. فراموشي عبرتگاهها و تجربهها 3. تكرار پرخسارت تجربههاي قبلي 4. گم شدن ردّ جريانات و حوادث 5. و غفلت از هويّت و سابقه فرهنگيمان شده است.
حال آنكه غرب با سوءاستفاده از اين حوادث و نقاط عطف:
1. تجربهها و نقاط عطف را، تازه نگه ميدارد. 2. تحريف ميكند 3. به نفع خود بازسازي ميكند 4. قهرمان جعلي ميسازد 5. چهره انساني و اسطورهاي از خود ميسازد 6. و برداشت و رنگ امروزي به گذشته ميدهد.
شايد بتوان عوامل محرّك اروپا براي ورود به عصر جديد (طي 400 سال گذشته) را در 3 عامل خلاصه كرد:
1. جنگهاي صليبي 2. حكومت اسلامي اندلس 3. كشف امريكا
اوّلين موضوع مورد بررسي در اين نشست، جنگهاي صليبي بود. استاد علل انتخاب جنگهاي صليبي را به عنوان نقطه عطف چنين برشمردند:
1. اين جنگها، سرآغاز كينجويي غرب مسيحي با جهان اسلام است 2. سرآغاز تأسيس جريانهاي مخفي ماسوني در غرب و پس از آن در جهان اسلام است 3. سرآغاز كشمكش بزرگ براي تصرف بيتالمقدس و تأسيس معبد سليمان تا امروز است 4. سرآغاز شكلگيري جريان پنهان يهودي و صهيونيستي در هيأت مسيحي و صليبي است 5. و سرآغاز بيداري غرب مسيحي پس از قرون وسطي است.
جنگهاي صليبي، جرياني بود كه به نام خدا و براي جهاد با كفّار (مسلمانان) و به نام ظهور مجدّد مسيح در فلسطين از سوي پاپ سيلوستر كه سوار بر الاغي با لباسهاي پاره و ژوليده حال و صليب به دست شهر به شهر تمام غرب مسيحي را براي جنگ مقدّس دعوت ميكرد؛ شكل گرفت.
در حالي كه جهان غرب همه در تلاش براي جنگي عظيم بودند، در شرق همه بيخيال و حتي به حرفهاي قاضي ابوسعيد هروي كه آنها را به بيداري دعوت مينمود، نيز توجهي نكردند و همين غفلت از خصم، دم غنيمتداني و اشتغال اميران به دنيا و تشتت ميان اميران بلاد اسلامي، عامل شكست آنها در اين جنگها گرديد.
صليبيون با شعار جنگ عادلانه و جنگ مقدّس (همين شعاري كه امروزه هم مورد استفاده آنهاست) به ممالك اسلامي حمله كردند و انگيزههاي پنهاني داشتند كه ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1. غارت سرزمينهاي ثروتمند شرق اسلامي 2. شكست رقيب انتخاباتي 3. خلاصي از دست شواليههاي مزاحم 4. و تصرّف قدس
پاپ براي مجاهدان صليبي امتيازاتي در نظر گرفته بود كه محرّك آنها براي شركت در اين جنگ به اصلاح مقدس بود:
1. عفو تمامي گناهان گذشته 2. معافيّت از پرداخت عوارض مالكانه و صدقههاي ديني 3. مصونيّت عائله و اموال آنها تا خاتمه جنگ 4. تنبيه و تكفير كساني كه مجاهدان را تحقير و مسخره كنند.
صليبيون تا رسيدن به بيتالمقدس اقدامات وحشيانه بسياري انجام دادند كه كشتن چهل هزار نفر در سه روز و قطعه قطعه كردن و سوزاندن آنها نمونه كوچكي از آنهاست و به گفته ريموند آو (يكي از صليبيون): حداقل خونهايي كه در معبد سليمان جاري شد تا به بالاي زانوهاي افراد بالا آمده بود.
نتايج حاصله از جنگهاي صليبي براي غرب را ميتوان چنين بيان نمود:
1. غارت ثروتهاي سرزمينهاي اسلامي 2. تجربه وحدت در برابر دشمن مشترك در هنگام تفرقه و تشتت 3. آگاهي از شرق و فرهنگ و شكوه اسلامي 4. كسب علم، فن، تمدن و فرهنگ 5. تضعيف دول اسلامي 6. 200 سال جنگ با 9 دوره خونين 7. تأسيس حكومت لاتيني در بيتالمقدّس 8. بروز اتحاد در ميان ساكنان مسيحي اروپا و دستيابي به هويّت معين و احساس واحد
بالاخره 88 سال پس از پايان جنگهاي صليبي در سال 1187 ق. بيتالمقدّس به دست سردار شجاع مسلمان ـ صلاح الدين ايوبي ـ يكي از كردان غيور ايراني، آزاد شد.
با مطالعه دقيق تاريخ ميتوان دريافت كه ميان حمله مغولان از شرق به كشورهاي اسلامي و جنگهاي صليبي ارتباط نزديك وجود داشت: 1. مادر و همسر و سردار بزرگ هلاكو، مسيحي بودند. 2. فرزند هلاكو ـ اياقاخان ـ با دختر امپراتور روم شرقي ازدواج كرده بود. 3. فرزند هلاكو، با پاپ و پادشاهان فرانسه و انگليس عليه مسلمانان متحد شده و به شام لشكر كشيد. 4. ارغون خان ـ نوه هلاكو ـ به وسوسه وزير يهودياش ـ سعد الدوله ابهري ـ در انديشه حمله به مكّه و تبديل آن به بتخانه بود.
موضوع دومي كه مورد بحث واقع شد، فتح اندلس بود كه روزشمار آن چنين است:
1. عبور مسلمانان از جبل الطارق (711 م ـ مقارن 91 ق) 2. استقرار دولت اموي در قرطبه (755 م ـ مقارن 137 ق) 3. پايان كار اندلس (1105 م ـ 498 ق)
مسلمانان به مدت 350 سال در شبه جزيره اسپانيا حضور داشتند و اين باعث آزار مسيحيان بود و آنها همواره به دنبال راه چارهاي براي اين معضل بودند كه بالاخره توسط پيشنهاد يك امير خائن مسلمان به هدف خود رسيدند. آن خائن منافق گفت: «با مسلمانان قرارداد صلحي ببنديد و در آن 3 بند قرار دهيد:
1. آزادي دين (كه مسلمانان به اساتيد احترام ميگذارند) 2. فتح باب تجارت (آزادي عيش و نوش) 3. آزادي تعليمات و آموزش (تعليم افكار خود به مسلمانان)
ميتوان اقدامات مسيحيان عليه مسلمانان را در اندلس چنين برشمرد:
1. تأسيس تفرّجگاه قرطبه با حضور دختران مسيحي 2. تأسيس چهار مدرسه بزرگ مسيحي براي آموزش دانشآموزان مسلمان 3. اعطاي آزادي عمل براي فعاليّت يك هزار مبلّغ مسيحي 4. اشتغال 480 معلم در اندلس با بودجه پاپ 5. اختصاص يك هزار فلورين از خزانه پاپ صرف ميخوارگي 6. وقف يك تاكستان براي توليد شراب توسط كشيشان قرطبه 7. كشتار 13000 مرد مسلمان به جرم دفاع از نواميس خود 8. كشتار و قتل عام 30000 مرد به جرم قبول نكردن مسيحيت پايان بخش نشست بيست و دوم، نغمات روحاني زيارت آل ياسين بود.
|