|
ياد امام عصر (عج) در عيد فطر |
|
|
|
۱۸ مهر ۱۳۸۶ |
 اي عبدالله! هيچ عيد قربان و عيد فطري براي مسلمانان نيست جز آنكه در آن روز غم و اندوه آل محمّد(ص) تازه ميشود. عرض كردم: چرا؟ حضرت فرمود: چون آنها حقّ خودشان را در دست ديگران ميبينند.
سيّد بزرگوار، علي بن طاووس دربارة ادب و احترام معتقدان به مقام والاي امامت حضرت مهدي(ع) در روز عيد فطر مطلبي را بدين شرح يادآور شده است:
در روز عيد فطر، اگر آن حضرت، صاحب حكم و امر بودند و در مسند حكومت نشسته، همة مردم از آن حضرت فرمان ميبردند، ميبايست به افتخار توجه و احسان خداوند به آن حضرت و تماميّت قدرتش به حضرتش تبريك و تهنيت گفت.
پس، به خود و عزيزان خود و همة مردم جهان و به هر فردي كه به واسطة امامت او و به بركت وجود او هدايت شده، و به وسيلة بركات دولت او خوشبخت شده است؛ تبريك و تهنيت بگو.
و اگر اعتقادت بر اين است كه آن حضرت واجبالاطاعه است، پس بايد آثار اطاعت و ياري، در خشم و غضب تو همراه خداي متعال ـ كه مولاي تو و مولاي اوست ـ و خشم و تأسّف بر آنچه از فضل او از دست رفته است در چنين روزي در چهرة تو هويدا گردد.
زيرا كه از شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه و غير آن براي ما روايت شده است كه حنّان بن سدير از عبدالله بن دينار از امام باقر(ع) نقل كرده كه حضرت فرمود:
اي عبدالله! هيچ عيد قربان و عيد فطري براي مسلمانان نيست جز آنكه در آن روز غم و اندوه آل محمّد(ص) تازه ميشود. عرض كردم: چرا؟ حضرت فرمود: چون آنها حقّ خودشان را در دست ديگران ميبينند.
سيّد بن طاووس در ادامة سخن ميفرمايد: آري، تو اگر دوران حضور حضرتش را در مقابل ديدگانت حاضر ميكردي، ميديدي كه چگونه پرچم اسلام با عدل و داد به اهتزاز درآمده، احكام مردم با فضل و برتري شهرت يافته، همة اموال در راه خدا به بندگان بخشيده ميشود، و مردم را به آرزوهاي خوب مژده داده، و از آنها ميپذيرند.
و چگونه ايمني و امنيّت، همة مناطق دور و نزديك را فرا گرفته، هر ناتوان و خوار و تنهايي را بهطور كامل ياري ميكنند؟
و چگونه دنيا با خورشيدهاي سعادتبخش خود روشن شده، دست اقبال سعادتش را بر هر زمين پست و بلندي گشوده است؟
و چگونه حكم باهر و سلطنت پيروز و قاهر خدا در همه جا آشكار ميشود، به طوري كه عقلها و دلها شادمان ميشوند و همة آفاق ـ كران تا كران ـ از نور و روشنايي پر ميشود؟
اي برادر! سوگند به خدا، اگر چنين مدينة فاضلهاي در برابر ديدگانت مجسّم شود، در همچو عيدي كه به آمدن آن مسرور و خوشحال بودي عيشت مكدّر شده، به هم خواهد خورد، و خواهي دانست كه چقدر كرامت خدا و فضل و احسان او از تو فوت شده و غم و اندوه و تأسّف بر تو غلبه كرده، سراسر وجودت را فرا ميگيرد و اشك در چشمانت حلقه خواهد زد، زيرا سزاوار است كه تو بر عزيز خود وفا نمايي.
اينك سخن را در اين گفتار از تو دريغ كرده و عنان آن را به دست گرفته كه سخن در اين مقال زياد است و آنچه بيان شده از باب اشاره و تنبيه بود، زيرا كه آنچه ما ميخواهيم شرح دهيم، عبارات گنجايش آن را ندارند.
بديهي است كه وفا و صفا بر ياران حقشناس موقع جدايي و دوري، بهتر از وفا و صفاي در حضور و كنار آنها است، پس بايستي در قلبت براي مولاي خود وفا و صفا داشته باشي كه پروردگار تو براي برطرف كردن اندوهت توانا است.1
پينوشت: 1. اقبال الاعمال، ص 584.
ماهنامه موعود شماره 80
|