|
۱۲ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 2 مفضل بن عمر از امام صادق(ع) نقل كرده است كه فرمودند: ... سپس آنكه چهرهاش وارونه شده و به پشت سرش چرخيده رو به سوى حضرت مهدى(ع) كرده و در مقابل ايشان مىايستد و مىگويد: سرور من! من بشيرم. يكى از ملايكه خداوند مرا امر كرد كه به شما بپيوندم و شما را به از بين رفتن سپاه سفيانى، بشارت دهم. حضرت مىگويند: قصه تو و برادرت چيست؟ آن مرد مىگويد: هر دو در سپاه سفيانى بوديم، از دمشق تا زوراء (بغداد) به هر جا رسيديم آنجا را خراب و يكسان با خاك كرديم. كوفه و مدينه را هم خراب كرديم. منبر را شكستيم و چهارپايان در مسجدالنبى(ص) مدفوع خود را ريختند و سپس از آنجا خارج شديم... مىخواستيم كعبه را هم خراب كرده و اهالى مكه را از بين ببريم. وقتى به بيداء رسيديم، در آنجا منزل كرديم. يك نفر فرياد كشيد: اى بيداء! اين قوم ستمگر را فرو بر! بهدنبال آن زمين شكافته شد و تمام سپاه را بلعيد. غير از من و برادرم، حتى يك افسار شتر هم [از آن سپاه و سپاهيان] روى زمين باقى نماند! سپس آن ملايكه به سراغ ما آمد و بر چهرههايمان زد و اينطور شد كه مىبينيد. به برادرم گفت: واى بر تو اى نذير! به سوى سفيانى ملعون در دمشق برو و او را با (اعلام) ظهور حضرت مهدى آل محمد(ص) انذار كن و به او بفهمان كه سپاهش را خداوند در بيداء از بين برد. به من هم گفت: به مهدى(ع) در مكه بپيوند و او را به نابودى ستمگران بشارت ده. به دستش توبه كن كه او قبول مىكند. حضرت هم دستش را به چهرهاش مىكشد و آن را به حالت اوليهاش باز مىگرداند و (بشير هم) با ايشان بيعت مىكند و همراهشان مىشود.15 امام پنجم(ع) هم فرمودند: ايشان (از مكه) خارج مىشوند تا اينكه به بيداء مىرسند (حضرت مهدى(ع) رو به سپاهيان خويش كرده و) مىگويند: اينجا موقعيتى است كه آن جمعيت را زمين بلعيد و اين همان آيه قرآن است كه مىفرمايد: أَفَأَمفنَ الَّذينَ مَكرَوفا السَّيفئاتَ اَن يَخسففَ اللَّهف بفهفمف الاَرضَ اَويَأتفيَهفم العَذابف مفن حَيثف لايَشعفروفنَ اَويأخفذَهفم ففى تَقَلّفبفهفم فَماهفم بفمفعجفزينَ16. آيا آنان كه مرتكب بديها مىشوند، مگر ايمنند از اينكه زمين به فرمان خدا آنها را فرو برد يا عذاب از جايى كه نمىدانند بر سرشان فرود آيد؟ يا به هنگام آمد و شد فروگيردشان، چنان كه نتوانند بگريزند؟17 حوادثى را كه طى اين سلسله مطالب براى ماههاى رجب تا محرم برشمرديم مىتوان به شكل زير مرتب و خلاصه كرد:
جدول زمانبندى حوادث 6 ماهه دوم آخرين سال غيبت
ماهروزمكان و موقعيتحادثه9 رجب 20 جمادىالاول تا - 1 - باران شديدى كه بسيارى از خانهها را ويران مىكند. 10 رجب × 10 رجب شام (سوريه) 2 - آغاز شورش سفيانى (عثمان بن عنبسه) × 10 رجب يمن 3 - آغاز قيام يمنى 10 رجب ايران 4 - آغاز قيام سيد خراسانى - خورشيد 5 - نمايان شدن يك بدن در قرص خورشيد (سر و سينه حضرت مسيح(ع)) - بين آسمان و زمين 6 - نداهاى سهگانه: الف.بدانيدكهلعنتخداوندشاملحالجمعيتستمگرانمىشود! ب. قيامت نزديك شده است اى جمعيت مؤمنان! ج. خداوندمتعالفلانى را فرستاده؛استحرفهايش را بشنويد و از او اطاعت كنيد! - بين زمين و آسمان 7 - دستىكهاز آسمان به چيزى اشاره و دلالت مىكند - خورشيد 8 - توقف خورشيد از حركت به مدت 3 ساعت 15 رجب ماه 9 - ماه گرفتگى (خسوف) شعبان - جهان اسلام خيزشها، آغاز و امور و جريانات سياسى متفرق و پراكنده مىشود. ماه 14 ماهرمضان خورشيد 1 - كسوف و خورشيد گرفتگى غير طبيعى رمضان 23ماهرمضان 2 - صيحه آسمانى: (جمعه) از آسمان الف. نداى جبرئيل. حق با حضرت مهدى(ع)وشيعيانشاست! از زمين ب. نداى ابليس: حق با عثمان (سفيانى) و پيروانش است! 25ماهرمضان ماه 3 - ماه گرفتگى و كسوف غير طبيعى - شام 4 - بيعت كردن 30/000نفر از قبيله بنىكلب با سفيانى شوال - نزديك مدينه معركه قرقيسيا (و كشته شدن 100/000نفر از ستمگران) (ديرالزور سوريه) و پيروزى سفيانى ذىالقعده - عراق - سوريه 1 - قبايل جهت تهيه آذوقه مسافرت مىكنند و مىجنگند. 21-22ذىالقعده عراق (بغداد) 2 - سفيانى در بغداد كشتارگاهى برپامىكندو 80/000نفر را مىكشد. ذىالحجه 10 ذىالحجه عراق(كوفه) 1 - سفيانى كشتارگاه كوفه را به راه مىاندازد و علاوه بر مردم عادى 70 عالم دينى را شهيد مىكند. 10-11ذىالحجه مكه مكرمه 2 - آشوبهاى منى (تاراج شدن حجاج ودريدهشدن پردههاى عصمت به حرام). 25ذىالحجه× مكه مكرمه 3 - شهادت نفس زكيه درمسجدالحرام و بينركن و مقام - مدينه منوره 4 - شهادت مرد هاشمى (پسر عموى نفس زكيه محمد و خواهرش فاطمه) و اعدام آنها بر سردر مسجدالنبى(ص) محرم 9 محرم مكه مكرمه 1 - جمع شدن 313 يار حضرت در مكه 10 محرم و شنبه مكه مكرمه 2 - روز ظهور: الف. خطبه حضرت در بين ركن و مقام (عاشورا) ب. بيعت ياران با ايشان ج. نداى جبرئيل 12 محرم مدينه منوره 3 - حمله سپاهيان سفيانى به مدينه و تاراج اينشهروتخريب مقبره مطهر حضرت رسول(ص) و خرد كردن منبر ايشان و كثافتكردن چهارپايان در مسجدالنبى(ص) (اشغالوحشيانه شهر توسط اين ستمگران، سه روز به طول مىانجامد). 15 محرم در بين مدينه و مكه 4 - فرو رفتن سپاه سفيانى در زمين (بيداء). × تذكر: علايم پنجگانه و حتمى ظهور با علامت (×) مشخص شدهاند.
پىنوشتها : 1 . بحارالانوار، ج52، ص223. 2 . 12 ميلى كوههاى منطقه ذاتالجيش دشت پهنا در سفيد رنگى نزديك منطقه بدر كبرى است. 3 . الغيبة نعمانى، ص169؛ اعلام الورى، ص426؛ منتخبالاثر، ص458؛ بشارةالاسلام، ص119. 4 . الغيبة، نعمانى، ص172؛ منتخبالاثر، ص455؛ تاريخ الغيبةالكبرى، ص500. 5 . بحار الانوار، ج52، ص273؛ الزام الناصب، ج2، ص119؛ بشارةالاسلام، ص58؛ يومالخلاص، ص677. 6 . سوره سبأ(34) آيه51-54. 7 . كشفالغمه، ج3، ص325؛ الزامالناصب، ص177ù28؛ مثيرالاحزان، ص298؛ بحارالانوار، ج52، ص342ù316؛ الحاوى للفتلاوى، ج2، ص160ù144؛ الملاحم والفتن، ص60، ينابيعالمودة، ج3، ص228ù82؛ بشارةالاسلام، ص102. 8 . سوره نساء(4) آيه47. 9 . الغيبة، نعمانى، ص150؛ بحارالانوار، ج52، ص238؛ ينابيعالمودة، ج3، ص76؛ بشارةالاسلام، ص102؛ الزامالناصب، ص175ù19. 10. الزامالناصب، ج2، ص166؛ يومالخلاص، ص701. 11. بحارالانوار، ج52، ص187؛ منتخبالاثر، ص456؛ بشارةالاسلام، ص21؛ يومالخلاص، ص673. 12. الغيبة نعمانى، ص188؛ بشارةالاسلام، ص102؛ تاريخ الغيبةالكبرى، ص521. 13. بشارةالاسلام، ص184؛ يومالخلاص، ص692. 14. الزامالناصب، ج2، ص198؛ يومالخلاص، ص679. 15. بشارةالاسلام، ص270؛ الزامالناصب، ج2، ص259؛ المهدى(ع) منالمهد الىالظهور، ص364؛ يومالخلاص، ص293. 16. سوره نحل، ص45ù46. 17. بحارالانوار، ج52، ص224؛ الزامالناصب، ج2، ص117؛ يومالخلاص، ص307.
موعود شماره 41
|