|
۰۹ مهر ۱۳۸۶ |
خطبة اميرمؤمنان حضرت علي(ع) قبل از شهادت كجايند مسلمانان اهل كتاب و اديان گذشته (تا به شما بگويند) كه در انجيل نام من «اليا» و در تورات «بريء» و در زبور «اري» و در ميان مردم هندوستان «كبكر» و در ميان مردم روم «بطريسا» و نزد فارسيان «جبتر» و در نزد تركان «بثير» و در ميان مردم زنگيان4 «حيثر» و در ميان كاهنان «بوييء» و در ميان مردم حبشه «بثريك» و نزد مادرم «حيدره» و ...
اشاره: نوزدهم ماه رمضان، مصادف با ضربت خوردن مولاي متقيان و اميرمؤمنان(ع) است. يگانه مردي كه دشمنانش اقرار به فضايلش داشتند و به گفتة آن مسيحي، عدالتش موجب شهادتش در محراب عبادت گرديد. به همين مناسبت، در اينجا آخرين خطبة آن مولا را به حضورتان تقديم ميكنيم. باشد كه مقبول نظر آن حضرت قرار گيرد.
در كتاب معاني الاخبار از امام باقر(ع) چنين روايت شده است:
اميرمؤمنان علي(ع) پس از پايان جنگ نهروان به شهر كوفه بازگشتند. در اين هنگام به حضرتش گزارش دادند كه معاويه (با گستاخي و بيشرمي) آن حضرت را لعن نموده، دشنام ميدهد، و يارانش را به قتل ميرساند. حضرت علي(ع) به پا خاست و خطبة غرّايي آغاز فرمود: پس خداي را ستايش نمود و بر او ثنا خواند و بر پيامبر خدا(ص) درود فرستاد و شمّهاي از نعمتهايي را كه خداوند بر پيامبرش و بر او ارزاني داشته، برشمرد. آنگاه چنين فرمود:
اگر اين آية شريف در قرآن نبود كه ميفرمايد: «نعمت پروردگارت را بازگو كن»1 افتخارات و عناياتي را كه خداوند به من داده، بيان نميكردم؛ ولي بنا به علّت اين فرمايش خداوند، سخن آغاز مينمايم و ميگويم:
خداوندا! تو را بر نعمتهاي بيشمار، و فضل بيكران و فراموش نشدنيات سپاسگزارم.
اي مردم! به من رسيده آنچه كه رسيده و من اجلم را نزديك ميبينم. گويي هنوز كه در ميان شما هستم، به راستي كه شأن مرا از ياد بردهايد. من از ميان شما ميروم و آنچه را رسول خدا(ص) براي شما به يادگار گذاشت، من نيز آن را به يادگار ميگذارم: كتاب خدا و خاندان و عترتم. آنان همان عترت خاتم پيامبران، آقاي برگزيدگان و پيامبر برگزيده هستند كه هدايتگران به سوي نجاتند.
اي مردم! شايد پس از اين ديگر از گويندهاي گفتار مرا نشنويد جز آنكه دروغگو و افترا زننده باشد. من برادر رسول خدا(ص) و پسر عموي او هستم، من شمشير خشم و كيفر اويم، من ستون خيمة ياري او در هنگام ترس و شدّت و سختي هستم.
من همچون سنگ آسياب جهنّم2 در برابر دشمنان و دندانهاي خردكنندة آن بودم، من پسران و دختران آنان را يتيم ميگذاشتم، من جان آنان را ميگرفتم3، و من همان عذاب سخت شديد خداوند بودم كه از گروه ستمكاران فرو گذاشته نخواهد شد.
منم كه پشت پهوانان را به خاك ماليدم و سواران آنها را بر زمين انداخته، به هلاكت رساندم، و هر كه به خداي رحمان كفر ميورزيد، نابودش نمودم. منم داماد بهترين مردم، منم سرور جانشينان پيامبران و جانشين برترين پيامبران، منم دروازة شهر علم، خزانهدار علم رسول خدا(ص) و وارث او. منم همسر بتول، بانوي بانوان جهانيان، حضرت فاطمه(س)، آن بانوي پرهيزكار، برگزيده، نيكوكار و هدايتگر، حبيبة حبيب خدا و برترين دختران او از سلالة او و ريحانه و گل خوشبوي رسول خدا(ص)، دو نوادة او بهترين نوادگان هستند كه هر دو فرزند مناند كه آنان شايستهترين فرزندان هستند. آيا در ميان شما كسي هست كه آنچه را گفتم قبول نداشته باشد؟!
كجايند مسلمانان اهل كتاب و اديان گذشته (تا به شما بگويند) كه در انجيل نام من «اليا» و در تورات «بريء» و در زبور «اري» و در ميان مردم هندوستان «كبكر» و در ميان مردم روم «بطريسا» و نزد فارسيان «جبتر» و در نزد تركان «بثير» و در ميان مردم زنگيان4 «حيثر» و در ميان كاهنان «بوييء» و در ميان مردم حبشه «بثريك» و نزد مادرم «حيدره» و نزد دايهام «ميمون» و در ميان عرب «علي» و در نزد ارمنيها «فريق» و در نزد پدرم «ظهير» است. آگاه باشيد من در قرآن مجيد نامهاي ويژهاي دارم، بپرهيزيد از اينكه آنها را ناديده بگيريد كه در اين صورت، در دينتان گمراه خواهيد شد.
خداوند ميفرمايد: «همانا خدا با راستگويان است»5، منم آن صادق راستگو. منم آن منادي در دنيا و آخرت كه خداي ميفرمايد: «پس در اين هنگام، ندادهندهاي در ميان آنان ندا ميدهد كه: لعنت خداوند بر ستمگران باد»6 كه آن ندا دهنده من هستم.
و در جاي ديگر ميفرمايد: «اعلامي است از ناحية خدا و رسول او»7 من همان اعلام و اذان هستم.
منم آن محسن و نيكوكار كه خداوند ميفرمايد: «خداوند با نيكوكاران است».8
منم آن دارندة قلب، كه خداوند ميفرمايد: «در اين امر تذكّري است براي كسي كه قلب دارد».9 منم آن «ياد كننده» كه خداوند ميفرمايد: «كساني كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيدهاند، ياد مينمايند».10
و «اصحاب اعراف» ما هستيم: من، عمويم، برادرم و پسر عمويم، سوگند به خدايي كه شكافندة دانه و هستة گياه است! آتش جهنم دوست ما را فرا نميگيرد، و دشمن كينهتوز ما وارد بهشت نميگردد. خداوند متعال ميفرمايد: «و بر اعراف مرداني هستند كه همه را از چهرههايشان ميشناسند».11 منم آن «صهر»12 كه خداوند ميفرمايد: «و او كسي است كه از آب، انسان را آفريد آنگاه او را نسب و سبب قرار داد».13
منم آن «گوش شنوا» كه خداوند ميفرمايد: «و آن را گوشهاي شنوا دريابد و بفهمد».14
منم «سلم» براي رسول خدا(ص) كه خداوند ميفرمايد: «و مردي كه تنها تسليم يك نفر است»،15 و مهدي اين امّت از فرزندان من است.
آگاه باشيد! من وسيلة آزمايش شما قرار داده شدهام؛ با بغض و كينة من، منافقان شناسايي ميشوند و به مهر و محبّت من، خداوند، مؤمنان را آزمايش مينمايد. و اين همان عهد و پيماني است كه پيامبر اُمّي در مورد من فرموده كه: «به راستي دوست نميدارد تو را جز مؤمن و دشمن نميدارد تو را جز منافق».
من پرچمدار پيامبر خدا(ص) در دنيا و آخرت هستم، رسول خدا(ص) پيشرو من، و من پيشرو شيعيان و پيروان هستم، به خدا سوگند! (در روز قيامت) دوستان من تشنگي نخواهند كشيد، و از چيزي نخواهند ترسيد، زيرا من وليّ و سرپرست مؤمنانم و خداوند سرپرست من است و بر دوستداران من همين بس كه دوست دارند آنچه را كه خدا دوست ميدارد و بر دشمنان كينهتوز من همين بس كه كسي را دشمن ميدارند كه خداوند او را دوست ميدارد.
آگاه باشيد! به من گزارش رسيده كه معاويه به من دشنام داده و مرا لعن نموده است. خداوندا! او را با شدّت و سختي در هم كوب و لعنت خود را بر كسي كه مستحقّ آن است فرود آور، اي پروردگار جهانيان! اين را بپذير، اي پروردگار اسماعيل و مبعوث كنندة ابراهيم! كه همانا تو ستوده و بزرگواري.
آنگاه حضرتش از فراز منبر پايين آمده و ديگر بر بالاي آن نرفت تا آنكه به دست «ابن ملجم» به شهادت رسيد.16
ماهنامه موعود شماره 80
پينوشتها: 1. سورة ضحي (93)، آية 11. 2. علّامه مجلسي در شرح اين فراز ميگويد: يعني من صاحب آن سنگ هستم كه حاكم بر آن بوده و كافران را به سوي دوزخ ميرسانم و احتمال دارد اين عبارت استعاره باشد، يعني من در حمله به كافران همانند آن هستم. 3. علّامه مجلسي در شرح اين فراز ميگويد: يعني من كافران را ميكشم و به همين سبب، قابض ارواح آنان ميگردم. يا اينكه: من در هنگام مرگ آنها، حاضر ميگردم و به اذن من آنان قبض روح ميگردند و احتمال دارد معناي استعارهاي نباشد، بلكه حقيقت باشد و همين معني ظاهر است. 4. زنگيان؛ گروهي از سياهان هستند. 5. در همة مصادر و همچنين اصل نسخه چنين آمده، ولي در قرآن كريم آيه چنين آمده است: «كونوا مع الصابرين»: «با راستگويان باشيد». سورة توبه (10)، آية 191. 6. سورة اعراف (7)، آية 44. 7. سورة توبه (10)، آية 3. 8. سورة عنكبوت (29)، آية 89. 9. سورة ق (50)، آية 37. 10. سورة آل عمران (3)، آية 191. 11. سورة اعراف (7)، آية 46. 12. صهر؛ به معناي داماد، شوهر خواهر و در مورد خويشاوندي نسبي به كار ميرود. 13. سورة فرقان (4)، آية 54. 14. سورة حاقّه (69)، آية 12. 15. سورة زمر (39)، آية 29. 16. معاني الاخبار، ص 56 ح 9، بشارة المصطفي، ص 12، بحارالانوار، ج 33، ص 282، ح 547. گفتني است كه عالم جليلالقدر شيخ صدوق در «معاني الاخبار» در ذيل اين حديث شريف توضيح و بيان زيبايي آورده است.
|