spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
 
چشم‌انداز تمدّن‌ جهاني‌ اسلام چاپ پست الكترونيكي
۰۷ بهمن ۱۳۸۳
رفتن به
چشم‌انداز تمدّن‌ جهاني‌ اسلام
صفحه 2


1-2. رويارويي‌ تمدّن‌ها
ساموئل‌ هانتينگتون‌، در ترسيم‌ و تصوير جهان‌ آينده‌ و آينده‌ جهان‌ و تمدّن‌هاي‌ بشري‌، نگاه‌ و داوري‌ ديگري‌ دارد كه‌ بازتاب‌هاي‌ گسترده‌ و گوناگوني‌ را درپي‌ داشته‌ است‌. در باور وي‌، رشته‌هاي‌ گفسل‌ ميان‌ تمدّن‌ها به‌ عنوان‌ نقطه‌هاي‌ بروز بحران‌ و خونريزي‌ جانشين‌ مرزهاي‌ سياسي‌ و ايدئولوژيك‌ دوران‌ جنگ‌ سرد خواهد شد 8 و هيچ‌ تمدّن‌ فراگير و جهانشمول‌، در دنيا پا نخواهد گرفت‌.
او، تمدّن‌هاي‌ زنده‌ را هفت‌ تمدّن‌ مي‌داند: غربي‌، كنفسيوسي‌، ژاپني‌، اسلامي‌، هندو، ارتدكس‌، آمريكاي‌ لاتين‌ و به‌ احتمال‌ آفريقا و در فرجام‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه‌ تمدّن‌ اسلامي‌ و كنفسيوسي‌، در كنار هم‌، روياروي‌ با تمدّن‌ غربي‌ و مسيحي‌ خواهند بود و دومي‌، بر اولي‌ پيروز خواهد گرديد: 9
مشكل‌ رهبري‌ جهان‌، از نظر سياسي‌ در قرن‌ آينده‌ در دست‌ آمريكا و اروپا خواهد بود و احتمالاً مركز قدرت‌، از آمريكا به‌ فدراسيون‌ اروپا منتقل‌ خواهد شد. پس‌ از آنها، ژاپن‌ و چين‌ و روسيه‌ سرمايه‌گذاري‌ خواهند داشت‌. پس‌ اگر قرن‌ آينده‌، قرن‌ آمريكا نباشد، به‌ احتمال‌ زياد، قرن‌ اروپا خواهد بود. 10
وي‌، وجوه‌ ناسازگاري‌ ميان‌ تمدّن‌ها را نه‌ تنها واقعي‌ كه‌ اساسي‌ و بنيادي‌ مي‌داند و با شش‌ مقدمه‌، نظريه‌ رويارويي‌ و برخورد تمدّن‌ها را ارايه‌ مي‌دهد و ثابت‌ مي‌كند. 11
بر اين‌ نظريه‌، نقد كنندگان‌ و خرده‌گيران‌، از زواياي‌ گوناگون‌ سياسي‌، فرهنگي‌ و اجتماعي‌ و... نقد وارد
ساخته‌اند كه‌ ما در اين‌ نوشته‌ در صدد بررسي‌ آنها نيستيم‌ و تنها چند نكته‌ را يادآور مي‌شويم‌:
1 ـ اين‌ نظريه‌، نظريه‌اي‌ زيركانه‌ و قيم‌مآبانه‌ است‌ و با مسأله‌ نظم‌ نوين‌ جهاني‌ پيوند تنگاتنگ‌ دارد. هدف‌ نهايي‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ ساختاري‌ هرمي‌ از جهان‌ ارائه‌ دهد كه‌ در رأس‌ آن‌ هرم‌، آمريكا قرار داشته‌ باشد. اين‌ نظريه‌پرداز، از دريچة‌ فرهنگ‌ آمريكايي‌ به‌ دنيا مي‌نگرد؛ از اين‌ روي‌ نگاه‌ وي‌ به‌ ديگر فرهنگ‌هاي‌ پيراموني‌ نگاهي‌ كينه‌ورزانه‌ و دشمنانه‌ است‌؛
2 ـ در اين‌ ديدگاه‌، تنها خطري‌ كه‌ براي‌ آمريكا انگاشته‌ شده‌، خطر ايدئولوژيكي‌ است‌ و از طرح‌ مسئله‌ رقابت‌ اقتصادي‌، پرهيز شده‌ وحال‌ آنكه‌ امروز ژاپن‌ درون‌ آمريكا را فتح‌ كرده‌ و رقيبي‌ جدي‌ و رقيبي‌ اثرگذار بر سياست‌ و اقتصاد آمريكاست‌؛
3 ـ در اين‌ نگاه‌، تمدّن‌ غرب‌ يكپارچه‌ انگاشته‌ شده‌ و حال‌ آنكه‌ واگرايي‌ و شكاف‌ در كشورهاي‌ غربي‌ امري‌ غير قابل‌ انكار است‌؛
4 ـ تقسيم‌بندي‌ كه‌ در اين‌ ديدگاه‌ از تمدّن‌، بامفهوم‌ نژادي‌ و ديني‌، در نظر گرفته‌ شده‌، با فرهنگ‌هاي‌ ديگر، به‌ ويژه‌ با تمدّن‌ اسلامي‌ كه‌ مبتني‌ بر فرهنگ‌ و ارزش‌هاي‌ ديني‌ است‌، فاصله‌ فراواني‌ دارد. 12

1-3. پايان‌ تاريخ‌ و ليبرال‌ دموكراسي‌
فرجام‌ تاريخ‌ و واپسين‌ انسان‌ 13 نام‌ نوشته‌اي‌ است‌ كه‌ فرانسيس‌ فوكوياما، نظريه‌پرداز ژاپني‌الاصل‌ مقيم‌ آمريكا، نگاشته‌ و نظريه‌ خود را در آن‌ مطرح‌ كرده‌ است‌. به‌ عقيدة‌ وي‌، در جهان‌ آينده‌ نه‌ فاشيسم‌ و نه‌ كمونيسم‌، هيچيك‌ جايي‌ نخواهد داشت‌ و تنها ليبرال‌ دموكراسي‌ است‌ كه‌ بر هماوردان‌ ايدئولوژيك‌ خود، چيرگي‌ مي‌يابد و ممكن‌ است‌ نقطه‌ پايان‌ تاريخ‌ و آخرين‌ شكل‌ حكومت‌ بشري‌ نيز باشد:
آيا در پايان‌ قرن‌ بيستم‌، سخن‌ گفتن‌ دوباره‌ از نوعي‌ تاريخ‌ منسجم‌ و جهت‌دار بشري‌ كه‌ در نهايت‌ بخش‌ اعظم‌ بشريت‌ را به‌ دموكراسي‌ ليبرال‌ رهنمون‌ خواهد ساخت‌، معنايي‌ دارد يا نه‌؟
پاسخي‌ كه‌ من‌ به‌ آن‌ رسيده‌ام‌ به‌ دو دليل‌ جداگانه‌ پاسخي‌ است‌ مثبت‌:
يكي‌ از دلايل‌ با اقتصاد ارتباط‌ دارد و ديگري‌ با آنچه‌ پيكار براي‌ شناسايي‌ ناميده‌ام‌. 14
به‌ اعتقاد فوكوياما، دموكراسي‌ ليبرال‌، آرزوي‌ يكپارچه‌اي‌ است‌ كه‌ الهام‌بخش‌ سرزمين‌ها و فرهنگ‌هاي‌ گوناگون‌ جهان‌ است‌. در اين‌ مدل‌ از حكومت‌ و تمدّن‌، كشورها با يكديگر همانندي‌ مي‌يابند و ناگزير از ديد و نگرش‌ ملي‌، در قالب‌ يك‌ دولت‌ متمركز به‌ يكپارچگي‌ دست‌ مي‌يابند.
در جامعه‌اي‌ كه‌ وي‌ ترسيم‌ مي‌كند، شور و شوق‌ و نبردهاي‌ايدئولوژيكي‌،جاي‌خودرابه‌حسابگري‌اقتصادي‌ و برآوردن‌ چشمداشت‌هاي‌ مصرفي‌، خواهد داد.
گي‌ مي‌آيد و آن‌ اسلام‌ است‌ شمال‌ و جنوب‌، بيداري‌ جهان‌ اسلام‌، رشد ملي‌گرايي‌ و ... ناسازگاري‌ بنيادين‌ با ليبراليسم‌ ندارند. 15 در واقع‌ ليبراليسم‌، از آن‌ رو بر جهان‌ چيره‌ مي‌شود كه‌ در برابرش‌ ايدئولوژي‌ بسيج‌ كننده‌اي‌ براي‌ رويارويي‌ وجود ندارد.
او در پاسخ‌ از رخداد انفجار يازده‌ سپتامبر در آمريكا و نظريه‌ خويش‌ مي‌گويد:
من‌ معتقدم‌ كه‌ در نهايت‌ بحث‌ من‌ صحيح‌ است‌. مدرنيته‌، لوكوموتيو بسيار نيرومندي‌ است‌ كه‌ با اتفاقاتي‌ از اين‌ دست‌، از خط‌ خارج‌ نخواهد شد... 16
بر اين‌ نظريه‌ نيز، نقدهاي‌ فراواني‌ وارد كرده‌اند كه‌ پايه‌هاي‌ آن‌ را سست‌ ساخته‌ است‌. 17
از جمله‌ «مايكل‌ اريچ‌ لسناف‌» در نقد اين‌ ديدگاه‌ مي‌نويسد:
اين‌ ادعا... گستاخانه‌ است‌. نظريه‌ فوكوياما هم‌، مثل‌ نظرية‌ هگل‌، مبتني‌ بر نظري‌ فوق‌العاده‌ اروپا محور، نسبت‌ به‌ تاريخ‌ است‌. مثلاً تمدّن‌ چيني‌... هرگز بر اصول‌ آزادي‌ و برابري‌ يا دموكراسي‌ ليبرال‌ نبوده‌ است‌... همچنين‌ دست‌ كم‌، يك‌ ايدئولوژي‌ غير غربي‌ هست‌ كه‌ هنوز به‌ نظر، پر از نيروي‌ زندگي‌ مي‌آيد و آن‌ اسلام‌ است‌. اسلام‌، در
هر شكل‌ آن‌، اعم‌ از اسلام‌ در روندكلي‌، اسلام‌ راديكال‌، يا اسلام‌ بنيادگرا. براي‌ من‌ روشن‌ نيست‌ كه‌ آيا اسلام‌، يا شاخه‌اي‌ از آن‌، مدعي‌ تجسم‌ اصول‌ آزادي‌ يا برابري‌ است‌، يا نه‌؟ اما به‌ نظر من‌، كاملاً قابل‌ تصور است‌ كه‌ آنها هم‌ مي‌توانند مدعي‌ چنين‌ اصولي‌ باشند. 18
فوكوياما، به‌ باور مايكل‌ ايچ‌ لسنا، از نيروهاي‌ متراكم‌ و انرژي‌هاي‌ انبوه‌ مسلمانان‌ در سرتاسر جهان‌ به‌ آساني‌، گذشته‌ و نظريه‌ خود را با اين‌ انگاره‌ كه‌ مسلمانان‌، بازدارنده‌اي‌ بر سر راه‌ به‌ حقيقت‌ پيوستن‌ نظريه‌ او نيستند، مطرح‌ كرده‌ و نيز رشد ملي‌گرايي‌ را امري‌ ساده‌ و غير قابل‌ توجه‌ شمرده‌ است‌ و حال‌ آن‌ كه‌ چنين‌ نيست‌، بلكه‌ بايد به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ داشت‌ كه‌ مردم‌ آزاد شده‌ از بند كمونيسم‌، به‌ سادگي‌ به‌ اردوگاه‌ امپرياليسم‌ نخواهند پيوست‌ و نقطه‌ اشتراك‌ كمونيسم‌ و امپرياليسم‌ پنداري‌ بيش‌ نيست‌.
ملت‌ها، رشد و بالندگي‌ و درك‌ بالايي‌ يافته‌اند و به‌ آساني‌ در برابر قدرت‌ غرب‌ و امپرياليسم‌ زانو نخواهند زد. در اين‌ بين‌ رام‌ كردن‌ مسلمانان‌ و به‌ بند كشيدن‌ آنان‌ كه‌ گذشته‌ بسيار درخشان‌ و تمدّن‌ انساني‌ و ارزشي‌ داشته‌ و خود نقش‌آفرين‌ بوده‌اند، و تمدّن‌ساز، كار آساني‌ نيست‌. اين‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ ويژگي‌هاي‌ محلي‌ و بومي‌، روحي‌ و ايدئولوژيكي‌ و فرهنگي‌ گوناگون‌ را نمي‌توان‌ و نبايد ناديده‌ گرفت‌ و اين‌ كه‌ فوكوياما، ليبراليسم‌ را نظرية‌ پايان‌ تاريخ‌ و آخرالزمان‌ شمرده‌ و آن‌ را بهترين‌ و آخرين‌ مدل‌ و شيوه‌ تمدّن‌ و حكومت‌ دانسته‌ وهم‌ و خيالي‌ بيش‌ نيست‌ و با واقعيت‌ چندان‌ سازگاري‌ و همخواني‌ ندارد.
«اژي‌ دبره‌» مي‌نويسد:
سرمايه‌داري‌ دموكراتيك‌، صاحب‌ بلا منازع‌ ميدان‌ شده‌، ولي‌ در اشتباه‌ است‌، اگر فكر كند كه‌ مي‌تواند آن‌ را كنترل‌ نمايد و نيز با پيروزيش‌ تاريخ‌ متوقف‌ خواهد شد، پيروزي‌ انكارناپذير سرمايه‌داري‌ در حال‌ حاضر در بطن‌ خويش‌ و درازمدت‌ شكست‌ سرمايه‌داري‌ را پرورش‌ خواهد داد. شكست‌ سرمايه‌داري‌ روزي‌ فرا خواهد رسيد كه‌ وهم‌ و پندار برخاسته‌ از دامن‌ آن‌ محو شود وهم‌ و پنداري‌ كه‌ ماركسيسم‌ نيز، مبلغ‌ و منادي‌ آن‌ بود... آن‌ روز چندان‌ دور نخواهد بود كه‌ در جهان‌ فرا صنعتي‌ تقدم‌ها وارونه‌ شود، به‌ طوري‌ كه‌ فرهنگ‌ برترين‌ جايگاه‌ را از آن‌ خود سازد و پس‌ از آن‌ به‌ ترتيب‌، سياست‌ و اقتصاد. 19
بدين‌سان‌، مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌: اين‌ سه‌ انديشه‌ و سه‌ فلسفه‌ كه‌ درباره‌ تمدّن‌ها ارايه‌ شده‌؛ يعني‌ نظريه‌ تافلر، هانتينگتون‌ و فوكوياما هر سه‌ خصلتي‌ واگرايانه‌ و يكسان‌ انگارانه‌ دارند و بخش‌هاي‌ زيادي‌ از فرهنگ‌ها و سنت‌ها و مذهب‌هاي‌ پيرامون‌ خود را ناديده‌ مي‌گيرند و به‌ همين‌ دليل‌، واقع‌بينانه‌ نيستند.
البته‌ ديدگاه‌هاي‌ ديگري‌ نيز وجود دارد كه‌ پاره‌اي‌ خوش‌بينانه‌ و اميدآفرين‌ و پاره‌اي‌ يأس‌آفرين‌ و بدبينانه‌اند. صاحبان‌ ديدگاه‌ بدبينانه‌، به‌ پيامبران‌ فنا و محكوميت‌ معروف‌ شده‌اند.
«ژان‌ پل‌ سارتر» فرانسوي‌، «اشپنگلر» آلماني‌، «توين‌بي‌» انگليسي‌ و «ساركلين‌» آمريكايي‌، از اين‌ دسته‌اند. گرچه‌ اين‌ فيلسوفان‌ درباره‌ تمدّن‌ كنوني‌ غرب‌ و آينده‌ آن‌ اتفاق‌ نظر ندارند، لكن‌ بسياري‌ از آنان‌ تمدّن‌ غربي‌ را محكوم‌ به‌ فنا مي‌دانند و بر اين‌ باورند كه‌ ممكن‌ است‌ بشر راه‌ خود را در سپيده‌دم‌ تمدّن‌ جديدي‌ بيابد. اشپنگلر، بر اين‌ باور است‌ كه‌ تمدّن‌ غربي‌، خود به‌ خود، در اواخر قرن‌ بيستم‌ به‌ پايان‌ خود نزديك‌ خواهد شد.
البته‌ در قرن‌هاي‌ پسين‌، بدبيني‌، بيشتر به‌ صورت‌ اعتقاد به‌ بدي‌ زمانه‌ و فساد تمدّن‌ موجود و زايش‌ تمدّني‌ جديد و نوين‌ درآمده‌ است‌. 20

2. آينده‌ جهان‌ در نگاه‌ اديان‌ الهي‌

در بستر تاريخ‌، همواره‌ انسان‌هايي‌ آمده‌اند و آرزوي‌ فردايي‌ بهتر و روشن‌تر را نويد داده‌اند. سرآمد اين‌ انسان‌ها، پيامبران‌ الهي‌ بوده‌اند كه‌ آيندة‌ جهان‌ را به‌ گونه‌اي‌ دلپذير و سامان‌يافته‌ و آرامش‌بخش‌ ترسيم‌ كرده‌اند، همة‌ اديان‌ الهي‌، در اين‌ ويژگي‌، همخواني‌ دارند و با اندك‌ اختلافي‌ در مصداق‌، در اصل‌ آينده‌ درخشان‌ و آمدن‌ مصلحي‌ نجات‌بخش‌، هم‌ عقيده‌اند.
در اين‌ نگاه‌ خوش‌بينانه‌، آيندة‌ تاريخ‌ نه‌ ابتر و ناتمام‌ است‌ و نه‌ ناكام‌، بلكه‌ انسان‌ها با فطرت‌ كمال‌جويي‌ و آرمان‌خواهي‌ كه‌ دارند، به‌ سمت‌ و سوي‌ تكامل‌ فكري‌ و اخلاقي‌ و معنوي‌ پيش‌ مي‌روند 21 و پيروزي‌ازآن‌صلاح‌و پارسايي‌ و فلاح‌ و رستگاري‌ است‌.
و صلح‌ و عدالت‌ و آزادي‌ و صداقت‌ را بر زور و مكر و استكبار و استعباد قطعي‌ مي‌شمارند. و بر اين‌ باورند كه‌ بشر هر چه‌ جلوتر برود، بر بلوغ‌ عقلي‌ و پختگي‌اش‌ افزوده‌ مي‌شود و نياز به‌ مصلح‌ و منجي‌ را بيشتر و بهتر حس‌ خواهد كرد. 22
در كتاب‌ جوك‌، از كتاب‌هاي‌ هندويان‌ آمده‌ است‌:
سرانجام‌، دنيا به‌ كسي‌ برگردد كه‌ خدا را دوست‌ دارد و از بندگان‌ خاص‌ او باشد و نام‌ او فرخنده‌ و خجسته‌ باشد. 23
به‌ عقيده‌ برهماييان‌ و بر اساس‌ كتاب‌ ددانك‌، از كتاب‌هاي‌ مقدس‌ آنها:
دست‌ حق‌ درآيد و جانشين‌ آخر «ممتاطا» ظهور كند و مشرق‌ و مغرب‌ عالم‌ را بگيرد و همه‌ جا خلايق‌ را هدايت‌ كند. 24
در مزامير داوود آمده‌ است‌:
شريران‌ منقطع‌ خواهند گشت‌ و اما متوكلان‌ به‌ خداوند، وارث‌ زمين‌ خواهند شد. 25
و در تورات‌ به‌ روشني‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ شده‌ است‌:
و نهالي‌ از تنه‌ يسي‌ بيرون‌ آمده‌ شاخه‌اي‌ از ريشه‌هايش‌ خواهد شكفت‌ و روح‌ خدا بر او قرار خواهد گرفت‌. مسكينان‌ را به‌ عدالت‌ داوري‌ خواهد كرد و به‌ مظلومان‌ زمين‌ به‌ راستي‌ حكم‌ خواهند نمود... جهان‌ از معرفت‌ خداوند پرمي‌گردد... 26
و در انجيل‌ مي‌خوانيم‌ :
كمرهاي‌ خود را بسته‌ و چراغ‌هاي‌ خود را افروخته‌ بداريد، بايد مانند كسي‌ باشيد كه‌ انتظار آقاي‌ خود را مي‌كشد... تا هر وقت‌ آيد و در را بكوبد و بي‌درنگ‌ براي‌ او باز كنند. خوشا به‌ حال‌ آن‌ غلامان‌ كه‌ آقاي‌ ايشان‌ چون‌ آيد، ايشان‌ را بيدار يابد. 27
قرآن‌ مجيد نيز، به‌ روشني‌ از پيروزي‌ حق‌ بر باطل‌ 28 ، از وارث‌ زمين‌ شدن‌ شايستگان‌ و صالحان‌ 29 و از پيشوايي‌ مستضعفان‌ 30 خبر داده‌ و بر آنچه‌ در كتاب‌هاي‌ مقدس‌ پيشين‌ آمده‌، مهر تأييد زده‌ است‌:
و لقد كتبنا في‌الزبور من‌ بعد الذكر أنّ الارض‌ يرثها عبادي‌ الصالحون‌. 31
در كتاب‌ زبور ] كتاب‌ آسماني‌ داوود [ بعد از يادها كه‌ در آن‌ كرديم‌، نوشتيم‌: بندگان‌ صالح‌ من‌، وارث‌ زمين‌ خواهند بود و آنان‌ در اين‌ جهان‌ از جهانيان‌ ميراث‌ برند.
اسلام‌، آينده‌ را روشن‌ مي‌بيند و در چشم‌انداز آن‌ تيرگي‌، مه‌آلودگي‌ و غباري‌ نمي‌بيند؛ از اين‌ روي‌، به‌ گوناگون‌ بيان‌ها از آيندة‌ زيبا كه‌ محرومان‌ زمين‌ بيرق‌ عدالت‌ را خواهند برافراشت‌ و بر اريكة‌ قدرت‌ خواهند نشست‌ نويد مي‌دهد.
نويد مي‌دهد از روزي‌ كه‌ عدالت‌ دامن‌ مي‌گسترد، نابرابري‌ها رخت‌ برمي‌بندند، انسان‌ها از ستم‌ رهايي‌ مي‌يابند. برادري‌، صلح‌ و صفا، فضاي‌ جامعه‌هاي‌ انساني‌ را عطرآگين‌ مي‌كند، زمين‌ بركت‌ و گنجينه‌هاي‌ خودرابيرون‌ مي‌ريزد و آسمان‌، باران‌ رحمت‌ الهي‌ را بر دشت‌ و دمن‌ مي‌باراند. همه‌ و همه‌ چيز شادابي‌ مي‌يابند.
آري‌، در انديشه‌ ناب‌ اسلامي‌، حق‌ بر باطل‌ پيروز مي‌گردد، ارزش‌هاي‌ اسلامي‌، همه‌ جا را در عطر و بوي‌ خوش‌ خود فرو مي‌برند و مدينة‌ فاضله‌ شكل‌ مي‌گيرد و آن‌ كه‌ انسان‌هاي‌ پاك‌ باز را رهبري‌ مي‌كند، تا به‌ اين‌ اوج‌ برسند «مهدي‌» است‌.
اين‌ حماسه‌ جاودانه‌ و بزرگ‌ انساني‌ رخ‌ خواهد داد اگر از عمر دنيا يك‌ روزباقي‌ نمانده‌ باشد:
لو لم‌ يبق‌ من‌ الدنيا إلاّ يوم‌ واحد، لطوّل‌ الله ذلك‌ اليوم‌ حتي‌ يخرج‌ رجل‌ من‌ ولدي‌. 32
اگر از دنيا يك‌ روز بيشتر نمانده‌ باشد، خدا آن‌ روز را مي‌گستراند و بر درازاي‌ آن‌ مي‌افزايد، تا مردي‌ از فرزندان‌ من‌ ظهور كند.
از منظر مسلمانان‌، به‌ ويژه‌ شيعيان‌، يك‌ ساحل‌ نجات‌ و يك‌ تكيه‌گاه‌ استواري‌ در آينده‌ تاريخ‌ وجود دارد كه‌ دور يا نزديك‌، براي‌ انسان‌ها پيش‌ خواهد آمد و آنان‌ را از امواج‌ نابساماني‌ها، بحران‌ها و چالش‌ها به‌ آرامش‌ و آسايش‌ رهنمون‌ خواهد شد. از اين‌ حقيقت‌، در فرهنگ‌ ديني‌ با عنوان‌هايي‌ چون‌: فرج‌ بعد از شدت‌ 33 و انتظار فرج‌، ياد شده‌ و انتظار فرج‌، از برترين‌ عبادت‌ها به‌ شمار آمده‌ است‌. 34
از آنچه‌ بدان‌ اشارت‌ كرديم‌ روشن‌ شد: ديدگاه‌ دين‌ باوران‌ و مسلمانان‌ نسبت‌ به‌ فرجام‌ تمدّن‌ها و تاريخ‌ بشري‌، ديدگاهي‌ ويژه‌ و جامع‌ است‌. در عين‌ آن‌ كه‌ تز جهان‌ وطني‌ را مطرح‌ مي‌كند، به‌ فرهنگ‌هاي‌ پيراموني‌ خود تا زماني‌ كه‌ در راستاي‌ همكاري‌ و زندگي‌ مسالمت‌آميز با مسلمانان‌ قرار داشته‌ باشند، هيچ‌گونه‌ برخوردي‌ ندارد. و آنان‌ كه‌ نه‌ خود تسليم‌ حق‌ مي‌شوند و نه‌ به‌ ديگران‌ اجازه‌ ورود به‌ حوزة‌ حقيقت‌ را مي‌دهند، اتمام‌ حجت‌ مي‌كند و اگر حق‌ را نپذيرفتند و با منطق‌ تسليم‌ نشدند، برخورد شديد مي‌كند. 35
ادامه‌ دارد

ماهنامه موعود شماره‌ 33


پي‌نوشت‌ها :

* برگرفته‌ از مجله‌ حوزه‌، مرداد ـ آبان‌ 1380.
1 . شوك‌ آينده‌، الوين‌ تافلر، ترجمة‌ حشمت‌الله‌ كامراني‌، نشر سيمرغ‌، تهران‌.
2 . جابجايي‌ قدرت‌، تافلر، ترجمه‌ شهيندخت‌ خوارزمي‌، نشر سيمرغ‌.
3 . تمدن‌ جديد، الوين‌ تافلر و هايدي‌ تافلر، ترجمه‌ محمدرضا جعفري‌.
4 . همان‌، ص‌ 108.
5 . به‌ سوي‌ تمدّن‌ جديد، ص‌ 109.
6 . همان‌، ص‌ 26.
7 . همان‌، ص‌ 23.
8 . موج‌ سوم‌ و دموكراسي‌، سامويل‌ هانتينكتون‌، ترجمه‌ دكتر احمد شهسا، پيشگفتار، ص‌ 39، علمي‌ و فرهنگي‌، تهران‌.
9 . همان‌.
10. گفت‌ و گوي‌ تمدّن‌ها و برخورد تمدّن‌ها، سيد صادق‌ حقيقت‌، ص‌ 26، مؤسسة‌ فرهنگي‌ طه‌، قم‌.
11. همان‌.
12. روزنامة‌ ايران‌ 21/7/76، دكتر مجتهدزاده‌؛ گفت‌ وگوي‌ تمدّن‌ها و برخورد تمدّن‌ها، سيد صادق‌ حقيقت‌، ص‌ 33.
13. مجلة‌ سياست‌ خارجي‌، شمارة‌ 2 و 3، سال‌ هفتم‌، مقالة‌ «فرجام‌ تاريخ‌ و واپسين‌ انسان‌»، نوشتة‌ فرانسيس‌ فوكوياما، ترجمه‌ عليرضا طيب‌ 367، دفتر مطالعات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌.
14. همان‌، ص‌ 369.
15. مجلة‌ پگاه‌ حوزه‌، شمارة‌ 19، ص‌ 19.
16. همان‌، شماره‌ 24، ص‌ 5.
17. مجلة‌ موعود، شمارة‌ 10 و 11، ص‌ 77.
18. فيلسوفان‌ سياسي‌ قرن‌ بيستم‌، مايكل‌ ايچ‌ لسناف‌، ترجمه‌ خشايار، ديهيمي‌، ص‌ 475، نشر كوچك‌، تهران‌.
19. مجلة‌ سياست‌ خارجي‌، شمارة‌ 2 و 3، سال‌ هفتم‌، ص‌ 387.
20. تاريخ‌ تمدّن‌ غرب‌ و مباني‌ آن‌ در شرق‌، كرين‌ بريتون‌، جان‌ كريستوفر، ترجمه‌ پرويز داريوش‌، ص‌ 553، سازمان‌ چاپ‌ و پخش‌ كتاب‌، تهران‌.
21. قيام‌ و انقلاب‌ مهدي‌، شهيد مطهري‌، ص‌ 59، صدرا.
22. ديباچه‌اي‌ بر رهبري‌، صاحب‌الزماني‌، ص‌ 91، مؤسسة‌ مطبوعاتي‌ عطايي‌، تهران‌.
23. مهدي‌، انقلابي‌ بزرگ‌، مكارم‌ شيرازي‌، ص‌ 54، چاپ‌ امير، قم‌.
24. همان‌.
25. همان‌، ص‌ 55، به‌ نقل‌ از كتاب‌ مقدس‌، ص‌ 857.
26. همان‌، ص‌ 566.
27. همان‌، ص‌ 57.
28. سورة‌ توبه‌(9)، آيه‌ 3؛ سورة‌ صف‌(61)، آيه‌ 9؛ سورة‌ فتح‌(47)، آيه‌ 28.
29. سورة‌ انبيا(21)، آيه‌ 105.
30. سورة‌ قصص‌(28)، آيه‌ 5.
31. سورة‌ انبيا(21)، آيه‌ 105.
32. بحارالانوار، علامه‌ مجلسي‌،، ص‌ 83، 51، مؤسسه‌ الوفاء، بيروت‌.
33. مجموعه‌ آثار، شهيد مطهري‌، ج‌ 18، ص‌161، صدرا، تهران‌.
34. بحارالانوار، ج‌ 51، ص‌57.
35. نهج‌الفصاحه‌، مجموعه‌ سخنان‌ رسول‌ اكرم‌، ترجمه‌ ابوالقاسم‌ پاينده‌ حديث‌ شمارة‌ 409، جاويدان‌، تهران‌؛ منتخب‌ الاثر، لطف‌الله‌ صافي‌ گلپايگاني‌، ص‌ 493، داوري‌، قم‌.








 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.