|
چشمانداز تمدّن جهاني اسلام |
|
|
|
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 2 ابوالقاسم يعقوبي (كارگزار)
1. جهان آينده و ديدگاهها
اشاره : جهان آينده و آيندة جهان، از دلنگرانيهاي جامعههاي بشري بوده و هست. اين دل مشغولي و نگراني، ريشه در فطرتف جستوجوگران دارد كه هماره و همهگاه، ميخواهد پردهها و حجابها را بردارد و ابهامها را بزدايد و بازدارندهها را از پيش راه كنار بزند و روشن، در جامجم، فردا و فرداهاي خويش را بنگرد، تا براساس آن نگرش، زندگي فردي و اجتماعي خويش را سامان و سازمان دهد. در اين نوشتار، نگاهي افكنده خواهد شد به ديدگاهها، ويژه غربيان، كه امروزه در اين باب سخنها دارند و نظريهها ارايه دادهاند.
در بخش بعدي درنگي در آموزههاي اديان الهي و از جمله اسلام در باب آينده جهان خواهيم كرد و باور شيعه را كه همان اسلام زلال و بيآميغ است، در كانون توجه خواهيم داشت كه باوري بس ژرف، همه سويه، اميدآفرين، روشن، تاريكيزدا، دربارة آيندة جهان و جهان آينده دارد.
ديدگاههايي كه از سوي صاحب نظران غربي، مجال طرح يافتهاند و ما به آنها دسترسي پيدا كردهايم، گاه خوشبينانهاند و گاه بدبينانه كه از باب نمونه، به چند مورد اشاره ميكنيم:
1. آينده جهان در نگاه غربيان 1-1. ديدگاه موج سومي آلوين تافلر و همسرش هايدي تافلر، در آثار خود: شوك آينده 1 ، جابهجايي قدرت 2 ، به سوي تمدّن جديد 3 ، بر اين باورند كه: انسان امروز، تاكنون دو موج بزرگ را پشت سر نهاده و در آستانه موج سوم است: موج نخست : دوران كشاورزي بود كه هزاران سال به درازا كشيد و انسانها در آن دوران، رهاي از هر شكل و ماهيتي ميزيستند و زندگي خويش را با همان ابزار آغازين و طبيعي، به پيش ميبردند و زندگي طبيعي را در دامن پر مهر طبيعت سپري ميكردند و از بسياري از دشواريها و تشويش خاطرهاي انسان امروز، به دور بودند. موج دوم : دوران طلوع تمدّن صنعتي بود كه زندگي مردمان را دستخوش دگرگونيهاي ژرف ساخت و با رويكرد صنعتي و اقتصادي، انديشههاي فلسفي، سياسي و علوم اجتماعي شكل گرفت، قراردادهاي اجتماعي، جايگزين تقديرگرايي و مشيت الهي شد و پديدة ليبراليسم و سپس سكولاريسم، رو به گسترش نهاد و همه چيز با اين تراز سنجيده شد. اين موج بيش از سيصد سال پاييد، تا اين كه زمينههاي مرحله سوم فراهم گرديد. موج سوم، با سرعت و شتاب، عرصهدار شد و خود را در زواياي گوناگون زندگي انسان امروز، نماياند. در موج سوم، همه چيز بر محور دانايي، به پيش ميرود و توانايي در گرو علم و دانايي است. بزرگراههاي اطلاعاتي و آگاهي، زير ساخت اصلي اقتصاد موج سوم خواهد بود. و ايدة «بزرگتر بهتر است»، به كنار ميرود و «از نو مهندسي كردن» به جاي آن مينشيند و اين، به باور تافلر، تنها راه نجات تمدّن غرب است: موج سومي كه توصيف كرديم ميتواند آمريكا را به سوي آيندهاي بهتر و متمدّنتر و معقولانهتر و دموكراتيكتر پيش ببرد. 4 به نظر تافلر، تمدّن صنعتي، در حال جان كندن است و درد زايمان تمدّني جديد و نوين را از سر ميگذراند. 5 توت گينگريچ، در مقدمة خود بر كتاب تافلرها، مينويسد: آلوين و هايدي، كليدي را در اختيار ما گذاشتند، تا به واسطه آن به هم ريختگي فعلي را در چارچوب مثبت و آيندهاي پويا و پرهيجان، ببينيم. 6 در نظريه تافلرها، دانايي، اصل اصيل و زيربنايي است. اين اصل بلند، در زمينههاي گوناگون سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي حرف اول را ميزند و جهان آينده نيز در پرتو آن شكل ميگيرد و تمدّن ميآفريند. آن دست از كشورهايي كه به اين واقعيت تاريخي تن دهند، سوار بر موج خواهند شد و آينده خود و فرزندان خويش را خواهند ساخت و آناني كه اين واقعيت را در نيابند، در كام تنورة طوفان تاريخ فرو خواهند غلتيد. 7 اروپا محوري و امريكا مركزي و چيرگي بر فرهنگهاي پيراموني و فراهم كردن روند جهاني شدن، دورنماية اين ديدگاه است. البته، اين ديدگاه و داوري نسبت به آينده جهان، نه مبناي فلسفي دارد و نه مبناي جامعهشناختي؛ بلكه از يك نقطه شروع ميكند و با اراية مثال و نمونه به نقطه ديگر ميرود و بر اين اساس، ميكوشد، تا آينده بشر را با نظرية موج سوم و محور بودن «دانايي» آيندهاي روشن جلوه دهد.
|