|
امام مهدي(ع) و سنتهاي الهي-1 |
|
|
|
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 2 ابراهيم شفيعي سروستاني
اشاره: يكي از مهمترين موضوعاتي كه به هنگام بحث از انقلاب جهاني امام عصر(عج) مطرح ميشود اين است كه آن حضرت چگونه و با چه نيرويي در برابر نظام استكباري حاكم بر جهان ميايستد و همه تمدنهاي قدرتمند، امّا فاسد، را به زانو در ميآورد؟ آيا ايشان با قدرت نظامي و با بهرهگيري از تسليحات و تجهيزات پيشرفته و قدرتمند خود موفق به فروپاشي اين تمدنها ميشود، يا علل و عوامل ديگري در كار است؟ ترديدي نيست كه حضرت مهدي(ع) با امدادهاي غيبي همراهي ميشود و همه قواي طبيعي و ماوراي طبيعي در خدمت ايشان است؛ اما به نظر ميرسد رمز اصلي پيروزي ايشان بر همة قدرتهاي شيطاني حاكم بر جهان، حركت ايشان در مسير سنتهاي الهي حاكم بر هستي و هماهنگي اين سنتها با قيام رهايي بخش آن حضرت است. براي روشنتر شدن اين موضوع لازم است كه به بررسي سنتهاي الهي حاكم بر عالم تكوين و تشريع بپردازيم.
جهان آفرينش كه بر پاية نظام احسن شكل گرفته، بر سنتها و قانونمنديهاي ثابت و تغيير ناپذير استوار است. اين قانونمنديها بر كلية فعل و انفعالها و تغيير و تحوّلهايي كه در جهان طبيعت رخ ميدهد، اعم از تغييرات و فرايندهاي شيميايي، فيزيكي، زيست محيطي، نجومي و...، حاكم بوده و هيچ رويداد طبيعي خارج از چارچوب آنها واقع نميشود. از همين روست كه بشر در پي اين برآمده كه با ايجاد شاخههاي مختلف علوم طبيعي، قانونمنديها و نظامهاي حاكم بر جهان طبيعت را كشف و شناسايي كند، تا با شناخت اين قانونمنديها و نظامها بتواند كلية تغيير و تحولات عالم ماده را در اختيار خود گيرد و وقوع برخي از آنها را پيشبيني، از وقوع برخي از آنها جلوگيري و يا وقوع برخي از آنها را تسريع كند و در يك كلمه آنها را در جهت منافع خود مهار نمايد. همچنانكه تغيير و تحولات عالم طبيعت براساس قانونمنديهاي ثابت و تغييرناپذير صورت ميگيرد، تغيير و تحولات اجتماعي نيز قانونمنديهاي خاص خود دارد و كليه فراز و فرودهايي كه در جوامع بشري رخ ميدهد بر اساس همين قانونمنديهاست. استادشهيد مرتضي مطهري در همين زمينه مينويسد: قرآن كريم اين گمان را كه ارادهاي گزافكار و مشيتي بي قاعده و بي حساب سرنوشتهاي تاريخي را دگرگون ميسازد به شدت نفي ميكند و تصريح مينمايد كه قاعدهاي ثابت و تغييرناپذير بر سرنوشتهاي اقوام حاكم است. قرآن كريم از قانونمنديهاي حاكم بر تغييرات اجتماعي، به عنوان «سنت خدا» تعبير كرده و در موارد متعددي ضمن تأكيد بر تغيير ناپذيري سنتهاي الهي به برخي از اين سنتها اشاره كرده است. در اينجا براي آشنايي بيشتر با سنتهاي الهي حاكم بر جوامع بشري، ابتدا اصل تغيير ناپذيري سنتهاي خدا را از ديدگاه قرآن مورد بررسي قرار داده و آنگاه به برخي از اين سنتها اشاره ميكنيم؛ اما پيش از آن، مروري اجمالي خواهيم داشت به معناي لغوي سنت:
1. معناي لغوي سنت «سنت» در لغت به معناي راه و روش، خوي، عادت، طبيعت و سرشت آمده و در تركيبهاي مختلف معاني ديگري نيز از آن اراده شده است. راغب اصفهاني در معناي سنت مينويسد: سنت پيامبر؛ يعني راه و روشي كه او برگزيده است. و سنت خداي تعالي به راه و روش حكمت او و راه و روش طاعت او اطلاق ميشود. ابن منظور نيز سنت را اين گونه معنا ميكند: سنت به معناي صورت و آن قسمت از چهره است كه به تو رو ميكند... سنت خدا؛ يعني احكام و امر و نهي او... و سنت به معناي سيره و روش ] نيز آمده است [ خواه پسنديده باشد و خواه ناپسند... در حديث كلمه سنت و مشتقات آن فراوان تكرار شده و معناي اصلي آن راه و روش و سيره است. فيّومي نيز سنت را به راه و روش و سيره معنا كرده است. بيشتر مفسران نيز همين معنا را براي سنت برگزيدهاند. علاّمة طباطبايي معناي سنت را اينچنين بيان ميكند: كلمة «سنت» به معناي طريقة معمول و رايج است كه به طبع خود غالباً يا دائماً جاري باشد.
2. اصل تغيير ناپذيري سنتهاي الهي قرآن كريم تأكيد فراواني بر تغيير ناپذيري سنتهاي الهي داشته و در آيات متعددي ضمن اشاره به برخي از رويدادهايي كه در امتها و اقوام گذشته و يا در زمان پيامبر اكرم(ص) رخ داده آنها را از مصاديق سنتهاي تغييرناپذير خداوند دانسته است؛ كه از جمله ميتوان به آيات زير اشاره كرد: 1ـ2. آيات 76 و 77 سورة اسراء: در اين آيات به توطئه و نيرنگ مشركان براي بيرون راندن پيامبر از مكه اشارهكردهو هشدار ميدهد كه اگر آنها چنينكاري را انجام داده بودند، بر اساس سنت تغييرناپذير الهي سرنوشتي جز نابودي و هلاكت در انتظار آنها نبود : وَإفن كَادفواْ لَيَسْتَففزّفونَكَ مفنَ الاَْرْضف لفيفخْرفجفوكَ مفنْهَا وَإفذًا لاَّيَلْبَثفونَ خفلَـ'فَكَ إفلاَّ قَلفيلاً * سفنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مفن رّفسفلفنَا وَلاَتَجفدف لفسفنَّتفنَا تَحْوفيلاً. و چيزي نمانده بود كه تو را از اين سرزمين بركَنَند، تا تو را از آنجا بيرون سازند، و در آن صورت آنان ] هم [ پس از تو جز ] زمان [ اندكي نميماندند؛ سنتي كه همواره در ميان ] امتهاي [ فرستادگاني كه پيش از تو گسيل داشتهايم ] جاري [ بوده است، و براي سنت ] و قانون [ ما تغيير نخواهي يافت.
2ـ2. آيات 62 ـ 60 سورة احزاب: اين آيات به منافقان هشدار ميدهد كه اگر از شايعه پراكني و ايجاد فساد و اختلاف در مدينه باز نايستند، خداوند همان سنتي را كه در مورد گذشتگان جاري بوده در مورد آنها نيز جاري خواهد ساخت. لَـئـفن لَّمْ يَنتَهف الْمفنَـ'ففقفونَ وَالَّذفينَ ففي قفلفوبفهفم مَّرَضٌ وَالْمفرْجفففونَ ففي الْمَدفينَةف لَنفغْرفيَنَّكَ بفهفمْ ثفمَّ لاَيفجَاوفرفونَكَ ففيهَآ إفلاَّ قَلفيلاً * مَّلْعفونفينَ أَيْنََما ثفقفففو´اْ أفخفذفواْ وَقفتفّلفواْ تَقْتفيلاً * سفنَّةَ اللَّهف ففي الَّذفينَ خَلَوْاْ مفن قَبْلف وَلَن تَجفدَ لفسفنَّةف اللَّهف تَبْدفيلاً. اگر منافقان و كساني كه در دلهايشان مرضي هست و شايعه افكنان در مدينه، ] از كارشان [ باز نايستند، تو را سخت بر آنان مسلّط ميكنيم تا جز ] مدّتي [ اندك در همسايگي تو نپايند. از رحمت خدا دور گرديده و هر كجا يافته شوند گرفته و سخت كشته خواهند شد. دربارة كساني كه در پيشتر بودهاند ] همين [ سنت خدا ] جاري بوده [ است؛ و در سنّت خدا هرگز تغيير نخواهي يافت. علامه طباطبايي آيات ياد شده را اينگونه تفسير ميكند: خداي سبحان ميفرمايد: اين عذاب و نكالي كه به منافقين و آن دو طايفه ديگر وعده داديم و گفتيم كه تبعيدشان ميكنيم و خونشان را هدر ميسازيم، سنتي است از خدا كه در امتهاي پيشين نيز جاري ساخته، هر وقت قومي به راه فسادانگيزي و ايجاد فتنه افتادند، و خواستند به منظور استفادههاي نامشروع، در بين مردم اضطراب افكنند، تا در طغيان و سركشي بي مانع باشند، ما آنان را به همين طريق گرفتيم، و تو هرگز دگرگوني درسنتخدانخواهييافت، پس در شما امت همان جاريميشودكهدرامتهايقبلازشماجاريشد . 3ـ2. آيات 42 و 43 سورة فاطر: قريش قبل از بعثت پيامبر سوگند ياد كرده بودند كه اگر براي آنها پيامبري بيايد ـ برخلاف اهل كتاب كه پيامبران خود را تكذيب ميكردند ـ بهتر از همة امتها از پيامبر خود پيروي كنند؛ اما با برانگيخته شدن پيامبر اكرم (ص)، آنها از در نيرنگ و گردنكشي برآمدند. اينجاست كه خداوند به آنها هشدار ميدهد: بر اساس سنت تغييرناپذير الهي، نيرنگ، نيرنگبازان جز به خود آنها برنخواهد گشت : وَ اَقْسَموا بفاللّه جَهْدَ اَيْمانفهفمْ لَئفنْ ج'اءَهفم نَذيرٌ لَيَكونَنَّ اَهْدي' مفنْ افحْدَي الافمَمف فَلَمّا ج'اءَ هفمْ نَذيرٌ مازادَهفم افلاّ نفففوراً * اسْتفكْبَارًا ففي الاَْرْضف وَمَكْرَ السَّيفّيءف وَلاَيَحفيقف الْمَكْرف السَّيفّيف إفلاَّ بفأَهْلفهف فَهَلْ يَنظفرفونَ إفلاَّ سفنَّتَ الاَْوَّلفينَ فَلَن تَجفدَ لفسفنَّتف اللَّهف تَبْدفيلاً وَلَن تَجفدَ لفسفنَّتف اللَّهف تَحْوفيلاً. و با سوگندهاي سخت خود به خدا سوگند ياد كردند كه اگر هر آينه هشدار دهندهاي براي آنان بيايد، قطعاً از هر يك از امتها ] ي ديگر [ راه يافتهتر شوند، و ] لي [ چون هشدار دهندهاي براي ايشان آمد، جز بر نفرتشان نيفزود. ] انگيزه [ اين كارشان فقط گردنكشي در ] رويف [ زمين و نيرنگ زشت بود؛ و نيرنگ زشت جز ] دامن [ صاحبش را نگيرد. پس آيا جز سنّت ] و سرنوشت شوم [ پيشينيان را انتظار ميبرند؟ و هرگز براي سنّت خدا تبديلي نمييابي و هرگز براي سنت خدا دگرگوني نخواهي يافت. در تفسير الميزان، مراد از عدم «تبديل» و «تحويل» سنت خدا، چنين بيان شده است: «تبديل سنت خدا» به اين است كه: عذاب خدا را بردارند و به جايش عافيت و نعمت بگذارند، و «تحويل سنت» عبارت از اين است كه: عذاب فلان قوم را كه مستحق آن ميباشند، به سوي قومي ديگر برگردانند، و سنت خدا نه تبديل ميپذيردونهتحويل؛براياينكهخدايتعاليبرصراط مستقيم است، حكم او نه تبعيض دارد و نه استثنا. همچنانكهخدايتعالي مشركان مورد نظر آيه را در جنگبدربهعذاب خود گرفت و همگي را كشت. 4ـ2.آيات22و23سورة فتح: خداوند در اين آيات به مؤمنانبشارتميدهدكهكافران توان رويارويي با شما را ندارند و اگر به جنگ با شما هم برخيزند، براساس سنت الهي بييار و ياور شده و از پا در خواهند آمد : وَلَوْ قَـ'تَلَكفمف الَّذفينَ كَفَرفواْ لَوَلَّوفاْ الاَْدْبَـ'رَ ثفمَّ لاَيَجفدفونَ وَلفيًّا وَلاَ نَصفيرًا * سفنَّةَ اللَّهف الَّتفي قَدْ خَلَتْ مفن قَبْلف وَلَن تَجفدَ لفسفنَّةف اللَّهف تَبْدفيلاً. و اگر كساني كه كافر شدند، به جنگ با شما برخيزند، قطعاً پشت خواهند كرد، و ديگر يار و ياوري نخواهند يافت، سنت الهي از پيش همين بوده،و در سنت الهي هرگز تغييري نخواهي يافت.
|