|
۳۱ شهريور ۱۳۸۶ |
|
مؤلّف ارجمند كتاب مكيال المكارم، در بخش چهارم كتاب خود جمال و زيبايي حضرت مهدي(ع) را به عنوان يكي از ويژگيها و خصايص آن حضرت كه ماية لزوم دعا براي ايشان است، برشمرده و مينويسد: بدان كه مولاي ما حضرت صاحبالزمان(ع) زيباترين و خوش صورتترين مردم است؛ زيرا كه شبيهترين مردم به پيغمبر اكرم(ص) است.1
از بررسي روايات و مطالعة حكايات نيكبختاني كه توفيق زيارت آن امام را يافتهاند نيز برميآيد كه قامت و رخسار نازنين امامعصر(ع) در كمال زيبايي و اعتدال بوده و جزء جزء سيماي مباركش دلربا و خيرهكننده است:
قيامت قامت و قامت قيامت قيامت كردهاي اي سرو قامت مؤذن گر ببيند قامتت را به قد قامت بماند تا قيامت
آري، همين قامت رعنا و رخسار دلربا بوده است كه موجب شده هزاران عاشق دلسوخته در آغاز هر صبح با زاري و التماس از خداي خود بخواهند كه:
خداوندا! آن چهرة زيبا و جمال دلآرا را به من بنماي و چشمان مرا با يك نظر به او روشنايي بخش.2 آن حضرت، افزون بر همة زيباييهاي ظاهري، جامع همة كمالات روحي و سجاياي اخلاقي نيز هست و همين امر نيز موجب شده كه ايشان از نظر خلق و خو نيز شبيهترين مردم به پيامبر گرامي(ص) باشد.
از آنجا كه آشنايي بيشتر با صفات و خصال يوسف زهرا، حضرت مهدي(ع) ميتواند موجب انس و ارتباط شيعيان با آن عزيز غايب از نظر باشد، در اينجا با بهرهگيري از كلمات معصومانعليهم السلام و حكايات نقل شده از تشرف يافتگان، به بررسي اين موضوع ميپردازيم. باشد تا به مصداق وصف العيش نصف العيش ما هم از آن جمال دلآرا بهرهمند شويم.
1. سيماي ظاهري روايات فراواني در توصيف جمال دلآراي آخرين حجت خدا، حضرت مهدي(ع) رسيده است كه در مجموع ميتوان آنها را به دو بخش تقسيم كرد:
دستة اوّل، رواياتي كه به توصيف كلي سيرت و صورت آن حضرت بسنده كرده و از ايشان به عنوان شبيهترين مردم به رسول خدا(ص) ياد نمودهاند كه از آن جمله ميتوان به روايات زير اشاره كرد:
1. از جابر بن عبدالله انصاري نقل شده است كه پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمودند: مهدي از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنية او كنية من است. او از نظر خَلق و خُلق، شبيهترين مردم به من است. 3 2. احمد بن اسحاق ميگويد: از امام حسن عسكري(ع) شنيدم كه ميفرمود: سپاس از آن خدايي است كه مرا از دنيا نبرد تا آنكه جانشين مرا به من نشان داد، او از نظر آفرينش و اخلاق شبيهترين مردم به رسول خداست. 4
با توجه به اين روايات ميتوان همة خصال و صفاتي را كه در قرآن و روايات به پيامبر گرامي اسلام(ص) نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدي(ع) نيز نسبت داد. رواياتي كه به توصيف ويژگيهاي ظاهري پيامبر اكرم(ص) پرداختهاند فراواناند، كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
در روايتي كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده، ويژگيهاي ظاهري پيامبر خاتم(ص) چنين توصيف شده است: رخسار پيامبر خدا سپيد آميخته به سرخي و چشمانش سياه و درشت و ابروانش به هم پيوسته، و كف دست و پايش پر گوشت و درشت بود؛ بدان سان كه گويي طلا بر انگشتانش ريخته باشد. استخوان دو شانهاش بزرگ بود، چون به كسي روي ميكرد به علت مهرباني شديدي كه داشت با همة بدن به جانب او توجه مينمود. يك رشتة موي از گودي گلو تا نافش روييده بود، انگار كه ميانة صفحة نقره خالص خطي كشيده شده باشد. گردن و شانههايش بهسان گلابپاش سيمين بود. بيني كشيدهاي داشت كه هنگام آشاميدن آب نزديك بود به آب برسد. هنگام راه رفتن محكم قدم برميداشت كه گويا به سرازيري فرود ميآيد، باري، نه قبل و نه پس از پيغمبر خدا كسي مثل او ديده نشده است.5 دستة دوم، رواياتي كه خصال و سيماي امام مهدي(ع) را به تفصيل بيان كرده و ويژگيهاي آن حضرت را يك به يك برشمردهاند. برخي از رواياتي كه در اين زمينه رسيده، به شرح زير است:
از پيامبر گرامي اسلام(ص) در توصيف آن حضرت روايت شده است كه: مهدي طاووس اهل بهشت است. چهرة او مانند ماه درخشنده است. بر [بدن] او جامههايي از نور است. امام باقر(ع) از پدرش، از جدش روايت ميكند كه امام علي(ع) روزي، در حالي كه بر بالاي منبر بود، فرمود: از فرزندان من در آخرالزمان مردي ظهور ميكند كه رنگ [صورتش] سفيد متمايل به سرخي و سينهاش فراخ و رانهايش ستبر و شانههايش قوي است و در پشتش دو خال است، يكي به رنگ پوستش و ديگري مشابه خال پيامبر اكرم(ص). 6
امام رضا(ع) نيز در بيان صفات و ويژگيهاي امام عصر(ع) ميفرمايد: قائم كسي است كه در سن پيرمردان و با چهرة جوانان قيام ميكند و نيرومند باشد تا بدانجا كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روي زمين دراز كند آنرا از جاي بركند و اگر بين كوهها فرياد برآورد صخرههاي آن فرو پاشد. 7 آن حضرت در روايت ديگري، در پاسخ اباصلت هروي كه از ايشان ميپرسد: نشانههاي قائم شما به هنگام ظهور چيست؟ ميفرمايد:
نشانهاش اين است كه در سن پيري است ولي منظرش جوان است به گونهاي كه بيننده ميپندارد چهل ساله يا كمتر از آن است و نشانة ديگرش آن است كه به گذشت شب و روز پير نشود تا آنكه اَجَلش فرا رسد. 8
امام صادق(ع) نيز آن حضرت را اين گونه توصيف ميكند: او ميانه بالاست، نه بسيار بلند قد و نه بسيار كوتاه قد؛ صورتي گرد، سينهاي فراخ، پيشاني سفيد و ابرواني به هم پيوسته دارد؛ بر گونة راست او خالي است، چون دانة مشك كه بر قطعة عنبر سائيده باشد.9 ابراهيم بن مهزيار نيز كه به شرف ملاقات امام مهدي(ع) رسيده است، در بيان خصال آن امام ميگويد: او جواني نورس و نوراني و سپيد پيشاني بود با ابرواني گشاده و گونهها و بيني كشيده و قامتي بلند و نيكو چون شاخة سرو و گويا پيشانياش ستارهاي درخشان بود و برگونة راستش خالي بود كه مانند مشك و عنبر برصفحهاي نقرهاي ميدرخشيد و بر سرش گيسواني پرپشت و سياه و افشان بود كه روي گوشش را پوشانده بود و سيمايي داشت كه هيچ چشمي برازندهتر و زيباتر و باطمأنينهتر و باحياتر از آن نديده است.10
2. سجاياي اخلاقي سجايا و مكارم اخلاقي امام مهدي(ع) را نيز به دو گونه ميتوان توصيف كرد: نخست، براساس آيات و رواياتي كه در توصيف پيامبر گرامي اسلام(ص) رسيدهاند؛ چرا كه آن حضرت از نظر ويژگيهاي اخلاقي نيز شبيهترين مردم به حضرت ختمي مرتبت(ص) است و دوم، براساس رواياتي كه به طور خاص به توصيف سجاياي اخلاقي آن حضرت پرداختهاند. قرآن كريم در آيات متعددي به توصيف پيامبر خاتم(ص) پرداخته و آن حضرت را به دليل ويژگيهاي برجسته و منحصر به فردش ستوده است كه از آن جمله ميتوان آيات زير را برشمرد: 1. در نخستين آيه، خداوند كريم ويژگي نرمخويي پيامبر اكرم(ص) را يادآور شده و ميفرمايد اگر اينچنين نبودي مردم از پيرامون تو پراكنده ميشدند: پس با بخشايشي از [سوي] خداوند، با آنان نرمخويي ورزيدي و اگر درشتخويي سنگدل ميبودي، از دورت ميپراكندند...11 2. در آيهاي ديگر، خداوند متعال به دلسوزي، احساس مسئوليت، خيرخواهي و مهر و محبت بيپايان رسول خاتم(ص) نسبت به امتش اشاره كرده، ميفرمايد: بيگمان پيامبري از [ميان] خودتان نزد شما آمده است كه هر رنجي ببريد، بر او گران است. بسيار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهرباني بخشاينده است. 12 3. يكي ديگر از آيات قرآن، رحمت بودن پيامبر اكرم نسبت به همة جهانيان را مورد توجه قرار داده، ميفرمايد: و تو را جز رحمتي براي جهانيان، نفرستادهايم. 13 4. آية ديگري از قرآن در مقام ستايش خلق و خوي بينظير پيامبر اسلام(ص) ميفرمايد: و به راستي تو را خويي است سترگ.14 با توجه به آنچه گذشت ميتوان گفت: خاتم اوصيا نيز چون خاتم پيامبران مظهر نرمخويي، دلسوزي، خيرخواهي، مهر، محبت، گذشت و خلق و خوي شايسته و سترگ بوده و رحمتي براي همة جهانيان است. در مورد خصال اخلاقي حضرت مهدي(ع)، به طور خاص، روايات متعددي از طريق شيعه و اهل سنت نقل شده است، كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم: 1. ابن حماد در كتاب خود از يكي از راويان اهل سنت در مورد ويژگيهاي امام مهدي(ع) چنين نقل ميكند: نشانة مهدي اين است كه بر كارگزاران [دولت خويش] سختگير و با مستمندان بسيار بخشنده و مهربان است. 15 2. امام صادق(ع) نيز در پاسخ اين پرسش كه امام(ع) چگونه شناخته ميشود، ميفرمايد: [امام را] با آرامش و وقار ... و نيز با حلال و حرام و نيازمندي مردم به او، در صورتي كه او خود به هيچ كس نياز ندارد [ميتوان شناخت]. 16 3. امام رضا(ع) در بيان ويژگي كلي امامان معصوم(ع) سخنان ارزشمندي دارند، كه براساس آن ميتوان به توصيف امام مهدي(ع) نيز پرداخت، آن حضرت ميفرمايد: او به مردم از خودشان سزاتر و از پدران و مادرانشان براي آنها دلسوزتر است. او از همه مردم در برابر خدا متواضعتر، و در عمل به آنچه خود بدان فرمان ميدهد، سختكوشتر، و در دوري گزيدن از آنچه كه خود از آن نهي ميكند، خوددارتر است. 17 4. آن حضرت در ادامه ميفرمايد: او با دو نشانه شناخته ميشود: دانش [بيكران] و استجابت دعا و اينكه او از همة رويدادهايي كه واقع ميشوند، پيش از وقوعشان خبر ميدهد. همة اينها به سبب پيماني است كه از سوي پيامبر خدا با او بسته شده و وي آن را به وسيلة پدران خود از آن حضرت به ارث برده است. 18 توصيف سيماي ظاهري و خصال روحي حضرت بقية الله الاعظم ـ ارواحنا له الفداء ـ را با بخشي از كتاب منتهيالامال مرحوم شيخ عباس قمي به پايان ميبريم.
اين محدث بزرگ مفاد روايات مختلي را كه در توصيف آن حضرت رسيده، گردآورده و در بيان اوصاف ايشان مينويسد: همانا روايت شده كه آن حضرت شبيهترين مردم است به رسول خدا(ص)، در خَلق و خُلق، و شمايل او شمايل آن حضرت است و آنچه جمع شده از روايات در شمايل آن حضرت، آن است كه آن جناب ابيض [سفيد] است كه سرخي به او آميخته؛ و گندمگون است كه عارض شود آن را زردي از بيداري شب، و پيشاني نازنينش فراخ و سفيد و تابان است و ابروانش به هم پيوسته و بيني مباركش باريك و دراز كه در وسطش في الجمله انحدابي [برآمدگي] دارد و نيكورو است و نور رخسارش چنان درخشان است كه مستولي شده بر سياهي محاسن شريف و سر مباركش، گوشت روي نازنينش كم است. بر روي گونة راستش خالي است كه پنداري ستارهاي است درخشان، [ميان سرش فرقي گشوده شده مانند الفي كه ميان دو واو نشسته باشد] ميان دندانهايش گشاده است. چشمانش سياه و سرمهگون و در سرش علامتي است، ميان دو كتفش عريض است، و در شكم و ساق مانند جدش اميرالمؤمنين(ع) است.
و رسيده است: حضرت مهدي(ع)، طاووس اهل بهشت است. چهرهاش مانند ماه درخشنده است. بر بدن مباركش جامههايي است از نور. بر آن جناب جامههاي قدسي و خلعتهاي نوراني رباني است كه متلألأ است به شعاع انوار فيض و فضل حضرت احديت و در لطافت و رنگ چون گل بابونه و ارغواني است كه شبنم بر آن نشسته و شدت سرخياش را هوا شكسته و قامتش معتدل و سر مباركش مدور [است]، بر روي گونة راستش خالي است كه پنداري ريزه مشكي است كه بر زمين عنبرين ريخته [است]. هيئت نيكو و خوشي دارد كه هيچ چشمي هيئتي به آن اعتدال و تناسب نديده [است] صلّي الله عليه و علي آبائه الطاهرين.18
با اميد به آنكه خداوند متعال از سر لطف و رحمت بيانتهاي خود، ديدار شبيهترين مردم به رسول خدا(ص) را نصيب ما بندگان بيمقدار خويش نيز فرمايد و همة ما را از عطر حضور آن يگانة دوران بهرهمند سازد.
ماهنامه موعود شماره 79
|