|
۳۱ شهريور ۱۳۸۶ |
|
جاي ترديد نيست كه امام مهدي(ع) اين رهبر الهي براي اجراي برنامههاي نهضت جهاني خود علاوه بر ديگر اسباب و عوامل، نياز به ياراني عاشق، متحد، باوفا، مؤمن، شجاع، فهيم و مخلص دارد؛ چرا كه تجربه تاريخي نشان داده هيچ رهبر و مصلح اجتماعي بدون داشتن ياراني وفادار نتوانسته است اهداف خويش را محقّق سازد. در طول تاريخ، بسيار شاهد بودهايم كه رهبراني شايسته و توانمند تنها به دليل نداشتن ياراني همدل و همراه از حركت اصلاحي خود باز ايستادهاند. هر يك از ياران آن حضرت نيز قوة چهل مرد را دارا و از نظر صلابت همچون پارههاي آهن هستند. اينها نشانگر آن است كه حضرت جنگ سختي در پيش خواهند داشت و اگر كارها با معجزه تمام ميشد ديگر نيازي به ياراني با چنين قدرت جسماني و صلابت و شجاعت نبود. در حالي كه روايات به ما ميفهمانند كه كار حضرت حجت(ع) سختتر از كار جدش رسول خدا(ص) خواهد بود؛ زيرا مردمي كه در برابر پيامبر خدا ايستاده بودند افراد جاهلي بودند كه سنگ و چوب و... ميپرستيدند ولي جاهلاني كه در مقابل امام عصر(ع) ميايستند كساني هستند كه قرآن به دست ميگيرند و با تأويل كردن آيات قرآن و متمسّك قرار دادن آن با حضرت ميجنگند1. لذا بايد ايشان ياوراني باهوش داشته باشد كه مانند ياوران حضرت امير(ع) در جنگ صفين فريب مكرها و حيلههاي دشمن را نخورند. در اينجا ما به بعضي از خصال ياوران آن حضرت كه از قرآن كريم و روايات معصومين(ع) رسيده، اشاره ميكنيم. تا اين عزيزان را بهتر بشناسيم و الگوي راه خود قرار دهيم و اوصاف و ويژگيهاي آنها را در راه خودسازي خويش بهكار گيريم تا زمينهساز حضور حضرتش شويم و از جمله اصحاب و ياران آن عزيز قرار گيريم. انشاءالله 1. ياراني بلند آوازه از روايات به خوبي استفاده ميشود كه ياران امام مهدي(ع) افرادي شناخته شده، خوشنام و حسب و نسبشان كاملاً معلوم و صاحب مناصب اجتماعي، اشراف و قضات و حكّاماند: آنها از افراد نيكنژاد، قاضيان، فرمانروايان و فقهاي در دين هستند.2 حتي بر روي سلاح آنها نام و نسب و اوصاف آنها نوشته شده است.3 چنانكه مولاي متقيان علي(ع) ميفرمايند: آنها در آسمان شناخته شدهاند و در زمين [تا آمدن آن حضرت] ناشناخته ميمانند.4 صادق آل محمد(ع) در تأويل و تفسير آية 148 سورة بقره ميفرمايد: اين آيه كه ميفرمايد: «در هر كجا باشيد خداوند همة شما را حاضر ميكند» دربارة ناپديد شوندگان از اصحاب قائم(ع) نازل گشته است. آنان شبانگاهان از بسترهايشان ناپديد ميشوند و بامدادان در مكه خواهند بود و بعضي از آنها در روز بر ابرها حركت ميكنند كه نام آنها و نام پدرشان و خصوصيات و نسبشان معروف است. راوي ميگويد: عرض كردم: فدايت شوم، كدام يك ايمانشان قويتر است؟ حضرت فرمودند: آنكه در روز بر ابر حركت ميكند.5 2. پيشگامان در كارهاي خير يكي از اوصاف و ويژگيهاي «عباد الرحمن» اقدام در كارهاي خير است. آنها نه تنها در كارهاي خير وارد ميشوند و از انجام كارهاي نيك بهرهمند ميگردند، از خداوند نيز ميخواهند كه آنها را امام و پيشواي نيكانديشان و نيكوكاران قرار دهد. قرآن كريم ضمن شمارش دوازده صفت از اوصاف «عبادالرحمن» ميفرمايد: يكي از اوصاف آنها اين است كه از خداوند ميخواهند آنها را از رهبران و پيشگامان راه خير قرار دهد: و ما را براي پرهيزكاران، پيشوا گردان6. از اينرو يكي از اوصاف ياران حضرت مهدي(ع) سبقت گرفتن در كارهاي خير است. چنانكه امام صادق(ع) در تفسير آية 148 سورة بقره كه ميفرمايد: پس در كارهاي خير بر يكديگر پيشي گيريد. هر جا باشيد، خداوند همة شما را حاضر ميكند. ميگويند: منظور از خيرات «ولايت» است و منظور از «يأت بكم الله جميعاً»، 313 تن از ياران قائم(ع) هستند. به خدا سوگند! در يك لحظه همچون قطعات ابر پاييزي گرد شمع وجود حضرتش جمع ميشوند. و به خدا قسم «امة معدودة» (ذكر شده در قرآن) آنها هستند.7 آري مصداق بارز و اتمّ خيرات، «ولايت» است؛ ولايت خداي متعال، ولايت رسول خدا(ص) و ائمة هدي(ع) كه اصحاب حضرت با جان و دل آن را پذيرفته و تا آخرين قطرة خون در احيا و ترويج و دفاع از آن سر از پا نميشناسند.
3. داراي شخصيتي بينظير شخصيت انسان ـ كه برگرفته از مجموعة عوامل اعتقادي، اجتماعي، وراثتي و... است سبب ميگردد تا هر فردي در درجة خاصي از مكانت اجتماعي و موقعيت ديني قرار گيرد و مجموعة رفتارهاي عملي انسان نيز از اين شخصيت ريشه ميگيرد. لذا اميرمؤمنان(ع) در اشاره به شخصيت منحصر به فرد ياران حضرت مهدي(ع) ميفرمايد: آنان به مقامي رسيدهاند كه نه گذشتگان بر آنان پيشي گرفتهاند و نه آيندگان به مقام والاي آنان ميرسند.8 برخي از آنان به مقامي ميرسند كه با ابرهاي آسمان از مكاني به مكان ديگر سير ميكنند.9 بعضي ديگر زمين بسان طوماري در زير پايشان درهم پيچيده ميشود (طيّ الأرض) و آنان مسافت طولاني را در مدتي كوتاه ميپيمايند. امام صادق(ع) نيز در مورد آنان ميفرمايند: ياران مهدي از نقاط مختلف زمين به سوي او حركت ميكنند و زمين زير پاي آنان درهم پيچيده ميشود.10 لازم به ذكر است ويژگي طيّالارض در عاصف بن برخيا نيز وجود داشت كه در كمتر از چشم بر هم زدني تخت بلقيس را از كشور صبا به نزد سليمان آورد.11 4. ذخيرههاي الهي اصحاب حضرت حجت(ع) همچون امامشان ـ كه « بقيةالله» و « ذخيرةالله» است ـ از جمله افرادي هستند كه خداوند وعدة عذاب حكّام جور و ستم و مشركان و كفّار را به دست آنها داده و مقرر ساخته است كه پايان حكومت جباران و شروع حكومت صالحان با دست تواناي آنها و رهبري امام زمان(ع) واقع شود. قرآنكريم از آنها تحت عنوان «أمّت معدوده» نام ميبرد. خداوند متعال در قرآن خطاب به كفّار منحرف ميفرمايد: اگر ما عذاب را تا [آمدن] «امت معدوده» از آنها به تأخير بيندازيم ميگويند: چه چيز آن را باز ميدارد؟ آگاه باش! هنگامي كه آن روز بيايد، عذاب از آنها برگردانده نميشود، و آنچه را كه مسخره ميكردند آنها را فرو خواهد گرفت.12 از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده كه آن دو بزرگوار در تفسير اين آيه فرمودند: «منظور از «امت معدوده» (امت شمرده شده)، همان اصحاب حضرت مهدي(ع) در آخرالزمان هستند كه 313 نفر به تعداد اهل «بدر» هستند و همانگونه كه پارههاي ابر پاييزي به هم ميپيوندند آنان نيز در آن واحد گرد ميآيند.»13 و در روايت ديگر امام صادق(ع) ميفرمايد: منظور از «عذاب» خروج حضرت قائم(ع) است (كه سبب عذاب كافران و مفسدان خواهد شد) و منظور از «امت معدوده» اصحاب اوست كه به تعداد اهل بدر هستند.14 6. ايمان ياوران مهدي(ع) بنابر آنچه از قرآن كريم و روايات معصومين به ما رسيده، ايمان نيز مانند بسياري از حقايق ديگر داراي رتبه و درجه است؛ لذا مؤمنان به نسبت علم و معرفت و يقيني كه نسبت به حقيقت دين ـ به ويژه ذات باريتعالي ـ پيدا ميكنند داراي درجات مختلفي هستند (والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولياء بعض)15 لذا هر چه پاية يقين فرد قويتر باشد و كمتر شكّ و ترديد در قلب او راه يابد داراي ايماني قويتر است و از رتبه و ارزشي والاتر برخوردار خواهد بود. ياوران امام مهدي(ع) به درجهاي از ايمان رسيدهاند كه هيچ شكّي در دلشان راه نمييابد: مرداني هستند فولاددل كه همة وجودشان يقين به خداست و هيچ شكّي در دلشان راه نمييابد، مرداني سختتر از صخرهها... 16. با معرفت، به خدا ايمان آوردهاند، و ايمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ كرده است. امام صادق(ع) در روايتي، ضمن بيان اوصاف آنان، شيعيان را به الگو گرفتن از آنان سفارش ميكند: ...پس مبادا به راست و چپ روي آوري كه به خدا سوگند امر روشن است. به خدا سوگند! اگر اهل آسمان و زمين همدست شوند كه اين امر را از جايگاهي كه خداوند آن را قرار داده، جدا سازند نخواهند توانست و چنانچه همة مردمان كفر ورزند تا جايي كه هيچكس نماند، خداوند كساني را خواهد آورد كه شايستگان باشند. سپس فرمود: آيا نميشنوي كه خداوند ميفرمايد: «اي كساني كه ايمان آوردهايد، هر كدام از شما كه از دين روي گردانيد، پس به زودي خداوند قومي را كه آنها را دوست ميدارد و آنها نيز خدا را دوست ميدارند و با مؤمنان فروتن و با كافران سرسختاند، به نصرت اسلام برميانگيزد...»17 (تا آخر آيه را تلاوت فرمود) و در آية ديگر فرمود: «پس اگر اين قوم به آن كفر ورزند، همانا قومي را كه هرگز به آن كافر نشوند، بر آن ميگماريم.» سپس حضرت فرمود: «اهل اين آيه، همان كسانياند كه در آية قبل بودند.» در آيهاي كه امام صادق(ع) آن را تلاوت فرمودهاند، اوصاف مؤمناني كه بايد اين رسالت بزرگ را انجام دهند، چنين بيان گرديده است: 1. آنها به خدا عشق ميورزند و جز به خشنودي او نميانديشند: «يحبّهم و يحبّونه»؛ 2. در برابر برادران دينيشان خاضع و فروتن هستند: « أذلّة علي المؤمنين»؛ 3. براي بسط عدل و اجراي فرامين الهي همواره در راه جهاد فيسبيلالله هستند: «يجاهدون في سبيلالله»؛ 4. براي نابودي كافران و برچيدن بساط ستمگران، كوشا هستند و از هيچ ملامتي پروا ندارند: «ولا يخافون لومة لائم». اين صفات پسنديده كه از اعتقاد به خدا و ايمان به مقصد نشأت گرفته، از آنها انسانهايي ساخته است كه در شكستن سنتهاي نادرست ـ كه اكثر مردم بدانها پايبندند و مخالفان خود را به استهزا ميگيرند ـ پروايي ندارند. بسياري را ميشناسيم كه صفات ممتازي دارند، امّا مقابل غوغاي محيط و هجوم افكار عوام و اكثريت منحرف، بسيار محافظهكار و ترسو ميگردند و در مقابل آنها ميدان را خالي ميكنند. در حالي كه براي يك رهبر سازنده و افرادي كه براي اجراي افكار او وارد ميدان ميشوند، قبل از هر چيز چنين شهامتي لازم است. عوامزدگي، محيطزدگي و مانند آن، كه همه نقطة مقابل اين امتياز عالي روحي هستند، سدّ راه بيشتر اصلاحات محسوب ميگردند. آري به دست آوردن اين امتيازات و موقعيتها در هر درجه كه باشد، علاوه بر كوشش خود فرد، مرهون فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد و شايسته بيند عطا ميكند.18 7. برپا دارندگان نماز دربارة اصحاب صاحبالامر(ع) ميخوانيم: برخي از آنان شب را نخوابند و زمزمة نماز و مناجات شبانهشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد19. آري، با ياد خدا و برپايي نماز، جان و دلشان را روشن نمودهاند: « كأن ّّقلوبهم القناديل»20 و چهرة ظاهريشان نمايانگر سيرت پاك درونيشان است: سجدهها در پيشاني آنها اثر گذارده است. آنان شيران روز و پارسايان شبند21. و به فرمودة قرآن: نشانة آنها در صورتشان از اثر سجده، نمايان است22. 8. پرداخت كنندگان زكات زكات نيز، همچون نماز، نشانة بارز يك مسلمان واقعي است: « و يؤتون الزكاة»23. همچنان كه يك مسلمان از اقامه نماز به رشد و كمال و معراج ميرسد از طريق پرداخت زكات نيز به اين مقامات ميرسد: « خذ من أموالهم صدقه تطهرّهم و تزّكيهم بها»24؛ چرا كه زكات، انسان را از بخل و دنياپرستي و رذائل اخلاقي پاك ميكند، و نهال نوع دوستي، سخاوت، رعايت حقوق ديگران به ويژه فقرا، مستمندان و درماندگان را در نهاد او پرورش ميدهد و با پرداخت زكات زمينة فساد را در جامعه از بين ميبرد. لذا امام صادق(ع) ميفرمايد: كسي كه يك قيراط از زكات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و نه ارزشي دارد.25 لذا يكي از اوصاف بارز اصحاب امام زمان(ع) كه از برگزيدگان شاگردان مكتب وحي بوده و الگوي راستين رهپويان طريق انبيا و اوليا هستند، پرداخت زكات است. بنابراين بعد از استقرار حكومت عدل جهاني حضرت مهدي(ع) اوّلين اقدام آنها اقامة نماز و اداي زكات و احياي امر به معروف و نهي از منكر است. چنانكه امام باقر(ع) در تفسير آية 41 سورة حج كه ميفرمايد: كساني كه چون در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز برپا ميدارند و زكات ميدهند و به كارهاي پسنديده وا ميدارند و از كارهاي ناپسند باز ميدارند و فرجام همة كارها از آنِ خداست. ميگويد: اين آيه دربارة آل محمد(ص) و حضرت مهدي(ع) و اصحاب او است. خداوند، شرق و غرب عالم را تحت سيطره آنها درميآورد و دين را به وسيله آنها در جهان آشكار ميسازد، و ديگر از ظلم و ستم و بدعت نشاني در روي زمين باقي نميماند.26 9. امركنندگان به معروف و پيكاركنندگان با منكر امام باقر(ع) دربارة اين واجب الهي ميفرمايند: آن، طريقه و راه انبيا و سيره و روش نيكان است؛ فريضهاي كه در زير ساية آن ديگر واجبات به انجام ميرسد، راهها امن، و كسب و كارها حلال ميشود و حقوق افراد داده ميشود و زمين آباد ميشود و از دشمنان انتقام گرفته ميشود و امور دين و دنياي مردم راست ميگردد».27 رسالت حضرت مهدي(ع) و ياران او، احياي دين خدا و اتمام رسالت انبيا و اوليا و مبارزه با بدعتها و پاك ساختن زمين از وجود ظالمان و فاسدان است و شايد همة اين رسالت را در دو كلمه بتوان خلاصه كرد؛ اجراي قسط و عدل: البته اين رسالتي است كه همواره بر دوش همة مؤمنان بوده و هست، امّا در وجود حضرت حجت(ع) و يارانش عينيت كامل مييابد.28 امام صادق(ع) در تفسير آية: همان كساني كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا ميدارند و زكات ميدهند و امر به معروف و نهي از منكر ميكنند، و پايان همة كارها از آن خداست.29 ميفرمايد: خداوند به وسيلة مهدي(ع) و اصحاب او، مشرقها و مغربهاي زمين را به تصرف درميآورد، دين را آشكار ميسازد، بدعتها و باطل را از بين ميبرد، همچنان كه سفيهان حق را ميرانده بودند، تا جايي كه اثري از ظلم ديده نشود. آنها امر به معروف و نهي از منكر خواهند نمود و عاقبت كارها به دست خداست.30 پينوشتها: 1 . بحراني، هاشم، حليةالأبرار، ج5، ص327. 2 . بحراني، هاشم، البرهان في تفسير القرآن، ج2، ص24. 3 . فيض كاشاني، نوادر الأخبار، تصحيح مهدي انصاري، ص269. 4 . قندوزي، ينابيع المودة، ص437. 5 . البرهان، ج2، ص22؛ صدوق، كمالالدين و تمامالنعمة، ج2، ص672؛ حلية الأبرار، ج5، ص312. 6 . سورة فرقان (25)، آية 74، «و ما را براي پرهيزكاران پيشوا گردان». 7. البرهان، ج2، ص22. 8. معجم أحاديث الإمام المهدي، ج3، ص100. 9. حلية الأبرار، ج5، ص312، ح6؛ المحجة، ص21. 10. معجم احاديث الإمام المهدي، ج3، ص29. 11. سورة نمل (27) آيه 38ـ40. 12. سوره هود (11) آية 8. 13. طبرسي، مجمع البيان، ج6، ص185؛ البرهان، ج5، ص105. 14. البرهان، ج5، ص103؛ نعماني، كتابالغيبة، ص241. 15. سورة توبه (9) آية 71. 16. مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، ج52، ص308. 17. سورة مائده (5) آيه 54. 18. تفسير نمونه، ج4، ص416. 19. بحار الأنوار، ج52، ص308. 20. همان. 21. صافي گلپايگاني، لطفاله، منتخبالأثر، ص486. 22. سورة فتح (48) آية 29. 23. سورة توبه (9) آية 71. 24. همان، آية 103. 25. وسائل الشيعه، ج6، ص20، ب4، ح9. 26. ينابيع المودة، ج3، ص244؛ البرهان، ج6، ص570. 27. وسائل الشيعه، ج11، ح6، ب1. 28. بحراني، هاشم، غاية المرام، ج7، ص80؛ السيوطي، الحاوي للفتاوي، ج2، ص58. 29. سورة حج (22) آية 41. 30. المحجّة، ص143.
ماهنامه موعود شماره 79
|