|
۳۱ شهريور ۱۳۸۶ |
|
علي ناصري امام حسن عسكري(ع) در هشتم ماه ربيع الاوّل سال 260 هجري در 29 سالگي به شهادت رسيد و بدين سان، امامت فرزند موعودشان آغاز گشت و از همين زمان بود كه شيعيان براي نخستين بار طعم غيبت را چشيدند. آغاز غيبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدي(ع) بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناك غيبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان كه به اشتباه خود پي ميبرند و به وظايف خود در برابر امامان آگاه ميشوند، همچنان ديندار بمانند. در دوران غيبت صغرا چهار نايب خاص، امر وساطت ميان امام(ع) و شيعيان را به عهده داشته و چنانكه خواهيم ديد، همة آنها معروف و سرشناس بودهاند. آنان احكام دين را از وجود اقدس امام زمان(ع) گرفته و در اختيار شيعيان ميگذاشتند. سؤالات [كتبي و شفاهي] ايشان را به حضور امام زمان(ع) برده و سپس پاسخ را به شيعيان ميرسانيدند و همچنين، وجوه شرعي شيعيان را با وكالتي، كه از امام داشتند، ميگرفتند [و به حضرت تحويل ميدادند يا با اجازة ايشان مصرف ميكردند] آنان جمعي بودند كه امام حسن عسكري(ع) در زمان حيات خود عدالتشان را تأييد فرمود و همه را به عنوان امين امام زمان(ع) معرفي كرد و بعد از خود، ناظر املاك و متصدي كارهاي خويش گردانيد، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفي نمود. اينها، همه داراي عقل، امانت، وثاقت، دِرايت، فهم و عظمت بودند.
همانگونه كه گفتيم، جريان نمايندگي و نيابت امام زمان(ع) دو هدف اساسي را دنبال مي كرد كه عبارتند از: اوّل: آماده كردن اذهان عمومي براي غيبت كبرا و عادت دادن تدريجي مردم به پنهانزيستي امام(ع). چه بسا غيبت ناگهاني حضرت، موجب انكار مطلق وجود حضرت مهدي(ع) و انحراف افكار عمومي ميشد. دوم: رهبري دوستداران و طرفداران امام زمان(ع) و حفظ مصالح اجتماعي شيعيان در برابر خلأ و كمبودي كه از ناحية غيبت امام(ع) در اجتماع شيعيان پيدا شده بود. امام زمان(ع) توانست به وسيلة آنان رهبري خويش را در جامعه اعمال كند و خسارتهاي ناشي از غيبت خويش را جبران كند. نوّاب خاص، وظايفي بر عهده داشتند كه عبارت بود از: اوّل: پنهان نگه داشتن نام و مكان امام(ع) و رفع شكّ و ترديد دربارة آن حضرت. دوم: جلوگيري از به وجود آمدن فرقههاي انحرافي شيعيان. سوم: پاسخگويي به پرسشهاي فقهي و مشكلات علمي و عقيدتي. چهارم: مبارزه با مدعيان دروغين نيابت. پنجم: اخذ و توزيع اموال متعلق به امام. ششم: سازماندهي وكلا.
با توجه به وضوح موارد فوق و بينيازي آنها از توضيح، تنها اشارهاي به مورد آخر، يعني «سازماندهي وكلا» خواهيم داشت: سياست تعيين وكيل براي ادارة امور نواحي گوناگون و ايجاد ارتباط ميان شيعيان و امامان، از روزگارِ امامان پيشين(ع) در كار بود. در دوران غيبت، تماس مردم با امام زمان(ع) قطع گرديد و محور ارتباط با امام(ع) نايبي بود كه امام زمان(ع) تعيين ميكرد.
مناطق شيعهنشين تقريباً مشخص بود و بنا به ضرورت، در هر منطقه وكيلي تعيين ميشد و گاه چند وكيل در مناطق كوچكتر در سرپرستي وكيلي قرار داشتند كه امام و بعد از او نواب براي آنها تعيين ميكردند. اين وكلا اموالي را كه بابت وجوه ميگرفتند، به شيوههاي گوناگوني به بغداد، نزد نواب ميفرستادند و آنها نيز طبق دستور امام(ع) در مواردي كه لازم بود، به كار ميگرفتند.
در مواردي ممكن بود برخي وكلا براي يك بار امام زمان(ع) را ملاقات كنند؛ چنانكه محمد بن احمد قطان، كه از وكيلان ابوجعفر ـ نايب دوم ـ بود به ملاقات امام(ع) نايل آمد. امّا معمولاً آنها تحت نظر نايب خاصّ امام، انجام وظيفه ميكردند. به نقل از احمد بن متيل قمي، ابوجعفر، ده وكيل در بغداد داشته كه نزديكترين آنها به وي حسين بن روح بود. از ديگر نزديكان وي جعفر بن احمد بن متيل بود كه بسياري گمانشان بر اين بود كه وي به جانشيني ابوجعفر خواهد رسيد. از روايتي ديگر بر ميآيد كه در برابر اموالي كه به وكلا داده ميشد، قبوضي از آنان دريافت ميكردهاند، امّا از نايب خاص چنين قبوضي دريافت نميشد و زماني كه ابوالقاسم، حسين بن روح را به جانشيني برگزيد، دستور داد كه از وي نيز قبوضي نخواهند. همچنين، برخي از وكلا ساكن در اهواز، سامرا، مصر، حجاز، يمن و نيز مناطقي از ايران همچون خراسان، ري و قم بودند كه اخبار آنها به صورت جسته و گريخته، ذيل موضوعاتي ديگر در كتابهاي الغيبة طوسي و كمالالدين صدوق ذكر شده است. اين چهار نايب بنابر اعتقاد مسلّم شيعيان عبارتند از:
نايب نخست، عثمان بن سعيد ابوعمرو عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد وثوق امام دهم و يازدهم(ع) و مردي جليلالقدر و مورد اطمينان بود كه از يازده سالگي در محضر امام هادي(ع) به خدمتگزاري و آموختن فقه و حديث و تعاليم اسلامي اشتغال داشته است و شاگرد تربيت يافتة ولايت و امامت بوده است. او را با توجه به قبيله، «اسدي» و محلّ سكونت، «عسكري» و شغل، «سمّان» يا «زيّات» (روغنفروش) ناميدهاند.
نايب دوم، محمد بن عثمان وقتي نايب اوّل حضرت مهدي(ع) وفات يافت، بيش از ديگران، آن حضرت آزرده و اندوهگين شد و در نامهاي به فرزند عثمان، مرگ پدر را تسليت گفت و او را به جاي پدرش منصوب كرد. محمدبن عثمان به رغم مخالفتهايي كه مدعيان دروغين نيابت، با وي كردند و فشارهايي كه خلفاي آن دوران وارد ميساختند، توانست وظايف نيابت وليعصر(ع) را به نيكي انجام دهد و نگذاشت غُلات با ترفندهاي دروغين، شيعيان را متوجه خود سازند و نيابت او را متزلزل كنند. دوستداران ائمّه(ع) هيچگاه دربارة نيابت و وثاقت او دچار شكّ و ترديد نشدند. نايب دوم بيشترين مدت را در سمت نمايندگي امام زمان(ع) به خود اختصاص داد و حدود چهل سال نايب و رابط امام(ع) و شيعيان بود. جايگاه ويژة او در خاندان ولايت و نبوت چيزي نيست كه نزد شيعيان، نيازمند دليل و برهان باشد و جلالت و عظمت وي از مسلّمات تاريخ شيعه است.
نايب سوم، حسين بن روح نايب سوم حضرت مهدي(ع) حسين بن روح است، كه در ميان خاندان نوبختي، پس از ابوسهل، مشهورترين ايشان به شمار ميرود. وي كه يكي از ده وكيل محمد بن عثمان _ نايب دوم _ در بغداد بود، از همان زمان جايگاه ويژهاي نزد شيعيان داشت. حسين بن روح ويژگيهاي نيكي داشت كه براي همگان جلوه ميكرد مرحوم شيخ طوسي در اين باره ميگويد: «او نزد شيعيان و ديگران، خردمندترين مردم به شمار ميرفت و اهل تقيّه بود»1.
نايب چهارم، علي بن محمد آخرين نايب حضرت مهدي(ع) علي بن محمد سَمُري است كه به دليل شدت مراقبتهاي حكومت عباسي چندان آزادي عمل نداشت. مدت وكالت وي نيز از ديگران كمتر و نزديك به دو سال بود. از ايشان هم در طول وكالت، كراماتي نقل كردهاند. و سرانجام در نيمة شعبان سال 328 قمري همانگونه كه حضرت(ع) خبر داده بودند، او وفات يافت و كتاب نيابت بسته شد و عصر غمبار غيبت كبرا آغاز گشت.
پينوشتها: ٭ با استفاده از: بازشناختي از يوسف زهرا(س) با تلخيص. 1. شيخ طوسي، الغيبة، ص 372.
ماهنامه موعود شماره 79 |