spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
فضايل امامان(ع) چاپ پست الكترونيكي
۳۱ شهريور ۱۳۸۶

رسول خدا(ص) فرمودند: اگر درخت‌ها قلم، درياها مركب، جنيان شمارش‌گر و انسان‌ها نويسنده شوند، نمي‌توانند فضايل علي‌بن ابي‌طالب(ع) را بشمارند.1

  • فضايل بشري

اگر نگاهي به اشخاصي كه از ديگران متمايز شده و ياد آنها در طول تاريخ جاودان مانده، بيندازيم، درمي‌يابيم كه آنان به لحاظ بعضي از ويژگي‌هاي فكري، جسمي يا روحي و رواني‌شان ممتاز شده‌اند امّا به لحاظ ديگر ويژگي‌هاي شخصيتي، مانند ديگران يا حتي پايين‌تر از آنها هستند. مثلاً «حاتم طايي» كه به كرم و سخاوت شهرت يافته است، از سوي ديگر ترسو است يا «عنترة بن شداد» كه به شجاعت شهرت يافته، از سوي ديگر بخيل است. غالباً شخصيت انسان امكان بروز بيش از يك جنبه از ويژگي‌هاي كمال را ندارد.
البته شخصيت‌هايي كه خداوند متعال آنها را تحت نظر و سرپرستي خاص خويش درآورده و تربيت نموده است ـ مانند انبيا، اوصيا و اوليا(ع) از اين قاعده مستثني هستند. آنها انسان‌هايي هستند كه فضايل، مناقب، ويژگي‌ها و خصوصيت‌ها را در همة عرصه‌هاي كمال، دارا هستند؛ و دليل اين امر، آن است كه «هر گاه انسان تحت جاذبة كمال قرار مي‌گيرد، همة وجود او بازتاب آن كمال مي‌شود مانند كسي كه تحت تأثير عقل قرار دارد و همة افكارش حالت عقلاني پيدا مي‌كند».2
اين شخصيت‌هاي عظيم، محلّ بروز صفات متضاد مي‌شوند. همان‌طور كه شاعر دربارة حضرت امام علي(ع) مي‌گويد:
جمعت في صفاتك الأضداد
فلهذا عزّت لك الأنداد

ناسكٌ فاتكٌ، حليمٌ شجاع
عالم حاكم، فقير جواد
خلق يشبه النسيم من اللطف
و بأس يذوب منه الجماد
شيم ما جمعن في بشر قطّ
و لا حاز مثلهنّ العباد
أنت سرّ النبي و الصنو و ابن
العمّ و الصهر و الأخ المستجاد
لو رأي مثلك النبي لآخاه
و إلاّ فأخطأ الإنتقاد

صفات متضادي در وجودت گرد آمده و از همين روست كه همتايي نداري. تو آن دلير مرد زاهد، شجاع بردبار، فرمانرواي عالم، بخشندة فقير هستي. طبعي كه از لطافت، نسيم را مي‌ماند و شدتي كه نزديك است جمادات را ذوب سازد. خلق و خويي كه هرگز در بشري گرد نيامده، و هيچ بنده‌اي به آن راه نيافته است. تو آن صاحب سرّ پيامبر، يار امين، پسر عمو، داماد و برادر والامقام او هستي. چنانچه پيامبر معظم نظير تو را مي‌يافت، او را برادر خويش قرار مي‌داد و وقتي برادري را نيافته، خرده‌گيري از آن حضرت(ص) بي‌جا و نادرست است.

  • فضايل اهل‌بيت(ع)

اهل بيت(ع) كساني هستند كه به والاترين فضايل و مناقب زينت يافته‌اند. تا آن جا كه در بعضي روايات از ايشان نقل شده است: «ما كلمات خداوند هستيم كه فضايل ما قابل درك و شمارش نيست».3 همچنان كه كلمات خدا قابل شمارش نيست. خداوند متعال مي‌فرمايد:
قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربّي لنفد البحر قبل أن تنفد كلمات ربّي و لو جئنا بمثله مداداً4.
بگو اگر دريا براي كلمات پروردگارم مركب شود، پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد، قطعاً دريا پايان مي‌يابد، هر چند نظيرش را به مدد ‍‌آن بياوريم.
هم‌چنين فضايل اهل‌بيت(ع) قابل شمارش نيست. چنانكه در كلام خداوند متعال آمده است:
و إن تعدّوا نعمة الله لا تحصوها إنّ الله غفورٌ رحيمٌ.5
و اگر نعمت‌[هاي] خدا را شماره كنيد، آن را نمي‌توانيد بشماريد. قطعاً خدا آمرزندة مهربان است.
در روايتي نقل شده كه «مأمون عباسي» خطاب به حضرت امام رضا(ع) چنين گفت: مردم در نقل حكايات و كرامات در وصف شما زياده‌روي مي‌كنند. آن حضرت فرمودند:
بندگان خدا، از بيان نعمت‌هاي خدا بر من نهي شده‌اند.6
اهل بيت رسول خدا(ص)، نفس آن حضرت و حامل جميع فضايل آن وجود شريف هستند. چنانكه در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده كه دربارة اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: «همة فضايل رسول خدا(ص) را اميرمؤمنان دارا بود، از جمله رسول خدا(ص) بر همة مخلوقات خداوند برتري داشت...»  اين فضيلت به امامان يكي پس از ديگري انتقال پيدا كرد، اميرالمؤمنين(ع) فرمود: تمام فرشتگان و روح به ولايت من اقرار نمودند، همان‌طور كه به نبوت محمد(ص) اقرار كردند.»7
لذا «ابن عباس» از رسول خدا(ص) نقل مي‌كند كه فرمودند:
اگر درخت‌ها قلم، درياها مركب، اجنّه شمارش‌گر و انسان‌ها نويسنده شوند، نمي‌توانند فضايل علي‌بن ابي‌طالب را بشمارند.8
در حقيقت، آن چه از فضايل اهل بيت(ع) براي مردم آشكار شده، در برابر فضايل واقعي ايشان، بسيار اندك است. ايشان بسياري از فضايل‌شان را پنهان مي‌داشتند. چون مردم، شنيدن آن را برنمي‌تافتند.
«ابورافع» نقل مي‌كند، رسول خدا(ص) فرمودند:
اي علي! سوگند به آنكه جانم در كف اوست، اگر نبود كه طوايفي از امت من، آن چه را نصارا دربارة الوهيت عيسي‌بن مريم گفتند، راجع به تو بگويند، امروز درباره‌ات مطلبي مي‌گفتم كه از كنار مسلماني عبور نكني، مگر آنكه خاك قدم‌هايت را به عنوان تبرك برگيرد.9
چنانكه جمعي از مردم نزد امام حسين(ع) آمدند و عرض كردند: اي اباعبدالله، از فضايلي كه خداوند به شما عطا فرموده، براي ما بيان فرماييد. امام(ع) فرمودند:
شما نمي‌توانيد آن را تحمل كنيد.
گفتند: چرا. امام(ع) فرمودند:
اگر صادق هستيد، دو نفر را برگزينيد و من آن را به يك نفر از ايشان درميان مي‌گذارم تا اگر تحمل كرد با شما در ميان گذارم.
پس چنان كردند، [همين كه امام(ع) آن را با وي در ميان گذاشتند] در حالي كه عقلش حيران شده بود، برخاست و روي برگرداند و آن جا را ترك كرد. چون همراهانش با وي سخن گفتند، در پاسخ آنان هيچ نگفت.10
«ابوهاشم جعفري» پس از آنكه كرامت امام‌عسكري(ع) را نقل كرد، مي‌گويد: با خودم دربارة آن چه خداوند به آل محمد(ص) عطا فرموده، مي‌انديشيدم و مي‌گريستم. آن حضرت(ع) به من نگاهي نمودند و فرمودند:
اين امر از آن چه راجع به عظمت شأن آل‌محمد(ص) گمان كردي، بزرگ‌تر است. خداي را سپاس گوي كه تو را متمسك به رشتة [ولايت] ايشان قرار دهد، تا آنكه در روز قيامت با نام ايشان خوانده شوي. آن گاه كه هر مردمي به واسطة امامشان خوانده مي‌شوند، همانا تو بر خير هستي.11
كسي كه فضايل اهل‌بيت(ع) را بشنود، چاره‌اي جز تسليم در برابر آن ندارد و نبايد آن را انكار نمايد، كه در اين باره روايت شده است كه امام باقر(ع) به نقل از رسول‌خدا(ص) فرمودند:
همانا حديث آ ل محمد دشوار و پيچيده است. جز ملك مقرّب يا نبيّ مرسل يا بنده‌اي كه خدا قلبش را با ايمان آزموده باشد، به آن ايمان نمي‌آورد. پس آن چه را كه از كلام آل محمد(ص) برايتان نقل شد، و قلب‌هايتان در برابر آن نرم شد و آن را دريافتيد، آن را بپذيريد و آن چه را كه قلب‌هايتان مورد اشمئزاز و انكار قرار داد، به خدا و رسول و دانايان آل محمد(ص) واگذار كنيد. اگر كسي سخني را (دربارة ما) بشنود و به دليل تحمل نداشتن نسبت به آن، انكار نموده و بگويد به خدا سوگند چنين نيست، هلاك خواهد شد. انكار، كفر است.12
نكتة قابل ذكر، آنكه بعضي از مردم، فضايلي را با هدف كاستن و خفيف شمردن مقام اهل‌بيت(ع) به ايشان منسوب كرده‌اند. لذا نفي اين گونه صفات، به سبب طرد موجبات خواري از ايشان ضروري است.
«ابراهيم بن ابي محمود» مي‌گويد به حضرت امام رضا(ع) عرض كردم: اي فرزند رسول خدا، نزد ما اخباري از مخالفان شما دربارة فضايل اميرالمومنين(ع) و فضل شما اهل‌بيت موجود است. آيا مي‌توانيم بر اساس آن عمل كنيم؟ فرمودند:
اي پسر ابي محمود، پدرم از پدرش، از جدّش به من خبر دادند كه رسول خدا(ص) فرمودند: هر كس كه به سمت گوينده‌اي گرايش پيدا كند، هر آينه او را پرستيده است. اگر آن گوينده از جانب خداي عزّوجل باشد، پس خدا را پرستش كرده و اگر از جانب ابليس باشد، ابليس را پرستش نموده است.
آن گاه فرمودند:
اي پسر ابي محمود! مخالفان ما رواياتي را دربارة فضايل ما جعل كرده‌اند و آن بر سه قسم است: غلوّ، كوتاهي و تقصير در شأن ما، و صراحت در سبّ و پرده‌دري نسبت به دشمنان ما. اگر مردم، غلوّ در شأن ما را بشنوند، شيعيان ما را تكفير و آنان را به اعتقاد به ربوبيت ما متهم مي‌كنند. اگر از تقصير بشنوند، به آن معتقد شوند، و اگر سبّ و پرده‌دري نسبت به دشمنان‌مان را بشنوند، ما را مورد سبّ و بي حرمتي قرار مي‌دهند. خداوند عزّوجل فرموده‌ است:
و لا تسبّوا الذّين يدعون من دون الله فيسبّوا الله عدواً بغير علم.13
و آنهايي كه جز خدا را مي‌خوانند، دشنام مدهيد كه آنان از روي دشمني [و] به ناداني، خدا را دشنام خواهند داد.
اي پسر ابي محمود! آن‌گاه كه مردم به راست و چپ بگروند، تو همراه ما (اهل بيت) باش. به درستي كه هر كس همراه ما باشد، ما نيز همراه او خواهيم بود و هر كس از ما جدا شود، ما (نيز) از وي جدا مي‌شويم. كمترين چيز در مورد آن فردي كه از ايمان خارج مي‌شود، آن است كه شخص سخن آگاهان را انكار كند و دربارة موضوعي كه نسبت به آن آگاهي ندارند، اطلاع دهد.
اي پسر ابي محمود! آن چه را به تو گفتم، نزد خود نگهدار كه خير دنيا و آخرتت در آن نهفته است.14
هر كسي مي‌خواهد از فضايل ايشان آگاه شود، بايد به منابعي همچون قرآن كريم، سنّت نبوي، سيرة اهل بيت و زيارات رسيده در حقّ آنان مراجعه نمايد، زيرا از ويژگي‌هاي اين زيارت‌ها ـ مانند زيارت جامعة كبيره ـ بيان بسياري از فضايل اين خاندان (ع) است.

  • فضايل، دليل امامت

از جمله دلايل امامت اهل بيت(ع) بر همة مخلوقات، فضايلي است كه ايشان به آن آراسته شده‌اند. در علم كلام آمده است كه شرط امامت، برتري داشتن او بر همة اهل زمان خويش است و در سراسر تاريخ، كسي برتر از او وجود ندارد.15
خداوند متعال فرموده است:
و فضّلناٰهم علي كثيرٍ ممّن خلقنا تفضيلاً.16
و آنان [فرزندان آدم] را بر بسياري از آفريده‌هاي خود برتري آشكار داديم.
از امام رضا(ع) روايت شده است:
امام، نشانه‌هايي دارد: عالم‌ترين، حكيم‌ترين، با تقواترين، بردبارترين و عابدترين مردم است.17
همچنين آن حضرت(ع) مي‌فرمايند:
همانا امام، يگانة روزگار خويش است. هيچ كس به درجة او نمي‌رسد، هيچ دانايي نظير او نيست و داراي رتبة مخصوصي از فضايل است، كه آن را به صورت اكتسابي و نه از طريق درخواست، بلكه از عطاي خداوند بخشاينده دريافت نموده است.18
علاّمة حلّي در كتاب كشف‌المراد مي‌نويسد:
امام، بايد برتر از رعيت خويش باشد. زيرا نسبت‌ ميان او و ديگران يكي از حالت‌هاي تساوي، نقصان يا برتري است. حالت سوم مطلوب و حالت اوّل محال؛ زيرا در صورت وجود تساوي، ترجيح او بر ديگران به واسطة امامت ممكن نيست به وجود بيايد. حالت  دوم نيز محال است، زيرا مقدم داشتن فرد فروتر بر برتر قبيح است.

  • فضيلت ذكر فضايل

در روايات شريف نسبت به ذكر، كتابت، نگاه كردن و انتشار فضايل اهل‌بيت(ع) تأكيد و تشويق فراواني شده است. اين بدان سبب است كه انتشار اين فضايل در ميان مردم، موجب علاقه پيدا كردن آنان به اهل بيت مي‌شود و هنگامي كه مردم از فضايل ايشان آگاهي يابند، نسبت به آنان محبت ورزيده و از ايشان پيروي خواهند كرد.
رسول خدا(ص) مي‌فرمايند:
«خداوند متعال براي برادرم ـ علي‌ابن ابي‌طالب ـ فضايلي قرار داده كه شمارش نمي‌شود، پس هر كس فضيلتي از فضايل او را بيان نمايد ـ در حالي كه به حقيقت آن اقرار داشته باشد ـ خداوند همة گناهانش ـ از اوّل تا آخر را ـ مي‌آمرزد؛ و هر كسي فضيلتي از فضايل او را بنويسد، تا هنگامي كه آن نوشته موجود باشد، ملائكه برايش استغفار مي‌نمايند؛ و هر كس به فضيلتي از فضايل او گوش فرا دهد، خداوند گناهاني را كه به وسيلة شنيدن مرتكب شده، مي‌آمرزد؛ و هر كس به نوشته‌اي از فضايل علي نگاه كند، خداوند متعال گناهاني را به وسيلة نگاه مرتكب شده، مي‌آمرزد».
سپس فرمودند:
 «نگريستن به علي‌بن ابي‌طالب، و ذكر او عبادت است و خداوند ايمان هيچ بنده‌اي از بندگانش را نمي‌پذيرد مگر همراه با ولايت او و برائت و بيزاري جستن از دشمنان او».19
از ام سلمه ـ كه خدا از او خشنود باد ـ نقل شده كه گفت: از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمودند:
«هيچ جمع و گروهي پيرامون فضايل علي‌بن ابي‌طالب گرد هم نمي‌آيند، مگر آنكه ملائكة آسمان بر آنان فرود مي‌آيند تا آنكه ايشان را در بر مي‌گيرد. پس هنگامي كه متفرق شوند، ملائكه به آسمان عروج مي‌كنند. پس ديگر ملائكه به آنان مي‌گويند: ما از شما رايحة خوشي استشمام مي‌كنيم كه از ديگر فرشتگان به مشام نمي‌رسد و ما شميمي خوش‌بوتر از آن نيافته‌ايم. مي‌گويند: نزد گروهي بوديم كه محمد و اهل‌بيت او را ياد مي‌كردند، و مقداري از رايحة آنان به ما درآميخت و معطر شديم.
پس فرشتگان ديگر به آنان مي‌گويند: ما را نيز نزد آنان پايين ببريد. مي‌گويند پراكنده شويد و هر يك از آنان به منزلش مي‌رود و باز مي‌گويند ما را پايين ببريد تا از محلّ آنان خوش بو شويم».20
سيرة امامان(ع) و شيعيان و اصحاب ايشان، ذكر فضايل اهل‌بيت (ع) در هر زمان و مكاني حتي در تيره‌ترين شرايط و موقعيت‌ها بوده است، و مي‌بينيم كه امام علي(ع) مناقب خود را در برابر مردم، به صورت احتجاج و سوگند بيان مي‌نمودند.
و امام حسن(ع) فضايل خود را در برابر معاويه آشكار مي‌ساختند، و امام سجّاد(ع) در بيان فضايل اهل‌بيت(ع) در مسجد جامع اموي ايراد خطبه مي‌نمايند، اباذر ـ صحابي معروف ـ در مكّه در هنگام حج براي بيان فضايل ايشان براي مردم به پا مي‌ايستد، جابرانصاري براي بيان فضايل اهلبيت(ع) در كوچه‌هاي مدينه به راه مي‌افتد، رشيد هجري حتي در پاي چوبة دار نيز لب از بيان فضايل ايشان فرو نمي‌بست.
همين طور كميت كه سي‌سال چوب دارش را به دوش مي‌كشيد و فضايل امامان(ع) را با صراحت بيان مي‌كرد.
و بالاتر از اين، آنكه حتي بعضي از شيعيان به ذكر فضايل اهل‌بيت(ع) مي‌پرداختند كه بر اساس حقّ ولايت ايشان، نقصان (دنيوي) نيز به آنان رسيده بود، مانند قصة آن غلام كه امام علي(ع) دستش را قطع نمودند و مردي كه بر امام صادق(ع) وارد شد و دستش را به زني كشيد.
پنهان نمودن فضايل
در مقابل، امويان، عباسيان و ديگران همة توان خود را در پنهان كردن فضايل اهل بيت(ع) و محو آن، به كار بستند. از جمله، معاويه به دورترين مناطق تحت حكومتش نوشت از هر كسي كه حديثي دربارة مناقب علي(ع) نقل كند، برائت مي‌جويم. وي به سمرة بن جندب، چهار صد هزار درهم داد تا آياتي را كه در شأن علي(ع) نازل شده است، تغيير دهد.
لذا شيعيان مأمور شدند كه براي بيان روايت از اميرالمؤمنين(ع) بگويند: «مردي از قريش» گفت، يا «ابو زينب» چنين فرمود.21
با وجود همة اين تلاش‌ها در راه پوشاندن فضايل اهل‌بيت(ع)، امّا فضايل ايشان همچنان در شرق و غرب زمين پراكنده و منتشر است.
ابن ابي‌الحديد معتزلي در اين باره مي‌گويد:
فضايل او ـ علي(ع) ـ از بزرگي و جلالت، و انتشار و اشتهار، در سطحي قرار دارد كه بيان و معرفي آنها، مرتبه و منظري بلند مي‌طلبد. من چه بگويم دربارة مردي كه مخالفان و دشمنانش به فضيلت او اقرار دارند و قادر به انكار مناقب و كتمان فضايل او نيستند، و چه بگويم دربارة كساني كه همة فضايل با او نسبت داشته، هر دسته‌اي از خوبي‌ها به او منتهي و هر طايفه‌اي مجذوب او شده، و رئيس فضايل و سرچشمة آن است.22
ابن شهر آشوب نقل مي‌كند: «اعرابي‌اي در مسجد كوفه چنين مي‌گفت: اي مرد مشهور در آسمان‌ها و زمين‌ها و در دنيا و آخرت! پادشاهان جور و ستمگران دوران، همة همّ خود را براي خاموش ساختن نورت به كار بستند، امّا خداوند جز بر تلألؤ و درخشش آن نيفزود.
به او گفتند: منظورت از اين كلمات چيست؟
گفت: اميرالمؤمنين (ع).
اين را گفت و از ديده‌ها نهان شد».
از شعبي به صورت مستفيض روايت شده كه گفت: پيوسته از خطباي اموي مي‌شنيدم كه اميرالمؤمنين (ع) را بر منابر سبّ مي‌كردند و گفته‌هاي زشت و نادرستي را به آن حضرت نسبت مي‌دادند ولي با وجود اين همه، گويا كسي بازوي آن جناب را گرفته، به آسمان بالا مي‌برد و مقام رفيع آن حضرت را آشكار مي‌ساخت؛ و نيز مي‌شنيدم كه آنان پيوسته مدح و منقبت اسلاف و گذشتگان خويش را مي‌نمودند و چنان مي‌نمودند كه مرداري را بر مردم مي‌نمودند و جيفه‌اي را عيان كرده باشند؛ يعني هر چه مدح گذشتگان خود مي‌كردند، تعفن آنها بيشتر آشكار مي‌شد و اين مطلب خرق‌عادت و معجزه‌اي آشكار است، زيرا در اين حال بايد فضيلتي از آن حضرت انتشار نمي‌يافت و نورش از ميان مي‌رفت، بلكه نكوهش جاي ستايش را مي‌گرفت در حالي كه فضايل و مناقب حضرتش شرق و غرب را پر كرده، غالب انسان‌ها از دوست و دشمن، وي را مدح مي‌گويند 23».
يريدون أن يطفؤوا نورالله بأفواههم و يأبي الله إلاّ أن يتمّ نوره و لو كره الكافرون.23 و 24
مي‌خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند، ولي خداوند نمي‌گذارد تا نور خود را كامل كند، هر چند كافران را خوش نيايد.

پي‌نوشت‌ها:

1. قطرات من بحر فضائلك يا علي، ص 17.
2. علامه جعفري، محمد تقي، سخنراني در كنگرة نهج‌البلاغه.
3. مجلسي، بحارالانوار، ج 38، ص 196.
4. سورة كهف (18)، آية 109.
5. سورة نحل(16)، آية 18.
6. الحقّ المبين، ص 386.
7. حقيقة الإمامة، ص 62
8. مجلسي، همان، ج 40، ص 70.
9. قطرات من بحر فضائلك يا علي، ص 84.
10. حقيقة الإمة، ص 59.
11. تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 193.
12. همان، ص 57.
13. سورة انعام (6)، آية 108.
14. اهل البيت، ص 543.
15. منار الهدي، ص 121.
16. سورة اسراء(17)، آية 70.
17. المعارف السلمانية، ص 66.
18. كليني، همان، ج 1، ص 201.
19. قطرات من بحر فضائلك يا علي، ص 7.
20. همان، ص 10.
21. الصراط المستقيم، ج 1، ص 151؛ والفصول العلية، ص 9.
22. ابن ابي‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج 1، ص 19؛ مجلسي، بحارالانوار، ج 41، ص 139، ح 45.
23. محدث قمي، منتهي‌الامال، ج 1، ص 239.
24. سورة توبه(9)، آية 32.
 

ماهنامه موعود شماره 78 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.