|
دائرت المعارف اسلام (EI) و رويكرد به تشيع |
|
|
|
۳۱ شهريور ۱۳۸۶ |
|
گفتوگو با حجتالاسلام و المسلمين دكتر محمود تقيزاده داوري رئيس مؤسسة شيعهشناسي
اشاره: حجتالاسلام دكتر محمود تقيزاده داوري، محقق و استاد حوزه و دانشگاه، و فارغالتحصيل در رشتة فلسفة اجتماع از انگلستان است. وي دورة عالي فقه را نزد اساتيدي همچون: آيتالله آميرزا هاشم آملي، آيتالله شيخ جواد تبريزي و آيتالله محمد فاضل لنكراني و فلسفه را نزد آيتالله حسنزاده آملي و آيتالله جوادي آملي گذرانده و در كنار تأليف و تدريس در دانشگاه در حال حاضر مسئوليت مؤسسه شيعهشناسي را در قم عهدهدار است. سوابق علمي و پژوهشي ايشان بهانهاي شد تا دربارة داير\المعارف بزرگ اسلامي (EI) با ايشان به گفتوگويي صميمانه بنشينيم كه آن را به خوانندگان محترم تقديم ميكنيم.
لفطاً براي شروع صحبت، اشارهاي به سير تاريخي توجّه مستشرقان به معارف شيعي داشته باشيد كه اين رويكرد از چه زماني شروع شده و تاكنون چه سير تحولاتي داشته است؟ مطالعات اسلامشناسي و شيعهشناسي از قرنها قبل در غرب آغاز شده است و فعاليتهاي انجام شده در اين راستا ناشي از ارتباطات موجود در ميان دولتهاي اروپايي و جهان اسلام بوده است. با اين حال رشتة شيعهشناسي به طور متمركز و جدي از زمان پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شروع شده است. علت اين امر هم تأثير قابل توجهي بود كه انقلاب بر بسياري از معادلات سياسي خاورميانه و دنيا گذاشت. از همين رو امروزه نه تنها در همة دپارتمانهاي اسلامشناسي غرب، شيعه شناسي هم ارائه ميشود بلكه به جهت اهميت ويژة مطالعات شيعي، حديث، فقه و تاريخ شيعه به طور جداگانه مطالعه و بررسي ميشوند؛ به همين جهت اين مباحث حجيمتر و تخصصيتر شدهاند، تا جايي كه الآن، مورخاني را پيدا ميكنيم كه حديثشناس يا مورخ است و يا صرفاً دربارة فقه شيعه مطالعه و تحقيق ميكند. سابقاً رسم بر اين بود كه هر كس دربارة شيعه مطالعه ميكرد در تمام حوزههاي فقه، حديث، تاريخ و ... وارد ميشد. فكر تدوين مجموعة دائرةالمعارف اسلام در اين ميان چگونه به ميان آمد و چه انگيزههايي در پي آن بود؟ در هر موضوعي دائرةالمعارفها رسميترين مرجعي است كه ميتوان به آن مراجعه كرد و مستشرقان در حوزة اسلام نسبت به وجود چنين كتاب در دسترسي احساس نياز ميكردند تا بتوانند در ابعاد مختلف بنيانگذاران، نويسندگان نظريهپردازن مسئله، كتابهاي قابل استفادة اين حوزه را معرفي و شرح كنند. بعد از چنين احساس نيازي آنها همت كردند اين مجموعه را تدوين نمودند به خصوص كه آنها مطالعات اهالي مشرق زمين را در اين حوزه قبول نداشتند. ضميمه كردن مطالب متنوع با رويكردهاي جديد شما الان ميتوانيد ذيل واژههاي مختلف مجموعة قابل توجهي از مقالات را مطالعه نماييد.
در دايرةالمعارف اسلام چقدر به حوزة شيعه پرداخته شده است؟ در اين مجموعة قطور 12 جلدي تا حدي كه ما استقصا كردهايم حداقل 1200 مدخل دربارة شيعه وجود دارد. اين مدخلها دربارة رهبران شيعي، آموزهها، شخصيتها مثل اصحاب و مريدان ائمه(ع)، اماكن و ابنيه، آيينها و مناسك، امامزادهها نوشته شده كه گاهي حجم اندكي در حد نيم صفحه دارند و گاه تا سي صفحه هم به موضوع پرداخته شده است.
رويكرد نويسندگان اين مقالات نسبت به تشيع چگونه بوده است؟ رويكرد اين مجموعه يك رويكرد همدلانه نيست و خيلي وقتها حرفهاي من درآوردي زيادي در لابهلاي صحبتهاي آنان ميتوان يافت. از منابع سني براي تدوين مقالات، خيلي استفاده كردهاند در صورتي كه به طور طبيعي و منطقي بايد از منابع شيعي استفاده ميشد. در غرب همه نوع گرايشي را ميتوانيد ملاحظه كنيد. در ميان آنها هم «حامد الگار» شيعه ديده ميشود و هم «برنارد لويس» با نگرشهاي بدبينانه و بسيار تندش نسبت به شيعه. در اين طيف همه جور فردي ديده ميشود. ما در حال ترجمه و نقد اين مقالات هستيم تا كارورزان ما بدانند كه چه شبهاتي را مستشرقان وارد كردهاند. ترجمة اين آثار هنوز تمام نشده است. هر كدام تمام شود بلافاصله آن را همراه با نقد مقالات منتشر ميكنيم. همانند مجموعة تصوير ائمه(ع) در دائرةالمعارف اسلام كه چاپ شده، پيامبر(ص) و حضرت زهرا(س) در يك مجموعه، اولين گروه شيعي صحابه پيامبر(ص)، همسران پيامبر(ص) هر كدام در مجموعههاي جداگانة در دست اقدامند.
تأثيرات تدوين مجموعة دائرةالمعارف اسلام چه بوده است؟ دائرةالمعارف اسلام براي محققان يك مجموعة بسيار راهگشاست. ما از طريق مطالعة مقالات آن ميتوانيم به خوبي به ديدگاه مخالفان و دشمنانمان و انتقادات آنها و منابعي كه استفاده كردهاند، سبك كار، شيوة برداشت از منابع، سطح فهم و درك آنها از معارف شيعي به خوبي آشنا ميشويم كه اين آشنايي و مطالعه و نقد اين مقالات براي ما ارتقا بخشنده و تكاملزاست. البته مطالعة صرف چنين اثري ندارد و حتي گاه تأثيرش منفي است و با درگيرشدن و مخدوش كردن استدلالهاي آنها ميتوانيم به آن دست پيدا كنيم.
در اين مجموعه دربارة معصومين(ع) چه رويكردي وجود دارد؟ در اينجا هم رويكرد همدلانه نيست و در برخي موارد مغرضانه است و موارد من درآوردي هم در آن يافت ميشود؛ مثلاً اين روايت نبوي را كه ميفرمايد « فاطمة بضعة مني من آذاها فقد آذاني» و شيعه و سني آن را نقل كردهاند هيچ يك نگفتهاند كه مخاطب آن حضرت امير(ع) بوده كه مثلاً يا علي حواست باشد و اين قدر نعوذ بالله با فاطمه رفتار ناشايست نداشته باش و آزارش نده. اين يكي از حرفهاي من در آوردي مستشرقان است. سفاهت، جهالت و خباثت با هم كه جمع شود: محصولش چنين حرفهايي است. يا اينكه گفته شده عليبن ابيطالب(ع) مرد با كفايتي نبودهاند آن هم به اين معنا كه آن حضرت ميبايست همة رقبا و سياستمداران رقيب خود را به هر قيمتي كه شده حذف ميكردند حتي به قيمت حذف و كشته شدن بسياري از آنان، فريب مردم و جعل احاديث همانند معاويه!
وظيفة ما در شرايط كنوني چيست؟ در آن سوي دنيا حجم قابل توجهي از تحقيقات دربارة شيعه انجام ميشود، لذا به طور طبيعي، ما هم در كشور خودمان بايد حجم قابل مقايسهاي با آنان را در تحقيقات خود به شيعهشناسي اختصاص دهيم. بايد عرصة پژوهش در حوزة شيعه را مديريت و ساماندهي كنيم. مطالعات كلامي، تاريخي، جامعهشناسانه هر كدام به طور جداگانه انجام شوند. يكي از دلايلي كه كاري در اين حوزه به طور جدي انجام نميشود، اين است كه براي آن بودجة كافي اختصاص داده نميشود، محققان اين حوزه مورد تشويق، تقدير و حمايت قرار نميگيرند. براي نمونه عمدة حمايتهايي كه سال گذشته از مجموعة ما ميشد به صورت محسوسي قطع شد. ما دوام آورديم ولي مؤسساتي از قبيل ما دچار بحران و ورشكستگي ميشوند. مسئوليت وزارت ارشاد حمايت از چنين مجموعههايي است. حوزه همچنان با همان منابع مختصر وجوهات كارهاي خدماتي را در كنار پرداخت شهرية طلاب انجام ميدهند. برپايي نمايشگاه قرآن و جلسات قرائت در حالي كه كارهاي كيفي قابل عرضه به دنيا وجود نداشته باشد، چندان ارزشي پيدا نميكند. خلاصه اينكه يكي از اموري كه ميتواند براي كشور باقياتالصالحات بشود همين شيعهشناسي است كه بايد به طور جدي روي آن سرمايهگذاري كرد.
براي جبران كاستيهاي انجام شده تاكنون چه بايد كرد؟ بايد از محققان اين حوزه و تلاشهاي خودجوش حمايت كنيم. البته نبايد كار را دولتي كرد، بايد بدون دولتي كردن كار اين افراد را شناسايي، معرفي و حمايت كرد و كمبودهايشان را برطرف نمود. مؤسسة شيعهشناسي دو كار مهم را از بدو تأسيس تاكنون انجام داده است: 1. مطالعات جامعه شناختي شيعه را به مطالعات تاريخي و كلامي موجود اضافه كرد؛ 2. مطالعات شيعهشناسي را تا تأسيس رشتة آن پيش برد و با پيگيري آن در شوراي گسترش علوم اين رشته را تصويب كرد كه به دانشگاه قم ابلاغ شده آن را در مقطع كارشناسي ارشد راهاندازي كند. ما بايد توجه داشته باشيم كه شيعه يك جمعيت، جماعت و قوم و قبيله است. تاريخ، تطور و قوميت و زبان و فرهنگ و آداب و رسوم مخصوص به خود دارد كه متأسفانه غير از مؤسسة شيعهشناسي بقيه به اين مسائل توجه ندارند. در چنين فضايي بايد تقسيم كار صورت بگيرد و تشيعشناسي به مطالعة آموزهها و شيعهشناسي به مطالعة جمعيت بپردازد. در شرايط فعلي هر كس يك گوشة كار را گرفته و آن را ميكشد. بايد اين رشد توسعه پيدا كند بانك اطلاعات ارزشمندي براي اين حوزه به وجود بيايد.
آژانس يهود، يهوديان را بر جهان حاكم كرده و ما هم همين كار را براي شيعه بايد انجام دهيم. همانطور كه آنها از منافع تك تك يهوديان دنيا حمايت ميكنند ما هم بايد از منافع تك تك شيعيان حمايت كنيم. اين همه قرباني كه شيعيان در عراق، افغانستان و ... ميدهند و زنان و فرزندان آنها آواره ميشوند موضوع سادهاي نيست. ما بايد آژانس شيعيان داشته باشيم و در هر كشوري دفتر حفاظت از منافع شيعيان تأسيس كنيم. در آذربايجان 80 ـ70 درصد جمعيت شيعهاند بيآنكه در جايي صحبتي از آنان به ميان بيايد. بايد همانند عراق، لبنان و بحرين در آنجا هم شعيان قدرتمند شوند و به ثروت و منزلت شايسته خود دست پيدا كنند انقلاب اسلامي بيترديد موهبتي الهي بوده كه بايد حداكثر استفاده را از آن ببريم و به تمام شيعيان تا آنجا كه ميتوانيم كمك كنيم. ماهنامه موعود شماره 78
|