|
۳۱ شهريور ۱۳۸۶ |
|
انتظار
اي ساحل شبانه، دلي بيقرار هست در خود مچاله ز كسي يادگار هست
دستِ تواَش سپردهام اي ساحل اميد! تا ديدنش مسافتي از انتظار هست
از گريه، تر شد اين ورقم اي نسيم عشق! خشكش مكن؛ پيام دو چشم خمار هست
فردا اگر شفق بزند، اوّلين كسام گويم تو را كه عهد دلم، برقرار هست
ابراهيم حسنلو
يا صاحبالزمان (عج)
الا اي اشك! جاري شو ز مژگان الا اي دل! بشو خونين ز هجران
ز هجر روي مولا داغ دارم كه عمري از فراغش سوگوارم
همي شب تا سحر گويم به مولا: كجايي اي دل و دلدار زهرا؟
به او گويم كه هستم طفل راهي گدايي ميكنم با رو سياهي
اگر تو يك نظر بر من نمايي، نوايي ميدهي بر بينوايي
انيس درگهت غربت نبيند دلم با ياد تو ظلمت نبيند
محمد مقدّمان
گريههاي تو
بگذار گريههاي تو بارانيام كند امواج غصههاي تو طوفانيام كند
بگذار چشمهاي من از وحشت نگاه باز از سراي محنت تو، فانيام كند
بگذار اشكهاي تو آرام و بيصدا در قلب من بميرد و قربانيام كند
بگذار دست عاشق خود را برابرم آنگونه مهربان كه چراغانيام كند
بگذار بعد مردن من دستهاي تو يك مشت از صداي تو ارزانيام كند
شايد هزار بار شكستم، نيامدي بگذار گريههاي تو بارانيام كند
حسان اميني(سميرم)
دل بيكينه
تو خورشيدي؛ دل بيكينه داري دلي روشنتر از آيينه داري
سبدهايي پر از مهر و محبت، به دستان دلت در سينهداري
يدالله قائمپناه
ماهنامه موعود شماره 78 |