|
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 2 باز مشكل اساسيتري در روايت اول هم اشاره به آن شد اين است كه ميفرمايد در دوره آخر الزمان افراد دچار اين مطلب ميشوند كه عمدتاً به جاي اينكه نظر اولشان به قرآن يعني منبع قانونگذاري ديني و روايات اهلبيت عصمت و طهارت(ع) باشد «يقال رأي فلان و زعم فلان»؛ يعني معمولاً در گفتوگوها از نظرات افراد استفاده ميشود. گفته ميشود رأي فلاني چنين است زعم و گمان فلاني چنين است بعد در ادامه روايت ميفرمايد «و يتخذ الا´راء و القياس» براي تصميمگيري كلان و يا غير كلان براي اتخاذ خط مشي عمدتاً از نظريات استفاده ميشود به قياس و ايجاد حالات قياسي ميپردازند به جاي اينكه به احكام روشن قرآن و احكام مبين و روشن قرآن و روايات مراجعه ميكنند به نظريات افراد و انسانهاي گوناگوني كه صاحب نظرياتي هستند. يكي از مسايلي كه در آخرالزمان در جوامع اسلامي رشد ميكند و دهان به دهان ميگردد اين است كه عمدتاً در مقام تصميمگيري و فكر كردن به نظريات افراد اعتنا ميشود به جاي اينكه به روايات مراجعه شود. روايت كاملاً اينگونه است كه ميفرمايد «يبطل حدود ما انزل الله في كتابه» آنچه كه خداوند نازل كرده در كتاب او بر پيامبر خودش (ص) باطل ميشود و «يقال رأي فلان و زعم فلان» و گفته ميشود فلان فرد چنين نظري دارد، فلان رأيي دارد، فلان گماني دارد «و يتخذ الا´راء و القياس و ينبذ الا´ثار» روايات دور انداختهميشودوبهجايرواياتوحدود الهي در قرآن از نظرات و آراي ديگران استفاده ميشود بعد دنبال آن روايت ميفرمايد «فعند ذلك تشرب الخمور و تسمي بغير اسمها» كه در اين زمان زماني است كه شراب ميخورند امّا اسم آن را عوض كردهاند با تبديل اسم شراب، شراب را براي خودشان مجاز ميكنند و آن را مينوشند. اين روايت در صفحه 720 از كتاب يومالخلاص است اين هم تعدادي از آن آثار و رواياتي است كه مشخص كننده سيماي روشنفكران در دوره آخر الزمان است كه البته با اينكه تعداد روايات آنچنان كه ما تفحص كردهايم اندك است امّا خطر بسيار بزرگي را ميتوانند به ما گوشزد كنند؛ يعني جوامع اسلامي در دوره ارتداد از ارزشها دچار دانشمندان و روشنفكران آسيب
زدهاي ميشوند كه تيشه برداشته و به ريشه اسلام؛ يعني قرآن و روايات ميزنند ونه تنها قرآن و روايات را تعطيل ميكنند بلكه در صدد ابطال آيات و روايات ديني هستند و عمدتاً به نظريهپردازي و تئوريپردازي و استفاده از نظرات ديگران ميپردازند و همين جا شايد اين تذكر لازم باشد كه شناختن اين آسيبها يكي از فوايد بزرگش اين است كه ما تلاش بكنيم كه دامن خودمان را از اينگونه افكار منزه بكنيم و تلاش بكنيم در اين چالههاي فكري و در اين مشكلات نيفتيم. امام صادق(ع) فرمودند: دانستن اين آسيبها براي شما اين منفعت را ميتواند داشته باشد كه خود و خانوادههاي خود را و جامعه خويش را از ورود اين ميكروبها و آسيبها مصونيت بخشيد. در دفاع از دين و آئين ديني جديت بيشتري داشته باشيد. باز هشدارهايي روايات ديني ما دادهاند كه سيماي خانوادههاي آسيب زده را براي ما روشن مي كند. اولين مسألهاي كه وجود دارد اين است كه ميفرمايد: «يري الرجل من زوجته من قبيح فلا ينه'يها» يكي از نشانههاي جوامع آسيب زده در آخر الزمان و يا انسانهاي آسيب زده اين است كه امر به معروف و نهي از منكر براي آنها ضد ارزش ميشود. اين مسأله در خانوادها در محيطهاي كوچك هم ممكن است رسوخ بكند. يعني گاهي ممكن است انسان بهانهاي داشته باشد كه در يك جامعه بزرگ قدرت و توان براي امر به معروف و نهي از منكر ندارد. تأمين نيست، آبروي او در خطر است. جان او در خطر است. امّا در يك محيط كوچك خانواده انسان مخصوصاً مرد مسؤوليت دارد كه يك مقدار مواظبتها و پاسداريها از حدود الهي داشته باشد. در قرآن كريم ميفرمايد: «يا أيّها الذين آمنوا قوا انفسكم و أهليكم ناراً»؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد خودتان و اهل عيال خودتان را از آتش جهنم نگهداري كنيد؛ يعني مسؤوليت حراست خانواده به عهده آحاد خانواده مخصوصاً به عهده مرد خانواده است. در قرآن كريم چنين دستوراتي به ما داده شده كه علاوه بر مسؤوليت فردي هر كسي مسووليت خانوادگي دارد. در آخرالزمان نامردهايي پيدا ميشود كه در خانواده خودشان هم قبيح و هم زشتي و معصيت را ميبينند «فلا ينهيها» امّا نهي از منكر نميكنند يعني نه تنها معصيت در جامعه ممكن است وجود داشته باشد بلكه در خانهها بلكه در زندگي خصوصي افراد هم نفوذ ميكند. دوم مطلب اين است كه «يعيّر الرجل علي صون النساء» يكي از نشانهها اين است كه اگر مردي بخواهد صيانت خانم و دختران خودش را به عهده بگيرد و يك مقدار مواظبت و حراست بيشتري از زن و دختر و ناموس خودش داشته باشد سرزنش ميشود. «يعيّر الرجل علي صون النساء»؛ يعني اگر كسي بخواهد يك مقدار رعايت حدود الهي را بكند و نوعي صيانت و مصونيت بخشي براي زنان اعمال كند مورد سرزنش ديگران قرار ميگيرد يا مورد سرزنش خود آن زن قرار ميگيرد يا مورد سرزنش ديگر آحاد در جامعه قرار ميگيرد. دقت بكنيد كه در اين روايت يك مسأله مهمي را به ما هشدار داده و توجه داده كه ميفرمايد: «يعيّر الرجل علي صون النساء». اگر شما در تعبيرات علامه شهيد مطهري، رحمةاللهعليه، در كتاب حجاب دقت كرده باشيد ميفرمايند: آنچه اسلام توصيه ميكند در مورد زن، مصونيت بخشي به اوست نه محدود كردن او. در اين روايت ميفرمايد «يعيّر الرجل علي صون النساء»؛ يعني اگر همان حداقلها اگر آن مسايل و قوانيني كه موجب مصونيت زنان ميشود آن قوانين را كسي بخواهد اعمال كند مورد تغيّر و سرزنش قرار ميگيرد و محدود كردن زن مورد نظر نيست. در آخرالزمان خانوادههايي بهوجود ميآيند زنان و مرداني ممكن سوم مسألهاي كه باز ميتواند جزء رخدادهاي آخر الزمان باشد اين است كه ميفرمايد: «فينفق الرجل ماله في غير طاعة الله فلا يفنهي و يميغ اليسير عن طاعةالله» ميفرمايد اگر پدر خانوادهاي بخواهد از مال است بوجود بيايند كه اگر فردي بخواهد حفاظت معقول و مشروع از ناموس خودش داشته باشد او را مورد سرزنش و نكوهش قرار دهند. خودش در مسير غير طاعت خدا خرج كند، هر چه صرف كند اين نهي نميشود، مورد تعرض كسي قرار نميگيرد. مثلاً فردي براي زينت خودش براي پرخوري، تجمل، براي معصيت و براي امور غير مفيد هر چه كه انفاق كند و پول مصرف كند كسي معترض او نخواهند شد امّا اگر بخواهد همان فرد مقدار اندكي از مال خودش را در مسير پيشبرد اهداف الهي مصرف كند مورد اعتراض قرار ميگيرد. يعني اگر هزار هزار در مسيرهاي غير مفيد يا معصيت خرج كند معترض ندارد امّا اگر بخواهد يك هزار در مسير صحيح و اصولي و در راه طاعت خدا خرج كند او مورد اعتراض قرار ميگيرد. ما الان داريم افرادي كه سفرهاي اروپايي ميليوني دارند امّا به حج مشرف نميشوند. ممكن است افرادي باشند كه اينها خمس و زكات واجب خودشان را پرداخت نكنند، امّا بسيار در مسايل ديگر زندگي اهل اسراف و تبذير هستند. ممكن است فردي باشد كه كمترين كمك را به يك مسكين به يك يتيم، يك انسان محتاج آبرومند نكند امّا در نقطه مقابل او اموال زيادي در مسير بيجا و غير مفيد و حتي معصيت خدا خرج كند. اين هم يك ابتلائي است و مصيبتي است كه گريبانگير خانوادهها خواهد شد. مسأله بعدي اينكه در سيماي زن هم آن را توضيح داديم مردان و خانوادههايي بوجود ميآيد كه «قبلتهم نساؤهم» قبله آنها و همه اهداف و آن مقاصد و مطلوبات آنها زنان ميشود كه كنايه از شهوت است. يعني خانوادههايي كه شهوت در آنها موج ميزند حد و حدود رعايت نميشود به وجود خواهند آمد. روايت ديگري كه باز در اين مورد داريم ميفرمايد كه در دورهاي مردان زنان خود را تشويق ميكنند به تجارت و كار اقتصادي «حرصاً علي الدنيا» دقت بكنيد كار كردن براي زن يك امر ارزشي در اسلام است در روايات ديني داريم كه حضرت زهرا(ع) در خانه كار ميكردند نه كار خانه بلكه امير المومنين (ع) ميرفتند از بيرون پشم ميگرفتند و فاطمه الزهرا(ع) در خانه ميبافتند و بعد ميبردند مزد حضرت زهرا(ع) را به عنوان كمك اقتصاد خانواده ميگرفتند يا در مورد اهداي فدك به فاطمةالزهرا(ع) اين مسأله يك تجارت است يك كار اقتصادي است كه حتي عمال فاطمه زهرا(ع) در فدك كار ميكردند و حضرت فاطمه(ع) حسابرسي ميكردند. امّا گاهي ميشود كه مردي زن خودش را تشويق ميكند به مشاركت در امور تجاري كه شأنيت زن در آن موارد نيست «حرصاً علي الدنيا» با اينكه نيازي ندارند. امّا به خاطر حرص و ولعي كه بر دنيا دارند، به خاطر اينكه اهل تكاثر شدهاند اگر كه يك زندگيتأمين باشد از نظر اقتصادي اسلام لازم نميداند كه زن را حتماً و حتماً تشويق بكنيم به كار تجارت كه بعد كار تربيت و معنويت و اخلاق آسيب ببيند. لذا اين باز يك روايت است كه ميفرمايد شايد خانوادههايي به وجود بيايند كه اينها «حرصاً علي الدنيا» زنان خودشان را در امور تجاري و اقتصادي تعمداً بيشتر شركت ميدهند. روايت بعدي ميفرمايد «اذا قطعوا الارحام» خانوادهها دچار گسستگيهاي جدّي ميشود و «منّوا الطعام» اينها اگر بخواهند ميهماني بكنند و اطعام بكنند عمدتاً منتگذاري ميكنند؛ يعني با طيب نفس، به
ماهنا مه موعود شماره 33
|