|
چشمانداز تمدن جهاني اسلام-2 |
|
|
|
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 3 از اين بيان نوراني به چند نكته ميتوان دست يافت: ـ جهان در انتظار مصلحي است كه روزي ظهور خواهد كرد و اين وعده حتمي پروردگار است. ـ آن ولي خدا، تمام زمين را از وجود تبهكاران و آلودگان پاك و پاكيزه خواهد كرد. ـ حوزه حكومت و قلمرو نفوذ او شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت. ـ امدادهاي غيبي و عوامل طبيعي به او ياري ميرسانند. ـ پس از پيدايش آن حاكميت و رهبري، تمدّن ديني آخرين شيوه زندگي خواهد بود و تا پايان جهان و قيام قيامت پايدار خواهد ماند. بنيانگذاري و ادامه حكومت و تمدّن آخرين، به دست بهترين بنده خدا، حضرت مهدي(عج)، و با كمك و ياري بندگان شايسته پروردگار خدا، پس از آن كه همه نظامها و رژيمهاي سياسي جهان، امتحان خودشان را داده باشند، به عنوان آخرين حكومت در تاريخ تمدّن بشر، رخ مينمايد و بشر تشنه عدالت و مديريت صالح و سال را، اداره ميكند. امام صادق(ع) دربارة اين دولت ميفرمايد: دولتنا آخر الدول ولن يبقي أهل بيت لهم دولة إلاّ ملكوا قبلنا لئلاّ يقولوا إذا رأوا سيرتنا، إذا ملكنا سرنا مثل سيرة هؤلاء و هو قول الله عزّوجل: «والعاقبة للمتقين». 9 دولت و نظام ما، واپسين دولت خواهد بود. همهگونه دولتها پيش از اين سر كار خواهند آمد، تا نگويند اگر ما هم سر كار بوديم، چنين و چنان ميكرديم. و اين است آن حقيقتي كه خداوند در قرآن فرموده: «عاقبت از آن پرهيزگاران است.» پيام روشن اين سخن معصوم(ع) آن است كه: بشر بايد تمام فراز و نشيبهاي سياسي و اجتماعي را پشت سر بگذارد، همهگونه حكومتها و دولتهاي بشري را پيش از ظهور تجربه كند، به ناكارآمدي و ناتوانايي آنها پي ببرد و ضرورت نظام توانمند و مديريت شايسته و فراگير را با تمام وجود احساس كند. در آن شرايط است كه دولت حضرت مهدي(عج) به عنوان نظام رهاييبخش و رهبري كارآمد در سطح بينالمللي و جهان اعلام موجوديت ميكند و پايههاي تمدّن جهاني خويش را با همكاري، همدلي، همراهي مردمان پروا پيشه و مددهاي غيبي پي ميريزد و چهرة دنيا را دگرگون ميسازد. پيامبر اكرم(ص) فرمود: وي ] امام زمان [ هنگامي قيام ميكند كه دنيا را هرج و مرج فرا گرفته و كشورها به يكديگر شبيخون ميزنند، نه بزرگ به كوچك رحم ميكند، نه نيرومند بر ناتوان مهر ميورزد. 10 و نيز امام باقر(ع) فرمود: قائم قيام نميكند، جز در هنگامي كه ترسي شديد مردم را فرا گرفته، بحرانها، آشوبها، گرفتاريها و بيماري آنان را در برگرفته باشد، كشتار وحشيانه، درگيري شديد و تفرقه ديني بين مردم محسوس شود و به گونهاي دچار رنج و افسردگي شده باشند كه صبح و شام آرزوي مرگ كنند. آري وي در نااميدي مطلق مردم، ظهور و خروج خواهد كرد! 11
3. جوهرة تمدّن حضرت مهدي(عج) تمدّن جهاني اسلام، به رهبري امام زمان(عج) داراي روح و جوهرة ويژهاي است كه ديگر تمدّنها از آن بيبهرهاند. جوهرة ويژة تمدّن اسلامي، آموزههاي وحياني است. آموزههاي وحياني، به تمدّن اسلامي در گذشته جلوة ويژهاي بخشيده و آن را از حالت مادي صرف به درآورده و در هالهاي از معنويت قرار داده بود. در تمدّن اسلامي استوار بر وحي، انسان رها نيست و خدايگان ندارد و خداي او يكي است كه بايد در برابر او به كرنش و نيايش بايستد. و از دايرة بندگي خدا بيرون نرود: «يعبدونني، لايشركون بيشيئاً.» 12 اين تمدّن رسالت دارد كه انسان را از زمين بركند و آسماني كند و او را با زيباييها و حقيقتهاي آسمان آشنا سازد و در بستر ارزشهاي وحياني و قرآني، دنياي بهتر و زندگي ارزشمندتري را به وي ارزاني بدارد. آنچه در تمدّن امروز بشري كمتر به چشم ميخورد، خداست و دلبستگي به عالم معني و پايبندي به اخلاق و ارزشهاي والا. تار و پود تمدّن مادي، سود بيشتر است و سرمايهاندوزي. سود بيش از هر راهي كه ممكن شد. سرمايهاندوزي، با هر ترفندي كه شد. مهرورزي، ديگر دوستي، عشق به خوبيها، زيباييها، ارزشها، پاكبازيها، ايثارها و... در گردونة سودجويي و سرمايهاندوزي، معني ندارد، و خوبيها و ارزشها در اين گرداب رنگ ميبازند. در تمدّن سرمايهداري و مادي، مصرف زياد، اسراف و تبذير براي به گردش درآمدن كارخانهها و گرم ماندن تنور سرمايهداري اصل است و بايد با تمام توان آن را نگاهداشت. سمت و سوي تمدّن مادي، غرور و غفلت است. تمدّن مادي، نه تنها از دين كمك نميگيرد، بلكه آن را در بستگيها و پيوندهاي اجتماعي، ناكارا ميداند. اين پندار در آن پايگاه وجود دارد كه تمدّن را بايد بدون در نظر گرفتن اين ارزشها، پايهريزي كرد: فكر خدا و زندگي اخروي را بايد كنار گذاشت... بايد رأفت و رقت قلب را دور انداخت. رأفت از عجز است. فروتني و فرمانبرداري از فرومايگي است. حلم و حوصله، عفو و اغماض، از بيهمتي و سستي است. مردانگي بايد اختيار كرد. بشر بايد به مرحله مرد برتر برسد. عزم و اراده داشته باشد. 13 اين است جانمايه و روح تمدّن غرب كه از باب نمونه به آن اشاره كرديم. تمدّن اسلامي كه به دست تواناي امام عصر(ع) بنيان گذارده ميشود و به تمام جهان گسترش مييابد، جوهره ديني و الهي دارد كه اين روح در كالبد تمدّن داراي جلوههايي است از اين دست:
1ـ3. گسترش عدل و احسان در تمدّن جهاني اسلام، عدل و احسان سنگ زيرين است. عدالت اجتماعي، نخستين و بنياديترين كار امام زمان(عج) است. پيامبر(ص) و پيشوايان معصوم(ع) در ترسيم جامعه مهدوي، همه بر اين حقيقت انگشت نهادهاند كه او خواهد آمد و جهان پر از ستم و بيداد را پر از عدل و داد خواهد كرد. 14 بنابراين، ميتوان گفت سرلوحه دگرگوني اجتماعي و سرآغاز انقلاب جهاني آن حضرت، احياي ارزشهاي ديني و اجراي عدالت براساس آن ارزشها و معيارهاست. او، ادامه دهندة راه پيامبران و اولياست، پيامبران وظيفه داشتند برابر كتاب و ميزان، مردمان را به دادگري بهپا دارند. لقد أرسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط. 15 ما فرستادگان خود را با نشانيهاي روشن و پيغامهاي راست فرستاديم و با ايشان كتاب و ترازو فرستاديم، تا مردمان را به دادگري به پا دارند. از اين روي او نيز وظيفه دارد برابر كتاب و ترازويي كه بر پيامبران فرو فرستاده شده، جامعه انساني را به دادگري به پا دارد و از نارواها و ستم باز دارد: إنّ الله يأمر بالعدل والاحسان وايتاء ذيالقربي و ينهي عن الفحشاء والمنكر والبغي... 16 . خدا به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان ميدهد و از فحشا و زشتكاري و ستم نهي ميكند. اين آيت و كريمه قرآني، كه اصول ارزشهاي فردي و اجتماعي را ترسيم كرده و از ضد ارزشها و پليديها و نارواييها باز داشته است، به معناي واقعي و كامل در عصر ظهور پياده خواهد شد. عدل، نگهداشت دقيق حقوق مردمان و مبارزه فراگير، و همه سويه با نابرابريهاست. و احسان، جايگاه برتري در ميان ارزشهاي اجتماعي اسلام دارد كه به يك معني بالاتر از عدالت است. اگر پايههاي حقوق انساني، بر اساس عدالت اجتماعي استوار گردد، جلوههاي احسان و نيكوكاري، فضاي جامعه را ميآكند. به فرمودة امام علي(ع)، عدل، قانوني است فراگير: «سائس عام» 17 و احسان، ارزشي است ويژه: «عارض خاص» 18 وظيفه نخست در جامعة ديني، نهادينه كردن بنيادهاي اجتماعي بر اساس عدل است. اگر مردم، در حكومتي كه همة نهادها و اركان آن، بر هرمف عدل استوار گشته، بزيند، ريشههاي نوع دوستي، برادري، مهرورزي، توانا ميگردند. اشاره كرديم، جوهر اصلي نظام مهدوي، بندگي است، همان كه خدا به آن فرمان داده: «أمر ألاّ تعبدوا إلا ّ إيّاه» 19 و بندگي وقتي به اوج ميرسد كه بنده در راه پياده كردن آنچه كه معبوش از همه چيز بيشتر دوست دارد، تلاش ورزد. اسماعيل بن مسلم ميگويد: در محضر امام صادق(ع) بودم كه شخصي از آن حضرت پرسيد بين اين دو آيه شريفه: «إنّ الله يأمر بالعدل والاحسان» و «أمر ألاّ تعبدوا إلاّ إيّاه»، چگونه ميتوان جمع كرد؟
|