|
چشمانداز تمدن جهاني اسلام-2 |
|
|
|
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 3 ابوالقاسم يعقوبي(كارگزار)
اشاره : در قسمت اول اين مقاله به بررسي ديدگاههاي مختلفي كه در مورد جهان آينده و آينده جهان ارائه شده پرداختيم و نگاه متفكران مغرب زمين و نگاه اديان الهي به سرنوشت نهايي بشر را مورد بررسي قرار داديم. در اين قسمت به بررسي مهمترين شاخصههاي تمدن مهدوي به عنوان بزرگترين تمدن جهاني اسلام ميپردازيم.
مهدويت نماد تمدّن جهاني اسلام مهدويت يك فلسفه بزرگ جهاني است، در اين باور سخن از سراسر زمين است كه به انسانهاي شايسته به ارث ميرسد. سخن از «استخلاف» 1 در كره خاكي است. سخن از قوم، سرزمين، و يا نژاد ويژه نيست. اعتقاد به جامعه مهدوي و تمدّن اسلامي، باوري است فراگير و فلسفهاي است جهاني كه همه تمدّنها و فرهنگها را زير پوشش ميگيرد. به گفتة شهيد مطهري : يك فرد، سه دوره كلي دارد: كودكي، كه دوره بازي است، جواني، كه دوره خشم و شهوت است، و دورة عاقله مردي و پيري، كه دورة پختگي و استفاده از تجربيات و دورة دور بودن از احساسات و دورة حكومت عقل است. اجتماع بشري ] نيز [ سه دوره را بايد طي كند: يك دوره، دورة اساطير و افسانهها و به تعبير قرآن، دورة جاهليت است. دورة دوم، دورة علم است؛ يعني دورة خشم و شهوت... ] و دورة سوم [ دورهاي كه واقعاً در آن معرفت و عدالت و صلح و انسانيت و معنويت حكومت كند؟ چگونه ميشود چنين دورهاي نيايد؟ مگر ميشود خداوند اين عالم را خلق كند. ... و بشر به دورة بلوغ خويش نرسيده، يك مرتبه تمام بشر را زير و رو كند؟ 2 عقل و خرد هر انسان خردمندي چنين داوري ميكند. در راستاي تكامل فردي و اجتماعي، بايد روزي و روزگاري باشد كه استعدادهاي بشري جلوهگر شود، و غنچههاي انديشهها بشكفد، مهرورزيها رشد كند، و روح انسانيت و معنويت، فضاي زندگي را بياكند، تا در سايه اجراي عدالت فراگير و همه سويه، فرهنگ و تمدّن بشري، به اوج خود برسد. و آسايش و آرامش، بر زواياي گوناگون جامعه پرتو افكند. مراد ما از واژه تمدّن و فرهنگ، مفهوم گستردة آنهاست. هر تمدّني، فرهنگ ويژه خود را دارد. تمدّن و فرهنگ هم در يكديگر اثر ميگذارند و هم از يكديگر اثر ميپذيرند. فرهنگ زيربنا و روح تمدّن است و تمدّن، بستر دامنگستري و رشد و بالندگي فرهنگ، تار و پودشان درهم تنيده است. تمدّن اسلامي، هرآنچه را كه در حوزه قلمرو تمدّن اسلام، با الهام از آموزهها و انديشههاي اسلامي، ساخته شده، دامن گسترانده، ژرفا گرفته، لباس نو پوشيده، از كهنگي به در آمده و از حالي به حالي درآمده و دگرگوني ويژه پذيرفته در برميگيرد، چه مادي باشد؛ مانند: معماري، كشاورزي و صنعت و چه معنوي؛ مانند: سنتها، باورها، انديشهها، فلسفهها و دانشهاي گوناگون. روح تمدّن اسلامي، با بعثت پيامبر اكرم(ص) بر كالبد جامعه انساني دميده شد و در مدينةالنبي، هستة نخستين تمدّن اسلامي، پي ريخته شد و كمكم، نسيم آن، فضاهاي ديگر را درنورديد و به سرزمينهاي ديگر راه يافت و امتها و ملتهاي ديگر را دگرگون كرد. اسلام، با فرهنگ و انديشة ناب و والاي خود، راه را براي هر چه شكوفاتر شدن تمدّن اسلامي هموار كرد. تمدّن اسلامي، با الهام و استفاده از فرهنگ پرمايه و والاي اسلام و بهرهوري از تجربة ملتها و تمدّنهاي پيشين، تمدّني بيبديل شد و سرزمينهاي بسياري را زير چتر خود گرفت و در پرتو خود از تاريكي و جهل به درآورد و به اوج روشنايي و دانايي رساند. اين تمدّن سترگ، قرنها پاييد و درخشيد، كمكم، اختلافها، ناشايستگيهاي حاكمان، اشرافيگريها، تجملپرستيها، دور افتادن مردمان و حاكمان از قانونها و آيينهاي اسلامي، پايبند نبودن آنان به قانونهاي شريعت، آلودگي به گناه و ستم، تنپروريها و تنبليها، خود بزرگ بينيها و... سبب شد تمدّن اسلامي از اوج به فرود آيد و از سرزمينها كوچ كند و در ديگر سرزمينهايي كه آن را پاس ميدارند، قرار يابد و منزل گزيند. اما اين وعدة خداوند است كه بار ديگر پرهيزگاران و خداجويان و خداباوران، حاكم بر زمين خواهند شد و تمدّن مهدوي، به گونه گسترده و همه سويه، رخ خواهد نمود و بر تمام فرهنگها و تمدّنهاي زمان خود، چيره خواهد شد و مدينه مهدوي، به عنوان مدينة كرامت، عزت، بركت، عدل، امنيت، غيرت، اخوت، رحمت، رأفت، صلابت و مدينه ايدهآل و دولت كريمه، 3 طلوع خواهد كرد و به زمين روشنايي خواهد بخشيد. امام مهدي(عج) مدينهاي را سامان خواهد داد و بنيان خواهد گذاشت كه وجهة «رحمةللعالمين» 4 بودن او بر همگان آشكار و حوزة رسالتش «كافة للناس بشيراً و نذيرا» 5 باشد. تمدّن مهدوي، تمدّن مادي و معنوي است. اين دوبال زندگي، با هم به پرواز در ميآيند و هميشه و همهگاه، چه در اوجگيريها و چه در فرودها، يكي كمك كار ديگري است و هيچ يك، بينياز از ديگري نيست. هر يك فلج شود و از كار بيفتد، ديگري را فلج ميكند و از كار مياندازد. اگر پرسيده شود كه تمدّن مهدوي در جهان امروز، چگونه سر بر خواهد آورد. مهدي(عج) چگونه انسان امروز را با فكرها، انديشهها، سياستها، مكتبها و گرايشهاي گوناگون در زير يك پرچم گرد خواهد آورد و در برابر اين همه ابزار جنگي ميايستد و مرام و مسلك نويني را به جهانيان عرضه خواهد داشت؟ در پاسخ به اين پرسش، بايد به دو نكته توجه داشت: الف) نشانههايي وجود دارد و بيانگر اين نكته است كه: بشر، دير يا زود، براساس فطرت وحدتجوي خويش، به سوي يگانگي، همكاري و همدلي، حركت خواهد كرد: خوشبختانه امروز بحث كردن از مسأله حكومت واحد جهاني، از پنجاه سال پيش آسانتر است. امروز، وقتي كه صحبت از حكومت واحد جهاني ميشود، به گوش آنقدر سنگيني نميكند... چون خود دنيا، قطع نظر از معارف اسلامي همين حرفها را ميزند و به اين طرف ميرود. تعبير دهكدة جهاني به عنوان يك بحث كاملاً جدي، در محافل تصميمگير دنيا مطرح است. تعابير دنياي تك قطبي و جهاني شدن... تأسيس بانك جهاني، صندوق بينالمللي پول، تأسيس سازمان ملل، شوراي امنيت، پليس بينالملل، دادگاه جهاني بينالمللي، و جهاني شدن اقتصاد، فرهنگ و كارهاي سازمانهايي مثل يونسكو و يونيسف و بهداشت جهاني، نمونهاي از اين اعمال است. 6 ب) بيگمان تلاشهاي آن حضرت در راستاي پيشرفت تمدّن، توسعه و رشد فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي خواهد بود. همان گونه كه در قلمرو تمدّن آغازين اسلامي، بين ملتها، قومها و امتهاي گوناگون، همكاري، همراهي و هم فكري، كه لازمه پيشرفت تمدّن واقعي بود، بهوجود آمد و همزيستي مسالمتآميز بين گروهها و قومها و ملتهاي گوناگون ممكن شد، در زمان حضرت مهدي(عج) نيز چنين پديدهاي رخ خواهد داد و همدلي و همراهي جلوهگر خواهد گرديد. البته تمدّن اسلام، در آخر زمان، مانند تمدّن اسلام در آغاز، دنبالهرو ديگر تمدّنها و فرهنگها نخواهد بود؛ بلكه راه و رسم جديدي را پي خواهد افكند، اين تمدن با اينكه از همه تجربههاي بشري بهره ميبرد، ولي چون گوهر آن، از وحي سرچشمه ميگيرد و هستة اصلي و مركزي آن را وحي و پيام الهي تشكيل ميدهد و از هرگونه خرافهاي كه در طول زمان بر چهرة آموزههاي اسلام نشسته، پاك و بري است، نو جلوه خواهد كرد، به گونهاي كه گويا براي نخستين بار است، كه چنين تمدّني، با اين ويژگيها، چهره مينمايد و جلوهگيري ميآغازد. 7 امام عصر(عج) روح تمدّن ديني را در كالبد تمدّنهاي كنوني خواهد دميد و روند تكاملي تمدّنها را شتاب خواهد بخشيد. آن حضرت، با استفاده از تمامي ابزار زندگي مدرن و پيشرفته و با به كارگيري سالم سلاحها و تكنولوژيهاي موجود در جهان چهرة زندگي انسانها را دگرگون خواهد ساخت. البته اين آرمان با ايجاد مركزيت يگانه و مديريت و حاكميت واحد و توانمند و فراگير، جهانگير و جهان شمول خواهد شد و اين حقيقتي است كه بر زبان رسول گرامي اسلام(ص) جاري شده است كه فرمود: لما عرج بي إلي السماء... قال الله عزّوجل و عزّتي و جلالي لاظهرنّ بهم ديني و لا´علينّ بهم حكمتي و لاطهرنّ الارض بآخرهم من أعدائي و لامكننّه مشارق الارض و مغاربها و لاسخرنّ له الرياح و لاذللنّ له السحاب الصحاب و لارقينّه فيالاسباب... ثم لاديمنّ ملكه و لاداولنّ الايام بين أوليائي إلي يوم القيامة. 8 در سير و سفر آسماني ] معراج [ ... خداوند عزوجل به من فرمود: به عزت و جلالم سوگند! ] به دست دوستان و بندگان شايستهام [ دين و آيينم را پيروز خواهم كرد و حق را برتري و اعتلا خواهم بخشيد. زمين را به دست آخرين حجت، از نابكاران و دشمنان پاك خواهم ساخت و او را بر شرق و غرب عالم، چيره خواهم ساخت. بادها و ابرها را در اختيار او خواهم گذاشت اسباب پيروزي او را فراهم خواهم ساخت... آنگاه، حاكميت و دولت او را تا برپايي قيامت ميان دوستانم دست به دست قرار خواهم داد.
|