|
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 2 از 2 عليرغم اين كه بنابر تقدير الهي بخشي از سپاه سفياني به زمين فرو ميروند از آنجا كه سوريه، عراق، اردن، فلسطين و منطقه وسيعي از شبه جزيره عربستان تحت سيطره سفياني است، حكومتش در منطقه پابرجا ميماند. مدتي كوتاه پس از بلعيده شدن سپاه در بيابان حضرت مهدي(ع) حركت ميكند و او را با سپاهش به عراق بازميگرداند. پس از آن با هم درگير شده و حضرت بر او فايق آمده و او را به هلاكت ميرساند. كه اين جريان در منطقه رمله اتفاق ميافتد. حضرت بر تمام منطقهاي كه سفياني بر آن حكومت ميكرد تسلط مييابند و از اين به بعد فرصت مناسبي براي پيروزي جهاني حضرت مهدي(ع) فراهم ميشود. 14 در ادامه بعضي از احاديثي را كه بر حركت سفياني تأكيد دارند ـ به قدري كه با توجه به منابع حديثي براي ما مقدور است ـ بيان ميكنيم. حضرت علي(ع) فرمودند: فرزند هند جگرخوار از وادي يابس (دره خشك وبيآب و علف) شورش ميكند. مردي است كه قامتش متوسط، چهرهاش زشت و كريهمنظر است، چهارشانه و درشت هيكل ميباشد و در صورتش آثار آبله ديده ميشود. ظاهرش يك چشم به نظر ميرسد نامش عثمان و فرزند عنبسه است و از فرزندان ابيسفيان، وارد شام شده و منبر آن را تصاحب ميكند. 15 امام باقر(ع) در حديثي طولاني فرمودند: ناچار بني فلان حكومت را به دست خواهند گرفت و پس از آن دچار اختلافات شده و حكومتشان از هم ميپاشد و پراكنده ميشوند تا اينكه سيد خراساني از مشرق و سفياني از مغرب خروج ميكنند و هر كدام از منطقة خود به سمت كوفه مانند اسبان مسابقه ميشتابند تا اينكه بنيفلان به دست آنها هلاك ميشوند و از آنها حتي يك نفر باقي نخواهد ماند. 16 جابر جعفي از آن حضرت طي حديث طولاني ديگري نقل ميكند كه فرمودند:
... و منادي كه از آسمان ندا ميدهد 17 و صدايي از ناحيه دمشق حكايت از پيروزي ميكند ] سر و صداها خبر از اجتماعات و برخوردهايي است كه در دمشق رخ ميدهد و بيانيههايي كه پس از اين جريانات صادر ميشود [ قريهاي در شام به نام جابيه محو و ناپديد ميشود 18 . بخشي از سمت راست مسجد دمشق فرو ميريزد (مسجد اموي) و شورشيان مرتد از منطقه تركها خروج ميكنند و فتنة شام هم به دنبال آن ميآيد. سر و كله برادران تركها هم پيدا شده و در جزيره فرود ميآيند و شورشيان و از دين برگشتگان رومي ميآيند تا اينكه در رمله مستقر ميشوند. جابر! در آن سال درگيريهاي زيادي در مغرب زمين رخ خواهد داد. ابتداي مغرب زمين كه شام است به فرمان سه پرچم ] سپاه [ اصهب و ابقع و سفياني با هم درگير ميشوند. كه سفياني با ابقع روبرو شده و با هم ميجنگند و نهايتاً سفياني او و لشكريانش را ميكشد. سپس اصهب را هم به هلاكت ميرساند. ] سفياني [ در اين زمان تمام همش لشكركشي به عراق ميشود كه سپاهيانش در قرقيسيا درگير شده و ] در اين جنگ [ 000/100 نفر از جباران و ستمكاران هلاك ميشوند. سفياني لشكري هفتاد هزار نفري را به سمت كوفه گسيل ميدارد و آنها هم به قتل و كشتار و اسير كردن مردم كوفه ميپردازند در اين زمان كه اينها به چنين اعمالي مشغولند پرچمهايي از سوي خراسان نمايان ميشود كه منازل را به سرعت پشت سر ميگذارند و در ميان آنها عدهاي از ياوران حضرت مهدي(ع) وجود دارند. يكي از اهالي كوفه به همراه جمعيتي ضعيف قيام ميكند كه فرمانده لشكر سفياني، او را در بين حيره و كوفه شهيد ميكند. سفياني جمعيتي را به سوي مدينه اعزام ميكند و حضرت مهدي(ع) ] به جهت خلاصي از شر آنها [ به سمت مكه هجرت ميكند. خبر خروج ايشان به فرمانده سپاه سفياني ميرسد او هم عدهاي را به دنبال ايشان ميفرستد كه نميتوانند به آنها دست يابند تا اينكه حضرت همانند موسي بن عمران بيمناك وارد مكه ميشود. حضرت در ادامه فرمودند: پس از استقرار فرمانده سپاه سفياني در بيداء (صحرا) ندايي از آسمان ميآيد كه: اي صحرا اين قوم را در كام خود فرو بر! دشت هم آنها را ميبلعد به جز سه نفر كه چهره ايشان به پشتشان برگشته نجات پيدا نميكنند آنها از قبيلة كلب هستند و در مورد آنها اين آيه نازل شده كه: يا أيّفهاالَذينَ اوفتفوا الكفتابَ آمفنفوا بفما انزَّلنا مفصَدفقّاً لفما مَعَكفم مفن قَبلف اَن نَطمفسَ وفجفوهاً فَنَرفدّها عَلي اَدبارفها 19 . اي كساني كه به شما كتاب داده شده در عين حال كه آنچه را كه در ميان شماست تصديق ميكنيد به چيزي كه آن را نازل كرديم ايمان بياوريد قبل از آنكه چهرههايي را محو كرده و آنها را به پشت برگردانيم. 20 امام صادق(ع) فرمودند: وقتي سفياني بر مناطق پنجگانه مسلط شد، نه ماه بشمريد كه به زعم هشام آن مناطق پنجگانه دمشق، فلسطين، اردن، حمص و حلب هستند. 21 اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: ... سفياني خروج ميكند و به اندازه مدت حمل يك زن يعني نه ماه حكومت ميكند. از شام قيام ميكند و اهل شام به جز عدة كمي از ساكنان آنجا كه اهل حقند بقيه مطيع او ميشوند با سپاهي درنده و خونآشام به مدينه ميآيد تا اينكه به صحراي مدينه ميرسد و خداوند آنها را در آن فرو ميبرد. و اين است معناي اين آيه كه: وَ لَوتَري افذ فَزفعفوا فَلافَوتَ وَافخفذفوا مفن مَكانف قَريبف 22 . در هنگام بيچارگي اگر آنها را ببيني بدون هيچ وقفهايازمكاننزديكيدچار ] عذاب [ ميشوند. 23 و امام صادق(ع) فرمودند: گويي سفياني و ياران او را ميبينم كه بساطش را در محلههاي شما در كوفه پهن كرده و منادي او ندا ميدهد كه هر كس سر شيعه علي را بياورد هزار درهم ميگيرد. (به دنبال اين حرف) همسايه به همسايهاش حمله ميكند و ميگويد اين از آنهاست و گردنش را ميزند و هزار درهم ميگيرد. و فرمانروايي بر شما در آن روز تنها از آن زنازادگان است. گويي من به صاحب برقع (روبند) مينگرم.
راوي پرسيد: صاحب برقع كيست؟ فرمودند: مردي كه خودتان خواهيد گفت او روبند زده است به سمت شما ميآيد، شما را ميشناسد و شما او را نخواهيد شناخت از تكتك شما عيبجويي خواهد كرد؛ چرا كه او زنازادهاي بيش نيست. 24 پس از تبيين جنبش سفياني با كمك روايات شريفه و با توجه به كثرت اشاره و مطالب راجع به آن و اينكه بعضي از آيات قرآن كريم در مورد اين جريان است تأكيد ميشود كه: سفياني واضحترين، محكمترين و قابل اعتمادترين نشانه در روايات است كه نيرويش تا پيش از شنيدن شدن نداي آسماني و فرو رفتن در بيابان كم نميشود و همانطور كه در آينده نزديك خواهيم ديد برخي ديگر از نشانهها مختص به اوست خصوصاً بلعيده شدن در زمين كه مخصوص سپاهيان اوست. 25 قول به حتمي بودن سفياني در ميان نشانهها مستدل و مورد قبول همه است. شكي نيست كه نمايان شدن سفياني به بروز خسف و بلعيده شدن توسط زمين ميانجامد كه روايات صحيحه را اگر به روايات خسف و سفياني ضميمه كنيم تواتر مطلب را ميرساند به علاوه كه بروز سفياني نمايان شدن اصهب و ابقع و جريان قرقيسيا را به دنبال خواهد داشت و همينطور فتنة شام و فتنههاي ديار عراق و حتي بخشي از حوادث مربوط به يمني و سيد خراساني و ديگر نشانهها هم با سفياني در ارتباط است و از اينروست كه تأكيد ميكنيم كه سفياني از علايم حتمي است كه البته خداوند عالم واقعي به اشيا و حوادث است. در پايان ميتوان حديثي را كه شيخ طوسي در امالي و شيخ صدوق در معانيالاخبار آوردهاند ذكر كرد. از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: ما و خاندان ابوسفيان دو خانوادهايم كه همواره به خاطر خدا در
پينوشتها: 1. بحارالانوار، ج52، ص337؛ الزامالناصب ج2، ص159؛ تاريخ مابعدالظهور ص137. 2. الارشاد،شيخمفيد،ج2،ص370؛تاريخ مابعدالظهور ، ص137. 3. العجب كل العجب مابين جمادي و رجب . 4. الممهدون للمهدي(ع)، ص40. 5. تاريخ مابعدالظهور، ص137. 6. السفياني، محمدفقيه، ص118. 7. الغيبة، نعماني، ص202. 8. همان، ص178. 9. همان، ص171؛ اعلامالوري، ص429؛ بحارالانوار، ج52، ص232. 10. «حرستا» در اكثر نسخ. 11. الغيبة، نعماني، 206؛ الغيبة، شيخ طوسي، ص 277؛ بحارالانوار ج502، ص253. 12. سوره مريم(19) ص37. 13. بشارةالاسلام، ص21؛ يومالخلاص، كامل سليمان ص293. 14. تاريخ بعدالظهور، ص167-165. 15. كمالالدين، شيخ صدوق، ص651؛ بشارةالاسلام، ص46. 16. الغيبة، نعماني 171؛ بحارالانوار، ج52، ص234؛ الزامالناصب، ج2، ص130. 17. اشاره است به سه ندايي كه در ماه رجب شنيده ميشود و به زودي به آن خواهيم پرداخت. 18. احتمالاً به خاطر جنگهاي داخلي يا ميان كشورها باشد. سواي اينكه شكافها و گسلههاي طبيعي هم از جمله علل فرو رفتن در زمين و ناپديد شدن است اين احتمال با توجه به ظاهر روايتي است كه قبلاً درباره معركه قرقيسيا پيش از رسيدن تركها و روميان بيان شد. 19. سوره نساء(4) آيه47. 20. الغيبة، نعماني، ص187؛ بحارالانوار ج52، ص238. 21. الغيبة، نعماني، ص 205؛ الزامالناصب، ج2، ص116. 22. الغيبة، نعماني، ص187؛ بحارالانوار، ج52، ص238. 23. سورة سبأ(34) ص51. 24. الغيبة، شيخ طوسي، ص273؛ بحارالانوار، ج52، ص251؛ بشارةالاسلام ص124. 25. السفياني، محمد فقيه، ص106. 26. بحارالانوار، ج52، ص190؛ الزامالناصب، ج2، ص131، السفياني، فقيه؛ ص125؛ يومالخلاص، ص694.
ماهنامه موعود شماره 34
|