صفحه نخست arrow مقالات arrow امام مهدي (َص) arrow امام‌ مهدي‌(ع‌)و سنت‌هاي‌ الهي‌-2
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
امام‌ مهدي‌(ع‌)و سنت‌هاي‌ الهي‌-2 چاپ پست الكترونيكي
۰۷ بهمن ۱۳۸۳
رفتن به
امام‌ مهدي‌(ع‌)و سنت‌هاي‌ الهي‌-2
صفحه 2
ابراهيم‌ شفيعي‌سروستاني‌
اشاره‌: يكي‌ از مهمترين‌ موضوعاتي‌ كه‌ به‌ هنگام‌ بحث‌ از انقلاب‌ جهاني‌ امام‌ عصر(عج‌) مطرح‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ چگونه‌ و با چه‌ نيرويي‌ در برابر نظام‌ استكباري‌ حاكم‌ بر جهان‌ مي‌ايستد و همه‌ تمدن‌هاي‌ قدرتمند، امّا فاسد، را به‌ زانو در مي‌آورد؟ آيا ايشان‌ با قدرت‌ نظامي‌ و با بهره‌گيري‌ از تسليحات‌ و تجهيزات‌ پيشرفته‌ و قدرتمند خود موفق‌ به‌ فروپاشي‌ اين‌ تمدن‌ها مي‌شود، يا علل‌ و عوامل‌ ديگري‌ در كار است‌؟ ترديدي‌ نيست‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) با امدادهاي‌ غيبي‌ همراهي‌ مي‌شود و همه‌ قواي‌ طبيعي‌ و ماوراي‌ طبيعي‌ در خدمت‌ ايشان‌ است‌؛ اما به‌ نظر مي‌رسد رمز اصلي‌ پيروزي‌ ايشان‌ بر همة‌ قدرت‌هاي‌ شيطاني‌ حاكم‌ بر جهان‌، حركت‌ ايشان‌ در مسير سنت‌هاي‌ الهي‌ حاكم‌ بر هستي‌ و هماهنگي‌ اين‌ سنت‌ها با قيام‌ رهايي‌ بخش‌ آن‌ حضرت‌ است‌. براي‌ روشن‌تر شدن‌ اين‌ موضوع‌ لازم‌ است‌ كه‌ به‌ بررسي‌ سنت‌هاي‌ الهي‌ حاكم‌ بر عالم‌ تكوين‌ و تشريع‌ بپردازيم‌.



در شماره‌ قبل‌ پس‌ از بررسي‌ معناي‌ لغوي‌ سنّت‌، اصل‌ تغييرناپذيري‌ سنت‌هاي‌ الهي‌ و... به‌ بررسي‌ برخي‌ از سنت‌هاي‌ الهي‌ حاكم‌ بر جوامع‌ انساني‌ پرداختيم‌ وگفتيم‌ كه‌ براساس‌ سنت‌ تغيير ناپذير الهي‌، ظلم‌ و بيدادگري‌ عامل‌ نابودي‌ تمدن‌هاست‌. اينك‌ ادامه‌ بحث‌ را با بررسي‌ ديگر سنت‌هاي‌ الهي‌ حاكم‌ بر جوامع‌ پي‌ مي‌گيريم‌.
2ـ4. وقت‌ و اجل‌ شرط‌ نابودي‌ تمدن‌ها
اگر چه‌ ظلم‌ و ستم‌، خواه‌ در صورت‌ فردي‌ و خواه‌ در صورت‌ اجتماعي‌ آن‌، موجب‌ نابودي‌ اقوام‌ و تمدن‌ها مي‌شود، اما اين‌ نابودي‌ زماني‌ به‌ فعليت‌ مي‌رسد كه‌ مهلت‌ و اجل‌ آن‌ اقوام‌ و تمدن‌ها به‌ سرآيد و به‌ تعبير قرآن‌ «موعد» نابودي‌ آنها فرا رسد. به‌ بيان‌ ديگر از ديدگاه‌ قرآن‌ هر «جامعه‌ مستقل‌ از افراد، حيات‌ و شخصيت‌ و مدت‌ و اجل‌» مشخصي‌ دارد و زماني‌ كه‌ اين‌ مدت‌ و اجل‌ به‌ سرآيد ديگر هيچ‌ چيز نمي‌تواند مانع‌ نابودي‌ آن‌ قوم‌ و ملت‌ شود. در اين‌ زمينه‌ آيات‌ متعددي‌ در قرآن‌ وارد شده‌ كه‌ از جمله‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ آيات‌ اشاره‌ كرد:
1ـ2ـ4. آيه‌ 58 سورة‌ كهف‌: در اين‌ آيه‌، كه‌ پيش‌ از اين‌ نيز بدان‌ اشاره‌ شد، به‌ صراحت‌ بيان‌ شده‌ كه‌ سنت‌ خدا بر اين‌ نيست‌ كه‌ به‌ مجرد عصيان‌، نافرماني‌ و ستمگري‌ قومي‌ آنها را گرفتار عذاب‌ و هلاكت‌ كند، بلكه‌ خداوند براساس‌ غفران‌ و رحمت‌ بي‌ انتهاي‌ خويش‌ براي‌ هر قومي‌ موعد، اجل‌ و يا سررسيدي‌ تغييرناپذير قرار داده‌ است‌ و تا زماني‌ كه‌ اين‌ اجل‌ سرنيايد، آن‌ قوم‌ هلاك‌ نمي‌شوند:
وَرَبّفكَ الْغَففورف ذفو الرَّحْمَةف لَوْ يفؤَاخفذفهفم‌ بفمَا كَسَبفواْ لَعَجَّلَ لَهفمف الْعَذَابَ بَل‌ لَّهفم‌ مَّوْعفدٌ لَّن‌ يَجفدفواْ مفن‌ دفونفهف مَوْئفلاً.
و پروردگار تو آمرزنده‌ ] و [ صاحب‌ رحمت‌ است‌. اگر به‌ ] جرم‌ [ آنچه‌ مرتكب‌ شده‌اند، آنها را مؤاخذه‌ مي‌كرد، قطعاً در عذاب‌ آنان‌ تعجيل‌ مي‌نمود ] ولي‌ چنين‌ نمي‌كند [ بلكه‌ براي‌ آنها سررسيدي‌ است‌ كه‌ هرگز از برابر آن‌ راه‌ گريزي‌ نمي‌يابند.

2ـ2ـ4. آيه‌ 34، سورة‌ اعراف‌: در اين‌ آيه‌ نيز بر اين‌ موضوع‌ تأكيد شده‌ كه‌ هر امتي‌ جدا از بقـا و فنــاي‌
تك‌ تك‌ افراد آن‌، بقا و فناي‌ خاص‌ خود را دارد و زماني‌ كه‌ اجل‌ امتي‌ فرارسد هيچ‌ چيز نمي‌تواند از آن‌ جلوگيري‌ كند:
وَلفكفلفّ أفمَّةف أَجَلٌ فَإفذَا جَآءَ أَجَلفهفمْ لاَيَسْتَأْخفرفونَ سَاعَةًوَلاَيَسْتَقْدفمفونَ.
و براي‌ هر امتي‌ اجلي‌ است‌؛ پس‌ چون‌ اجلشان‌ فرارسد، نه‌ ] مي‌توانند [ ساعتي‌ آن‌ را پس‌ اندازند و نه‌ پيش‌.

3ـ2ـ4. آيه‌ 48 و 49 سورة‌ يونس‌: در آيات‌ سخن‌ از پرسشي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ مشركان‌ خطاب‌ به‌ رسول‌ گرامي‌ اسلام‌(ص‌) مطرح‌ شده‌ است‌. آن‌ پرسش‌ اين‌ است‌ كه‌: «خداوند چه‌ زماني‌ بين‌ ما و بين‌ تو قضاوت‌ مي‌كند و ما را هلاك‌ و ايمان‌ آورندگان‌ به‌ تو را نجات‌ مي‌دهد» به‌ بيان‌ ديگر مشركان‌ با كلامي‌ كه‌ جنبة‌ تعجيز و استهزا داشت‌ مي‌خواستند به‌ پيامبر بگويند كه‌: «پروردگار تو هيچ‌ كاري‌ نمي‌تواند بكند، و اين‌ تهديدهاي‌ تو، بيهوده‌اي‌ بيش‌ نيست‌، وگرنه‌ چرا عجله‌ نمي‌كني‌ و آن‌ را عملي‌ نمي‌سازي‌؟» خداوند نيز در پاسخ‌ اين‌ استهزاي‌ مشركان‌ به‌ پيامبر خود خطاب‌ مي‌كند كه‌: «به‌ آنها بگو من‌ مالك‌ نفع‌ و ضرر خود نيستم‌، نه‌ مي‌توانم‌ ضرري‌ از خود رفع‌ كنم‌ و نه‌ منفعتي‌ را به‌ سوي‌ خود جلب‌ نمايم‌. اما اينكه‌ چرا عذاب‌ خدا نازل‌ نمي‌شود به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ هر امتي‌ اجل‌ معيني‌ دارد كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ نمي‌تواند از آن‌ تخطي‌ كند. آن‌ اجل‌ خواه‌ ناخواه‌ فرا مي‌رسد بي‌ آنكه‌ ساعتي‌ از زمان‌ مقرر خود، پيش‌ يا پس‌ افتد » :
وَيَقفولفونَ مَتَي‌' هَـ'ذَا الْوَعْدف إفن‌ كفنتفمْ صَـ'دفقفينَ * قفل‌ لاَّ´أَمْلفكف لفنَفْسفي‌ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إفلاَّ مَا شَآءَ اللَّهف لفكفلفّ أفمَّةف أَجَلٌ إفذَا جَآءَ أَجَلفهفمْ فَلاَيَسْتَأخفرفونَ سَاعَةً وَلاَيَسْتَقْدفمفونَ.
مي‌گويند: «اگر راست‌ مي‌گوييد، اين‌ وعده‌ چه‌ وقت‌ است‌؟» بگو: «براي‌ خود زيان‌ و سودي‌ در اختيار ندارم‌، مگر آنچه‌ را كه‌ خدا بخواهد. هر امتي‌ را زماني‌ ] محدود [ است‌. آنگاه‌ كه‌ زمانشان‌ به‌ سررسد، پس‌ نه‌ ساعتي‌ ] از آن‌ [ تأخير كند و نه‌ پيشي‌ گيرند.»

در تفسير الميزان‌ در ذيل‌ اين‌ آيه‌ چنين‌ آمده‌ است‌:

... هر امتي‌ حياتي‌ اجتماعي‌ وراي‌ حيات‌ فردي‌ كه‌ مخصوص‌ تك‌ تك‌ افراد است‌ دارد، و حيات‌ اجتماعي‌ هر امتي‌ از بقا و عمر آن‌ مقداري‌ را دارد كه‌ خداي‌ سبحان‌ برايش‌ مقدر كرده‌است‌. و همچنين‌ از سعادت‌ و شقاوت‌ و تكليف‌ و رشد و ضد رشد و ثواب‌ و عقاب‌ سهمي‌ را دارد، كه‌ خداي‌ تعالي‌ برايش‌ معين‌ فرموده‌ است‌ و اين‌ حقيقت‌ از چيزهايي‌ است‌ كه‌ تدبير الهي‌ عنايتي‌ به‌ آن‌ دارد.

4ـ2ـ4. آيه‌ 61 سورة‌ نحل‌: اين‌ آيه‌ نيز چون‌ آيه‌ پيشين‌ بر اين‌ حقيقت‌ تأكيد مي‌كند كه‌ كيفر الهي‌ تنها در زمان‌ معين‌ آن‌ فرا مي‌رسد:
وَلَوْ يفؤَاخفذف اللَّهف النَّاسَ بفظفـلْمفهفم‌ مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مفن‌ دَآبَّةف وَلَـ'كفن‌ يفؤَخفّرفهفمْ إفلَي‌'´ أَجَلف مّفسَمًّي‌ فَإفذَا جَآءَ أَجَلفهفمْ لاَيَسْتَأخفرفونَ سَاعَةً وَلاَيَسْتَقْدفمفونَ.
و اگر خداوند مردم‌ را به‌ ] سزاي‌ [ ستمشان‌ مؤاخذه‌ مي‌كرد، جنبنده‌اي‌ بر روي‌ زمين‌ باقي‌ نمي‌گذاشت‌، ليكن‌ ] كيفر [ آنان‌ را تا وقتي‌ معين‌ باز پس‌ مي‌اندازد، و چون‌ اجلشان‌ فرا رسد، ساعتي‌ آن‌ را پس‌ و پيش‌ نمي‌توانند افكنند.

5ـ2ـ4. در آيه‌ 45 سورة‌ فاطر همين‌ تعبير تكرار شده‌ است‌.
6ـ2ـ4. در سورة‌ نوح‌ نيز موضوع‌ اجل‌ اقوام‌ و امت‌ها به‌ بهترين‌ شكلي‌ بيان‌ شده‌ است‌. در آغاز اين‌ سوره‌ هدف‌ از فرستادن‌ نوح‌ را انذار قومش‌ پيش‌ از فرارسيدن‌ عذاب‌ دردناك‌ و به‌ بيان‌ ديگر سرآمدن‌ اجل‌ و وقت‌ مقرر دانسته‌، مي‌فرمايد:
إفنَّـآ أَرْسَلْنَا نفوحًا إفلَي‌' قَوْمفهف أَنْ أَنذفرْ قَوْمَكَ مفن‌ قَبْلف أَن‌ يَأْتفيَهفمْ عَذَابٌ أَلفيمٌ.
ما نوح‌ را به‌ سوي‌ قومش‌ فرستاديم‌ كه‌: «قومت‌ را، پيش‌ از آنكه‌ عذابي‌ دردناك‌ به‌ آنان‌ رسد، هشدار ده‌.»

آنگاه‌ به‌ نقل‌ سخنان‌ نوح‌ خطاب‌ به‌ قومش‌ پرداخته‌، مي‌فرمايد:
قَالَ يَـ'قَوْمف إفنفّي‌ لَكفمْ نَذفيرٌ مّفبفينٌ * أَنف اعْبفدفواْ اللَّهَ وَاتَّقفوهف وَأَطفيعفونف * يَغْففرْ لَكفم‌ مفّن‌ ذفنفوبفكفمْ وَيفؤَخفّرْكفمْ إفلَي‌'´ أَجَلف مّفسَمًّي‌ إفنَّ أَجَلَ اللَّهف إفذَا جَآءَ لاَيفؤَخَّرف لَوْ كفنتفمْ تَعْلَمفونَ.
] نوح‌ [ گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌، من‌ شما را هشدار دهنده‌اي‌ آشكارم‌، كه‌ خدا را بپرستيد و از او پروا داريد و مرا فرمان‌ بريد. ] تا [ برخي‌ از گناهانتان‌ را بر شما ببخشايد و ] اجل‌ [ شما را تا وقتي‌ معين‌ به‌ تأخير اندازد. اگر بدانيد، چون‌ وقت‌ مقرر خدابرسد، تأخير بر نخواهد داشت‌.
7ـ2ـ4. آيه‌ 11 سورة‌ رعد: در اين‌ آيه‌ بر اين‌ نكته‌ تأكيد شده‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ ارادة‌ خداوند به‌ نابودي‌ قومي‌ تعلق‌ گيرد ديگر هيچ‌ قدرتي‌ نمي‌تواند مانع‌ تحقق‌ اين‌ اراده‌ شود. به‌ عبارت‌ ديگر با فرارسيدن‌ اجل‌ مقرر هر قوم‌ و پايان‌ يافتن‌ مهلت‌ آنها، هيچيك‌ از توانايي‌ها، امكانات‌ و تجهيزات‌ آنها نمي‌تواند اندكي‌ اين‌ اجل‌ مقرر را به‌ تأخير بيندازد:
... وَ افذ'ا اَرادَ اللّهف بفقَومف سوفءً فَلا مَرَدّ لَهف وَ م'ا لَهفمْ مفنْ دفونفهف مفنْ و'الف.
... و چون‌ خدا براي‌ قومي‌ آسيبي‌ بخواهد، هيچ‌ برگشتي‌ براي‌ آن‌ نيست‌ و غير از او حمايتگري‌ براي‌ آنان‌ نخواهد بود.



 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.