spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
شوق‌ وصال‌ چاپ پست الكترونيكي
۰۷ بهمن ۱۳۸۳




ابر صبر

مي‌آيي‌ اي‌ فرداي‌ يلداي‌ پريشاني‌ از انتهاي‌ جاده‌هاي‌ خيس‌ و باراني‌
با كارواني‌ از گل‌ و لبخند مي‌آيي‌ در واپسين‌ انتظاري‌ تلخ‌ و طولاني‌
اي‌ صبح‌ يلدايي‌ترين‌ شب‌هاي‌ تاريخي‌ آرامش‌ ديروز يك‌ فرداي‌ طوفاني‌
اينجا غروب‌ عمر انسان‌ بودن‌ است‌ آقا بازار وحشتزاترين‌ بفحران‌ انساني‌
كي‌ مي‌رسي‌ اي‌ دادخواه‌ داد مظلومان‌؟ تا آدميّت‌ را دوباره‌ زنده‌ گرداني‌
اي‌ انتهاي‌ ظلمت‌ شب‌هاي‌ بي‌ايمان‌ شرقي‌ترين‌ خورشيد عالمتاب‌ ربّاني‌
سرد و خموشم‌ من‌، براي‌ تو دلم‌ تنگ‌ است‌ تا كي‌ به‌ زير ابرهاي‌ صبر مي‌ماني‌؟
درد نهان‌، سرّ مگو، راز مپرس‌ من‌ بهتر ز من‌ مي‌دانم‌ اي‌ آقا كه‌ مي‌داني‌
شد سينة‌ آئينة‌ آدينه‌ام‌ مجروح‌ اي‌ التيام‌ ندبه‌هاي‌ صبح‌ عرفاني‌
باز آي‌! اي‌ احساس‌ باران‌ بر كوير كال‌ اي‌ يوسف‌ گمگشتة‌ دل‌هاي‌ كنعاني‌
توفيق‌زاده‌ ـ فسا





پايان‌ غروب‌ تنهايي‌

اي‌ تو پايان‌ غروب‌ سرد تنهايي‌ ما بر كوير خشك‌ جان‌ها زمزم‌ دشت‌ صفا
آفتاب‌ حسن‌ رويت‌ صبح‌ هر آدينه‌اي‌ نور باران‌ مي‌نمايد اين‌ دل‌ ويرانه‌ را
بي‌ تو سرسبزي‌ بستان‌ رنگ‌ پاييزي‌ گرفت‌ بي‌ تو پژمردند گل‌هاي‌ گلستان‌ خدا
مي‌شود آيا ببينم‌ آن‌ سوار سبزپوش‌ مي‌شود گر لحظه‌اي‌ از خويشتن‌ گردي‌ جدا
گفته‌ بودي‌ كز گلي‌ فصل‌ بهار آيا رسد؟ با گل‌ نرگس‌ بهار آيد به‌ جمله‌ فصل‌ها
واي‌ بر من‌ در كنار خويشتن‌ جا مانده‌ام‌ كاش‌ مي‌شد يك‌ دمي‌ از اين‌ قفس‌ گردم‌ رها
اي‌ كه‌ يادت‌ نخل‌ جان‌ را استقامت‌ مي‌دهد بين‌ كه‌ نخل‌ كشور دل‌ رو نهاده‌ در فنا
ديو شب‌ را بين‌ بسي‌ گردن‌ فرازي‌ مي‌كند سخره‌ «هل‌ من‌ مزيد»ش‌ نسل‌ پاك‌ مرتضي‌
دل‌ اسير فتنه‌ دجال‌ يك‌ چشم‌ عنود تيغ‌ «جاءالحق‌» برآور، فتنه‌ را رسوا نما
انتظار لحظه‌ وصلش‌ اگر داري‌ امين‌ بگذر از دل‌ باش‌ رهپوي‌ طريق‌ نينوا
سيدمحمد عبدالهي‌ ـ مشهد مقدّس‌





دلبر شيرين‌

در سحر پيك‌ وفادار به‌ بالين‌ آمد داد اين‌ مژده‌ كه‌ آن‌ دلبر شيرين‌ آمد
خيز و از جا بنگر پرتو آن‌ ذات‌ احد مرهمي‌ را كه‌ براي‌ دل‌ غمگين‌ آمد
شده‌ از بهر وجودش‌ همه‌ عالم‌ خرسند دل‌ ما مست‌ گل‌ و بوي‌ رياحين‌ آمد
مهدي‌ آن‌ مظهر پاكي‌ و صفا گشت‌ پديد تا كه‌ فريادرس‌ عاشق‌ مسكين‌ آمد
شادي‌ و خرمي‌ اهل‌ جهان‌ پيدا شد نور او رشك‌ رخ‌ زهره‌ و پروين‌ آمد
مهديا بر دل‌ بيچاره‌ ما رحمي‌ كن‌ در شب‌ ظلمت‌ ما ديده‌ خدا بين‌ آمد
شده‌ام‌ محو رخ‌ حضرت‌ مهدي‌ امروز تا كه‌ «الهامي‌» از آن‌ بر دل‌ خونين‌ آمد
الهام‌ صفايي‌ ـ تهران‌




رباعي‌هاي‌ انتظار

ديدار نگار آشنا مي‌خواهيم‌ وصل‌ گل‌ نرگس‌، از خدا مي‌خواهيم‌
بر دردف دلف خستة‌ ما، وصل‌، دواست‌ هجران‌زدگانيم‌، دوا مي‌خواهيم‌

داده‌ام‌ از كفف خود، طاقت‌ و تاب‌ زف ففراقف گلف فرزندف تفراب‌
زندگي‌ نيست‌، مرا زندان‌ است‌ اين‌ جهان‌، چون‌ به‌ عذابم‌، به‌ عذاب‌

گر، مي‌كفشم‌ از هجرف گلف فاطمه‌، آه‌ گر، روزف من‌ از فراق‌، گرديده‌ سياه‌
اين‌ها، همه‌ از لطف‌ و زف احسان‌ خداست‌ لاحول‌ ولا قوة‌ افّلا بالله

اي‌ آنكه‌ شده‌ روزف تو از هجر، سياه‌ وف اي‌ آنكه‌ كفشي‌ آه‌، به‌ هر شام‌ و پگاه‌
مهدي‌ پسر فاطمه‌، از راه‌ رسد لاحول‌ ولا قوة‌ افّلا بالله
اكبر مرتضوي‌


 




ماهنامه موعود شماره‌ 34


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.