|
چهرة امام مهدي(ع)در آينة القاب-4 |
|
|
|
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ |
|
صفحه 1 از 2 ميرصادق سيدنژاد
اشاره : شناخت القاب ائمه معصومين(ع) يكي از راههاي مهم آشنايي با ويژگيها و فضايل آن حجتهاي الهي است. در اين نوشتار سعي شده است تا با ارايه توضيحي كوتاه و مختصر در زمينة برخي از لقبهاي حضرت مهدي(ع) خوانندگان عزيز، بيش از پيش با ويژگيها و اوصاف آن حضرت آشنا شوند.
7. مفضطرّ يكي ديگر از لقبهاي معروف امام عصر(ع) «مفضطَرّ» است. در كتابهاي لغت مضطر به معناي درمانده و ناچار به كار ميرود و در اصطلاح وقتي به كسي مضطر گفته ميشود كه او از همه اسباب و ابزارهاي معمولي در حلّ مشكلات و برطرف ساختن گرفتاريهايي كه دارد نااميد شده و با تمام وجود متوجّه خدا شود و كليد حلّ تمام كارها را به دست خدا بداند. رسيدن به اين مرحله از درك و بينش معمولاً يا در حالت اضطرار و نااميدي كامل پيش ميآيد و يا در صورت دستيابي به شناخت و معرفتهاي برتر ـ كه جز از طريق توجهات خاصّ الهي ميسّر نميگردد ـ امكانپذير ميشود. به اين حقيقت كه «انسان چون دچار اضطرار شود متوجه درگاه خداوند ميشود» در قرآن كريم نيز اشاره شده است آنجا كه ميفرمايد: چون به كشتي نشستند خدا را با اخلاص در دين او خواندند و چون نجاتشان داد و به خشكي آورد، شرك آورند؛ تا نعمتي را كه به آنان عطا كرده بوديم كفران كنند و برخوردار شوند. زودا كه خواهند دانست. 1 گذشته از آن چه بيان شد در بحثهاي مربوط به دعا و شرايط اجابت آن نيز اضطرار مطرح شده است. توضيح آن كه در روايتهاي زيادي به اين حقيقت اشاره شده كه از جمله عوامل به مرحله اجابت رسيدن دعاها به حدّ اضطرار رسيدن داعي است؛ يعني فرد دعا كننده به اندازهاي مضطر شود كه براي برآورده شدن حاجتش هيچ عاملي جز خدا نشناسد و با تمام وجود دست به درگاه او بلند كند و از او بخواهد كه مشكل او را برطرف سازد. طبيعي است كه هر كس در چنين حالي متوّجه خداوند متعال شود هرگز خداوند ارحمالراحمين او را نااميد نميسازد. در بسياري از ادعيه و روايات از حضرت مهدي(ع) با لقب مفضطر ياد شده است از جمله در قسمتي از دعاي ندبه آمده است: اَينَ المفضطَرّف الذي يفجابف افذا دَعي 2 . كجاست آن مضطري كه چون دعا كند، خواست او به اجابت ميرسد... . همينطور در روايتي كه از امام صادق(ع) دربارة تفسير آيه: «اَمَّن يفجيبف المفضطَرَّ افذا دَعاهف وَ يَكشففف السّفوء 3 ... » وارد شده، چنين آمده است: سوگند به خدا منظور از مفضطر در اين آيه قائم آل محمد(ص) است وقتي كه در آخرالزمان ستم و بيداد و فساد در نتيجه سلطه پيدا كردن مستكبران و انحراف مردم از صراط مستقيم سرتاسر جهان را پر ساخت آن حضرت در بين ركن و مقام ] در مسجدالحرام [ دو ركعت نماز ميخواند و آنگاه دست به دعا برداشته از خداوند تعجيل در فَرَج خود را ميخواهد و پروردگار عالم نيز دعاي او را اجابت نموده و به او اذن ظهور ميدهد و به دنبال اين واقعه مبارك آن حضرت به بركت امدادهاي غيبي و همچنين ياري انسانهاي مومن و شجاعي ـ كه در آن زمان از سرتاسر عالم به گفرد آن حضرت جمع شدهاند ـ بساط ستم را از روي زمين برخواهد چيد. 4 امّا چرا به امام عصر(عج) لقب مفضطَرّ داده شده است؟ از بررسي مجموعه روايات مربوط به اين بحث چنين برميآيد كه امام معصوم به عنوان حجّت الهي در خيرخواهي به بندگان خدا و محبت به آنان از پدر و مادر به آنها مهربانتر است؛ از هدايت پيدا كردن آنان خوشحال و از به بيراهه كشيده شدن بينهايت ناراحت ميشود. از آنجا كه در شرايط بسيار سخت دوران طولاني غيبت كبري امام مهدي(ع) از وضع بندگان خدا هر لحظه باخبرند و مشاهده ميكنند كه چگونه دشمنان حقّ از طريق به كارگيري تمام امكانات خود تلاش ميكنند تا با مطرح ساختن انواع شبههها و رايج نمودن فساد و فحشا بندگان الهي را از مسير درست انسانيت خارج نموده آنان را به انواع رذايل و پليديهاي اخلاقي و اعتقادي آلوده سازند و يا خود آنها در نتيجه تبعيت از هواهاي نفساني و فريب خوردن از زرق و برق دنيا چگونه از معارف الهي دور شده و با دست خود زمينههاي تباهي و هلاكت خويش را فراهم ميسازند بسيار متأثر ميشوند. از طرف ديگر وقتي در نتيجه بعضي مصالح الهي در چنين اوضاعي آن حضرت در پشت پرده غيبت به سر ميبرند و از انجام كامل مأموريت خود كه همانا هدايت بندگان خداست به جهت عمل ديگران و موانعي كه آنها ايجاد كردهاند محروم مانده است دچار حالت اضطرار ميشود. مگر كدام اضطرار سختتر از اين است كه كسي حجّت خدا باشد و مسئوليت حفظ و تبليغ و ترويج و حاكميّت بخشي به همه احكام و ارزشهاي الهي را برعهده داشته باشد امّا در شرايطي واقع شود كه ببيند حكام جور از يك طرف و منافقان و انسانهاي هواپرست از طرف ديگر احكام حيات بخش الهي را زير پا ميگذارند و بندگان خدا را از مسير سعادت واقعي منحرف ميسازند و آنها را به بيراهه سوق ميدهند. آري در دورة غيبت كبري هر روز بيش از پيش قلب رئوف و مهربان حضرت وليعصر(عج) از مشاهده مشكلات و گرفتاريهاي بندگان الهي به درد ميآيد و بالاخره روزي آن درياي صبر و بردباري از طغيان بيحدّ بندگان ناسپاس و ستمپيشه به تنگ خواهد آمد و در حال اضطرار از پروردگار عالم خواهد خواست تا به خاطر پايان بخشيدن به ظلم ستمگران و رها ساختن انسانهاي مظلوم در بند طاغوتها به او اذن ظهور داده
در بسياري از ادعيه و روايات از حضرت مهدي(ع) با لقب مفضطر ياد شده است از جمله در قسمتي از دعاي ندبه آمده است: اَينَ المفضطَرّف الذي يفجابف افذا دَعي. كجاستآنمضطريكه چون دعا كند، خواست او به اجابت ميرسد...
شود و آن لحظه است كه بشريت از زير يوغ بيداد و جهل و تباهي نجات خواهد يافت و عدل و قسط در سرتاسر زمين حاكميت پيدا خواهد كرد و صلح و امنيّت و آسودگي خاطر، زمينه را براي تحصيل سعادت جاوداني انسان فراهم خواهد ساخت. أللّهمّ إنّا نرغب اليك دولة كريمة تعزّ بها الاءسلام و أهله و تذلّ به النفاق و أهله... 5
8 ـ منتقم در بعضي از روايات و دعاها از حضرت بقيةالله(ع) با لقب «مفنتَقفم» ياد شده است. انتقام در لغت به معني مجازات كردن به كار ميرود. از آنجا كه تلقي خيلي از افراد اين است كه در مفهوم اين واژه نوعي تشفي قلب و فرونشاندن سوز درون نيز مطرح است لذا نسبت دادن اين لقب را به حجّت الهي كه هم معصوم است و هم نسبت به بندگان خدا مهربان و كريم است نميپسندند. امّا حقيقت اين است در مفهوم اين كلمه اصلاً مسئله تشفي و فرونشاندن خشم و غضب مطرح نيست لذا در قرآن كريم در مواردي اين صفت به خدا هم نسبت داده شده است به عنوان مثال در آيه 37 سورة زمر ميخوانيم: اَليس اللهف بعزيزف ذي انتفقامف . در اين آيه، انتقام از ناحيه خداوند متعال به معني مجازات در قفبال اعمال خلاف و ناشايست است و به هيچوجه مسئله تشفّي و فرو نشاندن سوزش دروني ـ كه در مورد خداوند متعال قابل تصوّر نيست ـ مطرح نميباشد. امّا در پاسخ به اين پرسش كه امام معصوم و حجّت الهي بايد مظهر كامل صفت رحمت و رحمانيت خدا باشد، بنابراين چگونه متصور است كه مظهر رحمت الهي اهل انتقام باشد؟ بايد به چند مطلب توّجه شود: 1 ـ امام مهدي(ع) مأموريت دارند كه پس از ظهور قسط و عدل را در سرتاسر عالم حاكميّت بخشند؛ لازمة اجراي عدالت، مجازات كساني است كه از تعدّي به حقوق ديگران اجتناب نميكنند؛ 2 ـ از جمله سنتهاي الهي اين است كه هر عمل اختياري انسان داراي عكسالعمل مناسبي باشد، بر اين اساس در مقابل ظلم به ديگران و زير پا نهادن حقوق انسانها هيچ عكسالعملي بهتر از مجازات عادلانه نيست؛ 3 ـ وقتي در طول تاريخ اين همه انبيا و اولياي الهي به شيوههاي مختلف انسانها را نسبت به رعايت حقوق ديگران و ستم نكردن نسبت به يكديگر فرا خواندهاند با اين همه باز عدهاي عالماً و عامداً در تجاوز به حقوق ديگران و قانع نبودن به حقّ خود پافشاري ميكنند و جز زبان زور هيچ زبان ديگري را نميفهمند آيا بهترين برخورد با آنها همان زبان زور نيست؟ بنابر آنچه بيان شد حضرت مهدي(ع) پس از تمام شدن حجّت بر مردم و از بين رفتن بهانهها و عذرهاست كه مجبور به استفاده از قدرت و شمشير خواهد شد به عبارت ديگر در شرايطي كه هيچ چيز به جز قدرت نظامي كارايي ندارد امام(ع) به آن متوسل خواهد شد وگرنه در آغاز قيام باز همانند انبيا و اوصياي الهي تودههاي مردم را موعظه ميكنند و در حدّ لازم به روشنگري و از بين بردن شبهات آنها ميپردازند منتهي چون بسياري از افراد پيروي از اوامر و رهنمودهاي آن حضرت را به زيان حكومت و موقعيّت ظالمانه خود خواهند ديد در نتيجه عليرغم درك حقانيّت آن حضرت به خاطر زرق و برق و مطامع دنيوي به روي امام(ع) شمشير خواهند كشيد در اين شرايط است كه آن حضرت هم مجبور به استفاده از قواي نظامي و قدرت شمشير خواهند شد.
|