|
رابطة انتظار و بهداشت رواني |
|
|
|
۲۳ مرداد ۱۳۸۶ |
مسعود آذربايجاني مفهوم انتظار ـ به ويژه انتظار ظهور حضرت امام مهدي(عج) ـ در چارچوب مهدويت و امامت معنا مييابد و جدا از مجموعة باورهاي اسلامي نيست. اعتقاد به مهدويت و انتظار، در رأس هرم اعتقادي شيعه قرار گرفته است. بنابراين، رابطة انتظار و بهداشت روان، مبتني بر ارتباط دين و باورهاي ديني با بهداشت روان است. باورهاي ديني از راههاي تغذية روحي، تفسير معناي زندگي، ايجاد حسّ انسجام، تخلية هيجاني و ...، زمينههاي آرامش و بهداشت رواني را فراهم ميكند.
در اين مقاله برآنيم تا از «ارتباط انتظار و ابعاد روانشناختي آن با بهداشت روان» بحث كنيم؛ موضوعي كه در درون مفهوم كلي بهداشت جاي ميگيرد و ناظر بر توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي، رواني و جسمي است. از لحاظ روانشناختي، انتظار امام معصوم(ع) حالتهاي زير را در انسان پديد ميآورد:
1. اميد انتظار نور سپيد، بارقة اميد را در دل انسان زنده ميكند: و أشرقت الأرض بنور ربّها.1 و زمين [در آن روز] به نور پروردگارش روشن ميشود.... امام علي(ع) فرمود: مردم! در واپسين حركت تاريخ و آخرالزمان، بزرگمردي از فرزندانم ظهور ميكند. هنگامي كه پرچمش به اهتزاز درآيد، شرق و غرب جهان را روشن سازد. با ظهورش موجي از شادي و نور، عالمگستر ميگردد.2 اميدواري در جايي است كه امكان نوميدي وجود دارد و يا ميتواند پديدار شود. اميد، معطوف به نجات است و خروج از ظلمات، مرض، جدايي، غربت يا بندگي را شامل ميشود. اميد، توكل به غلبة نهايي حق و عشق الهي است. اميدواري، موجب جلوگيري از يأس و سرخوردگي ميشود. اميد بيشتر در بعد شناختي انسان مؤثّر است و در سه محور اهداف، بينش و تفكّر نمايان ميگردد: 1 ـ 1. اهداف: مسير حركت انسان را اهدافش مشخّص ميكند. اميد در زندگي انسان، موجب ميشود تا بتواند براي خود اهدافي را در نظر بگيرد. انسان منتظر، با اميد به ظهور نور و عدالت ـ در حقيقت ـ اهداف كلان زندگي خود و جامعه را، با رويكرد به نصرت الهي3 پيروزي و بهروزي و غلبه حق بر باطل4، گسترش عدالت: «يملأ الله الأرض به قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً.»5 و بالاخره فراگيري هدايت، لطف و رحمت6 مشخّص ميكند. 2 ـ 1. بينش: پس از تعيين اهداف كلان، اميدواري، به انسان بينشي عطا ميكند كه در مسير خود بنبستي نميبيند و همواره با خلاقيت و نوآوري راههاي نويني را آزمون ميكند. امام سجاد(ع) فرمود: انتظار ظهور حضرت امام مهدي(عج) از بزرگترين گشايشها است. اميد، هميشه دريچههاي جديدي به روي انسان ميگشايد.7 3 ـ 1. تفكّر: در مرحلة سوم، براي رسيدن به اهداف درازمدت (كلان) و كوتاهمدت (خرد) نيازمند برنامهريزي و طراحي عملياتي هستيم تا بتوانيم از امكانات و سرمايههاي موجود به نحو بهينه استفاده كنيم و گام به گام به مقصود نزديك شويم. اميد در اين مرحله نيز، موجب ميشود كه افكار خود را در راستاي اهداف موردنظر تمركز بخشيم و برنامهريزي مطلوبي داشته باشيم.
2. آمادگي انتظار، آمادگي براي استقبال و همراهي منتظر را ميطلبد و بدون آن به بار نمينشيند. بنابراين بايد در مسابقة آمادگي و سبقتجويي8 كه در ابعاد عملي، صبر، پارسايي و نظامي، نمايان ميشود شركت جست. 1 ـ 2. صبر: آمادگي براي انتظار، به اين معنا است كه توانايي و بردباري بر تأخيرها و شكيبايي بر مشكلات ناشي از غيبت را داشته باشيم. خداوند متعال ميفرمايد: و لنبلونّكم بشيءٍ من الخوف و الجوع و نقصٍ من الأموال و الأنفس و الثمّرات و بشّر الصابرين.9 قطعاً همة شما را با چيزي از ترس، گرسنگي و كاهش در مالها و جانها و ميوهها آزمايش ميكنيم، و بشارتده به استقامتكنندگان. صبر، بر امتحان و بلاهاي سخت، ترس، گرسنگي و فقدان عزيزان ـ به ويژه بر مشكلات زمان غيبت و نزديك ظهور ـ تفسير شده10 و استقامت در اين مشكلات، شرط آمادگي براي انتظار تا ظهور است. 2 ـ 2. پارسايي: شرط دوم آمادگي، ايجاد تمهيدات اخلاقي و شايستگيهاي فردي براي همراهي حضرت است. در حقيقت، معناي انتظار و آمادگي براي ظهور، اين است كه انسان خود را از هرگونه قيد و بند (دروني و بيروني) آزاد سازد و سبكبار و سبكبال آمادة حركت باشد و اين امر، مستلزم پارسايي، زهد و تقوا است و شايستگي در پرتو عمل صالح ميخواهد. امام صادق(ع) فرمود: براي صاحبالامر، غيبتي طولاني است. در اين دوران، هركس بايد تقوا پيشه سازد و به دين خود چنگ زند.11 همچنين ميفرمايد: هركس دوست دارد، در شمار اصحاب حضرت قائم باشد، بايد منتظر باشد و پارسايي پيشه سازد و به اخلاق نيكو رفتار كند.12 آيات سورة عصر نيز دربارة حضرت امام مهدي(ع) تأويل شده است.13 3 ـ 2. نظامي: بعد سوم از آمادگي، ايجاد آمادگيهاي جسماني و فراهم آوردن ابزار و وسايل مناسب (ساز و برگ نظامي) براي مبارزه و تقابل با دشمنان است. امام كاظم(ع) فرمود: هر كس اسبي را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگين سازد، در حالي كه منسوب به ما است؛ خداوند روزياش را فراخ گرداند و به او شرح صدر عطا كند و او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواستههايش ياري كند14. اسب ـ احتمالاً ـ به عنوان تمثيلي از تمهيدات نظامي متناسب است كه بايد در هر زمان ـ مطابق با شرايط و مقتضيات ـ فراهم گردد.
3. اشتياق ابعاد عاطفي انتظار كه در حقيقت نقطة اوج انتظار و گرمي و حرارت آن به شمار ميآيد، اشتياق است. منتظر كسي است كه چون خاكِ تشنه نيازمند آب است: قل أرأيتم إن أصبح ماؤكم غوراً فمن يأتيكم بماءٍ معين.15 بگو: به من خبر دهيد، اگر آبهاي [سرزمين] شما در زمين فرو رود، چه كسي ميتواند آب جاري و گوارا در دسترس شما قرار دهد. اين احساسات و عواطف در ابعاد زير تجلي مييابد: 1 ـ 3. محبت: امام رضا(ع) فرمود: امام همدم و رفيق، پدر و مهربان... است.16 جانم فداي تو اي ناپيدايي كه از ما بيرون نيست!17 چقدر بر من جانكاه است كه مردم را ببينم، اما تو ديده نشوي و هيچگونه صدا و سخني از تو نشنوم.18 2 ـ 3. شور طلب: منتظر، كسي است كه به دنبال يار ميگردد و با شور و شوق همه جا را در طلبش جستوجو ميكند: اي كاش ميدانستم در چه جايي منزل گرفتهاي و چه سرزمين و مكاني تو را در بر گرفته است! آيا در كوه رضوي هستي و يا در جاي ديگر و يا در ذيطوي هستي....19 كسي كه گم شدهاي دارد و مدعي عشق و محبت است، آيا از او پذيرفته است كه هيچگاه در طلب گمشدهاش بر نيامده باشد؟ 3 ـ 3. چشم به راه بودن: منتظر واقعي كسي است كه براي رسيدن يار، لحظهشماري ميكند؛ يعني به او عشق ميورزد، با او سخن ميگويد و با چشمهاي نگران و رمقديده، به دوردست مينگرد كه شايد او را ببيند و بيابد: سلام بر تو آنگاه كه ميايستي، سلام بر تو آنگاه كه مينشيني، سلام بر تو هنگامي كه قرآن ميخواني و بيان ميكني، آنگاه كه نماز ميگزاري و قنوت ميبندي، سلام بر تو چون به ركوع ميروي و سجده ميكني. يعني در همة احوال دلم با تو و چشمم به راه تو است.20 امام صادق(ع) فرمود: هر كس دوست دارد در شمار اصحاب حضرت باشد، بايد چشم به راه باشد و پارسايي پيشه سازد21. با نگاهي گذرا به محور اول (اميد) نقش مؤثر انتظار بر بهداشت روان؛ از جمله ضوابط تشخيص افسردگي بر اساس «dsm4»22 روشن ميگردد. وجود افسردگي خُلقي در تمام روز و بيشتر اوقات، مشكلات تمركز ذهني يا تصميمگيري، احساس نااميدي، كاهش مشخص رغبت يا لذت در تمام يا تقريباً همه فعاليتها از آن جملهاند. بديهي است، اين علايم در تقابل جدي با اميدواري و داشتن اهداف روشن، بينش مثبت و تفكر در جهت برنامهريزي است؛ به عبارت ديگر، انتظار ـ به ويژه مؤلفة اميدواري آن ـ يك شيوة پيشگيرانه براي بيماريهاي رواني حاد، مثل افسردگي است و از اين جهت، ميتواند زمينهساز بهداشت روان باشد. افزون بر اين، مروري بر روانشناسي موفقيت ـ كه در حقيقت همان مرتبة ارتقا در بهداشت روان است ـ معلوم ميسازد كه از مهمترين اركان آن، داشتن بينش مثبت، اهداف بلند و متعالي و نيز برنامهاي براي رسيدن به آنها است، مهمتر از اينها، تصحيح و تنظيم فكر و باورها براي رسيدن به اهداف و آرزوهاي موردنظر است.23 به طور كلي، در مواجهه با مسائل زندگي و رسيدن به موفقيت ـ به ويژه در مشكلات ـ به دو دسته از عوامل نيازمنديم: نخست، فراهم آمدن اسباب طبيعي؛ دوم، شرايط رواني خاصي كه بتوانيم با مسائل بهتر روبهرو شويم كه معمولاً به اولياي الهي فراهم ميگردد. گاهي سستيِ اراده، ترس، غم، اضطراب و عدم اشراف كامل بر موقعيت باعث ميشود كه نتوانيم از راهحلهاي ممكن به شكل مطلوب بهره ببريم. توسل و توكل، باعث تقويت اراده و عدم تأثير عوامل مخلّ رواني ميشود.24 بنابراين، انتظار در ابعاد عاطفي آن؛ يعني اشتياق، محبت، شورِ طلب و چشم به راه بودن كه همگي مستلزم نوعي توسل و رابطة قلبي با حضرت است، به ويژه بر بهداشت روان به معناي پيشگيري اوليه و ممانعت از بيماريها و ارتقاي توانمنديها در مقابله با استرسها و اضطرابها نقش مؤثري دارد. در جمعبندي نهايي، نتيجه ميگيريم: انتظار در محورهاي سه گانة اميد (شناختي) آمادگي (رفتاري) و اشتياق (عاطفي) بر بهداشت روان در دو سطح پيشگيري اوليه و ارتقاي توانمنديها مؤثر بوده است. البته جهت آزمون تجربي هر يك از موارد، ميتوان موقعيتهاي عيني مناسبي ترتيب داد و اين رابطه را به آزمون گذاشت.
پينوشتها: ٭ برگرفته از: گفتمان مهدويت (سخنرانيها و مقالات گفتمان چهارم)، مؤسسه فرهنگي انتظار نور. 1. زمر (39) آية 69: امام صادق(ع) «بنور ربها»را امام الارض.... مينامند (تفسير قمي، ج 2، ص 253). 2. شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمه، ج 2،ص 653، باب 57، ح 17. 3. يوسف (12) آية 110: حتي اذا استيأس الرّسل و ظنّو انّهم قد كذبوا جاءهم نصرنا فنجي من نّشاء و لا يرد بأسنا عن القوم المجرمين [پيامبران به دعوت خود، و دشمنان آنها به مخالفت خود هم چنان ادامه دادند] تا آن گاه كه رسولان مأيوس شدند، و [مردم] گمان كردند كه به آنان دروغ گفته شده است؛ در اين هنگام، ياري ما به سراغ آنها آمد؛ آنان را كه خواستيم نجات يافتند و مجازات و عذاب ما از قوم گنهگار بازگردانده نميشود. 4. اعراف (7) آية 128: قال موسي لقومه استعينوا بالله و اصبروا انّ الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقّين. موسي(ع) به قوم خود گفت: از خدا ياري جوييد، و استقامت پيشه كنيد، كه زمين از آنِ خداست، و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد، واگذار ميكند و سرانجام [نيك] براي پرهيزكاران است. سورة انبياء (21)، آية 105: «و لقد كتبنا في الزّبورمن بعد الذّكر أنّ الارض يرثها عبادي الصّالحون». در «زبور» بعد از ذكر [تورات] نوشتيم: «بندگان شايستهام وارث [حكومت] زمين خواهند شد.» 5. شيخ صدوق، همان، ج 1، ص 319، باب 31، ح 2. 6. سورة طه (20)، آية 135: «قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون من اصحاب الصّراط السّوي و مَنِ اهتدي» بگو: همه [ما و شما] در انتظاريم [ما در انتظار وعدة پيروزي، و شما در انتظار شكست ما] حال كه چنين است، انتظار بكشيد، اما به زودي ميدانيد چه كسي از اصحاب صراط مستقيم و چه كسي هدايت يافته است. سورة اسراء (17)، آية 8 : «عسي ربّكم أن يرحمكم و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكافرين حصيرا». اميد است پرودگارتان به شما رحم كند. هرگاه برگرديد، ما هم باز ميگرديم و دزوخ را براي كافران، زندان سختي قرار داديم. 7. شيخ طوسي، الغيبه، ص 49. انتظار الفرج من اعظم الفرج 8. سورة بقره (2)، آية 148: «و لكلّ وجههٌ هو مولّيها فاستبقوا الخيرات أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً انّ الله علي كلّ شيءٍ قدير». هر طايفهاي قبلهاي دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است؛[بنابراين، زياد دربارة قبله گفتو گو نكنيد و به جاي آن] در نيكيها و اعمال خير، بر يكديگر سبقت جوييد. هر جا باشيد، خداوند همه شما را [براي پاداش و كيفر در برابر اعمال نيك و بد، در روز رستاخيز] حاضر ميكند، زيرا او بر هر كاري تواناست. 9. سورة بقره (2)، آية 155. 10. شيخ صدوق، همان، ج 6 ، ص 346، باب 1، ح 5: ق « قال الامام الصادق(ع): انّ لصاحب هذاالامر غيبةً فليتق الله عبد وليتمسّك بدينه». 11. نعماني، محمدبن ابراهيم، الغيبه، ص 250، باب 14، ح 5. 12. همان، ص 200، باب 11، ح 16: قال الامام الصادق(ع): من سرّ أن يكون من أصحاب القائم فلينتظر وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق. 13. سورةعصر (103)، آيه 3 (شيخ صدوق، همان، ج 2، ص 656، باب 58، ح 1). امام صادق(ع) آية: إلاّ الذين آمنوا... را به آياتنا، .. و عملوا الصالحات.... را به «مواساتالاخوان»، ... و تواصوا بالحق.... را به «الامامه» و... و تواصوا بالصبر را به «فيالفتره» تأويل كرده است. 14.شيخ كليني، كافي، ج 6، ص 535، ح 1، كتاب الدواجن: قال الامام الكاظم(ع):... من ارتبط دابّة متوقّعاً به أمرنا و يغيظ به عدوّنا و هو منسوب الينا ادرالله رزقه و شرح صدره و بلغه أمله و كان عوناً علي حوائجه. 15. سورة ملك (67)، آية 30. 16. شيخ كليني، كافي، ج 1، ص 198، ح 1. ألأنيس الرفيق و الوالد الشفيق و الأخ الشفيق... 17. سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 298، مفاتيح الجنان، دعاي ندبه. بنفسي أنت من مغيب لم يخل منا... شيخ طبرسي، الاحتجاج، ج 2، ص 492، مفاتيح الجنان، زيارت آل ياسين. 18. عزيز علي أن أري الخلق و لا تري و لا أسمع لك حسيساً و لا نجوي 19. ليت شعري أين استقرت بك النوي بل أي أرض تقلك أو ثري أبرضوي أم غيرها أم ذي طوي... 20. السلام عليك حين تقوم السلام عليك حين تقعد السلام عليك حين تقرء و تبين السلام عليك حين تصلي و تقنت السلام عليك حين تركع و تسجد.... 21. محمدبن ابراهيم نعماني، همان، ص 200، باب 11، ح 16. 22. پريرخ دادستان، روانشناسي مرضي تحولي، ج1، ص 292 ـ 298؛ نصرتالله پور افكاري، طبقهبندي اختلافات رواني، ص 141. 23. ر.ك: آزمنديان، عليرضا، تكنولوژي فكر. 24. ام. ديماتئو، رابين، روانشناسي سلامت، ج 2، ترجمة سيد مهدي موسوي اصل و ديگران، ص 762 ـ 759.
ماهنامه موعود شماره 76
|