|
۲۱ مرداد ۱۳۸۶ |
|
جليل تجليل
خداي را بر اين موهبت جانگشا سپاس باد كه ديدة اميد شيعيان را به اميد ديدار دوازدهمين گوهر درج امامت روشن و جهان را از داد و عدل او گلشن ميدارد. اين معني در مآخذ مستند تاكنون توسط دانشمندان اسلام تحقيق شده و از كتاب و سنت اسناد غير قابل انكاري بر ما رسيده است و شعاع والاي ائمه دين و وداد حجت آخرين بر دلهاي ميليونها مسلمان بر تافته است. از جمله در كتاب من هوالمهدي تأليف آيتالله ابوطالب تجليل1 توضيح كافي و تتبع وافي به عمل آمده و از آيات قرآن كريم و احاديث پيامبر اكرم(ص) بهخوبي به اثبات درآمده و در اين مكتب بهطور مستند از احاديث نبي بزرگوار اسلام(ص) و ائمه طاهرين با واسطههايي نزديك به عصر آن بزرگان كه همگي ثقه و مورد اعتماد بودهاند حقيقت امر نشان داده شده است. در اين مقاله نخست بخشي از آيات قرآن كريم را كه به ظهور امام عصر(ع) تفسير گرديده است ياد كرده، آنگاه نمونهاي از آثار محبت و ولا، و شور و اشتياق سخنوران فارسي را ميآورم. 1. با پنج واسطه از يحييبن ابي القاسم نقل شده است كه از امام صادق(ع) ميپرسد: معني اين آية كريمه چيست؟ الۤمۤ، ذلك الكتاب لا ريب فيه هديً للمتقين. الذين يومنون بالغيب. و ايشان ميفرمايند: مراد از متقيان، شيعيان علي(ع) هستند و غيب همان امام حجت غايب است؛ و شاهد اين امر اين آيه است: و يقولون لو لا أنزل عليه آيةٌ من ربّه فقل إنّما الغيب لله فانتظروا إنّي معكم من المنتظرين.2 و در اين آيه خداوند غيب را معرفي كرده كه همان حجت است. تصديق اين معني در اين آيه شريفه نمايان است كه خدا ميفرمايد: وجعلنا ابن مريم و امّه آيةً. كه مراد از آيه حجت اوست. و باز از حضرت باقر(ع) نقل شده كه مراد از «ماء معين» در آيه زير امام زمان(ع) است: قل أرأيتم إن أصبح ماءكم غوراً فمن يأتيكم بماء معين. و هم در آية شريفة 54 از سورة نور، استخلاف مؤمنان و صالحان با اثبات فرمانروايي الهي حضرت حجت بيان گرديده و وعده داده شده است: وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهّم في الأرض. از آياتي كه در قرآن كريم دربارة امام زمان و ظهور وي تفسير گرديده، آيه شريفه «يوم يأتي بعض آيات ربّك لا ينفع نفس ايمانها لم تكن آمنت من قبل أو كسبت في إيمانها خيراً» است. و همچنين آية شريفه: اولئك اولياء الله الذين لاخوفٌ عليهم و لا هم يحزنون. كه درباره پيروان پيامبر و آل محمد(ص) تفسير گرديده است.3 باري تجلي ولاي علي(ع) و اولاد معصومين او اين دوازده امام شيعيان جهان در چامههاي شاعران، خود حديثي ديگر است كه در مقولات و مقامات پهناور نميگنجد و من در اين مقاله روايتي نقل ميكنم كه با هفت واسطه از كميت بن ابي مسهل نقل شده كه گويد: به پيشگاه امام باقر(ع) رسيده، عرض كردم: يابن رسولالله، اشعاري گفتهام اجازه فرماييد بخوانم. فرمودند: اين روزها ايام البيض است. عرض كردم: در خصوص شما خاندان، اين ابيات را گفتهام، فرمود: بخوان و من اشعار خود را سرپا خواندم: أضحكني الدهر و أبكاني و الدهر ذو صرف و ألوان وقتي به بيت زير رسيدم: متي يقوم الحق فيكم متي يقوم مهديكم الثاني فرمود: ان شاء الله بزودي. سپس فرمود: اي ابو مسهل، قائم ما نهمين از فرزندان حسين است، زيرا ائمه پس از پيامبر دوازده تن هستند و دوازدهمين ايشان امام قائم است.4 شاعراني كه به توصيف مراتب كمال و عصمت خاندان طهارت پرداخته و چامههاي بلندي سرودهاند كم شمار نيستند و كافي است كه مجلدات الغدير مورد مطالعه قرار گيرد. به ويژه جلد 11 آن5 و از شاعران فارسي در اين مقاله به آوردن ابياتي برگزيده از قصايد غرّاي «فياض لاهيجي» و «واعظ قزويني» بسنده ميكنم. فياض لاهيجي شاعر توانايي كه در لغت خاندان پيامبر(ص) يد طولاني دارد، در قصيدهاي با مطلع:
كنون خوش است كشيدن شراب خندة گل كه شسته است چمن رو در آب خندة گل با لطيفترين عبارات و صورتگريهاي بياني، شكفتگي شكوفه زاران را از خنده امام مهدي(ع) ميداند. اين شما خوانندگان و گزيده ابيات اين شاعر: گل شكفتگي غنچه وقت صبحدم است به وقت صبح توان انتخاب خندة گل ... امام مشرق و مغرب كه ميتواند داد تبسم لب لعلش جواب خندة گل چه خندهها كه زند آفتاب دولت او به تر شكفتگي آفتاب دولت گل ز آب و تاب بهار شكفته رويي اوست شكفتن چمن آب و تاب خندة گل ز غيبت تو چنان قحط سال كام دل است كه عندليب نشد كامياب خندة گل بيا به خندة آب چمن كه بي تو نماند ترشح مژهاي در سحاب خندة گل ز هجر روي تو گل در چمن نميشكفد بيا بيا و در افكن نقاب خندة گل بهار معجزه شاداب از تبسم تست چنانكه چهره گلشن ز آب خندة گل چه نسبت است به بلبل اسير عشق تو را خراب گريه كجا و خراب خندة گل جهان به لطف تو محتاجتر كه بلبل را بهار گلشن عشرت به آب خندة گل جهان ز عدل تو معمور آنچنان كه كشد چمن ز زنگ خزانها گلاب خندة گل
در اين قصيده كه بالغ بر هفتاد بيت و به رديف خنده گل از بحر است، فياض لاهيجي از شوق انتظار دلدار و ديدار ولايت مدار حضرت حجت ابن الحسن به شيوايي و رسايي تمام سخن رانده است.6 و اينك ابياتي برگزيده از چامة غرّاي ديگري در گلستان شعر فارسي ميآورم از واعظ قزويني شاعر نامدار سدة يازدهم هجري. پيام اين شاعر در اين چامه ترسيم ناپايداري و بي اعتباري دنيا و تاريكي و ظلمتي است كه جهان مادي انسانهاي خالي از عشق ايمان را فرا گرفته و در اين ميان اين تابش نور ايمان و تجلي روشنان خاندان پيغمبر است كه عالم را پر فروغ داشته است و اشاره به منقبت سالار دين حضرت صاحب الامر واپسين موج زخار امامت حجت خدا قائم آل محمد(ع) پايان بخش اين جامعه بلاغت نشانه است. گوش حقيقت نيوش به ابياتي از اين قصيده كه با مطلع:
نيست در اقليم هستي اي دل محنت قرين آن قدر شادي كه كس خندد به وضع آن اين شروع ميشود، فرا ميداريم:
حجت حق، نور مطلق، صاحب الامر آنكه او بحر زخار امامت را است موج واپسين هستي نه آسمان از بهر ذات پاك اوست چون وجود حلقة انگشتر از بهر نگين مهر تابان از فلك پيش فروغ روي او بر زمين افتاده هر شب همچو چشم رمگين روز آن روز است كان خورشيد تابان سرزند دولت آن دولت كه او باشد شه تخت زمين دامن عهد ظهورت كو كه تا آيد برون نالهها از استخوانم همچو دست از آستين همچو نور ديدهها از پرده بيرون نه قدم اي تو نور ديدههاي اولين و آخرين بحر از هر موج دارد مصرعي در شأن تو دست شوق ما و دامان خموشي بعد از اين همچنان كز جيب شب خورشيد تابان سر زند همچنان كز خواب نگشايند چشم اهل زمين سر زند يارب ز شرق غيب مهر ذات كو تا شد بيدار بخت شيعيان دل حزين7
پينوشتها: 1. التجليل التبريزي، ابوطالب، من هو المهدي، چاپ علمية قم، 1398 هجري، اين كتاب را نگارنده اين مقاله به فارسي ترجمه كرده و تحت عنوان «مهدي كيست» تاكنون دو بار به چاپ رسيده است. 1360 شمسي چاپ علميه قم. 2. همان، از كمال الدين، ج 1، ص 95 و ج 2، ص 10. 3. اين آيات و احاديث و رواياتي هم كه در اين مقاله مجال ذكر آنها نيست در كتاب من هو المهدي و ترجمه فارسي آن مهدي كيست تبيين شده است. 4. تجليل، همان، ص 203 نقل از كفاية الاثر، ص 248. 5. اين جلد توسط نگارنده اين مقاله به فارسي ترجمه شده و ترجمه آن در دو جلد 21 و 22 الغدير فارسي است. 6. ديوان فياض لاهيجي، تصحيح و تحشيه دكتر جليل مسگر نژاد، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائي، صص 437 ـ 435 و 438. 7. ديوان ملا محمد رفيع واعظ قزويني، به كوشش دكتر سيد حسن سادات ناصري، 1459، صص: 526 ـ520. ماهنامه موعود شماره 75
|