|
مسيح و ما، ما و مسيحيان |
|
|
|
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ |
امين ميرزايي
مؤسسات ديني ] ايالات متحده [ به همراه رسانههاي ديداري و شنيداري اين
دولتها از سالهاي دهه هشتاد ميلادي، مردم خود را به ايمان جمعي به وقوع
حادثهاي بزرگ در سرزمين شام كه به نيروي هستهاي خواهد انجاميد توّجه
دادهاند
آيه مشهوري در انجيل يوحنّا وجود دارد كه گويا از دست تحريف تحريفگران اندكي
مصون مانده است. معني آيه اين است:
من از پدر خواهم خواست و او پركليتوس ديگري به شما خواهد داد كه تا ابد با
شما ميماند.
مقدمتاً اين نكته را يادآور ميشوم كه بحث درباره مفهوم حقيقي لفظ «پاراقليط»
در زبان سفرياني از جمله مباحث اتيمولوژيكي است كه از قرنها پيش مورد بحث
دانشمندان مسلمان و مسيحي بوده است. در اين ميان غالب انديشوران مسيحي
اين لفظ را به معني «تسلّي دهنده» (در زبان عربي معزّي) گرفته و آن را
بر «روحالقدس» منطبق دانستهاند. از جمله اين دانشوران يكي كشيش فندر
آلماني است كه اين رأي را در كتاب ميزانالحق بيان داشته است. دانشمندان
مسلمان و برخي نويسندگان مسيحي، همچون نويسندگان دائرةالمعارف بزرگ فرانسه
(ج23، ص4147) و يا فخرالاسلام، مؤلف قبلاً مسيحي كتاب انيسالاعلام، اين
لفظ را شكل تحريف شده «پركليتوس» يوناني ميدانند كه به معني بسيار ستوده
يا همان «محمّد» است.
استاد ارجمند حسن مصطفوي در كتاب مستطاب خود التحقيق فيكلمات القرآن الكريم
ذيل ماده «ح،م.د» مينگارند:
يقال إنّ أصل هذه الكلمه باليوناني - پركليت ـ و معناه الاحمد (پسنديده)،
ثم حرّف بكلمة پركليت، و معناه المعزّي.
گفته ميشود كه «اصل اين كلمه در زبان يوناني پفرفكليت (به كسرپ و ر) و
معناي آن «احمد»؛ يعني پسنديده است، سپس اين واژه به كلمه پَرَكليت (به
فتح پ و ر) تغيير شكل داده شده، كه اين دومي به معني «معزّي»؛ يعني
تسلّي دهنده است.
به هر حال كم نيستند انديشمندان از جهان اسلام و مسيحيت كه به تحريف لفظ
پاراكليت از پركليت و انطباق اين دومي بر لفظ «محمد» يا «احمد» اذعان دارند.
و اين در حالي است كه مستر هاكس آمريكايي ـ در قاموس كتاب مقدس ـ و سايرين
در قاموس عبري ـ عربي لقوجمان، آن را به معني تسلي دهنده ، آرامشبخش و
يا حتي وكيل مدافع و مدعيالعموم گرفتهاند؛ يعني همان
ترجمهاي كه در اناجيل مترجم به زبان فارسي و عربي انعكاس يافته و مستند
بحث انديشوران داخلي نيز قرار گرفته است.
آنچه در اين ميان قابل تأمل است اينكه نسخه عبري انجيل، علزعوير، كه
منبع مورد اعتماد آن براي ترجمه، نسخه يوناني انتشار يافته در سال 1624م.
است، در عوض استفاده از لفظ پاراقليط (كه به معني تسلي دهنده است) از
لفظ پارقليط (يعني محمد يا احمد) بهره جسته است. بنابر آنچه گفتيم، گذشته
از راقم اين سطور، هستند كساني كه موعود ياد شده را محمّد نام ميگذارند. به
تعبير سادهتر نام اين موعود را ـ نه فقط كردار و سرشت و گونه رفتاري او را
ـ «محمّد» يا «احمد» ميدانند. آيه ششم از سوره مباركه صفّ از قرآن آسماني هم
شاهد صادقي بر اين مدعاست، آنجا كه از آمدن نام محمد، نبي مكرّم اسلام در
انجيل نامحرّف سخن ميگويد و آمدن او را در پسر عيسي(ع) از جمله پيشگوييهاي
مسيح محسوب ميدارد.
در سالهاي گذشته انتشار پيراسته متن انجيل موسوم به برنابا كه نام پيامبر
به صراحت در آن آمده و حتّي تقدّم دهري آن حضرت نسبت به آدم(ع) را به
گونهاي زيبا مورد تأييد قرار داده است، توّجه بسياري از محافل علمي را
برانگيخته و در اين آشفته بازار فرهنگي، دعوت منصفان به مطالعه آن، پرده
از بسياري كژرويها برميدارد. من در اين گفتار قصد معرّفي يا نقد اين مجموعه
زيبا را ندارم، اگر چه براي نمايش نحوه ياد كرد نبي مكرّم اسلام در اين
انجيل مظلوم و متروك، نقل تنها دو آيه از آن را مناسب و ضروري ميدانم و
آن دو آيه اينها هستند:
14 پس چون آدم برخاست بر قدمهاي خود در هوا نوشته ] اي [ ديد كه مثل
آفتاب ميدرخشد كه نصّ عين او: لا اله الاّ الله محمّد رسولالله بود. 15 پس
آنوقت آدم دهان خود بگشود و گفت شكر ميكنم ترا! اي پروردگار خداي من؛ زيرا
كه تو تفضّل نمودي پس آفريدي مرا. 16 وليكن زاري ميكنم به سوي تو اينكه
مرا آگاه سازي كه معناي اين كلمات «محمّد رسولالله» چيست؟ 17 پس خدا جواب
داد مرحبا به تو اي بنده من آدم و به
يك بررسي انجام گرفته از سوي مؤسسه «نلسن» كه در اكتبر سال 1985م. به
نشر رسيده است؛ نشان ميدهد كه در حال حاضر 61 ميليون آمريكايي به انتظار
واقعه آرماگدون گوش خواباندهاند
درستي كه ميگويم به تو كه تو اوّل انساني كه آفريدهام او را و آنكه تو
ديدي او را جز اين نيست كه او پسر تست آنكه زود است بيايد به جهان بعد از
اين به سالهاي فراوان. 20 و او زود است بشود فرستاده من آنكه از براي او
آفريدم همه چيز را. 21 آنكه زود است نور بخشد جهان را. 22 آنكه روان او
نهاده شده بود در جهان آسماني شصتهزارسالپيش از آنكه بيافرينم چيزي را. 1
و همچنين آيهاي ديگر:
15 نام مسيا عجيب است؛ زيرا كه خدا وقتي روان او را آفريد و در ملكوت اعلي
او را گذاشت خود او را نام نهاد. 16 خدا فرمود: صبر كن اي محمّد! زيرا كه براي
تو ميخواهم خلق كنم بهشت و جهان و بسياري از خلايق را كه ميبخشم آنها را
به تو حتّي اينكه هر كه ترا مبارك ميشمارد مبارك ميشود و هر كه تو را لعنت
كند ملعون ميشود. وقتي تو را به سوي جهان ميفرستم پيغمبر خود قرار ميدهم
به جهت خلاصي و كلمه تو صادق ميشود... 2
به سخن اصلي خود باز گرديم. گفتيم كه پركليت موعود اناجيل موجود همان
محمّد موعود انجيل متروك برناباست . و گفتيم كه اين حقيقتي است كه بسياري
از زبانشناسان معاصر هم به آن اذعان دارند. اينك اين نكته را به آن گفته
ميافزاييم كه به قرائني در برخي از آيات از دستخوش تحريف مصون مانده
اناجيل موجود، مشخصاً آيه شانزدهم فصل چهاردهم از انجيل سنت جان يا يوحنّا،
مقصود از پركليت موعود، نه شخص رسول گرامي اسلام(ص) كه موعود ديگري است
كه نام او نيز «محمّد» و دامنه وجود و فرمانروايي او در دنياي خاكي تا ابد
گسترده است. به عبارتي در اناجيل موجود از دو پركليت سخن گفته شده، يكي
پيامبر و يكي امام عصر(ع).
همه بزرگواراني كه به اين نكته توّجه نداشتهاند، در تطبيق خصوصيات اين
موعود خاص، با ويژگيهاي شخص رسول اكرم(ص) دچار تكلّف شدهاند. چه فيالمثل
در پيشگويي مسيح(ع) آمده است:
من از پدر خواهم خواست و او پاراقليطي (در اصل پرقليطي) ديگر به شما خواهد
داد كه تا ابد با شما خواهد بود.
همه آنانكه ـ با اذعان به انطباق لفظ پارقليط بر نام محمّد ـ موعود ياد شده
را شخص نبيمكرّم اسلام ميدانند، دوام دين و خاتميت شريعت آن بزرگوار را
ابدي دانستهاند. در حاليكه با پذيرش انطباق موعود مورد نظر بر حضرت بقيةاللهالاعظم،
روحيفداه، ابهام اين جمله رفع خواهد شد. يا در ادامه ميفرمايد:
يعني روح راستي كه جهان نميتواند او را بپذيرد؛ چرا كه او را نميبيند و نميشناسد.
قائلين به انطباق اين موعود خاص انجيل يوحنّا بر نبي مكرّم اسلام، علوّ
رتبه و شخصيت بلند و والاي پيامبر را مانع از شناختن ايشان دانستهاند، در
حالي كه سخن عيسي(ع) به وضوح به غيبت طولاني حضرت حجّت اشاره دارد. يا
در آيه هفتم همين باب ميفرمايد:
او مرا جلال خواهد داد.
يا در همان آيه به برقراري عدالت اجباري از سوي اين موعود آن هم در سراسر
جهان تصريح شده است. چنانكه ميبينيم اين بشارات همگي با ويژگيهاي حضرت
بقيةاللهالاعظم، روحي و ارواح العالمين له الفداء،انطباق دارند، يا لااقل
قابليت انطباق آنها بر اين مورد از مدّعاي ديگران بيشتر است. به علاوه پارهاي
از متفكران شيعي مانندكاشاني و حيدر آملي ـ البته با استدلالي تقريباً متفاوت
ـ بر صدق اين مدّعا پافشاري كردهاند.
اينك فرض را بر اين ميگذاريم كه خواننده محترمي، اين بشارت خاص را با
موعود ما شيعيان يكي نداند. در اين حالت هم، راه وحدت ما و مسيحيان بسته
نيست. امروزه بسياري از ايستگاههاي راديو تلويزيوني و دهها مجله رايگان
همچون پلينتروث، يوث، دسيژن و امثال آن به تبليغ دين مسيحيت مشغولند.
علاوه بر فعاليتهاي تبشيري مربوط به پروتستانهاي آمريكايي كه سائقه حاكم
بر آنان تمايلات شبه صهيونيستي است، واتيكان نيز از طريق اعمال نفوذ حتي
سياسي در برخي كشورها همچون لهستان، به اهداف مهمّي دست يافته است.
ايستگاههاي
ما مسلمانان و به ويژه ما شيعيان به مسيح(ع)، عشق ميورزيم و آن رسول
گرامي را كلمهاي از جانب خدا و پيامبر صلح و دوستي و محبّت ميدانيم.
راديويي مربوط به صداي انجيل و Voice of hope ، در ساعات مختلف روز به زبانهاي
عربي و فارسي به پخش برنامه مشغولند و حتي با ارسال نوارهاي مذهبي،
استفاده از قالب موسيقي سنّتي و پاپ ايراني و خوانندههاي زن فارسي زبان!
از هاله لويا و مسيح(ع) سخن ميگويند. تقديم رايگان دستگاههاي سبز رنگ!
پخش صوت مجهز به آرميچر و بينياز به برق و باطري براي ميسيونرهاي مذهبي
شاغل به كار در ايران از جمله فعاليتهاي ديگر اين مبلّغان است.
از سوي ديگر و چنانكه در مقالهاي از دكتر عبدالكريم زبيدي، انديشور معاصر عرب
آمده است: 3
مؤسسات ديني ] ايالات متحده [ به همراه رسانههاي ديداري و شنيداري اين
دولتها از سالهاي دهه هشتاد ميلادي، مردم خود را به ايمان جمعي به وقوع
حادثهاي بزرگ در سرزمين شام كه به نيروي هستهاي خواهد انجاميد توّجه
دادهاند. اين مؤسسات پيوسته مردم خود را به ايمان به اين نكته فرا ميخوانند
كه به زودي لشگري از دشمنان مسيح كه بدنه اصلي آن از ميليونها نظامي
تشكيل يافته، از عراق حركت ميكند و پس از گذشتن از رود فرات ـ كه در آن
زمان به خشكي گراييده است ـ به سوي قدس رهسپار ميشود. امّا نيروهاي مؤمن
به مسيح راه اين لشگر را سد كرده و همگي در «آرماگدون» با يكديگر برخورد
خواهند كرد و در اين مكان است كه درگيري اتفاق خواهد افتاد. صخرهها ذوب ميشوند...
ديوارها بر زمين فرو ميغلتند... پوست تن انسانها در حاليكه ايستادهاند ذوب
شده و ميليونها نفر از بين ميروند.
دكتر زبيدي سپس مينويسد:
يك بررسي انجام گرفته از سوي مؤسسه «نلسن» كه در اكتبر سال 1985م. به
نشر رسيده است؛ نشان ميدهد كه در حال حاضر 61 ميليون آمريكايي به انتظار
واقعه آرماگدون گوش خواباندهاند و اين در حالي است كه ذكر مؤسسات ديني و
ايستگاههاي راديو تلويزيوني كه به اين مهم پرداختهاند؛ در اين مجال كوتاه
ميسر نيست.
زبيدي ادامه ميدهد:
مؤسسات ديني آمريكايي اين نكته را روشن ساختهاند كه سپاهي كه از عراق به
سوي قدس رهسپار خواهد شد، بنا به پيشگويي حزقيال (فصل 38و39) از نظامياني از
عراق، ايران، ليبي، سودان، قفقاز در جنوب روسيه تشكيل ميشوند. دانستن اين
موضوع ما را در تحليل سياست خارجي دولتهاي آمريكايي و اروپايي درباره مردم
كشورهاي ياد شده مدد ميدهد. مدارس انجيلي در آمريكا برپايه اين تحليل كه
واقعه آرماگدون تنها حادثهاي است كه بازگشت دوباره مسيح را به زمين ممكن
ميسازد... و اين واقعهاي بسيار نزديك است به تبليغ اين ديدگاه پرداختهاند.
4
علاوه بر آنچه گفته شد، پيجويي طرحهايي همچون «جنگ ستارگان» ـ انهدام
موشكهاي بالستيك توسط سيستم ضد موشك جهت حفظ فضاي ايالات متحده از حملات
احتمالي بيگانگان ـ و همچنين طرح ايجاد معبد سليمان پس از تخريب مسجدالاقصي
از توّجه تام غربيها به اين مسأله خبر ميدهد. چنان كه سازندگان فيلم
مشهوري كه درباره «ميشل نوسترآداموس» ساخته شد، با نمايش مستقيم مركز
فرماندهي مهدي منتظر(ع) در خاك شبه جزيره عربستان و استفاده آن حضرت از
به اصطلاح سلاحهاي اتمي آسياي ميانه بر ضد پايتختهاي غربي مانند پاريس و
نيويورك سعي در القاي همين سناريو داشتهاند.
نكته دردآور همه اين تحليلها، تلاش مذبوحانه قدرتمندان غربي و تندروان
يهودي و مسيحي در ضد مسيح يا آنتيكريست نشان دادن مسلمانان اصولگرا و از
آن ميان شيعيان است. چنان كه در همه تحليلهاي ياد شده بر نوادگي اين ضد
مسيح موعود شيعيان براي حضرت اسماعيل(ع) و انطباق آن بر «پادشاه وحشت»
ياد شده از سوي نوسترآداموس، تأكيد شده است. حال بايد ديد كه آيا اين تحليل
بر پايههاي حقيقي بنا گرفته يا مسيحيان تندرو در اين باره هم، همچون
ديدگاهشان درباره الوهيت مسيح(ع)، ره به غلوّ بردهاند؟
ما مسلمانان و به ويژه ما شيعيان به مسيح(ع)، عشق ميورزيم و آن رسول
گرامي را كلمهاي از جانب خدا و پيامبر صلح و دوستي و محبّت ميدانيم. آن
وجود گرانقدري كه از دامان پاك مريم عذرا(س)، به جامعه بشري تقديم شد، تا
ايشان را به توصيه خدا و صراط مستقيم او فرا بخواند و سلام و درود بيپايان
الهي را به گاه ميلاد و مرگ با خود به همراه برد. اضافه بر اين، مادر گرامي
امام غايب ما، حضرت نرجس ـ مليكه(س) ـ از نوادگان نيك سيرت وصي و حواري
برجسته عيسي مسيح(ع)، حضرت شمعون(ع) است كه خواستگاري او به گونهاي
معجزهآسا از سوي روح پاك پيامبر گرامي اسلام(ص) و پسر عمّ بزرگوار آن گرامي،
وجود مقدّس مولانا اميرالمؤمنين عليبنابيطالب(ع) و در محضر بزرگ بانوي دو
جهان زهراي اطهر(س) و همچنين عذراي بتول حضرت مريم(س) صورت گرفته است.
آن زمان كه كاخ آراسته سزار روم به لرزشي مهيب درهم ريخت، تا بساط
عروسي آن بانو با شاهزاده رومي در هم پيچيده شود و در پي شبان و روزاني پر
تك و تاب، رؤياي صادقه مليكه پاك(س)، وصلت فرخنده او را فرسنگها دور از
آن ديار با شهسوار عرب و ميراثدار حكمت و عصمت و امامت، امامنا الحكيم، ابو
محمّد، حسن بن علي العسكري(ع) نويد بخشد. 5
از سوي ديگر قرآن آسماني ما، اين قول داود(ع) را در مزمور 96 از مزامير تصديق
كرده است يعني آنجا كه ميفرمايد:
صالحان وارثان زمين خواهند بود و در آن تا ابد ساكن شده، عاقبت اشرار نابود
خواهند شد. 6
در همين باره از پيامبر گرامي اسلام و در ذيل آيه ديگري از كلامالله؛ يعني
آية يكصد و پنجاه و نهم از سوره مباركه انبياء نقل است كه فرمود:
زودا كه پسر مريم در ميانتان به عنوان حاكمي عادل فرود آيد و دجّال را بكشد
و خوك را از ميان ببرد و صليب را بشكند و جزيه وضع كرده مال بگيرد و تنها
خداوند پروردگار جهانيان را سجده كند. 7
و يا ميفرمايد:
سوگند به خدايي كه مرا به حق به پيامبري مبعوث كرد، اگر از عمر دنيا جز يك
روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را آن اندازه طولاني خواهد كرد كه
فرزندم مهدي(ع)، قيام كند. آنگاه روحالله ـ عيسي بن مريم(ع) ـ فرود آيد و
پشت سر او نماز بگذارد. و زمين به نور او روشني يافته دامنه فرمانروايياش
خاور و باختر همه را فرا بگيرد. 8
و هم در تفسير قمّي، به اسناد خود از امام باقر(ع) نقل ميكند كه فرمود:
عيسي(ع)، پيش از رستاخيز به دنيا فرود ميآيد و هيچ ملّتي از يهود و جز آن
نميمانند مگر پيش از مرگ او به او ايمان ميآورند و او به امامت مهدي(ع)
نماز خواهد خواند. 9
همانطور كه گفتيم اين روايات در واقع تفسير آيه يكصد و پنجاه و نهم از سوره
مباركه انبياء هستند كه ميفرمايد:
و إن من أهل الكتاب إلاّ ليؤمنّن قبل موته
هيچ يك از اهل كتاب باقي نميماند، مگر پيش از مرگ عيسي به او ايمان ميآورد.
10
به هر حال، ما و مسيحيان در مسأله ظهور حضرت مسيح(ع) با يكديگر اختلافي
نداريم و اگر اختلافي هست از شنائت گروهي تندرو ناشي ميشود كه از اين
احساسات پاك سوء استفاده سياسي ميكنند كه در اين خصوص، به ويژه
راستگرايان افراطي مسيحي در ايالات متحده و متحدان يهودي آنان در سراسر
جهان در القاي اين تعبير شوم مؤثّرند.
اگر ما و مسيحيان در انتظار جهاني عاري از خشونت و ظلم و بيداد به سر ميبريم،
چرا ميبايد محور اصلي گفتگوهاي بين اديان را در نقطهاي ديگر غير از اين
موضوع مهم متمركز كنيم؟
هر ساله عدّهاي از نمايندگان علمي كشور ما در كنفرانسهاي منطقهاي و جهاني
منادي گفتوگو و وحدت شركت ميكنند؛ طرح گفتوگوي بين تمدّنها چندي است كه
به عنوان آلترناتيوي مناسب براي تئوري هانتيگتون مطرح شده است (اگر چه
در يك نگاه دقيقتر چه بسا بتوان آن را زير مجموعهاي از همان تئوري دانست)؛
در اين محافل شركت كنندگان از همه دردهاي ملموس بشري همچون گسترش فقر و
بيسوادي، عدم تعادل موقعيت دفاعي و سلاحهاي كشتار جمعي از عدالت و آزادي،
حفظ محيط زيست و دهها امثال آن سخن ميگويند، بيآنكه در اين مجالس كوچكترين
اشارهاي به فقدان رهبري معصوم، لزوم آن به عنوان تنها عامل قطعي رفع
بحران و يا ديدگاههاي مشترك همه اديان درباره يوم موعود صورت گيرد. بلكه
شايد بتوان ادّعا كرد در اين نشستها همه تلاشها براي ايجاد حكومت جهاني
يهود صورت ميپذيرد! بيآنكه كوششي براي تشكيل حكومتي جهاني كه همه
جهانيان در آن از حقوق يكسان برخوردار باشند انجام بگيرد. در واقع اين همه
آبي است كه به آسياي دشمني ريخته ميشود «كه خود و فرهنگ تحريف شده خويش
را نژاد و فرهنگ برتر معرّفي كرده و همه انسانهاي ديگر را به تصريح پروتكلهاي
حكماي صهيون ـ حيوان دستآموز خود ميخواهد. هرگونه انفعالي از اين سو،
مستلزم صدها عقبنشيني تالب اين مرز است.» من اين كلام را با نقل سخني از
انجيل سنت مارك (مرقس) باب 13، آيه 32 به پايان ميبرم:
بيدار باشيد؛ زيرا نميدانيد كه در چه وقت صاحبخانه ميآيد... مبادا ناگهان
آمده شما را خفته يابد. 11
پينوشتها :
1 . از فصل 39.
2 . از فصل 97.
3 . ترجمه از متن مترجم از سوي استاد سردار كابلي (كرمانشاه، 1345) برگرفته
شده. اخيراً از يكي از دوستان شنيدم كه گروهي از محققّان تنظيم و تنقيح و
سپس نشر نسخهاي تازه و منقح از اين انجيل را در دستور كار خود دارند. براي
آگاهي از تاريخچه اين انجيل و نحوه برخورد مسيحيان با آن رجوع به دائرةالمعارف
پطرس بستاني و مقدمه برگردان استاد سردار كابلي مفيد فايده خواهد بود.
4 . ترجمه مشروح اين مقاله در شماره دوازدهم ماهنامه موعود از سوي راقم
اين سطور به نشر رسيده است.
5 . در حال حاضر فرقههاي مختلف مسيحي در اطراف كوه زيتا (طور زيتا يا سيتا
يا زيتون، در مجاورت رأس عين و پل خابور، محلي كه عروج عيسي به آسمان
بنا به اعتقاد مسيحيان از آن مكان صورت گرفته است) اجتماع كرده و وقوع
اين وقايع را انتظار ميكشند. نقطه قابل تأمل در اين ميان لزوم تفكيك
اعتقادات افراد پاك نهاد مسيحي در اين باره با باور تندروان راستگراي مسيحي
است. علاوه براين، شبكههاي راديويي خاصي همچون شبكه انگليسي زبان
يونيورسيتي نفتوفرك و سايت كامپيوتري آرماگدون به ارائه خدمات اطلاعرساني
در اين باره مشغولند. براي آگاهي بيشتر ن.ك هال سل، گريس، تدارك جنگ
بزرگ براساس پيشگوييهاي انبياي بنياسرائيل، ترجمه خسرو اسدي، انتشارات
رسا، چاپ اول، تهران، 1377).
6 . مرحوم صدوق عليهالرحمه اين داستان را در كتاب شريف كمالالدين و اتمام
النعمة نقل فرموده و خواهر ارجمندم سركار خانم پريوش دانشنيا آن را در قالب
حكايتي خواندني در پيش شماره دوم موعود بازنويسي كردهاند. همچنين استاد
گرامي حضرت حجتالاسلام دين پرور نيز همين داستان را در قالب حكايتي ديگر
در كتاب جوانپسند جهانگشاي عادل آورده، مرحوم دكتر ناظر زاده كرماني نسخهاي
ديگر از آن را در كتاب گل نرگس، مجموعه اشعار سروده تقديمي به حضرت نرجس(س)
(نيمه شعبان 1383) نقل كردهاند.
7 . آيه مؤيّد اين فرمود همان آيه يكصد و پنجم از سوره مباركه انبياء است.
8 . ابن حنبل، احمد، مسند، ج2، ص411.
9 . الصافي الگلپايگاني، لطفالله، منتخبالاثر فيالامام الثاني عشر(ع)،
ص62.
10 . القمي، ابوالحسن عليابن ابراهيم، تفسير القمي، ج1، ص158.
11 . ن.ك. الطباطبايي، سيد محمّد حسين، الميزان فيتفسير القرآن، ذيل آيه.
ماهنامه موعود شماره 34
|