|
۲۱ مرداد ۱۳۸۶ |
|
مهدی خوئی
صبح اميد آسمان، ديده بر زمين گشوده بود و مدينه، شب انتظارش را به دست صبح اميد ميسپرد كه ناگاه در صبح دمي حياتبخش، آفرينش، تولّدي دوباره كرد و يازدهمين روشنگرش را به هستي بخشيد. عرش، به بركت ميلاد جهان افروز امام عسكري(ع) بزم شادي گستراند و باران صلواتش را بر سراي امام هدايت و هادي دين فرو فرستاد. زمين در تولّد نوگل بوستان ولايت، دامان سخاوتش را به روي طبيعت گشود و از عطر حضورش كه الهامبخش جانها بود، لبريز گشت.
گل سوسن فضاي مدينه در ميلاد امام عسكري(ع) پر شده بود از عطر خدا و شميم گل سوسن و پرواز فرشتگاني كه به طواف خانة دوست ميآمدند تا تبريك خدا را در ميلاد كودكي كه زمين انتظارش را ميكشيد، به دامان ولايت امام هادي(ع) بيفشانند، و مژدهرسان امامتي گردند كه وجودش، روشنگر تيرگيها و گشايش بخش قلوب انسانهاي اندوهناك است و عنايت بينهايتش، كليد جملة بركتها و تمامي نعمتهاست. او موعودي را بشارت دهنده است كه ظهورش، سپيده دمي است به سوي روشنايي و مرهمي است بر تمامي رنجها و مقصد همة رفتنها و رسيدنهاست.
به ياد مهر امام هادي(ع) فرزند خويش را كه در هشتم ربيعالثاني 232ق در مدينه ديدهبه جهان گشود،1 به ياد عموي بزرگوارشان كه «ريحانة الرسول» و «سيد جوانان بهشت» و پرتو افشان سخاوت و زيبايي و كرامت بود، «حسن» ناميدند2 و كنية او را «ابومحمّد» نهادند. امام حسن عسكري(ع) در سال 254ق پس از شهادت پدر ارجمندشان، بر مسند امامت نشستند و اين در حالي بود كه از حيات پر بركتشان، 22 بهار ميگذشت. مدّت امامت آن حضرت 6 سال و عمر شريفشان 28 سال است. امام عسكري(ع) در هشتم ربيعالاول سال 260ق به دسيسة متعمد عبّاسي مسموم شدند و به شهادت رسيدند. مرقد مطهّر آن امام همام، در كنار پدر بزرگوارشان در شهر سامرا قرار دارد3.
گوهر حُسن سيماي امام عسكري(ع) را چنين توصيف كردهاند: «امامْ گندم گون، درشت چشم، نيكو قامت، خوب روي و خوشاندام بود و هيبت و جلالي تمام داشت».4 امام عسكري(ع) در اوان كودكي بودند كه همراه پدر گراميشان، توسط متوكل عبّاسي از مدينه به سامرّا تبعيد گرديدند و به دليل سكونت اجباري توسط حكومت وقت در مركز عسكر (لشكرگاه)، ايشان و پدر بزرگوارشان «عسكريين» لقب يافتهاند.5 از القاب ديگر حضرت «ابنالرضا»، «سراج»، «نقي» و «زكي» است.6
مبدأ نور خورشيد وجود امام عسكري(ع) در دامان مادري تابيدن گرفت كه از بانوان پارسا و دانشمند زمان خويش بود. زلالي مادر آن حضرت را همين بس كه چون آن بانوي پاك به همسري امام هادي(ع) درآمد، آن حضرت در شأن او فرمودند: «[تو] پاك شده از هر آفت، نقص، پليدي و ناپاكي هستي». مادر امامعسكري(ع) داراي نامهاي متعددي هستند؛ از جمله: «حُدَيث»، «سوسن» و «جدّه» ـ مادر بزرگ حضرت مهدي (عج). در مورد شايستگي ايشان روايت است كه پس از شهادت امام حسن عسكري(ع) يكي از پيروان امام هُمام به نزد عمة مكرمة آن حضرت«حكيمه خاتون» آمد و در ضمن پرسشهايي، از ايشان پرسيد كه در عصر غيبت حضرت مهدي(ع) پيروان آن امام، به چه كسي پناهنده شوند؟ حكيمه خاتون در جوابش فرمود: به جدّه، مادر امام حسن عسكري(ع).7
آفتاب آمد دليل آفتاب در روايات بسياري كه از امام هادي(ع) نقل شده، بر امامت و جانشيني امام حسن عسكري(ع) تصريح گرديده است. يحيي بن يسار عنبري كه از ياران امام هادي است، در اين باره ميگويد: حضرت هادي(ع) چهار ماه قبل از شهادت، فرزندشان امام حسن عسكري(ع) را، امام و جانشين پس از خود معرفي كردند و گروهي از پيروانشان را بر اين مطلب گواه گرفتند. 8 نيز حضرت عبدالعظيم حسني از امام هادي(ع) نقل ميكند كه حضرت فرمودند: «امام پس از من، فرزندم حسن است. پس چگونه خواهد بود حال مردم با جانشين و امام پس از او». علي بن مهزيار نيز ميگويد: به امام هادي(ع) عرض كردم: اگر خداي نكرده شما در گذشتيد، به كه رو آوريم؟ فرمودند: «عهد امامتم به بزرگ فرزندانم [امام حسن عسكري(ع)] ميرسد».9
در حريم دوست وجود مبارك حضرت عسكري(ع) چشمهسار عبادت و تضرّع به درگاه حضرت حق بود و چه بسيار گمراهاني كه با مشاهدة عبادت ها ومناجاتهاي خالصانة حضرت، به ياد خدا ميافتادند و به راه راست هدايت ميشدند. در ستايش حضرت نقل است كه ايشان را از طرف طاغوت وقت دستگير و زنداني كردند. رئيس زندان شخصي به نام «صالح بن وصيف» بود. چند نفر از وابستگان خليفة عبّاسي نزد او آمدند و از او خواستند كه در زندان بر امام سخت بگيرد. صالح پاسخ داد: چه كنم؟ دو نفر از سنگدلترين و خشنترين افرادي را كه ميشناختم، مأمور شكنجة حسن بن علي(ع) نمودهام، ولي آنها ميگويند: ما با ديدن فردي كه دائم در حال عبادت و راز و نياز با معبود خويش است، نه سخن ميگويد و نه به چيزي سرگرم ميگردد، لرزه بر انداممان ميافتد و آن چنان منقلب ميگرديم كه نميتوانيم خود را از عبادت و تضرّع به آستان ربوبيّت نگه داريم.10 طاغوتهاي زمان امام حسن عسكري(ع) در مدّت كوتاه امامت خويش، با سه نفر از خلفاي عبّاسي كه هر يك از ديگري ستمگرتر بودند، معاصر بود. اين سه تن عبارتاند از: معتزّ عبّاسي، مهدي عبّاسي و معتمد عبّاسي.11 خلفاي عبّاسي، از موقعيت مهم اجتماعي امام(ع) در نزد مردم بسيار در هراس بودند، به همين جهت به شدت از ارتباط ايشان با پيروانشان جلوگيري ميكردند. تدابير امنيتي كه از طرف طاغوتهاي وقت براي جلوگيري از پرتوافشاني آن حضرت صورت ميگرفت، به حدي بود كه «عثمان بن سعيد عمري» از نمايندگان و ياران امام عسكري(ع) در زير پوشش روغن فروشي ميتوانست با آن حضرت ملاقات كند و مجبور بود وجوهي را كه پيروان آن امام براي ايشان ميفرستادند، در ظرفها و مشكهاي روغن قرار داده و به دست آن حضرت برساند.12
نمايندگان امام حضرت عسكري(ع) به دليل جور و خفقان حاكم بر زمانشان، براي رسيدگي به امور شرعي و مسائل مهم زندگي پيروانشان، مجبور بودند كه در نقاط مختلف كشور اسلامي، نمايندگاني داشته باشند. برخي از اين نمايندگان، عبارتاند از: احمدبن اسحاق اشعري قمي نمايندة امام در قم كه از اصحاب خاص حضرت عسكري(ع) به شمار ميرود و مسائل اهل قم را نزد امام ميبرد و پاسخ ميگرفت؛ ابراهيم بن عبده نمايندة امام در نيشابور؛ احمد بن اسحاق رازي نمايندة امام در ري؛ و نيز ابراهيم بن مهزيار اهوازي و عثمان بن سعيد عمري كه او مردي بزرگوار و موثّق و از بزرگان اصحاب و وكيلان امام هادي، امام عسكري و امام زمان(ع) بود.13
سروش هدايت در نامهاي كه امام حسن عسكري(ع) به ابن بابويه قمي، فقيه و محدّث بزرگوار نوشتند، آمده است: اي بزرگ و مورد اعتمادم و اي فقيه من، علي بن الحسين القمي! خدا تو را بر آن چه مورد خشنودي اوست، موفق بدارد و در پرتو رحتمش، فرزندان شايستهاي در نسل تو قرار دهد. تو را به تقواي الهي و پرهيزكاري و برپا داشتن نماز و دادن زكات [سفارش ميكنم]؛ زيرا نماز از كسي كه زكات نميدهد قبول نميشود. تو را سفارش ميكنم به عفو كردن گناه ديگران، فرو بردن خشم، صلة رحم، تفقّه در دين، هم پيماني با قرآن، خوش خلقي و امر به معروف و نهي از منكر. بر تو باد به خواندن نماز شب؛ هر كه نماز شب را سبك بشمارد، از ما نيست. پس توصية مرا به كار بند و پيروانم را همين دستور ده.14
ارمغان ولايت امام حسن عسكري(ع) پيامي به پيروانشان دارند كه در آن، به تعيين وظايفشان در پيمودن راه سعادت پرداختهاند. در بخشي از آن پيام آمده است: «شما پيروانم را دعوت ميكنم به پرهيزگاري در دين، كوشش در راه خدا، راستگويي، اداي امانت به آن كه چيزي به شما سپرده است؛ چه نيكوكار باشد چه گناهكار، سجدههاي طولاني و رفتار خوب با همسايگان كه پيامبر بدان مبعوث شده است. از خدا بترسيد و زينت ما باشيد، نه خار چشم ما. هر نيكي را به سمت ما آوريد و هر زشتي را از ما دور كنيد»15
بر بال انديشه در هميشة روزگار، انسانهايي هستند كه عبادت را فقط به نماز و روزه بسيار ميدانند. در حالي كه از تفكر و انديشيدن در آيات پروردگار غافلاند و فاقد روحية تعبّد و اطاعتگري محض از خداي متعال هستند. امام عسكري(ع) براي روشنگري اين افراد فرمودهاند: «عبادت، به نماز و روزه بسيار نيست؛ بلكه عبادت به تعبّد بسيار و انديشيدن در كار خدا و تفكّر در امر پروردگار است».16
پندي ارزشمند امام عسكري(ع) همواره با رهنمودهاي كارگشا و حكمت استوارشان، ميكوشيدند تا پناه ياران و پيروان خويش در رويارويي با مشكلات و سختيها باشند. از جمله آنها، بخشي از پند و اندرزهاي ارزشمند آن حضرت به يكي از اصحاب خويش است كه ميفرمايند: «تا آن جا كه ميتواني و تحمل داري، از كسي خواهشي نداشته باش؛ زيرا در هر روز، روزي و خيري تازه است و بدان كه اصرار در خواهشها، وقار و ارزش آدمي را از بين ميبرد. پس شكيبورز، تا خداي دري به روي تو گشايد كه شايستة ورود باشد. چه بسار فراز و نشيب روزگار گونهاي از تأديبات الهي باشد كه خدا ميخواهد بدانها بنده را ادب كند. بهرهها و نعمتها، اوقاتي دارند؛ پس در ميوهاي كه هنوز نرسيده، شتاب مكن كه به وقت خود از آن بهره خواهي برد».17
اعتدال و ميانهروي افراط و تفريط، از مهمترين مسائلي است كه مردم هر زمان با آن رو به رو هستند و از آن رنج ميبرند. امام عسكري(ع) در گوشهاي از فرمايشهاي خود، ضمن توصيه به اعتدال و ميانهروي ميفرمايند: «بخشش را حدّي است، اگر از آن حد گذشت، اسراف است. دورانديشي را مرزي است، اگر از آن مرز گذشت، ترس است. اقتصاد و ميانهروي را ميزاني است كه اگر از آن بگذرد، بخل است. شجاعت را اندازهاي است كه اگر از آن گذشته شود، نابودي است. شرم و حيا را حدي است كه اگر رعايت نشود، ضعف وناتواني خواهد بود».18
نكوهش منافق امام عسكري(ع) در نكوهش منافقان ميفرمايد: «بدترين بندگان، آدم دورو و دو زبان است؛ در حضور برادرش او را ميستايد و چاپلوسي ميكند و در پس او، به غيبت مينشيند و گوشت تن او را ميخورد؛ اگر به برادر مؤمنش خيري برسد، بر او حسد ميبرد و اگر گرفتار شود، به او خيانت ميكند».19 نفاق، آدمي را دروغگو، خيانتكار، پيمانشكن و فريبكار، بار ميآورد و او را از شاهراه حقيقت دور ميكند. شخصيت منافق، مظهر هر گونه بدي است؛ زيرا براي رسيدن به مقاصد پليد و نامشروع خويش، از هيچ كار بدي دريغ نميكند و به هر پليدي تن ميدهد. فرد منافق، شايستة هيچ گونه اعتمادي نيست؛ زيرا منتظر فرصتي است كه پنهاني ضربة خود را وارد نمايد. شناخت نفاق، مرهون تيزبيني و آگاهي بسياري است و در راه اين شناخت، هيچ غفلتي شايسته نيست.
پينوشتها: 1. عقيقي بخشايشي، 14 نور پاك، ج 2، ص 1696، بنابر اتفاق قول اغلب سيرهنويسان اسلامي درباره تاريخ تولد امام عسكري (ع). 2. شريف قرشي، باقر، زندگاني امام عسكري(ع)، ص 15. 3. پيشوايي، مهدي، سيرة پيشوايان، ص 616. 4. زندگاني امام عسكري(ع)، ص 17. 5. زندگاني امام عسكري(ع)، ص 16، اگر در جايي لقب عسكري به تنهايي به كار رود، مراد امام حسن عسكري است، نه پدرشان. 6. سيرة پيشوايان، ص 616، 14 نور پاك، ص 1695؛ محمدي اشتهاردي، سيرة چهارده معصوم، ص 896. 7. سيرة چهارده معصوم، صص 899 ـ 900. 8. زندگاني امام حسن عسكري(ع)، ص 50. 9. همان، ص 52. 10. سيرة چهارده معصوم، ص 937. 11. سيرة پيشوايان، ص 616. 12. همان، ص 635. 13. همان، ص 637. 14. سيرة چهارده معصوم، ص 943. 15. 14 نور پاك، ج 2، ص 1771. 16. زندگاني امام حسن عسكري(ع)، ص 101، مجلسي، بحارالانوار، ج 78، ص 373. 17. زندگاني امام عسكري(ع)، ص 99. 18. همان. 19. همان، ص 103.
ماهنامه موعود شماره 75 |