|
۱۶ مرداد ۱۳۸۶ |
|
مروري بر خطبهي غدير رقيه شهابي
پیامبر اکرم(ص) در سال پایانی عمر پربرکت خود ـ سال دهم هجرت ـ برای اولین بار، به طور رسمی، اعلان حج نمودند تا همه مردم بنا بر استطاعت خود، در این کنگرة بزرگ جهانی حاضر شوند. این حج در تاریخ به «حجّة الوداع» یا «حجّة البلاغ» مشهور شده است. جمعیت حاضر در این کنگره عظیم، حدود 120هزار نفر بودند. از این تعداد حدود 70 هزار نفر از مدینة النبی به همراه حضرت حرکت کرده بودند.
آن حضرت، چند روز مانده به ذیحجه، از مدینه خارج شد و پس از احرام بستن در مسجد شجره به طرف مکه حرکت کرد. حضرت علی(ع) نیز که به امر رسول الله(ص) ، به یمن رفته بود، با دوازده هزار نفر، در مکه به آن حضرت پیوست. مسلمانان اعمال حج را در این سفر از آن بزرگوار آموختند. در این سفر، ایشان سه خطبة مهم ایراد فرمودند. خطبه اوّل در «منی» ، در واقع زمینه ساز خطبة غدیر و نصب خلافت بود. در این خطبه1، بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: «ای مردم ! گفتههای من را بشنوید و درباره آن بیندیشید. نمیدانم، شاید بعد از این سال، من شما را ملاقات نکنم». سپس اشاره فرمود: «هر ربایی که در دوران جاهلیت گرفته شده و هر خونی که به ناحق ریخته شده، رسماً بخشیده میشود تا کینه توزیها و دشمنیها از بین برود». سپس مردم را از اختلافها بر حذر داشت. آن حضرت(ص) تصریح فرمود که: اگر من نباشم، علی بن ابی طالب، در مقابل متخلّفین خواهد ایستاد.»
سپس به حدیث ثقلین اشاره کرد و فرمود: من دو چیز گرانقدر، در میان شما باقی میگذارم که اگر به این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نمیشوید. این دو، کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم هستند. خطبة دوم را نیز، روز سوم در منی و در مسجد خیف ایراد فرمود. در این خطبه، به تفرقه نینداختن بین مسلمین سفارش کرد و بار دیگر مسئله خلافت را تذکر داد و حدیث ثقلین را مجدداً تکرار کرد. در کتاب سلیم2 و نیز بحار الانوار3 آمده است: «در اين مقطع بود که منافقان احساس خطر کردند و بین خود، پیمان نامهای را نوشتند که در تاریخ به نام «صحیفة ملعونه» مشهور شده است. در این پیمان نامه آمده بود که: اگر محمد از دنیا رفت، یا کشته شد، نگذاریم خلافت و جانشینی وی، در اهل بیتش مستقر شود. اینان این معاهده را در کنار کعبه امضا کردند و با هم، هم قسم شدند. سپس آن را داخل کعبه زیر خاک پنهان کردند تا سندی الزامی برای خودشان باشد. خداوند متعال آیات 79 و 80 سورة زخرف را در این جا بر پیامبر(ص) نازل کرد: أم أبرموا أمراً فإنّا مبرمون.٭ أم یحسبون أنّا لا نسمع سرَّهُم و نجویهم بلی و رسلنا لدیهِم یکتبون. بلکه آنها تصمیم محکم بر توطئه گرفتند. ما نیز اراده محکم دربارة آنها داریم. آیا آنها میپندارند که ما اسرار نهانی و سخنان درگوشیشان را نمیشنویم؟ آری، رسولان و فرشتگان ما نزد آنان هستند و مینویسند. با این آیات، اسرار آنها نزد حضرت برملا شد. نکته مهم در این سفر این است که جبرییل امین، لقب «امیر المؤمنین» را به عنوان لقب اختصاصی حضرت علی (ع) از جانب پروردگار آورد. نبی اکرم (ص) نیز دستور داد تا یک یک اصحابش، نزد حضرت علی(ع) بروند و به عنوان امیر المؤمنین به وی سلام کنند، و «السلام علیک یا امیر المؤمنین» بگویند و بدینوسیله بر امیر بودن آن حضرت(ع) از آنها اقرار گرفت4. بعد از پایان مراسم حج، با اين كه انتظار میرفت نبی مکرم اسلام (ص) مدتی در مکه به سر برد؛ ولی آن حضرت فرمان حرکت داد و دستور فرمود، همه از این شهر مقدس خارج شوند و به طرف غدیر خم حرکت کنند. هنگامی که سیل حجاج بیتالله الحرام به سرزمین «رابغ» ـ نقطهای بر سر راه مکه و مدینه ـ در سه میلی «جحفه» ـ که یکی از میقاتهای احرام است و راه مردم مدینه و مصر و «عراق» از آن جا جدا میشود، رسید جبرییل امین در غدیر خم بر آن حضرت فرود آمد و با آیة 67 سورة مائده، وی را مورد خطاب قرار داد:
یا أیها الرسول بلّغ ما انُزل إلیک من ربّک و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من الناس إنّ الله لا يهدی القوم الکافرین ای پیامبر ! آنچه که پروردگارت به تو دستور داده است به مردم ابلاغ کن که اگر این کار را انجام ندهی، رسالت خود را به پایان نرساندهای و خدا تو را از مردم حفظ میکند و گروه کافران را هدایت نخواهد کرد. خطاب آیه به گونهای است که خداوند متعال، رساندن امری خطیر و مهم را به عهدة آن جناب گذاشته است که اگر به انجام نرسد، گویا رسالت ناتمام تلقی میشود. و چه امری مهمتر از اين كه در برابر دیدگان حدود صد و بیست هزار نفر، رسماً علی(ع) را به جانشینی و خلافت و وصایت خود معرفی فرماید و وی را به این مقام منصوب کند. به همین دلیل، دستور توقف صادر شد و کاروان زائران، در این مکان، از حرکت باز ایستاد. حضرتش نماز ظهر را با جماعت خواند و سپس در حالي كه میان جمعیت، بر روی نقطه بلندی که از جهاز شتر و دیگر وسایل در دسترس ترتیب داده بودند، قرار گرفت، با صدای بلند و رسا، خطبه غدیر را ایراد فرمود. با سیری گذرا و نگاهي اجمالی به این خطبه، میتوان آن را در یازده فراز ترسیم کرد.
1. حمد و ثنای الهی پيامبر(ص) در اوّلين بخش، حمد و ثناي الهي را به جاي آورده و قدرت، عدالت، علم، كرم، لطف و رحمت حق تعالي را ذكر فرمود و اين كه خداوند مثل و مانند و همتا و شريكي ندارند، پاك و منزه و قدوس است. سپس به بندگی خود و اظهار خضوع در مقابل ذات حضرت حق شهادت داد. در مجموع در این فراز، یک دوره درس توحید و بیان صفات ثبوتیه و صفات سلبیه خداوند متعال را متذکّر شد.
2. ذکر فرمان الهی پیامبر(ص) مطلب اصلی را صریحاً بیان کرده و فرمود: فرمانی قاطع و روشن از طرف خداوند متعال، مبنی بر اعلان امامت و ولایت امیر المؤمنین(ع) آمده است و خداوند، از من راضی نمیشود مگر آنچه در حق علی به من امر کرده، ابلاغ کنم. سپس ایشان آیة 67 سورة مائده را تلاوت کرد و فرمود: ای مردم ! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده، کوتاهی نکردهام و سبب نزول این آیه را برای شما بیان میکنم: جبرییل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام، پروردگارم ـ که او سلام است ـ مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع به پا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم: علی بن ابیطالب، برادر من، وصی، و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من، همانند نسبت هارون به موسی است؛ جز اين كه پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما، بعد از خدا و رسولش است.
3. اعلام رسمی ولایت و امامت دوازده امام (ع) حضرت در این قسمت از سخنان خود، امامت دوازده امام بعد از خود را به طور رسمی بیان کرد تا ریسمان طمع طمعکاران یکباره بریده شود و اشاره فرمود كه: ولایت آنها بر همه انسانها، در همه زمانها و مکانها و در جمیع امور نافذ است. آنها نیابت تامه از خدا و رسول، در همه اعمال و رفتار و تبیین حلال و حرام دارند و شک کننده در این امر کافر است. بخشی از این فراز، اینگونه میباشد: ای مردم ! این مطلب را دربارة او بدانید و بفهمید و بدانید که خداوند او را برای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده که بر مهاجرین و انصار و تابعین آنها به نیکی، بر روستایی و شهری، بر عجمی و عربی، بر آزاد و بنده، بر بزرگ و کوچک، بر سیاه و سفید، اطاعتش را واجب کرده است. بر هر یکتا پرستی ـ بر هر موجودی ـ حکم او اجرا شونده و کلام او، مورد عمل و امر او، نافذ است. هر کس تابع او باشد و او را تصدیق کند، مورد رحمت الهی است. خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند، آمرزیده است. ای مردم ! این آخرین باری است که در چنین اجتماعی، به پا میایستم؛ پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند، پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید. زیرا که خداوند عزّ و جلّ صاحب اختیار شما و معبود شماست. بعد از خداوند، رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده و بعد از من، علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است و بعد از او، امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.» در ادامه فرمود: «حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنانان ـ امامان ـ حلال کرده باشند و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنانان ـ امامان ـ بر شما حرام کرده باشند. خداوند عزّ و جلّ حلال و حرام را به من شناسانده است و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال و حرامش به من آموخته است، به او سپردهام. ... ای مردم ! او به امر خداوند، امام است. هر کس ولایت او را انکار کند، خداوند هرگز توبهاش را نمیپذیرد و او را نمیبخشد. حتمی است بر خداوند که با کسی که با او مخالفت نماید، چنین کند و او را به عذابی شدید تا ابدیت و تا آخر روزگار معذّب کند. پس بپرهیزید از اين كه با او مخالفت کنید و گرفتار آتشی شوید که آتشگیرة آن، مردم و سنگها هستند و برای کافران آماده شده است. ... ای مردم ! به خدا قسم، پیامبران و رسولان پیشین، به من بشارت دادهاند و من به خدا قسم، خاتم پیامبران و مرسلین و حجّت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمینها هستم. هر کس در این مطالب شک کند، مانند کفر جاهلیتِ اوّل، کافر شده است و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند، در همه آنچه بر من نازل شده، شک کرده است. هر کس در یکی از امامان شک کند، در همة آنها شک کرده است و شک کننده درباره ما، در آتش است. ... ای مردم ! علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هر یک از این دو، از دیگری خبر میدهد و با آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا بر سر حوض کوثر، بر من وارد شوند. بدانید که آنان، امینهای خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند.»
4. بلند کردن امیر المؤمنین(ع) رسول خدا(ص) با دستهای خود، حضرت علی(ع) را بلند نمود و صریحاً فرمود: ای مردم ! این علی، برادر من و وصی من و جامع علم من و جانشین من در امتم است و جانشین من در تفسیر کتاب خدا و دعوت کننده به آن و عمل کننده به آنچه مورد رضای خداست.» سپس فرمود: اوست خلیفه رسول خدا ، اوست امیر المؤمنین و امام هدایت کننده از طرف خدا، اوست قاتل ناکثین و قاسطین و مارقین به امر خداوند متعال. پروردگارا ! به امر تو میگویم، بار الها ! دوست بدار هز کس را که علی را دوست بدارد و دشمن علی را دشمن بدار. یاری کننده او را یاری، و خوار کنندة او را خوار کن. لعنت کن هر کس را که علی را انکار کند و غضب نما بر هر کس که حق علی را انکار کند. و در ادامه فرمود: «آنچه گفتم دربارة این علی و فرزندان این علی است.» پیامبر(ص) با این سخن خود، راه هر گونه شک و شبههای را بر مکاران و حیلهگران بست.
5. تأكيد بر مسئلة امامت در این قسمت، حضرت بر این نکته تأکید کرد: ای مردم ! خداوند دین شما را با امامت او کامل کرد. پس هر کس به او و کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزّ و جلّ اقتدا نکند، اعمالش در دنیا و آخرت، از بین میرود و در آتش جاویدان خواهد بود. سپس مختصری از فضایل علی(ع) را ذکر کرد و فرمود که دشمنی با وی، دلیل شقاوت و دوستی با او، دلیل پرهیزکاری است.
6 . کارشکنی منافقان با اشاره به آیه 47 سوره نساء: فرمود: اي كساني كه به شما كتاب داده شده، به آنچه فرو فرستاديم و تصديق كنندة همان چيزي است كه با شماست ايمان بياوريد، پيش از آن كه چهرههايي را محو كنيم و در نتيجه آنها را به قهقرا باز گردانيم يا همچنان كه «اصحاب سبت» را لعنت كرديم، آنان را نيز لعنت كنيم، و فرمان خدا همواره تحقق يافته است. به خدا قسم از این آیه گروهی از اصحاب من قصد شده است که آنها را به اسم و نسب میشناسم؛ ولی مأمورم، از افشای این راز چشم بپوشم.» سپس به طور ضمنی، به اصحاب صحیفة ملعونه اشاره کرد و فرمود: « ای مردم ! بعد از من پیشوایانی خواهند بود که به آتش دعوت میکنند و روز قیامت به آنها کمک نمیشود. ای مردم ! خداوند و من، از آنان بیزار هستیم. ای مردم ! آنها و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان، در پایینترین درجه آتش هستند و چه بد است جایگاه متکبران. بدانید آنها اصحاب صحیفه هستند. پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند». راوی میگوید: وقتی پیامبر(ص) نام اصحاب صحیفه را آورد، اکثر مردم، منظور حضرت را از این کلام نفهمیدند و برای آنها سئوال برانگیز شد. فقط عدة کمی که همان منافقان ( امضا کنندگان صحیفه ) بودند، مقصود را فهمیدند سپس فرمودند: ای مردم ! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه میسپارم. من آنچه مأمور به ابلاغش بودم، رساندم تا حجت باشد بر حاضر و غایب و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمدهاند یا نیامدهاند. پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند. و به زودی امامت را بعد از من به عنوان پادشاهی، و با زور میگیرند. خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند.
7 . دوستان و دشمنان اهل بیت(ع) ابتدا با اشاره به سورة حمد فرمود: «مصداق این سوره و اصحاب «صراط مستقیم» که تکیه گاه این سوره است، اهل بیت و شیعیان آنها میباشند.» سپس آیاتی که در آن، صفات مومنین آمده5و به جایگاه آنها در بهشت اشاره شده است، تلاوت فرمود و اینان را به شیعیان آل محمد معنی کرد و آیاتی را دربارة منافقین و اهل جهنم و پیروان شیطان و ملعونین6خواند و به دشمنان آل محمد(ص) تعبیر کرد.
8. معرفي حضرت مهدی (عج) حضرت بیاناتی را دربارة حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و اوصاف و خصوصیات ایشان فرمود. اجمالی از آن چنین است: آخرین امام، مهدی(ع) از این خاندان است. وی غالب بر همة ادیان است. او فاتح قلعهها و منهدم کننده آنهاست، انتقام گیرنده از ظالمین و همه خونهای به ناحق ریخته شده است. غالب بر مشرکان و کافران و هدایت کنندة آنان، و وارث جمیع علوم است. همة پیشینیان دربارة وی، بشارت دادهاند. او بر همه پیروز میشود. ولیّ خدا در زمین و حکم کنندة بین خلق و امین الهی بر نهان و آشکار است. تعیین کنندة دقیق درجات افضل افراد است. او کسی است که غالبی بر او نیست و کسی بر ضدّ او کمک نمیشود. او ولیّ خدا در زمین و حکم کنندة او بین خلق و امین او بر نهان و آشکار است.
9. آماده کردن مردم برای بیعت سپس پیامبر(ص) اشاره فرمود که من بعد از اتمام خطبه، شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با علی(ع) دعوت میکنم و این بیعت، از طرف خداوند متعال و بیعت با حق تعالی است. سپس آیة 10 سورة فتح را تلاوت فرمود: کسانی که با تو بیعت میکنند، در واقع با خدا بیعت میکنند. دست خداوند بر روی دست آنهاست. پس هر کس بیعت را بشکند، این شکستن به ضرر خود اوست و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته، وفادار باشد، خداوند به او اجری عظیم عنایت خواهد کرد.
10 . بیان حلال و حرام و واجبات الهی حضرت در این بخش، ابتدا به طرح وجوب حج پرداخت و مطالبی دربارة حج و عمره و فضایل آثار دنیوی و اخروی آن فرمود. سپس به نماز، زکات، امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرد و چند امر اساسی را به شرح زیر متذکر شد: «اگر زمانی بر شما گذشت و درباره حلال و حرام الهی پرسشی داشتید یا آن را فراموش کردید، علی و امامان(ع) بعد از او، آن را برای شما بیان میکنند. تعداد حلالها و حرامها بیش از این مقدار است و این بیعتی که از شما میگیرم، در واقع به نوعی بیان حلال و حرام تا روز قیامت است که از زبان آنها بیان میشود. به یاد داشته باشید که حلال و حرامِ بیان شده، غیر قابل تغییر است. والاترین و شاخصترین امر به معروف، رساندن پیام غدیر است و هیچ امر به معروف و نهی از منکری نمیشود مگر با امام معصوم. دیگران را به اطاعت از آنها، امر و از مخالفت ایشان نهی کنید. میتواند منظور حضرت این باشد که اوامر و نواهی را فقط امام میشناسد و به شما میشناساند. پس آنچه آنها به شما گفتهاند، به دیگران برسانید و از خود هیچ چیزی را به نام دین بدعت مگذارید.
11. بیعت گرفتن رسمی در آخرین مرحله خطبه، مسئله بیعت مطرح شد. حضرت با توجه به آن جمعیت انبوه و شرایط غیر عادی زماني و مکاني تصریح کرد که با یک دست و این گروه بسیار، بیعت با همگان امکان ندارد. خداوند دستور داده است، قبل از بیعت با دست، از زبانهای شما اقرار بگیرم. بنابراین همگی چنین بگویید: «ما شنیدیم، اطاعت میکنیم، راضی هستیم و سر تسلیم فرود میآوریم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت، به ما رساندی، دربارة امر امامت اماممان علی امیر المؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا میآیند. بر این مطلب، با قلبهایمان، با جانمان، با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت میکنیم. بر این عقیده زندهایم و با آن میمیریم و (روز قیامت) با آن محشور میشویم. این قول را تغییر نمیدهیم، تبدیل نمیکنیم، دربارة آن شک نمیکنیم، آن را انکار نمیکنیم، و تردید به دل راه نمیدهیم و از این قول بر نمیگردیم و پیمان را نمیشکنیم.
تو ما را دربارة علی امیر المؤمنین و امامانی که گفتی بعد از او، از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن و حسین و آنان که خداوند بعد از آن دو منصوب کرده است، به موعظة الهی نصیحت کردی. پس برای آنها، عهد و پیمان از ما گرفته شد؛ از قلبهایمان، جانهایمان، زبانهایمان، ضمایرمان و دستهایمان. هر کس توانست، با دست بیعت میکند و گرنه با زبانش اقرار میکند. هرگز در پی تغییر این عهد نیستیم و خداوند در این باره از نفسهایمان دگرگونی نبیند.
ما این مطالب را از قول تو، به نزدیک و دور از فرزندانمان و خویشاوندانمان میرسانیم و خدا را بر آن شاهد میگیریم. خداوند در شاهد بودن کفایت میکند. تو نیز بر این اقرار ما شاهد هستی.» پس از این بیعت گرفتن زبانی، بعد از سخنانی، مجدداً فرمود: «ای مردم ! آنچه به شما گفتم، بگویید (و با خود تکرار کنید) و بر علی، به عنوان امیر المؤمنین سلام کنید و بگویید: شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا ! مغفرت تو را میخواهیم و بازگشت به سوی توست. و بگویید: حمد و سپاس خدای را که ما را به این هدایت کرد و اگر هدایت نمیکرد، ما هدایت نمیشدیم.» در پایان خطبه، فرمود: «خدایا ! به خاطر آنچه ادا کردم و امر نمودم، مؤمنان را بیامرز و بر منکران که کافرند، غضب نما و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.»
پينوشتها: 1. مجلسي، بحارالأنوار، ج 113، ص 37. 2. سليمبن قيس، ص 154 و 203 و 260. 3. مجلسي، همان، ج 114، ص 37. 4. همان، ج 37، ص 111 و 120؛ كليني، كافي، ج 1، ص 293 و 411؛ شيخ صدوق، خصال، ص 464. 5. سورة مجادله (58) ، آية 22 و سورة انعام (6 )، آية 82. 6. سورة اعراف (7)، آية 38 و سورة ملك (67)، آيات 11 ـ 8.
ماهنامه موعود شماره 71
|