spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
در آستانه‌ي بهار چاپ پست الكترونيكي
۱۵ مرداد ۱۳۸۶

محمدحسن حجتي (پريشان)
صادق آل محمد(ع) فرمود:
كسي كه در حال انتظار فرج امام زمان بميرد به منزلة كسي است كه در راه خدا با شمشيرش جهاد كرده باشد.1
جان به لب ديده به ره منتظر مقدم يار
واي اگر نايد از اين قافله بانگ جرسي2
چشم به راهيم هر سپيده‌دمان، به طلوع خورشيد.
لاجرم اين انتظار به پايان مي‌رسد و آفتاب را با مردمك چشمان خود زيارت خواهيم كرد.
شب ديجور فراق در حال بار بستن و رفتن است. افق انتظار، طلوع فجر را نويد مي‌دهد.
اين همه ظلم‌ها و بيدادگري‌هاي گستاخان روزگار، در بلاد اسلام، و صداي زنجيرها در پاي زخميان در زندان‌هاي نابكاران ستم‌آيين و جفاگستر، بشارت‌دهندة فرج است.
به چه مشغول كنم ديده و دل را كه مدام
دل تو را مي‌طلبد، ديده تو را مي‌خواهد2
ما اكنون در آستانة بهاريم و هنگام روييدن رياحين انتظار، و ديدن غزالان خوش‌خرام در مَرغزاران توحيد.
زنجيرها آماده است تا ياغيان و گستاخان را به بند كشيم، و پلنگان و گرگ‌خويان را قلّاده به گردن افكنيم و پهنة گيتي را به وارثان زمين ارزاني نماييم.
به پايان شب هجران و فراق نزديك شده‌ايم و زمان عاشقي و دلدادگي فرا رسيده است.
دشت‌هاي سوخته و ترك‌خورده را ابرهاي متراكم و بارور، در فردايي نزديك لباس سبز بر اندام خواهد پوشاند.
كوير، چشم دوختة باران‌هاي رحمت است، تا ببارند و خشكي‌ها و تباهي‌ها را بزدايند، تا عروسان چمن از دل خاك سر بر آورند و با عشوه و ناز عندليبان شيدا به مغازله فرا خوانند.
كوير چشم به آسمان دوخته تا با قطرات باران‌هاي رحمت الهي جاني تازه گيرد. كوير چشم به بيست و چهار باران حيات‌بخش فردا دوخته است.
به زودي ابرهاي بهار، غبار از چهرة تفتيدة كوير خواهد زدود و ترانة رويش و جوشش را آواز خواهند داد.
غزل‌سرايان را بشارت كه فصل عاشقي فرا مي‌رسد، عشق در حال شكوفا شدن است.
به كوي عشق منه بي‌دليل راه قدم
كه گم شد آن كه در اين ره به رهبري نرسيد
عجايب ره عشق اي رفيق بسيار است
ز پيش آهوي اين دشت، شير نر برميد4
بياييد عينك ديرباوري را از چشمان نزديك‌بين خود برداريم، گامي فراتر از مرزهاي امن خويش بگذاريم، به عراق و فلسطين سفر كنيم.
آتش بغداد، ويرانه‌هاي بصره و اندام شكستة سامرا را مطالعه كنيم، كه آن زخم‌ها و ويراني‌ها، اين معنا را بشارت مي‌دهند كه: «پايان شب سيه سپيد است» خوانديم: «آنگاه كه كوفه از رجال علم و معرفت و از فقيهان دانش و بينش بي‌بهره ماند، در آن روزگار، (قم) مهد علم و دانش اهل البيت(ع) خواهد شد. از اقصي نقاط گيتي، پي كسب دانش به شهر علم و اجتهاد (قم) روي آرند، حتي پردگيان عفاف تا مرز اجتهاد و بالندگي تحصيل دانش خواهند كرد».
آيا چنين نشده است.
خوانديم كه: «شيصبان در عراق گرگ‌خويي خواهد كرد، شيعيان مظلوم را قتل و عام خواهد نمود و زمين عراق را از غازة خون شهيدان گلگون خواهد كرد».
آيا شيصبان نابكار كسي غير از صدام است؟
خوانديم كه: «غربي‌ها بر عراق حاكم خواهند شد، ترك‌تازي و بيدادگري خواهند كرد عَلَم جور و طغيان را به پا خواهند داشت، در آن خاك معطر، به جاي اين‌كه رياحين سبز و گل‌هاي ياس و مريمي برويد، لاله‌هاي سرنگون خواهد روييد.»
خوانديم: «آنگاه كه ستمگران غرب، بيدادگري را به سرحدّ جنون برسانند و شيعيان را به زنجير حقارت كشند، و زنان و دختران را... در شهرها آتش مي‌افروزند، بناهاي شكوهمند اسلامي را ويران مي‌كنند.
آنگاه مردمان به ستوه آمدة عراق دست به قبضة شمشير خواهند برد، زنان و مردان، پيران و برنايان به پا خواهند خاست، با غربي‌هاي جهانخوار ستيز خواهند كرد، تا آن نابكاران را از نينواي حسيني و از حريم ملكوتي معصومين(ع) برانند.»
هان! آگاهان دردآشنا، اكنون زمان آن فرا نرسيده است كه بر غربيان دون‌مايه بتازيد؟
آيا هنگام برخاستن شما نيست؟
زمان خروشيدن دليرمردان فرا نرسيده است؟
فواره‌هاي جنون قطرات مرگ را بر بوستان‌هاي سوختة شما مي‌افشاند.
حراميانِ هميشه تاريخ، در خشكسالي همت ما، سراي عسكري(ع) را ويران مي‌كنند و خانه آن كسي را حرمت مي‌شكنند كه آفتاب، به پايش سجده مي‌گذارد و فرشته در طواف كعبة وجودش به خود مي‌بالد.
خانه آن كسي را حرمت شكستند كه حرمت خانة ديگران را پاس مي‌دارد و ويرانه‌هاي آنان را آبادان مي‌كند.
خانه كسي را حرمت شكستند كه زمان و جهان از آن اوست.
سنگ صبور بودن و به تماشاي امواج دريا نشستن، سزاوار منتظران ظهور نيست.
ما خود تموّج درياييم، غريو رعديم و شرارة آذرخشيم.
دريغ بر ما كه اجنبيان نامرد از آن سوي درياها، از مرزهاي تباهي و عصيان پا در حريم ما نهاده و گلوله‌هاي سربي را نثارمان مي‌كنند و ما به ريختن خون عزيزانمان به نظاره نشسته‌ايم و تنها به لعن و نفرين اكتفا نموده‌ايم، فارغ از نگاه مغموم و داغدار مادران عراقي و فلسطيني، خود را در طنين صداي بمب‌ها و موشك‌هاي دشمنان پنهان كرده‌ايم.
به پا خيزيد و از خداي بنده‌نواز راه جوييد كه او راه رستگاري به شما بنماياند.
خداي راه مي‌نمايد، آن را كه راه مي‌جويد.5
ما خوانديم: «زماني فرا مي‌رسد كه: جماعتي از يهوديان آوارة سرگردان دنيا، پناهنده فلسطيني‌ها خواهند شد، مهمان خوان كرم آنان مي‌گردند، بر سر سفرة آنان شكمبارگي مي‌كنند، سپس خوان و خانه را به آتش مي‌كشند، نمك مي‌خورند و نمكدان مي‌شكنند.
در انديشة سياه و پليد خود تصرّف از نيل تا فرات را ترسيم مي‌كنند و قامت استوار سروهاي آزاد، سپيداران تنومند، درختان زيتون را مي‌شكنند.
درختان زيتون را با پوزة گرازگونة خود ريشه‌كن مي‌كنند.
در آن سرزمين، آوازها مغموم و خونين خواهد شد.
حنجره‌ها زخمي، زخم‌ها عميق و جانگداز خواهد بود.
پرنده‌ها با بال‌هاي شكسته و خونين از سرزمين اسلامي فلسطين فوج، فوج كوچ خواهند كرد.
دريغ بر ساز شكاراني كه به خاطر رفاه زودگذر خود، و وابستگي به دنياي فاني در نهايت ترس و زبوني سر در آخور بيگانگان دارند.
بر سر سفرة ما مي‌نشينند، و به دشمنان قسم‌خوردة قرآن چراغ سبز نشان مي‌دهند. كه آنان دو چهرگان، بي‌وفايان و منافقانند، و از دشمن كينه‌توز منفورتر.
ستم و ستمگري يهود آن چنان بالا مي‌گيرد كه لاجرم رسم يهودكشي احيا مي‌گردد. شمشيرهاي انتقام از نيام بر مي‌آيد، محرومان ستمديده قبضة شمشيرها را مي‌فشارند. تيغ‌ها فرا مي‌روند و بر فرق صهيون نابكار فرود مي‌آيد و دوباره فلسطين نفس تازه مي‌كشد. درختان زيتون به بار مي‌نشينند، قدس پرطنين از نفس تهليل‌گويان مي‌گردد.»
به زودي خواهيد دانست كه چه كسي را جاي بدتر و قشون او ضعيف‌تر است، و خداوند نصرت و بركت مي‌دهد هدايت شدگان را.6
شما پرچم سبز رسول الله(ص) را به اهتزاز درآوريد و يأس و نوميدي را از صفحة غيرت و همت خود برانيد، كه پرچم‌هاي سياه نيز به موقع به امداد خواهند آمد.
اكنون عطر پيش قراولان اين نهضت مبارك در فضا پيچيده است. نشانه‌هايش در افق باورهاي سپيد است، ما در آستانة طلوع آفتاب ولايتيم.
وارثان زمينيم و صاحبان اورنگ سليماني!
آيا با نفير خرناس‌ها و خميازه‌هاي بيمارگونه و كسل مي‌توان وارثان زمين شد، هرگز، ما را فرض است در نماز نقره‌گون بامدادان، و نيايش‌هاي طلايي رنگ ظهر و عصر و صلاة خاكستري مغرب و عشا دست به درگاه آفريدگار برداريم و طلب بخشش كنيم.
عرضه نماييم:
خدايا ما (در پيروي شيطان) بر خويش ستم كرديم و تو اگر ما را نبخشي و به ما رحمت و رأفت نفرمايي، سخت از زيان‌كاران شده‌ايم.7
آنگاه كمر همت به ميان بسته، قبضة شمشير صمصام را در پنجة مردانه خود به رقص آوريد، و از نهاد جان متبلور به ايمان تشيّع علوي يا علي مدد گوييد. با دشمن سفّاك بجنگيد، سپس به قضاوت بنشينيد كه برد و پيروزي از آن كيست؟
بنگريد كه چگونه ابرهاي متراكم و سياه را از چهرة آفتاب زدوده‌ايد.
به تماشاي طلوع آفتاب ولايت نشسته و ظهور و حضور منجي را شادمانه فرياد كنيد.
اميرالمؤمنين(ع) فرمود:
اگر درون خود را زلالي آب و آيينه ببخشيد، نيت‌ها پاك شوند، البته اعمال نيز پاكيزه گردد.8

پي‌نوشت‌ها:
1. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج  ، ص  : «إنّ الميّت منكم علي هذا لأمر بمنزلة الضّارب بسيفه في سبيل الله.»
2. زرگر اصفهاني.
3. فروغي قزويني.
4. حافظ.
5. سوره بقره (2)، آية 210: «والله يهدي من يشاء إلي صراطٍ مستقيم».
6. سورة مريم (19)، آية 75: «فسيعلمون من هو شرّ مكاناً و أضعف جنداً و يزيد الله الّذين اهتدوا هداً».
7. سورة اعراف (7)، آية 23: «ربّنا ظلمنا أنفسنا و إن لم تغفرلنا و ترحمنا لنكوننّ من الخاسرين».
8. آمدي، عبدالواحد، غررالحكم، ص 93، ح 1630. «لو خلصت النيّات لزكت الأعمال».
 
 ماهنامه موعود شماره 74
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.