spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
شوق وصال چاپ پست الكترونيكي
۰۷ بهمن ۱۳۸۳


 


كى مى آيى...؟
اى نهان از نظر كى مى آيى؟
وى قرين با ظفر كى مى آيى؟
اى لبت قند و چشمت ستاره
وى بهشتى اثر كى مى آيى؟
بى تو در تيرگى جان سپرديم
اى صفاى سحر كى مى آيى؟
بهر آزادى ما اسيران
اى نجات بشر كى مى آيى؟
عاشقان كفشته اى از فراقت
اى خدايى گهر كى مى آيى؟
با دلف خستگان غم خود
مهديا از سفر كى مى آيى؟
محمد كريم جوهرى


چشم به راه
سينه نااميد شد نيامدى
چشم ها سفيد شد نيامدى
صبر و طاقت از دلم گريز زد
رفت و ناپديد شد نيامدى
كربلا دوباره در جهان شكفت
صحنه پريزيد شد نيامدى
نسل هاى دلسپرده در فراق
باز هم جديد شد نيامدى
موج غصه، انتظار و بى كسى
در دلم شديد شد نيامدى
وعده ها به شوق تو سپرده ام
»وعده ها وعيد شد نيامدى«
خسته ام، غريبه ام، شكسته ام
قلب من شهيد شد نيامدى
چشم هاى عاشقان، به راه تو
چشم ها سفيد شد نيامدى
مهدى طهماسبى دزكى - بروجن



تو مى رسى
تو مى رسى، شبيه صبحى آشنا
كه بوى ياس و عطر گل
قيام كرده در فضا
تو مى رسى
شبيه رنگ آسمان، لطيف و تازه و روان
و مرغ هاى خسته و مهاجرى
كه از تلاطم زمين
به دوردست رفته اند، به اشتياق روى تو
دوباره باز مى رسند
به يمن گام هاى تو
چه مردمان غافلى
به آخرين صف نماز مى رسند!
تو مى رسى
شبيه مطلع غزل
سيصد و سيزده رديف و قافيه
در انتظار واژه هاى سبز تو
و عاقبت
تو مى رسى
تمام درب هاى خسته و شكسته را
دوباره باز مى كنى
زهرا غلامزاده - تهران



گل نرگس
ديرگاهى است كه ما تشنه ديدار توايم
قد رعنا بنما جمله خريدار توايم
گرچه با دست و زبان موجب آزار توايم
گل نرگس نظرى ما همگى خار توايم
× × ×
گرچه ما منتظران واله و دوريم ز تو
تا تصور ننمايى كه صبوريم ز تو
خيل ما سوختگان پر ز سروريم ز تو
يوسف فاطمه! ما غرق غروريم ز تو
× × ×
يادگارى صنما ز آن گل رخسار بده
ساغرى زآن مى گلرنگ به احرار بده
درس آزادگى حيدر كرار بده
درسى از دين خدا خاطر كفار بده
هادى خديور - همدان



هجران
آرزومندم كه بينم روى دوست
پاى او بوسم چو خاك كوى دوست
بس عجب نبود اگر دل خون بود
چونكه دورم از رخ دلجوى دوست
محسن صدوقى


اشتياق
سودازده مهر دل افروز منم
ديوانه روى تو، در سوز منم
آرام دل غمزده، اى دوست تويى
بر شوق لقايت، هر شب و روز منم
سيدمحمد ابراهيم حسنى



ردّ پا
براى چشم هاى تو، دوباره تنگ شد دلم
بيا كلوخ خسته اى تنيده از آب و گلم
بيا، توان بده به اين دو دست هاى خسته ام
و باز هم گشايشى ز بغض هاى بسته ام
دلم پر از ستاره شد در آسمان پاى تو
و چشم هاى خيس من نشسته بر سراى تو
به اشك پر ز غم قسم و التهاب ناى تو
سرم، تنم، وجود من، فداى تو، فداى تو
دلم نشسته منتظر، بگو، بگو كه مى رسى
فقط تويى كه بسته اى بند به پاى بى كسى
و باز جمعه اى گذشت بدون رد پاى تو
و من نماز مى شوم فقط به اقتداى تو
س.ك



آبى محض
آبى محض بوده ام، محض تو آبيم هنوز
چون كه ز خاك بر شوم، سوى تو راهيم هنوز
خون تو خورده ام ولى رنگ عوض نكرده ام
حلقه بگوش شاهيم، رنگ غلاميم هنوز
منصور فراهانى



 



 موعود شماره 36


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.