 اميرالمؤمنين(ع) و نيز امامان معصوم پس از آن حضرت تا حضرت امام حسن عسكري(ع)، مظاهر شهودند كه در انظار مردم بودند و جامعه از ديدار چهره نوراني و مشعشع آنان برخوردار است؛ ولي وجود مبارك حضرت بقيةالله الاعظم، امام زمان(ع)، مظهر و نمودار غيب است كه جامعه از ديدار فيض حضورش محروم ميباشد.
مجموعه معاني جهان، بر دو گونه است: «غيب» و «شهود» كه در لسان قرآن كريم، به عنوان غيب و شهادت ذكر شدهاند و ما خداوند متعال را به عنوان «عالِم الغيب و الشهادة؛ داناي نهان و آشكار» ميخوانيم. «شهود» عبارت از مطالبي است كه در قلمرو حس ظاهري است و ميتوان آن را مشاهده كرد و يا با يكي از حواس ظاهري ديگر حس كرد. قسم دوم، معانيي است كه از ديد انسان دور بوده، قابل مشاهده و ديدار نيست و حواس ظاهري انسان از درك آن، عاجز و ناتوان است. از مظاهر قدرت باهره خداوند متعال، بسياري از امور غيبي، در متن و بطن عالم شهود است و برخلاف تخيلات آنان كه ميپندارند، اين عالم، جهان شهود خالص بوده و به كلي از غيب جداست، در لابلاي امور مشهود و عناصر ديدني و در ميان اشياي محسوس، مطالب غيبي فراواني نهفته است. بدن انسان از عناصر عالم ماده، جزء مقوله شهود است، اما روح او از مقوله غيب ميباشد؛ چنانكه انسان در مواقع كسالت و بيماري، احساس درد ميكند وليكن به هيچ قيمتي نميتواند درد را نشان بدهد و حتي اين مطلب، براي اطباي حاذق و متخصص نيز، قابل نشان دادن نيست و امكانات بسيار گسترده پزشكي نيز نتوانسته است اين مشكل را حل كند و يا دست كم غيبهاي مربوط به رشتة خود را به مرحله شهود برساند.
- مظاهر غيب و شهود در سلسله امامت
در سلسله مقدس امامت و ولايت، هر دو مفهوم غيب و شهود، به چشم ميخورد و مصداق دارد. امام اميرالمؤمنين(ع) و نيز امامان معصوم پس از آن حضرت تا حضرت امام حسن عسكري(ع)، مظاهر شهودند كه در انظار مردم بودند و جامعه از ديدار چهره نوراني و مشعشع آنان برخوردار است؛ ولي وجود مبارك حضرت بقيةالله الاعظم، امام زمان(ع)، مظهر و نمودار غيب است كه جامعه از ديدار فيض حضورش محروم ميباشد.
وجود مبارك ايشان، هرچند براي بعضي در شرايط خاصه جزء شهودات بوده و احياناً هست ولي نسبت به ما و نوع انسانها، يكي از مصاديق بارز غيب به شمار ميآيد.
چنانكه در آية كريمة: ذلك الكتاب لاريب فيه هديً للمتّقين الّذين يؤمنون بالغيب...1 آن كتاب [قرآن] هيچ ترديدي در [حقانيت] آن نيست. براي پرهيزگاران؛ آنان كه به غيب ايمان دارند... ماية هدايت است.
اين مطلب آمده است، غيب كه خداوند متعال در اين آيه آن را به عنوان يكي از نشانههاي متقين ذكر فرموده، به وجود مبارك حضرت ولي عصر(ع) تأويل شده و يا آنرا از مهمترين مصاديق غيب ذكر فرمودهاند. چنانكه مفسر بزرگ مرحوم «طبرسي»، در ذيل تفسير آيه فوق و در مقام شرح مقصود از غيب، ميگويد:
و آنچه را كه اصحاب ما درباره زمان غيبت مهدي(ع) و خروج آن حضرت روايت كردهاند، غيب محسوب ميشود.2 داوود رقي ميگويد كه حضرت صادق(ع) درباره اين گفتار خداي عزوجل: «الذين يؤمنون بالغيب» فرمودند: مؤمن به غيب، كسي است كه راجع به قيام و ظهور حضرت قائم اقرار كرده، آن را حق بداند.3 و از اين روست كه آن بزرگوار، در ميان همه امامان معصوم(ع) لقب «غايب» به خود گرفتهاند. قابل توجه است كه غايب بودن امام زمان(ع) فقط از ديد ماست وگرنه آن بزرگوار، امام عصر و وليّ دهر و به اذن الله، متصرف در اقطار جهان وجود است؛ نظر به رعيتهاي خود دارد و چه بسا كه در مجالس و محافل آنان حضور يابد و احياناً با آنان به سخن پردازد، ولي آنان متوجه نشوند. چنانكه در يكي از فرازهاي دعاي ندبه ميخوانيم: بنفسي أنت من مغيّبٍ لم يخل منّا. جانم فداي آن پشت پرده افتادهاي كه از ما دور نيست.
چنانكه همه ميدانيم و اعتقاد داريم، حضرت وليعصر(ع)، در عالم غيب و دور از ديدگان ناظران و بينندگان به سر ميبرد. اكنون اين سؤال پيش ميآيد كه آيا در آن ظروف و شرايط، انيسي هم دارند كه با او انس گرفته، غم و اندوه تنهايي را با او برطرف سازند؟
از بعضي فقرات زيارت آن حضرت استفاده ميشود كه ايشان خدّام و ياراني در دوران غيبت دارند كه در جوار وجود مقدسش ميباشند.4
مطابق بعضي از روايات شريفه، حضرت خضر(ع) كه خود نيز از عناصر غيبي به شمار ميروند و زنده ميباشند اما از ديد بينندگان غايب و پنهاناند و در عوالم غيب و جهان دور دست از ما قرار دارند، با حضرت وليعصر(ع) مرتبط ميباشند و به حضور آن بزرگوار مشرف ميشوند.
همچنان كه در عالم شهود ميان موجودات زنده، انس و علاقه برقرار ميباشد، در جهان غيب نيز ميان عناصر غيبي پيوند و ارتباط است، از جمله ميان حضرت وليعصر(ع) و حضرت خضر(ع) انس و علاقه و مصاحبت، محقق و ثابت است.
احمدبن اسحاق قمي، حضور مبارك امام حسن عسكري(ع) رسيد تا از آن حضرت در مورد جانشين وي پرسش كند. امام(ع) پيش از آن كه احمد پرسش كند، شروع به سخن نموده، فرمودند:
مَثَلِ او مَثَلِ خضر است، همان خضر كه از آب حيات نوشيد و از اين رو زنده است و نخواهد مرد تا وقتي كه نفخ صور شود؛ به راستي كه خضر، همه ساله در موسم حج، حضور مييابد، در عرفات، وقوف كرده و بر دعاي مؤمنين آمين ميگويد و خداوند، وحشت قائم ما را در دوران غيبتش، از رهگذر انس گرفتن با وي، برطرف فرموده و تنهايي آن حضرت را با همنشيني وي مرتفع خواهد ساخت.6
پينوشتها: 1. سوره بقره(2)، آيات 1 و 2. 2. طبرسي، مجمعالبيان، ج 1، ص 38. 3. «من اقر بقيام القائم انه حق» شيخ صدوق، كمالالدين، ص 340. 4. «اللهّم صل عليه و علي خدامه و اعوانه علي غيبتة» مفاتيحالجنان، زيارت سوم از زيارات حضرت صاحبالامر(عج). 5. قطب راوندي، خرائج و جرائح، ج 3، ص 1167. 6. انه ليحضر الموسم كل سنة و يقف بعرفة فيومن علي دعاء المؤمنين و سيؤنس الله به وحشتة قائمنا في غيبته و يصل به وحدته.
علي كريمي جهرمي ماهنامه موعود شماره 77
|