تاكنون گمانهزنيهايي درباره نقش مستقيم آمريكا در ايجاد ناامني در عراق وجود داشته است.
براساس اين گمانهزنيها، آمريكا براي تداوم حضور خود در عراق نيازمند توجيهات جديدي است كه مهمترين آن القاي وجود درگيريهاي فرقهاي و مذهبي در اين كشور و ناامنيهاي ناشي از آن است كه حضور نيروهاي ثالث بيطرف را ـ كه همان اشغالگران باشد ـ توجيه ميكند. اما «مكس فولر» محقق و نويسنده مستقل انگليسي، اسناد و مداركي را درباره اقدام ارتش آمريكا در تشكيل جوخههاي مرگ در عراق ارايه داده است. وي ميگويد آمريكا با همكاري وزارت كشور عراق كه در زمان علاوي ـ نخستوزير سابق ـ مهرههاي بعثي در آن نفوذ كردند، توانسته است علاوه بر به راه انداختن موج ناامني و بمبگذاري در عراق، چهرة شيعيان را نيز مخدوش جلوه دهد و زمينههايي براي بروز اختلافات فرقهاي و تداوم اشغالگري ايجاد كند. همچنان رسانههاي وابسته به ارتش آمريكا دايماً از نقش ايران در ناامنيهاي عراق ميگويند تا نقش ارتش آمريكا و جوخههاي مرگ آن را پنهان كنند. به گواه تاريخ نيم قرن اخير، آمريكا تنها كشوري است كه توانايي فوقالعادهاي در سازماندهي جوخههاي مرگ در هر نقطه از جهان دارد و بعد از ويتنام، شيلي، السالوادور و... اكنون نوبت شهروندان عراقي شده است كه هر روز قرباني وحشيگري اين جوخهها شوند. آنچه در زير ميخوانيد مشروح گفتوگوي راديو انگليسي برونمرزي با فولر است.
- شما در مقالهاي در پايگاه اينترنتي Global Research تحت عنوان «چوپان دروغگو: اطلاعرساني غلط و جوخههاي مرگ آمريكا در عراق»، نوشتهايد كه نيروهاي اطلاعاتي آمريكا عامل اصلي شكنجه و مرگ و ميرها در عراق هستند. آيا شما مدارك و اسنادي در اختيار داريد كه بتوانيد ادعاي خود را به اثبات برسانيد؟
در حال حاضر كشتارهاي غيرقانوني زيادي در عراق توسط جوخههاي مرگ ناشناس صورت ميگيرد. ناشناس از اين جهت كه مشخص نيست دقيقاً اين افراد چه كساني هستند. تعداد زيادي از شهروندان عراقي توسط افراد مسلح و نيروهاي امنيتي دزديده ميشوند و پس از شكنجه كشته ميشوند. آن چيزي كه ما ميدانيم اين است كه آمريكا اين نيروها را آموزش ميدهد واحدهايي كه اين نيروها را آموزش ميدهند تحت عنوان واحدهاي ضدّ شورش در جنوب شرقي آسيا و همچنان در جنگهاي كثيف در آمريكاي مركزي فعاليت ميكنند. در اين ميان بايد به وزارت جديد كشور عراق اشاره كرد كه ارگان و عامل اصلي دخالتهاي آمريكا در عراق محسوب ميشود.
اين امر چيز تعجبآوري نيست و ما بارها شاهد دخالت نيروهاي اطلاعاتي آمريكا در جنگهاي مخفيانه و كشتارهاي دستهجمعي مثل گواتمالا، السالوادور، شيلي، اندونزي، ويتنام كه همگي به ظاهر مستقل بودند ولي تحت كنترل نيروهاي امنيتي توسط نيروهاي اطلاعاتي آمريكا آموزش ميديدند. الگوي مشابهي را ميتوان در كلمبيا مشاهده كرد كه عامل اصلي درگيريهاي داخلي در اين كشور جوخههاي مرگي بودند كه توسط نيروهاي آمريكايي آموزش ديده بودند. اين امر هميشه به اثبات رسيده است كه جوخههاي مرگ فقط و فقط با كمك نيروهاي خارجي ميتوانند اين عمليات را صورت بدهند.
اين نيروهاي خارجي هم توسط آمريكا آموزش داده ميشوند و تأمين مالي آنها نيز از طرف آمريكا صورت ميگيرد. آمريكا ادعا ميكند كه اگر كشور عراق را ترك كند، آشوب و هرج و مرج اين كشور را فرا خواهد گرفت و به همين دليل مجبور است كه نيروهاي امنيتي عراقي را كاملاً آموزش دهد تا خود نيروهاي امنيتي عراق بتوانند از عهده امن كردن عراق برآيند. دولت آمريكا براي اينكه خود را از دخالت در شورشهاي داخلي مبرا كند ادعا ميكند كه وزارت كشور تحت كنترل شيعهها و سپاه بدر است ولي هيچگاه به اين نكته اشاره نميكند كه تعداد نيروهاي نفوذي دستنشانده آمريكا در وزارت كشور بسيار است. اين نيروها توسط دولت آمريكا و از زمان دولت اياد علاوي به اين وزارتخانه راه پيدا كردند و در واقع هدف آنها خدشهدار كردن وجهة شيعيان است.
وزير كشور به نام «بيان محمد صولاغ» يك شيعه و عضو مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق است ولي متأسفانه عوامل دستنشانده آمريكا در وزارت كشور عراق زياد هستند و با گرفتن دستور از سوي آمريكاييها دست به شورشهاي داخلي و كشتارهاي غيرقانوني ميزنند تا هم وجهة شيعيان خدشهدار شود و هم اينكه راهكاري براي توجيه حضور نيروهاي آمريكايي ايجاد كنند.
رئيس بخش امنيتي وزارت كشور، يكي از اعضاي سابق حزب بعث است كه با سيا همكاريهايي داشته است.
رئيس بخش اطلاعات وزارت كشور «ژنرال حسين كمال» نيز يك سني است كه در بسياري از موارد نقض حقوق بشر توسط كماندوهاي پليس شركت كرده است.
- هدف آمريكا از اينكه سعي ميكند اين كشتارهاي غيرقانوني را به عنوان درگيريهاي فرقهاي و انتقامجويانه معرفي كند، چيست؟
آمريكا در عراق اهداف خاصي را دنبال ميكند و براي رسيدن به اين اهداف هر كاري بخواهد ميكند حتي اگر غيرقانوني باشد. مقامات آمريكايي ادعا ميكنند كه براي استثمار اين كشور يا كنترل منابع نفتي آن وارد اين كشور نشدهاند ولي اگر عراق يك قطره نفت نداشت آنگاه آيا آمريكا به بهانه مبارزه با تروريسم يا برقراري دموكراسي و آزادي وارد خاك اين كشور ميشد يا خير؟ مردم عراق نيز همچون مردم ديگر كشورها من جمله خود مردم آمريكا، متوجه شدهاند كه آمريكا اهداف ديگري غير از آزادي و دموكراسي و يا مبارزه با تروريسم در كشور عراق دنبال ميكند. چگونه كشوري كه صراحتاً اصول حقوق بشر و يا قوانين بينالمللي را نقض ميكند، ميتواند كه براي كمك به مردم عراق وارد اين كشور شده است.
آمريكا اهداف امپرياليستي خود را دنبال ميكند و ميخواهد كلّ كشور عراق از جمله اقتصاد و جامعه آن را تحت كنترل خود داشته باشد و با ايجاد پايگاههاي نظامي در اين كشور بتواند ديگر كشورها را نيز تحت كنترل و نفوذ خود دربياورد. هماكنون كه آمريكا نتوانسته است سلاح كشتارجمعي در عراق پيدا كند و يا اينكه اثبات كند صدام حسين با شبكه القاعده و يا حوادث 11 سپتامبر ارتباطي داشته است، ادعا ميكند كه ميخواهد آزادي و دموكراسي را در عراق ايجاد كند و كشور عراق را تبديل به كشوري باثبات و امن بكند. ولي هميشه اين كشورها در چنين مواقعي با مخالفتها و اعتراضهاي داخلي روبهرو ميشوند. مردم عراق نميخواهند يك كشور بيگانه آنها را استثمار كند و سرنوشت كشورشان را در دست بگيرد.
بنابراين آمريكا جوخههاي مرگ را در عراق ايجاد ميكند تا با اين كار مفهوم مقاومت را كمرنگ كند و آن را شورش معرفي و سپس ادعا كند كه براي حفظ صلح و آشتي ميان فرقههاي مختلف بايد در عراق حضور داشته باشد.
- آمريكا بارها ادعا كرده است كه تداوم شورش در عراق به خاطر دخالتهاي ايران است. آمريكاييها بارها گفتهاند كه بمبارانهاي گاه و بيگاه در عراق و همچنان جوخههاي مرگ در عراق كار عوامل ايراني است كه سعي دارند يك حكومت مذهبي را در عراق ايجاد كنند. نظر شما در اين خصوص چيست؟ كدام كشور در ايجاد جوخههاي مرگ سابقهدار است؟
جوخههاي مرگ در طول نيمقرن اخير براي اهداف كثيف و اكثراً توسط آمريكا ايجاد شدهاند. هيچ مدركي هنوز به دست نيامده است كه نشان بدهد كشور ديگري غير از آمريكا در ايجاد اين جوخههاي مرگ دست داشته است. آمريكا حدوداً يكصد و پنجاه هزار نيرو در عراق دارد و براي حفظ اين نيروها حتماً فعاليتهاي اطلاعاتي دقيق و گستردهاي را هدايت ميكند. هيچ دليلي وجود ندارد كه شورش و جوخههاي مرگ را به كشور ديگري نسبت دهيم. چرا كه اين آمريكاست كه ميخواهد شورش در عراق ادامه پيدا كند تا حضور نيروهاي خود را توجيه كند. كشورهاي ديگر نه نيرويي در عراق دارند كه بخواهند آنها را حفظ كنند و نه اهدافي را در عراق دنبال ميكنند. اگر كشورهاي ديگر ميخواستند عراق را تحت استثمار خود درآورند، زودتر از آمريكا اين كار را ميكردند. مخصوصاً كشور ايران كه همسايه كشور عراق است دوست دارد امنيت در اين كشور برقرار باشد تا امنيت خودش به خطر نيفتد. آمريكا از طرفي دوست دارد كه چيزهاي ناروا و نامربوطي را به ايران نسبت دهد تا شايد بتواند حمله به اين كشور را توجيه كند.
- عوامل اصلي ايجاد و توسعة واحد ويژه كماندوهاي پليس چه افرادي هستند و سابقه آنها چيست؟
عوامل تشكيل اين گروه از طرف آمريكاييها «جيمز استيل» و «استيون كستيل» هستند. جيمز استيل عامل اصلي تشكيل گروه ويژه كماندوهاي پليس است كه در عمليات ضدّ شورش در بسياري از كشورها دخيل بوده است. وي رئيس نيروهاي ويژة ارتش آمريكا در زمان جنگ ويتنام بود كه دندان خود را در اين جنگ از دست داد و سپس رئيس مأمورين نظامي آمريكا در كشور السالوادور، در زماني بود كه اين كشور دوران جنگ سرد را ميگذراند.
افشاي خبر دستگيري دو تبعه انگليسي كه با لباس محلي مقادير زيادي مواد منفجره با خود حمل ميكردند ثابت كرد كه انگليسيها با همدستي آمريكاييها در ترورهاي دولتي و كشتارهاي شهروندان دخيل هستند حتي سعي ميكنند با طراحي حمله عليه سنيها وانمود كنند كه شيعيان مسئل اين حملات هستند و سپس اعلام كنند كه اين درگيريها نتيجة درگيريها و اختلافات فرقهاي است. حتي با جاگذاري بمب در خودروها و منفجر كردن آنها با كنترل از راه دور ميخواهند وانمود كنند كه اينها حملات انتحاري هستند و مسلمانان را عامل اين حملات ميخوانند.
- نقش رسانهها را در روشن نمودن جزئيات فعاليتها و عمليات ارتش آمريكا و انگليس در جنگ عليه ترور چگونه ارزيابي ميكنيد؟
كساني كه رسانههاي آمريكايي و انگليسي را كنترل ميكنند، در واقع همان افرادي هستند كه از جنگ پيشگيرانه آمريكا و انگليس حمايت كردند و سياستهاي امپرياليستي اين دو كشور را تقويت ميكنند. رسانهها ابزار اصلي تبليغات ارتش آمريكا و انگليس هستند. گرچه رسانههاي اين كشورها ادعا ميكنند كه مستقل هستند ولي در عمل ميبينيم كه از محدوده خط قرمزي كه توسط دولت كشيده شده است تجاوز نميكنند هيچگاه در رسانههاي اصلي اين كشورها نميبينيم كه اجساد سربازان آمريكايي و يا انگليسي را نشان بدهند و يا اينكه از ضعف اين نيروها صحبت كنند و يا اينكه وانمود كنند كه در جنگ عليه ترور شكست خواهند خورد. در عوض ميبينيم كه درگيريهاي داخلي عراق را به درگيريهاي فرقهاي نسبت ميدهند. مثلاً سنيها را قربانيان اصلي خشونتهاي انتقامجويانه توسط شيعيان شورشي معرفي ميكنند ولي از دست داشتن عوامل نفوذي سيا در اينگونه درگيريها حرفي به ميان نميآورند. يا اينكه وزارت كشور را به خاطر داشتن يك رئيس شيعه عامل اصلي وقايع تروريستي معرفي ميكنند. خوب بود كه نقش رسانهها تنها به همين مسئله منتهي ميشد ولي متأسفانه نه تنها شاهد سانسور در رسانهها هستيم بلكه شاهد اطلاعرساني غلط رسانهها هستيم مثل مقصر جلوه دادن درگيريهاي داخلي عراق به شيعهها و سنيها به جاي معرفي نمودن عامل اصلي اين درگيريها كه نيروهاي اطلاعاتي آمريكا هستند.
- با ژورناليستهايي كه سعي دارند حقايق جنگ عراق و يا حقايق سياستهاي خارجي آمريكا و يا انگليس را فاش كنند چگونه برخورد ميشود؟
اين ژورناليستها حتيالامكان از سر راه برداشته ميشوند و اگر مقاومت كنند، كشته ميشوند. اخيراً هم ما شاهد كشته شدن سه ژورناليست عراقي بودهايم. يكي از آنها «ياسر صالحي» ميباشد كه اطلاعات مهمي را در خصوص تسليحات آمريكايي، جاگذاري بمب در خودروها و يا منشأ جوخههاي مرگ به دست آورده بود و قصد داشت گزارشهايي در اين خصوص منتشر كند ولي قبل از اينكه به هدف خود برسد توسط تكتيراندازهاي آمريكايي در يك ايستگاه بازرسي به قتل رسيد وي نيز ميخواست مداركي را از اقدامات تروريستي نيروهاي اطلاعاتي آمريكا و يا نيروهاي امنيتي عراق تحت كنترل آمريكا به دست بياورد و به نتايج خوبي هم رسيده بود. اين امر فقط در ميان ژورناليستهاي آمريكايي هم با محدوديتهاي زيادي روبهرو هستند و نميتوانند آزادانه مطالب خود را در مطبوعات منتشر كنند.
ماهنامه موعود شماره 77
پينوشت: ٭ برگرفته از: ويژهنامة خبري صدا و سيماي برونمرزي.