|
۰۶ بهمن ۱۳۸۳ |
دوران غريبى است، دوران غيبت. امواج شبهه و فتنه از
هر سو رو مى كند و تا به خود بيايى چون كشتى شكسته ها در دل درياى بيكران، حيران و
سرگردان دست و پا مى زنى كه آيا دستگيرى هست؟ آيا فريادرسى هست؟ آيا كسى براى نجات
اين غريق بى پناه مى آيد؟ اما هميشه روزنه اميدى هست. از ميان تاريكى ها نورى
مى درخشد و تو را به خود مى خواند كه اى غريق درياى فتنه ها و اى سرگردان در ميان
شبهه ها نجاتت را تنها از من بخواه!
آنچه گفته شد مقدمه اى بود براى حديثى از امام صادق(ع).
عبداللَّه بن سنان، يكى از ياران امام صادق(ع) نقل مى كند كه روزى آن حضرت خطاب به
ما فرمود:
سفتفصفيفبكفم شفبَهةف فَتَبقفونَ بلا عَلَمف يفرى ولا افمامف هفدى، لايَنجفو مفنها
إلاّ مَن دعا بدفعاءفالغَريقف.
به زودى شبهه اى به شما روى خواهد آورد و شما نه پرچمى خواهيد داشت كه ديده شود و
نه امامى كه هدايت كند. تنها كسانى از اين شبهه نجات خواهند يافت كه »دعاى غريق« را
بخوانند.
قفلتف: وَ كَيفَ دَعاءف الغَريقف؟
گفتم: دعاى غريق چگونه است؟
قال: تَقفولف: يا اللَّهف يا رَحمنف يا رحيمف يا مفقَلّفبَ القفلفوبف ثبّفت قَلبفى
عَلى دفينكَ.1
فرمود: مى گويى: اى خدا، اى بخشنده، اى بخشايشگر، اى كسى كه قلبها را دگرگون
مى سازى! قلب مرا بر دينت پايدار فرما.
بياييد دستهايمان را بلند كنيم و از خدا بخواهيم كه تا ظهور حجتش قلبهاى ما را بر
صراط مستقيم پايدار بدارد و از درافتادن در امواج فتنه ها و شبهه هاى آخرالزمان
نگهدارد.
پى نوشت :
1 . بحارالانوار، ج92، ص326.
ماهنامه موعود شماره 37
|