|
«امور پرورشی»، نسل نو و فرهنگ انتظار |
|
|
|
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۶ |
اسماعيل شفيعي سروستاني آن روز كه دست و پاي معاونت و تشكيلات امور پرورشي و تربيتي از وزارت آموزش و پرورش كشور جمع شد، بسياري دلشكسته شدند. برخي اين واقعه را به مثابة برچيده شدن بساط امر تربيت و پرورش از مدارس تلقي كردند. جمعي از گذشتهها ياد كردند و در رثاي بنيانگزاران آن سنت حسنه يعني شهيدان «باهنر و رجايي» شعر سرودند و اشك ريختند و جملگي، اميد احياء آن جريان را در دل زنده نگه داشتند تا آنكه چرخش روزگار به مصداق:
به نوبتند ملوك اندرين سپنج سراي كنون كه نوبت توست اي ملك به عدل گراي بساط مخالفان و مغرضان را برچيد و ديگر بار قرعه به نام «احياي معاونت پرورشي و تشكيلات» آن زدند. در پي اين اتفاق جمع كثيري همچنان چشم به راه ماندهاند تا شايد آب رفته به جوي بازگردد و امر مختل ماندة تربيت و پرورش رسمي و قاعدهمند رواجي دوباره بيابد. نگارنده در اين مقال و اين مجال، قصد واكاوي و آسيبشناسي «امور پرورشي رسمي و مستقر در وزارت آموزش و پرورش ـ طي قريب به بيست و پنج سال اخير و بازپرسي و كندوكاو از سلسلة عوامل مؤثر در فراز و فرود آن را ندارد امّا، با ذكر نكاتي چند، به عنوان يك معلم از قبيلة اهل قلم، ضمن بزرگداشت و «ارج نهادن به مقام معلم به ويژه شهيدان عاليمقام و ارجمند «مطهري، باهنر و رجايي» براي جملة اصلاحگران و احياگران سنتهاي نيكو سلام و دعا ميفرستد و براي همة آنها آرزوي توفيق از پيشگاه حضرت صاحبالزمان(ع)، دارد. صرفنظر از اغراض سياسي جماعتي كه كمر به انحلال اين نهاد پربركت بستند و تعطيل شدن دستگاه گستردة امور پرورشي در مدارس كشور را به منزلة حذف مانعي فرا روي اهداف حزبي خود ميشناختند و تغيير و تبديل آن را با عنوان مقدمة سازماندهي جرياني نو و متفاوت در رويكرد و عملكرد فرض ميكردند، به دلايل مختلف نهاد امور پرورشي در سالهاي آخر از فعاليت خود، هجوم ضعف و فتور در اركان و بنا را به تجربه نشسته بود. نميتوان فراموش كرد كه در سالهاي اولية انقلاب شرايط و عوامل مختلفي در تأسيس و شكلگيري اين نهاد مؤثر بود كه عناوين زير در زمرة بخشي از اين عواملند: 1. شرايط تاريخي ويژة سالهاي اوليه پس از پيروزي انقلاب اسلامي 2. رويكرد ويژة انقلاب و رهبري انقلاب به امر تربيت و پرورش اسلامي كودكان و نوجوانان و مقدم فرض شدن امر تزكيه بر تعليم در فرهنگ ديني اسلامي 3. تعلق خاطر مؤسسان اين نهاد دربارة موضوع «تربيت و پرورش اسلامي جوانان» در چارچوب نظام آموزش رسمي. 4. بروز ضرورت اصلاح و بازسازي بزرگترين سازمان آموزشي و پرورشي كشور كه ميتوانست نقش عمدهاي در حيات فرهنگي كشور و نسل نوپاي داشته باشد. 5. بروز ضرورت انتقال «رويكردها و دريافتهاي فرهنگي انقلاب اسلامي» به نسل دوم و سوم، ... و خنثيسازي تأثيرات فرهنگي عصر پيشين.
از همين جا بود كه جمعي از مردان و زنان ـ عموماً جوان ـ در سطوح مختلف آموزش و پرورش عهدهدار وظيفه پرورش و تربيت اخلاقي، اعتقادي و اجتماعي كودكان و نوجوانان شدند و در هيأت مربيان پرورشي راهي مدارس شدند. نبايد از ياد برد كه آموزش و پرورش با ذخاير ارزشمند خود ـ مردان و زنان انقلابي ـ نقش مهمي در تأمين نيروهاي انساني عموم سازمانها و نهادهاي جمهوري اسلامي و به موازات آن جبهه و جنگ ايفا نمود. اين مردان و زنان با استفاده از مقدورات و امكانات اندك و عمدتاً متكي به عرق و انگيزة ديني خود نقش بسزايي در موارد زير داشتند: 1. انتقال آموزهها و رويكردهاي انقلاب اسلامي به نسل دوم پس از پيروزي انقلاب 2. پاسداشت و بزرگداشت ياد و نام مردان سلحشور قبيلة انقلاب و مجاهده 3. اصلاح پارهاي از آموزهها و تأثيرات بجا مانده از سالهاي سلطنت طاغوت و سازمانهاي وابسته به آن 4. بسيج نيروهاي جوان براي حراست از كيان انقلاب اسلامي در نقطه عطفهاي خاص... 5. احياي پارهاي از سنتهاي نيكو و حسنه گذر ايام و ديگرگونيهاي عارض بر حيات مادي و فرهنگي ساكنان اين سرزمين و برخي عوامل ديگر، تشكيلات امور پرورشي را در دهة دوم پس از پيروزي دچار ضعف نمود و به تدريج از ميزان تأثيرگذاري و نقشآفريني مربيان پرورشي كاست.
در اين مجال به اختصار برخي از اين عوامل ذكر ميشود: 1. پايان جنگ تحميلي و فروكش كردن التهاب عمومي و جو عاطفي سالهاي انقلاب و دفاع مقدس 2. تبديل و تحويل «آرمان انقلاب اسلامي» به «نظام رسمي و سازمان يافتة دولتي». شايان ذكر است كه آرمان، تا زماني كه صورت خارجي نيافته در خود و با خود انگيزة قوي و قوة برانگيزاننده را داراست. 3. نزول جايگاه و شأن «مربيان تربيتي و سمت مربيگري» و تبديل آن به شغل و پيشه كارمندي رسمي. 4. عدم توفيق دستگاه فرهنگي كشور در دستيابي به «انقلاب فرهنگي» عليرغم همة شعارها. 5. تبيين نشدن «استراتژي فرهنگي كشور» در هنگامة هجوم تندباد مسموم شبه فرهنگي و هجمة فرهنگي غربي. 6. بروز تعارضهاي گوناگون در رويكرد و عملكرد (عمل و نظر) بسياري از مردان قبيلة انقلاب و صاحبان مناصب و مشاغل 7. فقدان رويكرد جدي و آرمانگرايانه به آينده در نظر، شعار، برنامه و عمل دستگاه رسمي پرورشي كشور. 8. ...
نميتوان از ياد برد كه رويكرد عمدة اين جريان فرهنگي و تربيتي معطوف به گذشته و منحصر در پنج مورد مذكور در بخش اول يعني «انتقال آموزهها، پاسداشت يادها، اصلاح صورتها، بسيج نيروها و احياي برخي سنتها» در حالي كه دوشادوش عوامل هفتگانه سابقالذكر مجموعهاي از حوادث و جريانات نيز مستقيم و يا غيرمستقيم در كاهش نقش و تأثير مربيان پرورشي و اقبال عمومي جوانان و نوجوانان بيتأثير نبوده است. كه مهمترين آنها عبارتند از: بروز رويكرد دنيامدارانه در برخي از مسئولان و مديران دستگاههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و حتي فرهنگي. جريان تهاجم فرهنگي گسترده طي سالهاي 68 تا 74.
آنچه كه در ميان مجموعة عوامل و عناوين قابل توجه و دقت مضاعف است «رويكرد آرمانگرايانه به آينده» است. عاملي كه طي همة سالهاي قبل از پيروزي و بعد از آن جمع بيشماري از جوانان فاقد امكانات و ادوات را در «ماندن» و «مجاهده» در وقت هجوم شدايد ياري ميداد. نبايد فراموش كرد كه اساساً هرگاه موج «آرمانخواهي» و «جواني» به جنبش درآيد، در سير اكمالي خود بدل به طوفاني ميشود كه هيچ مانعي فراروي آن تاب مقاومت نخواهد داشت. تجربة سالهاي «انقلاب» و «جنگ» مويد اين مطلب است. تنها كافي است تا عنصر سوم «هدايت و رهبري» بدان اضافه شود، مثلث مهم و بزرگي به وجود ميآيد كه همة موانع را براي تحقق «آرمان مطلوب» از ميان برميدارد. در جلد اول از كتاب «استراتژي انتظار»، به نحو مبسوط اين موضوع مورد مطالعه و بحث واقع شده و در دسترس همة عزيزان قرار دارد.
در هنگامهاي كه ـ عليرغم رويكرد اسلام و انقلاب اسلامي ـ تمناي دستيابي به «قدرت و ثروت» ميدان مسابقهاي بيپايان را فراروي ميليونها جوان باز كرد، آنچه بيش از پيش از همه خاطرها رفت «آرمانخواهي»، «باور انقلابي» و «متحول ساختن جهان به نام دين و عبوديت» بود. همان كه محمل مناسب را براي پرورش و تربيت و تزكيه در اختيار مربيان تربيتي ميگذاشت نبايد از ياد برد كه اين امر شريف هيچ نسبتي با «صورتسازي، نقشبازي و آموزش مستقيم» ندارد.
از همين رو ديگر بار عرض ميكنم كه: «در وقت به تعطيلي كشيده شدن مغرضانة دستگاه و نهاد تربيتي و پرورشي وزارت آموزش و پرورش، زمينههاي افول، فتور و ركود در آن مجموعه به وجود آمده و آن را بيمار و مبتلا ساخته بود. آنها كه اقدام به حذف اين بخش از آموزش و پرورش رسمي كردند به نحوي ظريف، «آرماني مجعول» را جايگزين ساختند و طي فرايندي زمينههاي رشد و بسط آن را در وزارت آموزش و پرورش و پس از آن «سازمان ملي جوانان» فراهم آوردند. تغيير شرايط سياسي، اجتماعي ايران پس از انتخابات مجلس هفتم و رياستجمهوري دورة نهم شرايط لازم براي گفتوگو «احياي نهاد امور پرورشي» را فراهم آورد. امّا، در كنار گفتوگوهاي مفصل از عوامل مؤثر در به «تعطيلي» كشيده شدن اين نهاد و تبديل آن، از عوامل مؤثر در «تضعيف» و كاهش نقشآفريني و تأثيرگذاري آن سخن به ميان نيامد.
اينك كه برخي از عزيزان دلسوز عهدهدار «تجديد سازمان و ساختار اين نهاد فرهنگي شدهاند لازم است موارد زير مورد توجه جدي آنها واقع شود. 1. شرايط تاريخي، اجتماعي و فرهنگي جاري (دهة سوم از انقلاب اسلامي) به هيچ روي مشابه با سالهاي اولية انقلاب اسلامي نيست. 2. رويكرد صرف به گذشته و تجديد صورتها (حتي با ادبيات و در قالب جديد) موجد هيچ جريان پايدار فرهنگي و تربيتي تأثيرگذار نيست. 3. «آرمانخواهي» نهفته در جان و فطرت نوجوانان و جوانان، تنها با جرقة آرماني فراگير با رويكرد به آينده مشتعل ميشود. 4. فرهنگ متعالي مهدوي، آخرين تير تركش مستضعفان جهان است كه در خود و با خود همة پتانسيل و توان آرمانخواهانه را دارد به نحوي كه نه تنها موجب بروز «مصونيت از درون» ميشود بلكه همة توش و توان «نسل نو» را متوجه و متذكر آيندهاي ميسازد كه ميبايست براي نيل به آن «مجاهده» كند. 5. جهان مستعد و مهياي خيزشي بزرگ شده كه در خود و با خود نطفة «انتظار و عشق مقدس» به مصلح كل را ميپرورد و گوشها را مستعد شنيدن كلام قدسي منتظران حقيقي مينمايد. 6. انتظار متجلي در فرهنگ مهدوي، به منزلة «عملي آگاهانه همراه با آمادگي و مجاهده در سطوح مختلف فكري، اخلاقي و عملي براي ساختن آينده مطابق برنامه و نقشة الهي» است كه ميتواند تكيهگاه «احياي نهاد پرورشي و تربيتي» واقع شود. همان كه تا كنون مغفول مانده است. با بيان اجمالي موارد بالا، دستاندركاران عزيز امور پرورشي و تربيتي كشور را متذكر ميشويم كه قبل از بازسازي و احياي ساختمان و اتاق، پست و منصف، رديف سازماني و بودجه در انديشة «احياي جان مايه و روح تربيت و تزكيه» يعني «آرمان و فرهنگ مهدوي» باشند. امر مقدسي كه هر انساني را واميدارد تا با كمترين امكان، براي نيل به خيل منتظران وارد مجاهدهاي بيپايان شود. ديگر بار با گراميداشت نام و ياد شهيدان و بهويژه «مطهري، رجايي و باهنر» دعاگوي جملة احياكنندگان سنتهاي نيكو هستيم. والسلام سردبير
ماهنامه موعود شماره 75 |