|
۱۸ فروردين ۱۳۸۶ |
|
مرحوم حجتالاسلام والمسلمين علي دواني(ره) اشاره: نام مرحوم استاد حجتالاسلام علي دواني(ره)، همراه با كتاب معروف و گرانسنگ مهدي موعود(ع) شهرت فزونتري يافته است. افتخار برگرداندن متن عربي اين اثر روايي، به فارسي، و تحقيق و شرح آن، شامل اين محقق گران مايه شد و براي هميشه يادگاري ارزنده گرديد. آن مرحوم در سخناني كه در اجلاس دو سالانة بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي(ع) ايراد كردند، به بيان ماجراي اين امر و نكاتي پيرامون ديگر تأليفات مهدوي خود پرداختهاند. در شمارة قبل زندگينامة اين محقق محترم به حضور علاقمندان ارائه شد در اين جا، گزيدهاي از اين سخنراني را به منظور آشنايي بيشتر با آثار مهدوي ايشان تقديم خوانندگان محترم مجله ميكنيم. روحش شاد.
خداوند متعال در كتاب خود فرموده است: اعملوا أنّ الله يحيي الأرض بعد موتها.1 يعني اي جهانيان؛ شرقيها، غربيها، مسلمانان و غير مسلمانان، سفيدها، سرخپوستها، مظلومان و بيدادگران عالم، بدانيد سرانجام روزي فرا خواهد رسيد كه خداوند اين زمين را كه مرده است، زنده كند. امام محمد باقر(ع) در اين باره فرمودند: « [خداوند] زمين را پس از مردن به وسيلة ستمكاري، با عدل زنده ميكند.» در بين كتابهايي كه [اين جانب] با توفيق الهي نوشتهام، شش كتاب فقط دربارة امام زمان(ع) است كه عبارتند از: 1. مهدي موعود (ترجمة جلد 13 بحارالانوار، اثر «علامه مجلسي») كه به دستور مرحوم «آيتالله العظمي بروجردي(ره)» انجام گرفت؛ 2. موعودي كه جهان در انتظار اوست؛ 3. دانشمندان عامّه و مهدي موعود(ع)؛ 4. شوق مهدي(ع)؛ 5. امام زمان(ع) در نظر ديگران؛ 6. او ميآيد؛
جريان ترجمة مهدي موعود(ع) بعد از آن كه مرحوم آيتالله العظمي بروجردي(ره)، ما را به سبب نگارش كتاب شرح زندگاني «استاد كلّ، وحيد بهبهاني» مورد لطف قرار دادند، مرا خواستند و فرمودند: «يكي از وعّاظ تهران، به نام «آقا شيخ محمد حسين نيكخواه سيستاني» وصيت كرده كه خانة كوچكي را كه دارد، بعد از فوتش بفروشند و ثلث آن را به يكي از فضلاي قم كه سابقة تأليف داشته باشد، بدهند تا جلد 13 بحارالانوار را كه همة آن دربارة امام زمان(ع) است، ترجمه كند و هر جاي آن كه توسط «فرقة ضالة بهاييت» به نام «غيبت بحار» سرقت شده، در پاورقي توضيح داده شود.» ايشان علاوه بر اين فرمودند كه «هر جا علامة مجلسي، مطلبي را ناديده گرفتهاند، شما در پاورقي توضيح دهيد، و بياوريد كه من ببينم.»در آن زمان، فرقة بهائيت، اين كتاب را به مجالس خودشان ميبرند و دخل و تصرّفاتي در آن ميكردند تا مردم را گمراه كنند. اين كار، يك سال و نيم به طول انجاميد. سرانجام آن را در نيمة شعبان سال 1339 نزد آيتالله بروجردي بردم و گفتم: آقا، از من دعوتي شده و بايد به كويت بروم. ادامة كار باشد براي وقتي كه برگشتم. ايشان در فروردين ماه 1340 مرحوم شدند. فرزند ارشدشان ـ مرحوم آقا محمد حسن ـ به من ميگفت: «آقاي دواني، در اين ماه رمضان، آقا [آيتالله بروجردي] مرتب، اين كتاب ـ مهدي موعود(ع) ـ را ميخواندند و آن را بالاي سرشان روي طاقچه ميگذاشتند و براي شما دعا ميكردند.» گفتم: الحمدلله. وقتي كه اين كتاب به چاپ دوم رسيده بود، استاد فقيه و فيلسوف نامي شرق، علامه طباطبائي(ره) من را خواستند و گفتند: «ميداني كه ما با «پروفسور هانري كربن» فرانسوي، در تهران بحثهايي داريم. او شش ماه در تهران است و شش ماه به فرانسه باز ميگردد. در بين بحثهايي كه داريم، او مكرّر راجع به امام زمان(ع) ميپرسد و من به او گفتهام يكي از دوستان ما كتابي به نام مهدي موعود(ع) دارد. من ايشان را نزد شما ميآورم، و شما هر سؤالي داريد از ايشان بكنيد. همة مباحث مربوط به امام زمان(ع) را كه علامة مجلسي و خود ايشان به آن افزوده، در اين كتاب آمده است». من همان موقع گفتم: با بودن شما، من چه بگويم؟ ايشان گفتند: «من دربارة امام زمان(ع) تتبّع نكردهام، اما شما كار كردهايد و كتابي به اين خوبي نوشتهايد، شما بياييد.» البته به دلايلي، من توفيق پيدا نكردم كه در اين جلسه شركت كنم.
مقالة هانري كربن بعداً علامه طباطبايي در جلسة ديگري فرمودند: «كربن، كتابي به نام امام منتظر(ع)، به زبان فرانسوي نوشته كه دو مقالة آن را «دكتر عيسي سپهبدي» به فارسي برگردانده است و در يكي از مجلات دانشكدة ادبيات تهران چاپ شده، و من آن را براي شما ميآورم.» استاد، مطلب را آوردند و من آن را در مقدمة چاپ چهارم يا پنجم مهدي موعود(ع) كه تا به حال به چاپ سيام رسيده، آوردهام. اين مطلب سخنراني كربن در راديو پاريس، در شب نيمة شعبان بوده كه بعد آن را نوشته و به صورت كتاب درآورده است. او در آن جا ميگويد: بدانيد كه از آغاز خلقت، اهل اديان عقيده داشتند كه خدا، پيامبراني را براي هدايت بشر فرستاده است. يهود ميگويد: تا حضرت موسي(ع) را قبول داريم اما بعد از آن، اين باب مسدود شد. نصارا ميگويند: عيسي و مريم(ع) را قبول داريم اما بعد از آنان، اين باب مسدود شد. فرقة بزرگ مسلمانان ـ اهل سنت ـ ميگويند: اين افاضه از جانب خدا براي پيامبر ما بود اما بعد از پيامبر خاتم، اين باب مسدود شد. فقط يك فرقه در دنيا مانده كه به حضور منجي در ميان بشر اعتقاد دارد، و آن شيعه است. شيعيان به دوازده امام(ع) عقيده دارند. آنها ميگويند تاكنون يازده امام آمده و رفتهاند و در حال حاضر منتظر ظهور دوازدهمين امام هستند. او در ادامه ميگويد: «با من به تهران بياييد و شب نيمة شعبان را ببينيد. [شيعيان] جشني به پا ميكنند كه شب را همچون روز روشن ميكند». توجه كنيد كه پروفسور كربن، ـ فيلسوف معاصر فرانسوي ـ طيّ سخنراني در راديو پاريس ميگويد: «عدالت خداي عادل اقتضا دارد، تا هنگامي كه بشر در روي زمين وجود دارد، اين فيض [الهي] ادامه پيدا كند».
موعودي كه جهان در انتظار اوست در اين شش كتاب ـ به نظرم ـ بحثي نمانده كه آن را نياورده باشم. بسياري از مطالب در اين كتابها موجود است. در كتاب موعودي كه جهان در انتظار اوست كه چاپ سوم آن در سال 1349 منتشر شد، بحث مفصلي راجع به منجي موعود از ديدگاه فرق و اديان شده است. به عنوان نمونه، «فرقة زرتشتي» به «سوشيانت (يا سوشيانس)» ـ نجات دهندة دنيا ـ معتقدند، قوم يهود منتظر مسيح موعودند، نصارا در انتظار «پسر انسان»، و اهل تسنن منتظر مهدي موعودند، ثابت كردهايم كه [حقيقت] همة اينها كاملاً بر وجود مقدس امام زمان ـ حضرت حجت بن الحسن العسكري(ع) ـ تطبيق ميشود. در آن جا به تفصيل راجع به غيبت امام زمان(ع) و اهميت آن بحث كردهايم. هنوز سنّ مبارك امام(ع) به سي سال نرسيده بود كه سؤالات دربارة آن حضرت و شخصي كه غايب شده، مطرح شد. به حدود پنجاه سال كه رسيد «كليني» در كتاب الحجة كافي راجع به غيبت آن حضرت(ع) نوشت، به هشتاد كه رسيد، «شيخ صدوق» كمالالدين و تمام النعمة را نوشت، بعد از آن «نعماني» كتاب غيبت نوشت، سپس «شيخ طوسي» كتابي با همين نام نوشت و مسئله غيبت را در زمان انبياي گذشته، در آن بيان كرد. اگر اينها را جمع كنيد، ميبينيد كه هيچ جاي بحث و شبهه دربارة غيبت نيست. مسئلة طول عمر، هم كه امروز حربة زنگ زدهاي است كه نه دليل عقلي و نه نقلي آن را نميپذيرد. يك فصل هم در كتاب موعودي كه جهان در انتظار اوست، راجع به «جهان در عصر مهدي(ع)» است. برنامة دولت امام زمان(ع) در آن جا آمده است. اينكه هيچ ويرانهاي در روي زمين باقي نميمانده جز اين كه روي آبادي و عمران را ميبيند. مردم به قدري ثروتمند ميشوند كه كوهي از زر و سيم و جواهرات جمع ميشود و گفته ميشود، بياييد ببريد اما ميگويند، از دولت امام زمان(ع) آن قدر داريم كه نياز نداريم.
مژده اي دل كه مسيحا نفسي ميآيد كه ز انفاس خوشش بوي كسي ميآيد از غم هجر مكن ناله و فرياد كه من زدهام فالي و فرياد رسي ميآيد
پينوشت: ٭ برگرفته از: سايت خبري بازتاب. 1. سورة حديد (57)، آية 17. 2. سورة ضحي (93)، آية 11.
ماهنامه موعود شماره 73
|